صبرآموزی در آموزه های اسلام و پیامدهای تربیتی آن

انسان همواره در رنج آفریده شده است, از همان ابتدای تولد با آزمون های الهی آزموده میشود و در این میان تنها صابرین پیروز میشوند خدواند میفرماید همانا انسان در زیان است مگر آنان که به صبر و ایمان پناه برند مقاله زیر آکنده از روایات الهی در باب توجه به صبر و معنای آن است

زهرا قنبرپور

دکترای فلسفه تعلیم و تربیت

صبر از جمله مفاهیم بنیادی قرآنی مهمی است که ارتباط تنگاتنگی با حوزه تعلیم و تربیت و حتی روانشناسی دارد و از سوی دیگر تعلق به حوزه اخلاق دارد. همپوشی تربیت و اخلاق را بایستی در تربیت اخلاقی جستجو کرد.بنابراین پر واضح است که می توان در حیطه تربیت اخلاقی به بحث درباره مفهوم صبر پرداخت . مقام صبر یکی از کل کمالات انسانی است که در آیات و احادیث به آن اشاره شده است. در قرآن کریم تعداد 93 آیه به موضوع صبر پرداخته است.مفهوم صیر در قرآن بر معانی متعددی مانند شکیبایی در هنگام مصیبت،پایداری در عبادت و اطاعت خداوند،استقامت در ترک گناه،سازگای در مناسبات انسانی،عجله نکردن در گفتار و کردار،شکیبایی در دستیابی به حقیقت و استقامت در راه حق دلالت دارد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف،نظری و از لحاظ نوع مطالعه کیفی وبه نوعی تحلیلی استنتاجی است. این مقاله، مبتنی بر مطالعه ی دقیق آیات قرآن و کتب بزرگان دینی ما می باشد که در آنها مفهوم صبر و صبرآموزی با توجه به علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی توصیف کرده است، و نتایجی در ارتباط با آنها گرفته است. از آنجا که حجم مقاله، اجازه ی نمایش تمامی آیات و بیانات بزرگانمان را نمی دهد، صرفاً به برخی از مهمترین آنها ارجاع داده شده است.همچنین، کوشش شده است پس از روشن سازی معانی صبرآموزی و انگیزه های داشتن صبر آموزی، راهکارهایی در راستای روشهای تربیتی انسان،در این زمینه ارائه شود.یافته ها نشان داد که منظور از«صبر»همان استقامت در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن «جزع »،بی تابی، از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است. انسان بدون صبر و استقامت،هم در جهات مثبت به جایی نمی رسد و هم در برابرعوامل منفی و مصائب و آفات قادر به ایستادگی نیست.به همین دلیل،کلید اصلی پیروزی ها،صبر و شکیبایی است و از آنجا که دین مجموعه ای از بایدها و نبایدهاست،اطاعات و ترک معاصی،بدون صبر و استقامت،بقاء و دوامی ندارد،زیرا طبق بیان گذشته،صبر در برابر ایمان، همانند سر نسبت به بدن است. بنابراین این مقاله میتواند نمونه ای از راهکارهای مفید تربیتی در زمینه صبرآموزی در دین مبین اسلام باشد.

