بررسی جنس مخلوقات

با نبود شناخت و علم و دانش کافی از فرشتگانو جنُ متٔسفانه نمی توان به عناصر اصلی ساخت موجودات پی برد. تنها چیزی که می دانیم این است که عنصر اصلی انسان خاکُ و عنصر اصلی جن آتش و عنصر اصلی فرشته نور است.

در جهانی که خداوند آفریده است، عناصر اصلی ای وجود دارند که حیات را مسخر خود کرده اند. عناصر اصلی چون : آب، خاک، آتش، هوا، نور، خلأ، تاریکی و .... . خداوند مخلوقاتی را همچون نگین های گوناگون بر نقاط مختلف آن آفریده است، که هر کدام از جنس خاصی خلق شده اند. موجوداتی چون : انسان، جن، فرشته، گیاهان، جانوران و ... . هر کدام از این موجودات دارای تفاوت های خاصی در جنس خود هستند. همچنین دارای تفاوت های بسیاری در اجزا بدنی و ساختاری هستند. تفاوت دیگری که بین این موجودات وجود دارد، مکان زندگی آن ها و نوع خوراک و زندگی آن ها می باشد. از میان این موجودات، تنها انسان و گیاهان و جانوران هستند که تا حدودی شناخته شده هستند. اما اطلاعات زیادی از جن و فرشتگان در دست نیست.
در این مقاله سعی داریم تا به بررسی مطالبی درباره ی جنس این موجودات بپردازیم.
الف : انسان از خاک و نه از خاک :
طبق کتب آسمانی، خداوند انسان را از خاکی که زمین آورده است، آفریده است. اما وقتی به بدن انسان نگاه بیاندازیم، متوجه می شویم که انسان ذره ای خاک ندارد، چرا که وقتی آب به انسان هجوم بیاورد، تبدیل به چیز دیگری می شود. این می رساند که خمیره ی اصلی انسان خاک است، اما این جسم انسان که در برابر آب و هوا و خاک و آتش و نور و ... تا حدودی مقاومت دارد، حاکی از این است که جنس انسان باید از چیزهای دیگری هم باشد. یعنی خاک به تنهایی نمی تواند منشأ خلقت انسان باشد و تنها بخشی از عنصر تشکیل دهنده ی انسان می باشد.
وقتی به علومی که درباره ی انسان اختراع شده است، نگاهی فکورانه بیاندازیم، متوجه می شویم که انسان دارای روح و جان و روان هم هست. لذا برای دانستن این که انسان از چه خلق شده است، به بررسی اجمالی اجزاء آن می پردازیم :
۱- جسم :
همان طور که می دانید، جسم انسان دارای عناصر اصلی، مانند : مو، پوست، گوشت، استخوان، خون، رگ، عصب و ... است. هر کدام جنس و شکل و بافت متفاوتی دارند که به هم وابسته هستند. هیچ کدام از این عناصر، دارای جنس خاک نیستند، چرا که در غیر این صورت، با ترکیب با آب تبدیل به گل شده و از حالت طبیعی خود خارج می شوند. همین این را می رساند که انسان تنها از جنس خاک نیست. بلکه از ترکیب عناصر دیگری هم خلق شده است.
۲- روح :
مطابق کتب آسمانی، روح از خداوند به انسان دمیده شده است. وقتی به دنیای پیرامون نظری بیاندازیم، متوجه می شویم که دمیدن به حالات مختلفی رخ می دهد. دمیدن به وسیله ی دهان، دمیدن به وسیله ی دست، دمیدن به وسیله ی شیء. حال مسأله این است که دمیدن خداوند در قالب انسان از چه نوعی است؟ آیا خداوند از نفس خود در انسان دمید؟ یا از نفس وسیله ای دیگر(مانند : فرشته)؟
در کتب آسمانی مطابق فرمایشات خداوند، به انسان علم ناچیزی از روح داده شده است و همین ثابت می کند که دمیدن روح توسط خداوند در انسان از نفس خود خداوند نیست بلکه به وسیله ای این امر صورت گرفته است. چرا که در غیر این صورت، انسان بهره ای از روح می برد که شبه خدایی داشت. پس این می رساند که خداوند روح را به وسیله ای و با وسیله ای در انسان دمیده است.
