خدا خالق خیر و شر

در این مقاله سعی بر آن داریم تا مطلب مهمی را پیرامون خلقت خیر و شر بیان کنیم

خیلی ها بر این اعتقاد هستند که خداوند خالق شر نیست و خیر مطلق است؛ و شر را دلیل نبودن خیر و خوبی می پندارند و معتقدند که وجود شر مانند وجود سایه در نبودن نور است.

اما مطلب مهم این است که :

روایات و قرآن خداوند را تنها یگانه خالق این جهانها و هر چه در آنهاست بیان می کنند.

و بر این تآکید دارند که خداوند بر ذره و ذره کاینات علم و بصیرت و آگاهی دارد.

بر این اساس خداوند نه تنها خالق خیر و خوبی، بلکه خالق شر و بدی هم هست و در این مقاله آن را ثابت می کنیم :

فهم ما در حد برآورده شدن نیاز ماست :

برای واضح شدن مطلب و استارت اینکه خداوند علاوه بر خالق خیر بودن، خالق شر هم هست، لازم است که این مثال را بیان می کنم :

شما تشنه هستید.

لیوان به دست می گیرید.

من می گویم لیوان پر است!!

شما لیوان را وارونه می کنید و متعجب می گویید خالی است.

حال لیوان را با آب پر می کنیم.

شما می گویید حالا لیوان پر است.

نصف آب لیوان را می نوشید.

من می گویم لیوان باز هم پر است!!

شما آشفته می شوید و می گویید مگه کوری لیوان نصفه است.

آب را تا آخرین جریه می نوشید.

من می گویم هنوز لیوان پر است!!

شما شاید عصبانی شوید و دیوانه خطاب کنید. لیوان را وارونه می کنید و تکان می دهید و می گویید لیوان خالی خالیه.

من اصرار دارم لیوان پر است.

حال چرا من اصرار دارم لیوان پر است و در دفعات شما اصرار دارید لیوان خالی، پر، نصفه و خالی است؟!!

مطلب اصلی برای فهم خلقت شر توسط خدا در همین نکته است :

شما بر اساس نیازتان به آب برای رفع تشنگی می گویید لیوان خالی یا پر یا نصفه است، اما من بر اساس حقیقت موجود می گویم لیوان در هر حالت پر است.

اما چرا؟!

لیوان در حالت اول از نظر شما خالی است، چون نیازتان درآن نیست؛ اما از نظر من پر است چون حجم لیوان را هوا اشغال کرده است. هوا هم مملو از اکسیژن، نیتروژن، هیدروژن، گرد و غبار و ... است.

به این دلیل من مدام می گویم لیوان در همه حالات پر است.

امیدوارم این مثال استارتی شده باشد برای فهم مسیله خلق شر توسط خداوند.

عده ای بر این عقده هستند که :

شر در نبود خیر شکل می گیرد.

و آن را به خدا نسبت نمی دهند در صورتی که گفتیم در روایات و قرآن آماده که خداوند خالق ذره و ذره کاینات و هر چه در آنهاست و بیان کردیم که فهم ما در حد برآوردن نیاز ماست؛ چرا که نیاز ما فقط خوبی و خیر است.

حال اگر قرار است شر و بدی را به خدا نسبت ندهیم، پس خالق دیگری را برای خلقت شر و بدی مورد نظر گرفتیم.

و اگر قرار است که شر و بدی خود به خود به وجود آیند و آنها را مستقل بدانیم و یا چیزی بدانیم که در نبود خیر رخ می دهد، بنا به روایات و آیات قرآنی، این امکانپذیر نیست؛ چرا که خداوند خالق ذره و ذره کاینات و هر چه در آنهاست و بر آنها اگاهی و بصیرت و دانش کامل دارد.

عده ای هم بر این عقیده هستند که :

شر سرمنشآ اختیار انسان است.

آنان که بر این عقیده هستند :

آیا هیچ فکر کرده اند که اختیار انسان را چه کسی خلق کرده است؟!

آیا هیچ فکر کرده اند که اختیار انسان را چه کسی برنامه ریزی و طراحی کرده است؟!

قاطعانه خداوند اختیار انسان را در او خلق کرده است و در آن دو علم جا گذاشته یکی علم به خیر و خوبی و دیگری علم به شر و بدی.

همچنین در این دو، تمام فرضیات انسان را قرار داده است و بیان کرده است که اگر راه خیر در پیش گیری فلان و فلان و اگر راه شر در پیش گیری فلان و فلان.

پس همانطور که می بینید، فهم ما در حد بر آورده شدن نیاز ما قد می کند و اجازه فراتر از نیازمان را نمی دهد و همین پرده و مانعی است که باعث می شود بگوییم نه، خداوند خالق شر نیست و خیر مطلق است. و همچنین سبب می شود که شر را به اشتباه زاده نبود خیر بپنداریم و مثال نور و سایه را بزنیم و یا بگوییم نه خیر زاده اختیار انسان است.

اصلن اگر قرار است که خداوند خالق شر نباشد، پس نباید غیر از خیر و خوبی چیز دیگری باشد.

یا اگر قرار است خداوند خالق شر نباشد، پس نباید جهنمی باشد.

سید احسان راستگو سوق