کلید واژه: صبرآموزی،انگیزه های صبرآموزی،پیامدهای صبرآموزی

مقدمه

صبرآموزی در آموزه های اسلامی و قرآنی به عنوان یکی از برترین فضایل انسانی شمرده شده است و دارندگانش به بزرگی ستوده و تکریم شده اند. انسان بدون صبر و استقامت،هم در جهات مثبت به جایی نمی رسد و هم در برابرعوامل منفی و مصائب و آفات قادر به ایستادگی نیست.به همین دلیل،کلید اصلی پیروزی ها،صبر و شکیبایی است و از آنجا که دین مجموعه ای از بایدها و نبایدهاست،اطاعات و ترک معاصی،بدون صبر و استقامت،بقاء و دوامی ندارد،زیرا طبق بیان گذشته،صبر در برابر ایمان، همانند سر نسبت به بدن است. با توجه به نگرش منفی و گاه تحلیلی نادرست مفهوم صبر،برداشتهای ناروایی از آن شده است که این خصلت را از فضیلت ،گاه به حد رذیلت فرو می کاهد و به جای آنکه بستری برای کمال انسانی باشد خود عامل بازدارنده و مانعی بزرگ برای آن به شمار می آید.از این رو مفهوم صبر بر پایه آموزه های قرآنی ضرورتی است که می بایست انجام پذیرد. صبر رابطه نزدیکی با ظرفیت وجودی انسان دارد.هر اندازه ظرفیت و شخصیت انسان بیشتر شود،صبر و شکیبایی او افزون می گردد،به همین دلیل کودکان و بزرگسالان کودک صفت،در برابر کمترین حادثه ای،بی تابی می کنند،در حالی که افراد با ظرفیت و با شخصیت،مشکلات را در خود هضم نموده و خم به ابرو نمی آورند. برای صبر ، دستاوردها و نتایح فراوانی است که از آن جمله تربیت نفس می باشد . زیرا وقتی که شخص ، مدتی را بر بلاها شکیبایی ورزید و ترک لذت نمود ، کم کم نفس عادت می کند ، از سرکشی بیرون می آید و به مقامات عالی می رسد. بسیاری از مردم در دو حالت ، فرصت های گرانبها را از کف داده اند ؛ یکی در هیجانات شادی آور مفرط و دیگری در اوج غم های جان فزا. صبر بهترین وسیله برای رسیدن به موازنهء روانی و استفاده از فرصت ها در این دو حالت است.در این مقاله تلاش شده است تا با تحلیل و تبیین آموزه های قرآنی و اسلامی مفهوم و نیز اهمیت صبر را در زندگی فردی و اجتماعی انسان نشان دهیم که چگونه می توان این خصلت را به دست آورد و از فواید آن بهره مند شد. بازخوانی مفهومی این واژه از دیدگاه آموزه های اسلام و بیان نمونه های عینی می تواند جایگاه و اهمیت این خصلت را باز شناساند و مفهوم واقعی صبر را دوباره بر ما بازتاباند.بنابراین این مقاله میتواند نمونه ای از راهکارهای مفید تربیتی در زمینه صبرآموزی در دین مبین اسلام باشد.

روش پژوهش

پژوهش حاضر از لحاظ هدف،نظری و از لحاظ نوع مطالعه کیفی وبه نوعی تحلیلی استنتاجی است. این مقاله، مبتنی بر مطالعه ی دقیق آیات قرآن و کتب بزرگان دینی ما می باشد که در آنها مفهوم صبر و صبرآموزی با توجه به علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی توصیف کرده است، و نتایجی در ارتباط با آنها گرفته است. از آنجا که حجم مقاله، اجازه ی نمایش تمامی آیات و بیانات بزرگانمان را نمی دهد، صرفاً به برخی از مهمترین آنها ارجاع داده شده است.همچنین، کوشش شده است پس از روشن سازی معانی صبرآموزی و انگیزه های داشتن صبر آموزی، راهکارهایی در راستای روشهای تربیتی انسان،در این زمینه ارائه شود.

صبرآموزی

صبر در زبان عربی به معنای شکیبایی و خودداری است. این واژه در کاربرد آن نسبت به انسان به معنای حالتی است که موجب می شود شخص خود را نسبت به فشارها، سختی ها، مشکلات، مصیبت ها و از دست دادن ها از درون پایدار و با استقامت کند و واکنش های تند و احساسی و دور از عقل و شرع بروز ندهد با توجه به کاربردهای قرآنی واژه صبر که با مشتقات آن ۱۰۳ بار در ۹۳ آیه و ۴۵ سوره قرآن به کار رفته است. (المعجم المفهرس) می توان ادعا کرد که مفهوم صبر به معنای فضیلتی غیرقابل انکار مورد توجه و تاکید قرآن است.در این مفهوم صبر عبارت از تحمل و شکیبایی در برابر سختی ها و بلایا و مصیبت ها و از دست دادن جانی و مالی و مسائل مرتبط با آن در دنیاست. از این رو قرآن در آیه ای با برشمردن مصادیقی از این مصیبت ها و از دست دادن ها، به ستایش صابران می پردازد و می فرماید: و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین؛ و ما شما را به چیزهایی چون ترس از آینده و گرسنگی و کمبود و از دست دادن هایی در جان و مال و میوه ها می آزماییم و تو به افرادی که صبر پیشه می کنند مژده بهشت را بده! (بقره: ۱۵۷)