برای واضح شدن مطلب، شما را حادثه ی خلق مسیح(ع) متوجه می کنم : خداوند روح را به جانب مریم(ع) فرستاد و روح در مریم(ع) دمید و مریم(ع) مسیح(ع) را متولد کرد.
آیا این دلیل قاطی بر اثبات این نیست که خداوند روح را به وسیله ای در انسان دمیده است نه از خود نفسش؟
تا این جا فهمیدیم که روح به وسیله ای در انسان دمیده شده است که مراتب خاصی دارد.
بر اساس بیانات قرآن که کلام خداوند است و به پیامبر فرمود ما از جانب خود روحی به سوی تو فرستادیم، و بر اساس دیده های پیامبر از این روح ،که همانا جبرئیل می باشد، به این نتیجه می رسیم که روح قابل انبساط و انقباض است و قابلیت بزرگ شدن و کوچک شدن دارد.
روح شناسان غربی بر این عقیده هستند که روح قادر به جابه جایی هیچ وسیله ای نیست و در صورت رسیدن به درجه ای می تواند اشیاء را جابه جا کند.
چنانچه به روح کل ،که همانا خداوند است، تفکری داشته باشیم، متوجه می شویم که روح قادر به انجام دادن هر کاری است. یعنی : می تواند چیزی را خلق کند، یا از بین ببرد، یا در چیزی نفوذ کند و ... .
اگر خوانده باشید، در کتب آسمانی بیان شده است که قرآن بر قلب پیامبر نازل شده است. از این نکته می توان پی برد که مکان روح قلب انسان است و اگر در این امر شک و شبه ای دارید، شما را به مطلب «قصی القلب» متوجه می کنم، که خداوند بیان می کند افراد قصی القلب « صم عمی بکم و فهم لایرجعون» هستند. از این نکته می توان فهمید، کسی که قصی القلب است، از برکات روح محروم می باشد.
پس به یقین می توان گفت که جایگاه روح در قلب انسان است.
شادی ها و هیجان ها و لذت هایی که همه و همه قلب را دچار تنش می کنند، هم دلیل دیگری است بر این ادعا و این را ثابت می کند که روح با روان از این طریق در ارتباط هستند.
بر اساس این گفته ها، تا ما اطلاع و علم و دانش از فرشته ها نداشته باشیم، نمی توانیم درباره ی روح و چیستی و اجزای آن سخن بگوییم.
بر این اساس شناسایی اجزای تشکیل دهنده ی انسان را موکول می کنیم به بعد از شناسایی فرشتگان.
۳- روان :
مطابق علومی(روان شناسی) که انسان برای روان انسان به آن پی برده است، می توان به وضوح بیان کنیم که روان انسان نشأت گرفته از فعالیت های سیستم عصبی انسان است که در سراسر جسم انسان ریشه دارند. وقتی شخصی در گفتار، رفتار، کردار، خصوصیات اخلاقی و ... اختلال دارد، می گوییم از نظر روانی مشکل دارد. این جمله برمی گردد به سیستم عصبی و مغز انسان. چرا که تمام خصوصیات اخلاقی و کرداری و رفتاری و ... انسان بسته به سیستم عصبی و مغز دارد.
بر این اساس می توان گفت سیستم عصبی انسان، جایگاه روان انسان است.
۴- جان :
کسی نیست که تا به حال این جمله را بر سر انسان بیمار و زخم خورده و ... نشنیده باشد : جان در بدن ندارد.
وقتی به دقت به این مسئله فکر کنید، متوجه می شوید که انسان وقتی آب یا غذا می خورد، یا نیازهایش برآورده می شوند، از شکل و قیافه ی او و اعمال او این جمله را بیان می کنند که طرف تازه جان گرفت. از این نکته پی می بریم که منشأ جان، همین غذاهایی است که می خوریم و نیازهایی است که برای ما برطرف می شوند. به دقت بیشتر که فکر کنیم، متوجه می شویم غذاها همگی تولید انرژی می کنند. پس می توان گفت که جان همان انرژی تأمین شده از غذا ها و نیازهایی است که برای ما برآورده می شوند. یعنی مرکز جان سیستم گوارشی بدن ماست.