آیه ۱۴۶ سوره آل عمران صابران را کسانی برمی شمارد که در برابر مصیبت ها و هر بلا و سختی و فشاری که بر انسان وارد می شود و چیزی را از او می گیرد، تحمل کرده و سستی و ضعف به خود راه نمی دهد و ناتوان و عاجز نمی شود. بنابراین صبر و شکیبایی در آیات قرآنی به معنای تحمل سختی ها و مصیبت ها و مشکلات است به گونه ای که مهار امور از دست انسان بیرون نرود و کنترل اوضاع را به دست عواطف و احساسات نسپرد و با عقلانیت و تدبیر عقل و شرع، استقامت و پایداری کند تا به مقصد خویش برسد و آن چه را می خواهد به دست آورد؛ زیرا صبر و شکیبایی رمز توفیق انسان است و با آن می تواند ازآزمایش و ابتلای الهی سربلند بیرون آید. (بقره :۱۵۵ و آل عمران: ۱۸۶)

انگیزه های صبرآموزی و شکیبایی

اموری که باعث صبر انسان در مشکلات طاعت و ترک معصیت و در برابر مصائب می شود،فراوان است که هر کدام تاثیر خاصی در پدید آوردن این فضیلت بزرگ داردکه مهمترین آنها عبارتند از:

1-تقویت پایه های ایمان و یقین،مخصوصا توجه به این نکته که خداوند«ارحم الراحمین »است و نسبت به بندگانش از هر کسی مهربانتر است و او برای رعایت و تامین مصالح عباد،حوادثی می آفریند که اسرار و منافعش پوشیده است،روح شکیبایی را درانسان پرورش می دهد.توجه به پاداش های عظیم مطیعان و تارکان معاصی و صدق وعده های الهی نیز در این زمینه،عزم انسان را در صبر و شکیبایی،راسخ تر می کند.

از همین رو،امیر مؤمنان علیه السلام می فرمایند:«اصل الصبر حسن الیقین بالله،اساس وریشه صبر،ایمان و یقین خوب، نسبت به خداوند است » (قمی،1422:ح3084)

بدیهی است،هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیشتر باشد،صبر اونیز بیشتر خواهد شد،به تعبیر دیگر، تحمل صبر و شکیبایی برایش آسان تر می گردد.به همین دلیل،حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که به بعضی از یاران خود فرمود:«انا صبرو شیعتنا اصبر منا،ما صبورانیم،ولی شیعیان ما از ما صبورترند».راوی سؤال می کند،فدایت شوم! چگونه شیعیان شما از شما صبورترند؟امام در پاسخ فرمودند:«لانا نصبر علی ما نعلم و شیعتنا یصبرون علی ما لا یعلمون، چون ما بر چیزی که می دانیم(و از اسرار آن آگاهیم)

صبر می کنیم،ولی شیعیان ما در برابر اموری که از اسرارش آگاه نیستند صبر می کنند» (کلینی،1379: 93/25)

2-دست یابی صبر،مانند کسب هر فضیلت اخلاقی دیگر،ممارست و روبرو شدن باحوادث گوناگون حاصل می شود،به همین دلیل در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام آمده است:«من توالت علیه نکبات الزمان اکسبته فضیلهٔ الصبر، کسی که پی در پی حوادث ناخوشایندی برایش حادث شود،فضیلت صبر را برایش فرهم می کند» (تمیمی آمدی،1366: 101)

به تعبیر دیگر،انسان در ابتدای برخورد با مصیبتی،ناله و فریاد سر می دهد و جزع وفزع را به اوج می رساند،هم چنین هنگامی که در انجام طاعتی از طاعات پروردگار،بامشکلی روبرو شود،اظهار خستگی می کند،ولی تکرار آن حوادث و این مشکلات به تدریج فضیلت صبر را به عنوان یک عادت در او به وجود می آورد.

3-توجه به این نکته که دنیا،دار حوادث و مشکلات است و رسیدن به هیچ موهبتی از مواهب مادی و معنوی،بدون عبور از موانع گوناگون امکان پذیر نیست و نیز توجه به این حقیقت که افراد کم صبر و بی حوصله و کم طاقت،هرگز به جایی نخواهند رسید،عزم و اراده انسان را بر صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات محکم تر می سازد.

همان گونه که در سابق اشاره شد،برای چیدن یک شاخه گل باید رنج خار را کشید وبرای نوشیدن یک جرعه عسل،باید در برابر نیش زنبور صبر کرد،گنج ها در ویرانه هاست و بهشت در لابلای ناملایمات قرار گرفته است.

به یقین هر کس در این امور دقت کند،آمادگی بیشتری برای صبر و شکیبایی پیدامی کند.از همین رو در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی علیه السلام آمده است:«لکل نعمهٔ مفتاح و مغلاق و مفتاحها الصبر و مغلاقها الکسل،برای هر نعمتی کلید و قفل و بندی است،کلید آن صبر و قفل و بند آن،تنبلی و کسالت است.» (ابن ابی الحدید،1387ش:20/31.)

4-یکی دیگر از انگیزه های صبر و عوامل پرورش آن،هم شکل ساختن صابران است،این امر نه تنها در این جا بلکه در تمام فضایل اخلاقی صدق می کند که هر گاه انسان،در ظاهر خود را به صفتی بیاراید،هر چند در باطن چنین نباشد،به تدریج درباطنش نیز نفوذ کرده و به آن متخلق می گردد.

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و اله آمده است:«من یتصبر یصبره الله و من یستعفف یعفه الله،و من یستغن یغنه الله و ما اعطی عبد عطاء هو خیر و اوسع من الصبر،کسی که خود رابه چهره صابران در آورد(و جزع و فزع را ترک گوید)، خداوند روح صبر را به او می بخشد و کسی که به چهره عفیفان در آید،خداوند او را به زینت عفت می آراید و کسی که در چهره بی نیازان در آید،خداوند اورا بی نیاز می سازد و به هیچ بنده ای موهبتی بهتر و گسترده تر از صبر عطا نشده است.» (طبرسی،1425: 2/1128)

5-صبر رابطه نزدیکی با ظرفیت وجودی انسان دارد.هر اندازه ظرفیت و شخصیت انسان بیشتر شود،صبر و شکیبایی او افزون می گردد،به همین دلیل کودکان و بزرگسالان کودک صفت،در برابر کمترین حادثه ای،بی تابی می کنند،در حالی که افراد با ظرفیت و با شخصیت،مشکلات را در خود هضم نموده و خم به ابرو نمی آورند.

یک استخر کوچک با اندک نسیمی متلاطم می شود،ولی یک اقیانوس عظیم،به آسانی متلاطم نمی شود و اقیانوس کبیر را از این جهت اقیانوس آرام می خوانند که هیجان امواجش به خاطر گسترش آن کمتر است.

مطالعه حالات بزرگان،مخصوصا انبیاء و اولیای الهی که بر اثر صبر و شکیبایی به مقامات عالی روحانی نایل گشتند، می تواند از انگیزه های مؤثر باشد،همان گونه که آنهادر همه چیز الگو و اسوه اند.

مساله صبر و شکیبایی در برابر حوادث سخت زندگی و مشکلات عظیمی که در راه پیروزی انسان وجود دارد،تنها بعد اخلاقی ندارد،بلکه از نظر بهداشت و سلامت جسم نیز فوق العاده موثر است.افراد ناشکیبا عمری کوتاه و توام با انواع بیماری ها دارند که مهمترین آنها بیماری های قلبی و عصبی است،در حالی که شکیبایان از عمر طولانی وتوام با سلامت نسبی برخوردارند،به همین دلیل،روانشناسان معتقدند داشتن مذهب(که انسان را به شکیبایی در برابر مشکلات ترغیب می کند)یکی از شرایط سلامت جسم و روان انسان است.

در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام آمده است:«من احب البقاء فلیعد للمصائب قلباصبورا،کسی که دوست دارد عمر طولانی داشته باشد،باید قلب صبوری در برابر مصائب آماده کند.» (مجلسی،1403:1425/71)

آموزه های بزرگان دین درباره صبرآموزی

در بسیاری از کتابهای معتبر درباره صبرآموزی حدیث هایی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و ائمه معصومین علیهم السلام در این باره آمده است که به عنوان نمونه،بخشی از آن ها را گلچین نموده ایم:

1-رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:«الصبر خیر مرکب ما رزق الله عبدا خیرا له و لا اوسع من الصبر،صبر بهترین مرکب سواری است،خداوند هیچ بنده ای را بهتر و گسترده از صبرروزی نداده است.» (طبرسی،1425: 2/1005)

تعبیر به «بهترین مرکب »،در این حدیث شریف اشاره به این دارد که صبر،وسیله رسیدن به همه سعادت ها و خوشبختی هاست و انسان بدون آن به هیچ مقامی در دنیا وآخرت نمی رسد!