۵- نفس :
انسان علاوه بر جسم و روح و روان و جان دارای نفس هم هست. نفسی که دارای اختیار است. نفسی که خصوصیات انسانی را هم تحت تأثیر خود قرار می دهد. خصوصیاتی چون هوس و شهوت و آمیزش و ... .
برا ین اساس می توان گفت که مرکز نفس انسان، دستگاه تناسلی اوست، چرا که همین دستگاه تناسلی است که در آن آمیزش صورت می گیرد و ... .
پس انسان دارای جسم، روح، روان، جان و نفس است.
برای این که بدانیم سایر عناصر تشکیل دهنده ی انسان چه هستند، ابتدا سری به جن ها می زنیم :
ب : جن از آتش و نه از آتش :
طبق فرمایشات خداوند در کتب آسمانی، خداوند جن را از آتش آفریده است و در این کتب آسمانی بیان شده است که انسان و جن مخلوقاتی هستند که دارای اختیار هستند. یعنی جن و انسان از این لحاظ با هم شباهت دارند. از آن جا که آتش به خودی خود زود از بین می رود و محو می شود و تبدیل یک انرژی به انرژی دیگری است، پس می توان نتیجه گرفت که جنس جن هم از آتش خالی نیست، چرا که آتش زود با آب خاموش می شود و اگر منبع سوختن نداشته باشد، از بین می رود. پس جن هم غیر از آتش، باید از عناصر دیگری هم ساخته شده باشد.
گفتیم جن دارای اختیار است، همچنین در کتب آسمانی بیان شده که جن دارای قدرت تنازع بقا است و مانند انسان ازدواج دارد، خورد و خوراک دارد. پس مانند انسان دارای نفس است.
حال آیا جن مانند : انسان روان(سیستم عصبی) و جان(سیستم گوارشی) دارد؟
وقتی اشاره می شود که جن ازدواج دارد، نشان می دهد که جن باید دارای سیستم عصبی باشد تا با این سیستم بتواند ببیند و بشنود و جنس مقابلش را لمس کند و تحریک شود و آمیزش کند و تنازع بقا کند. پس همین ثابت می کند که جن هم مانند انسان سیستم عصبی دارد. و از آن جایی که جن خورد و خوراک دارد، پس باید جان هم داشته باشد.
بر این اساس جن روح دارد، نفس دارد، جان و روان هم دارد. اما جان و روان و نفس جن، از آن جا که ماهیتش با انسان متفاوت است، باید از نوع دیگری باشد که با توانایی خود جن سازگار است و کاملاً با جان و روان و نفس انسان متفاوت است.
اما آنچه که جن را از انسان متمایز می کند، این است که جن حالتی دارد که می تواند شبیه جسم انسان هویدا شود. یعنی بدن جن قالب مرئی و غیر مرئی شدن است. می توان گفت جن نمونه تکامل یافته ی فرشته می باشد که توانایی مرئی شدن دارد.
برای انسجام مطلب و این که بتوانیم به عناصر تشکیل دهنده موجودات پی ببریم، به سراغ موجودات دیگری به نام فرشته می رویم :
ج : فرشته از جنس نور و نه از نور :
بر اساس کتب آسمانی و روایات امامان(ع) جنس فرشتگان از نور است. اما این بدین معنی نیست که فقط و فقط از جنس نور باشند، بلکه ماده ی اصلی خلقت آن ها نور است و دیگر عناصری در ساخت آن ها هم وجود دارد.
مطابق روایات پیامبران و مشاهدات آن ها و کتب آسمانی، فرشتگان دارای خصوصیات فراوانی هستند. از جمله این خصوصیات، خصوصیات زیر هستند :
۱- داشتن ارتباط نزدیک با خداوند :
در کتب آسمانی این نکته مطرح شده است که خداوند فرشتگان عرش را جمع نمود و به آن ها فرمود که می خواهد موجودی به نام انسان را خلق کند.
همین ثابت می کند که فرشتگان قادر به دیدن خداوند و حضور در کنار او هستند.
۲- اجرای دستورات خداوند :
موارد زیادی وجود دارد که فرشتگان دستورات خداوند را اجرا می کنند که به دلیل کثرت به دو سه نگته اشاره می کنیم : مرگ و میر، سجده کردن بر انسان، رساندن سخنان خداوند به پیامبران و ... .
۳- انتقال دستورات خداوند :
فرشتگان منتقل کننده ی دستورات خداوند به سایر موجودات هستند. بالاترین مقام این انتقال مختص به انسان است.
۴- حرف زدن :
فرشتگان با پیامبران سخن می گفتند و نمونه ی بارز آن حضرت محمد(ص)، حضرت مریم(ص) و ... می باشند.
۵- داشتن بال و قدرت پرواز :
در کتب آسمانی به این اشاره شده است که فرشتگان دارای بال هستند و این قدرت را به آن ها می دهد که بین آسمان ها پرواز کنند و رفت و آمد داشته باشند.
۶- تغییر شکل و قالب ظاهری :
در روایات نقل شده است که فرشتگان خود را به صورت قالبی همانند انسان برای پیامبران و مقدسان نمایش می دهند.
همین نشان می دهد که فرشتگان قادر به تغییر قالب خود هستند.
۷- انبساط و انقباض :
در روایات بیان شده که پیامبر(ص) از جبرئیل خواست تا خود حقیقی اش را به او نمایش دهد. وقتی جبرئیل این کار را کرد، پیامبر(ص) دچار بهت و شگفتی شدند چرا که جبرئیل صحنه آسمان را فراگرفته بود.
۸- مرگ و میر :
مطابق کتب آسمانی و روایات می خوانید که ازرائیل فرشته ی پیک مرگ است و وقت مرگ هر شخصی یا چیزی فرا رسد، به دستور خداوند بر او فرود می آید.
۹- تطبیق با شرایط جوی و مکانی :
فرشتگان قادر به تطبیق دادن خود با هر مکان و جوی هستند. یعنی : در جا و مکانی که هوا باشد یا نباشد، نور باشد یا نباشد، آب باشد یا نباشد، آتش باشد یا نباشد، خاک باشد یا نباشد می توانند حضور داشته باشند.
۱۰- موارد دیگری که در این بحث نمی گنجند.
بر اساس این مطالب، می توان گفت که :
فرشتگان دارای عقل، هوش و خرد هستند. چرا که قادر به دریافت امرهای خداوند و بیان آن ها به مخلوقات دیگر هستند.
فرشتگان دارای طی السماء هستند. یعنی توانایی حرکت از یک آسمان به آسمان دیگر را دارند. و ... .
از این گفته می توان بیان کرد که فرشتگان روح دارند. اما آیا جان و روان و جسم و نفس هم دارند؟
چون نیاز به خورد و خوراک و تنازع نسل و آمیزش ندارند، پس نفس و جسم ندارند. اما این شبهه هست که چرا بیان می شود فرشته می بیند و می شنود و حرف می زند؟ برای این توجیح شما را به حالت غیرعادی انسان متوجه می کنم :
برای شما هم باید اتفاق افتاده باشد که در درون خود ندایی را احساس می کنید که به شما می گوید برو، یا این کار را انجام بده. با وجود این که صدایی نمی شنوید و زبانی نیست که این سخن را بگوید، اما شما آن را حس کرده اید. شیوه ی سخن گفتن و شنیدن فرشتگان هم به این صورت است. و همین نشان می دهد که فرشته احتیاج به روان و سیستم عصبی ندارد.
د : سایر مخلوقات :
در این بین، از عنصر اصلی سازنده ی جانوران و گیاهان حرفی به میان نیامده است و همچنین گفتیم که آب و هوا و خاک و آتش و نور پنج عنصر اساسی حیات هستند. در بررسی جنس مخلوقات به این پی بردیم که خاک ماده ی اصلی سازنده ی انسان است و آتش ماده ی اصلی سازنده ی جن است و نور ماده ی اصلی سازنده ی فرشتگان است. در این میان دو عنصر باقی مانده است، عنصر آب و هوا.