2-امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند:«علیکم بالصبر فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد،بر شما باد صبر و استقامت کردن،زیرا صبر نسبت به ایمان،همانند سر به بدن است.» (دشتی،1379:کلمات قصار 82)

نشان می دهد که صبر نقش کلیدی برای تمام ابعاد زندگی انسان دارد،به همین دلیل در ذیل همین حدیث آمده است «لا ایمان لمن لا صبر له،کسی که صبر و استقامت ندارد،ایمان او پایدار نخواهد ماند.»

3-در حدیث دیگر،همان حضرت علیه السلام می فرمایند:«لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان،شخص صبور، پیروزی را از دست نخواهد داد هر چند طول بکشد.» (دشتی،1379:حکمت 153)

با توجه با این که هم صبر مطلق ذکر شده و هم پیروزی،نشان می دهد که این حکم در تمام ابعاد معنوی و مادی زندگی انسان هاست.

4-پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله،صبر را به منزله نصف ایمان شمرده اند:«الصبر نصف الایمان، صبر نصف ایمان است.» (طبرسی،1425: 7/106)

در بعضی از روایات،نصف ایمان را شکر گزاری و نصف دیگر آن را صبردانسته اند.صبر و استقامت برای رسیدن به نعمتها و سپس شکر نعمت،یعنی بهره برداری صحیح از مواهب و نعمت های الهی.

روشن است که این حدیث،هیچ منافاتی با احادیث گذشته ندارد،زیرا همان طور که بیان شد،اگر مؤمن صبر نداشته باشد ایمانش به خاطر موانعی که بر سر راه دارد،از بین می رود،هم چنین اگر شاکر نباشد،طبق این بیان (و لئن کفرتم ان عذابی لشدید) نعمت هااز کفش می رود.

5-در حدیث دیگر،رسول خدا صلی الله علیه و اله در تعبیر زیبای دیگری فرمودند:«الصبر کنزمن کنوز الجنهٔ،صبر،گنجی از گنج های بهشت است.» (خوانساری،1376: 57/10)

6-دلیل این امر با نقل حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام به وضوح روشن می شود:«الصبرعون علی کل امر،صبر و شکیبایی به پیشرفت هر کار(مهمی)کمک می کند.» (تمیمی آمدی،1366: 53)

زیرا همان گونه که می دانید،در نظام زندگی بر سر راه هر کار مهمی،موانعی قراردارد که عبور از آنها فقط با نیروی صبر و شکیبایی ممکن است.

7-درباره شکیبایی در برابر گناه این حدیث نقل شده است:«و من صبر عن معصیهٔ الله فهو کالمجاهد فی سبیل الله،کسی که در مقابل عوامل گناه صبر کند،مقامش همانند مجاهد در راه خداست.» ) حرعاملی،1387 : 87)

آری هر دو مجاهد«فی سبیل الله »اند،با این تفاوت که یکی با دشمن بیرونی(جهاد اصغر)و دیگری با دشمن درونی(جهاد اکبر)می جنگد.

8-در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علیه السلام آمده است:«ان صبرت ادرکت بصبرک منازل الابرار و ان جزعت اوردک جزعک عذاب النار،اگر صبر کنی،به خاطر صبر خودبه مقامات ابرار و نیکوکاران می رسی و اگر بی صبری کنی،این بی صبری تو را در عذاب دوزخ وارد می کند.» (تمیمی آمدی،1366: 63)

9-امام صادق علیه السلام درباره صبر در برابر بلاها و حوادث تلخ زندگی،می فرمایند:«من ابتلی من المؤمنین ببلاء فصبر علیه کان له مثل اجر الف شهید،هر کس از مؤمنان به بلایی گرفتار شود(و)شکیبایی را از دست ندهد،پاداش هزار شهید دارد». (کلینی،1379: 143)

مرحوم «علامه مجلسی »قدس سره،بعد از ذکر این حدیث در جلد 68 بحار الانوار،این سؤال را مطرح می کند که چگونه این پاداش صحیح است،در حالی که شهید خود ازصابران می باشد،زیرا در برابر دشمن صبر می کند تا شربت شهادت را می نوشددر جواب این سؤال می توان گفت:شهید در برابر تهاجمات دشمن صبر می کند وصابران در مقابل حوادث تلخ زندگی،مانند بیماری ها،ناکامی ها و از دست دادن عزیزان صبر می کنند.

دلیل دیگری بر برتری او نسبت به اجر شهادت،این است که شهادت یک بار است،ولی گرفتاری های تلخ زندگی،هزاران بار تکرار می شود،

10-پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله درباره پاداش معنوی صابران می فرمایند:«من ابتلی فصبر واعطی فشکر و ظلم فغفر اولئک لهم الا من و هم مهتدون،کسانی که به بلایی مبتلا شود وشکیبایی کند و نعمتی به او برسد و شکر آن را به جا آورد و مورد ستم واقع شود و(با بزرگواری)طرف راببخشد،چنین کسانی امنیت و آرامش(در قیامت دارند)و آنها دایت یافتگانند».) فضل الله،1417: 526(

11-امام صادق علیه السلام می فرمایند:«الصبر یظهر ما فی بواطن العباد من النور و الصفاءو الجزع یظهر ما فی بواطنهم من الظلمهٔ و الوحشهٔ،صبر،آنچه را که در درون بندگان خدا ازنور و صفا وجود دارد،آشکار می کند و بی صبری و ناشکیبایی، آنچه را که در درون آنها از ظلمت ووحشت است،ظاهر می سازد.» (مجلسی، 1403: 29/71)

12-بحث احادیث صبر را با حدیث دیگری از امیر مؤمنان علیه السلام پایان می دهیم:

«الصبر مطیهٔ لا تکبوا و القناعهٔ سیف لا ینبوا،صبر و شکیبایی مرکبی است که هرگز به زمین نمی خورد و قناعت شمشیری است که هرگز از کار نمی افتد» (مجلسی، 1403: 33/57)

این ها بخش مختصری از احادیثی است که درباره اهمیت صبر انسان ها و پاداش شکیبایان وارد شده است.

من از مفصل این قصه مجملی گفتم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

آثار و پیامدهای صبرآموزی

همان گونه که در مباحث گذشته اشاره شد،طبیعت زندگی دنیا این است که با موانع ومشکلات و آفات همراه می باشد. در مسیر انجام «بایدها»و«نبایدها»اغلب مشکلاتی است که اگر انسان از آنها نگذرد،به مقصد نمی رسد.در ضمن همیشه آفات و مصایبی در کمین نعمت هاست که باعث از دست دادن آنها می شود،مصایبی در اموال و انفس وعزیزان و دوستان و مواهب دیگر.

انسان بدون صبر و استقامت،هم در جهات مثبت به جایی نمی رسد و هم در برابرعوامل منفی و مصائب و آفات قادر به ایستادگی نیست.به همین دلیل،کلید اصلی پیروزی ها،صبر و شکیبایی است و از آنجا که دین مجموعه ای از بایدها و نبایدهاست،اطاعات و ترک معاصی،بدون صبر و استقامت،بقاء و دوامی ندارد،زیرا طبق بیان گذشته،صبر در برابر ایمان، همانند سر نسبت به بدن است.

از این رو،در بعضی از احادیث اسلامی(از جمله حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده،صبر و ظفر،قرین هم شمرده شده اند که به واسطه صبر،ظفر می آید،«الصبر الظفر،صبر مساوی با پیروزی است!» .» (تمیمی آمدی،1366: 98)

در آیات قرآن نیز شرط مهم پیروزی مجاهدان راه خدا را صبر و شکیبایی شمرده است: «ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماتین و ان یکن منکم ماهٔ یغلبوا الفا من الذین کفروا ،هر گاه بیست نفر صبور و با استقامت از شما باشد،بر دویست نفر غلبه می کنند و اگریکصد نفر باشند بر هزار نفر از کافران پیروز می گردند.» (انفال: 65)

چه نیرویی است که یک نفر را توانایی مقابله با ده نفر و صد نفر را توانایی مقابله بایک هزار نفر را می دهد.این نیرو همان صبر و استقامت است که در آیه به آن تصریح شده است.افراد سست اراده و کم حوصله و کم استقامت،بسیار زود از میدان حوادث می گریزند،یا در برابر حجم مشکلات زانوا می زنند.نه دنیا را بدون صبر و استقامت به انسان می دهند و نه آخرت را،به همین دلیل،اقوام و ملت هایی در جهان پیشرفت دارندکه استقامت بیشتری داشته باشند.(نراقی،1379: 87)

در حالات علمای بزرگ-اعم از شخصیت های والای مذهبی که درهای علوم راگشودند یا دانشمندان علوم دیگر که به اختراعات و اکتشافات بزرگی نایل شدند-چیزی که بیش از هر چیز دیگر می درخشد،صبر و استقامت آنها است.گاهی یک دانشمند،برای کشف یک قانون علمی،ناچار است چند سال در کتابخانه یا آزمایشگاه خود بماندتا موفق به کشف آن شود.