بر این اساس می توان پی برد که در خلقت خلایق خداوندی، باید موجوداتی باشند که جنس سازنده ی اصلی آن ها از هوا و موجوداتی باشند که جنس اصلی سازنده ی آن ها از آب است.

مروری بر مطالب :
از این مطالب متفکرانه می توان دریافت که خلق موجودات توسط خداوند، دارای درجاتی است که به ترتیب از هویت و جنسیت و نوع و ساختار متفاوت هستند و با رسیدن به درجات پایین تر، تنزل پیدا می کنند. بدون شک اولین مخلوقات خداوند، باید فرشتگان یاشند، چرا که فرشتگان در محضر خداوند هستند و اوامر او را برای سایر مخلوقات می برند.
دومین مخلوقات خداوند باید اجنه باشد، چرا که در کتب آسمانی به این اشاره شده است که خداوند فرشتگان را جمع کرد و بیان فرمود می خواهد موجودی به نام انسان را خلق کند و در بین فرشتگان موجودی بود از جنس جن به نام ابلیس.
سومین مخلوقاتی که خداوند خلق کرده است، انسان می باشد.
البته وجود گیاهان و جانوران در بهشت و تشابهات زیاد انسان و جن، این را ثابت می کند که گیاهان و جانوران قبل از انسان و جن آفریده شده اند و وجود ابلیس در بین فرشتگان، ثابت می کند که جن ها قبل از انسان آفریده شده اند.
جنس فرشته ها از نور، جنس جن از آتش و جنس انسان از خاک می باشد. از آنجا که عناصر پنج گانه ی خلقت در اساس خلقت هر کدام از این موجودات هستند، می توان گفت که عنصر آب و هوا شاید دو عنصر اصلی تشکیل دهنده ی جانداران دیگری مانند گیاهان و حیوانات باشد.
وقتی به روند واکنشی عناصر پنج گانه دقت کنیم، متوجه می شویم که از نور زیاد در مجاورت یک شیء و اکسیژن، روشنایی و آتش به وجود می آید، آتش هم به دود و خاکستر تبدیل می شود. اگر بخواهیم این روند را ملاک قرار دهیم، می توانیم به این نتیجه برسیم که درجات خلق موجودات هم به این صورت بوده است. یعنی : شاید از شدت نور زیاد در مجاورت فرشتگان، آتش(جن) خلق شده است و از مجاورت نور و آتش در کالبد خاک انسان، انسان خلق شده است. یعنی جن از فرشتگان مشتق شده و ماهیتی شبیه به فرشته دارد و انسان از فرشته و جن خلق شده و هم ماهیت فرشته و هم ماهیت جن را دارد، در صورتی که شکل و ظاهر و قالب اصلی هر کدام با دیگری فرق می کند.
بیایید از دیدگاه دیگری جنس موجودات را بررسی کنیم :
انسان دارای جسم و روح و روان و جان است. اما جن دارای روح و روان و جان است و فرشته دارای روح و روان است و خداوند دارای روح خالص است.
وقتی به این روند تکاملی نگاه بیندازیم، متوجه می شویم که برای خلقت هر کدام از موجوداتِ خداوند، چیزی اضاف شده است که ماهیت و شکل و ظاهر و قالب و خصوصیات آن را تغییر داده است.
از آن جا که خداوند انسان را از خاکی که از زمین آورده است، آفریده است، باید مانند زمین دنیایی از نور وجود داشته باشد که خداوند از پاره ای از نور آن را آورده باشد و با آن فرشتگان را آفریده است و برای خلقت جن هم باید دنیایی از آتش وجود داشته باشد که خداوند پاره ای آتش از آن دنیا را آورده باشد تا جن را از آتش خلق کرده باشد.
متأسفانه به دلیل نداشتن اطلاعات و علم و دانش کافی از فرشتگان و اجنه و همچنین از روح و جان و روان و نفس انسان و جن و فرشته، نمی توان به جنس خلقت آن ها پی ببریم چرا که هر موجودی، مشتق شده از موجود دیگری است و ناشناس بودن موجودات دیگر، سبب ناشناخته بودن انسان و حتی خود آن موجودات می شود.