حدیثی از علی علیه السلام نقل شده است:«من رکب مراکب الصبر اهتدی الی میدان النصر،کسی که بر مرکب صبر و شکیبایی سوار شود،به میدان پیروزی پای می نهد.» (راغب اصفهانی،1387: 124)

باز از همان امام بزرگوار آمده است که «مفتاح الظفر لزوم الصبر،کلید پیروزی،داشتن صبر و شکیبایی است.» (عبدالواحد،1366: 113) از سوی دیگر،افراد کم صبر و استقامت،بسیار زود آلوده گناه می شوند،زیرا گناه،جاذبه های نیرومندی برای نفس سرکش انسانی دارد و اگر مقاومت شدیدی در انسان نباشد،ایستادگی در برابر آن جاذبه ها ممکن نیست.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:«کم من صبر ساعهٔ قد اورثت فرحا طویلا وکم من لذهٔ ساعهٔ قد ورثت حزنا طویلا،بسیار اتفاق افتاده که یک ساعت صبر و شکیبایی،سبب شادی طولانی شده است،و چه بسیار لذت کوتاهی در یک ساعت،غم و اندوه طولانی به بارآورده است » (مجلسی، 1403: 45/68)

ممکن است در طول زندگی،انسان گرفتار خسارت ها و زیان های مادی،اجتماعی ویا معنوی شود،مثلا در مورد مرگ نزدیکان باید گفت که چنان نیست که دوستان وخویشاوندان همه با هم متولد شوند و همه با هم بمیرند،بعضی زودتر و بعضی دیرتر،چشم از جهان می پوشند،آنها که زودتر می روند،بازماندگان را به داغ و فراق خود مبتلامی سازند.اگر انسان، صبور نباشد،به زودی سلامتش را از دست می دهد،از همه چیززندگی مایوس گشته و دست و دلشان از کار می ماند.

آری!این صبر است که با وجود تمام این حوادث ناگوار،به روح و قلب انسان توانایی ادامه حیات را می دهد.

در روایات سابق،بیان داشتیم که امام صادق علیه السلام ثواب شکیبایی شیعیان دربرابر مصیب ها و گرفتاری ها را برابر با پاداش هزار شهید دانستند که این امر نشانگر همین معنی است.

خلاصه این که:در باره اهمیت صبر و نقش آن در پیشبرد دین و دنیا،هر چه بیان شودکم است.به همین دلیل،تعبیرات بسیار بالایی را که در روایات اسلامی در باره صابران آمده است،نباید مبالغه پنداشت:«انه من صبر نال بصبره درجهٔ الصائم القائم،و درجهٔ الشهید الذی ضرب بسیفه قدام محمد صلی الله علیه و اله،هر کس صبر و شکیبایی کند،به خاطر آن به مقام روزه داران شب زنده دار می رسد و درجه شهیدی را که در پیشاپیش پیغمبر اکرم به دفاع پرداخته وشربت شهادت نوشیده است را به دست می آورد.» (طباطبایی،1387: 209/5)

شاخه های صبرآموزی

در بسیاری از گفتار و نوشتار علمای اخلاق و بزرگان اسلام،«صبر»به سه شاخه تقسیم شده است

1-صبر بر اطاعت.

2-صبر بر معصیت.

3-صبر بر مصیبت.

منظور از«صبر بر اطاعت »،ایستادگی در برابر مشکلات اطاعت فرمان خداست.

اطاعت فرمان الهی در نماز و روزه و حج و جهاد و ادای واجبات مالی،همانند خمس وزکات و هم چنین صبر و شکیبایی در برابر مشکلات اطاعت اوامر استحبابی که دامنه گسترده ای دارد.

منظور از«صبر بر معصیت »،ایستادگی در برابر شعله های سرکش شهوات وهیجان های برخاسته از هوا و هوس است که اگر چنین نباشد،طوفان شهوات و هوس هاتمام ایمان و تقوا و پاکی و صدق و صفا و...را از بین می برد.

و منظور از«صبر بر مصیبت »،آن است که انسان در طول زندگی،در برابر حوادث دردناکی،مانند از دست دادن عزیزان، خسارت های عظیم مالی،به خطر افتادن آبرو وحیثیت اجتماعی،گرفتاری در چنگال بیماری های صعب العلاج و افتادن در دام دوستان ناباب و شرکای خائن و حکومت ظالم و گاه همسران فاسد و...صبر و شکیبایی را ازدست ندهد.

بزرگان اخلاق،این تقسیم سه گانه را از روایات اسلامی گرفته اند،همانند روایتی که از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله نقل شده است:«الصبر ثلاثهٔ،صبر علی المصیبهٔ و صبر علی الطاعهٔ و صبر علی المعصیهٔ فمن صبر علی المصیبهٔ حتی یردها بحسن عزائها،کتب الله له ثلاث ماهٔ درجهٔ ما بین الدرجهٔ الی الدرجهٔ کما بین السماء الی الارض و من صبر علی الطاعهٔ کتب الله له ست ماهٔ درجهٔ،ما بین الدرجهٔ الی الدرجهٔ کما بین تخوم الارض الی العرش و من صبر علی المعصیهٔ کتب الله له تسع ماهٔ درجهٔ ما بین الدرجهٔ الی الدرجهٔ کما بین تخوم الارض الی منتهی العرش،صبر بر سه گونه است:صبر بر مصیبت، کسی که صبربر مصیبت کند و آن را با شکیبایی و صبر جمیل تحمل نماید،خداوند سیصد درجه برایش می نویسدکه فاصله میان هر درجه همانند فاصله آسمان و زمین است و هر کس صبر بر اطاعت کند،خداوندششصد درجه برایش می نویسد که فاصله هر یک با دیگری همانند فاصله انتهای زمین تا عرش خداست.و هر کس صبر بر معصیت کند،خداوند نهصد درجه برایش می نویسد که فاصله هر یک بادیگری،همانند فاصله منتهای زمین تا منتهای عرش خداست.» (مجلسی، 1403: 2/77)

از تعبیرات این حدیث،استفاده می شود که صبر بر معصیت مهمتر از همه است و صبربر اطاعت در مرحله دوم و صبر مصیبت در مرحله سوم قرار دارد.

امیر مؤمنان علی علیه السلام در حدیثی دیگر،بعد از آن که ایمان را بر چهار ستون قرار داده که رکن اول آن صبر،رکن دوم آن یقین و رکن سوم آن،عقل و رکن چهارم آن جهاداست،می فرماید:«و الصبر منها علی اربع شعب،علی الشوق و الشفق و الزهد و الترقب،صبر چهار شعبه دارد،اشتیاق،ترس،زهد و انتظار و سپس در شرح آن می فرمایند:کسی که اشتیاق بهشت داشته باشد،از شهوات و هوس های سرکش به کنار می رود،و آن کسی که از آتش دوزخ بترسد،از محرمات دوری می گزیند و کسی که زهد بر دنیا داشته باشد،برای انجام نیک سرعت می گیرد» (دشتی،1379:حدیث 31)

با اندکی دقت روشن می شود که هدف امام علیه السلام،شرح انگیزه های صبر و استقامت است،نه شاخه های آن.

بحث و نتیجه گیری

زندگی انسان در دنیا،آمیخته با مشکلات عجیبی است که اگر در مقابل آن بایستد وشکیبایی و مقاومت به خرج دهد،به یقین پیروز خواهد شد و اگر ناشکیبایی کند و دربرابر حوادث زانو زند، هیچ گاه به مقصد نخواهد رسید. آن چه از روایات مذکور بدست می آید این است که انسان در تمام لحظات و مراحل زندگی خود، چه امور شخصی، چه اجتماعی، چه معنوی، در جنگ و جهاد، در ادب و اخلاق و در مقابل گناه و طاعت، فقر و غنا، بیماری و سلامت، مصائب و خوشی ها و … همه و همه نیازمند صبر و شکیبایی است؛ که اگر انسان در مقابل آن ها صبر کند، می تواند پیروز شود و هم در دنیا به موفقیت هایی دست یابد و هم در آخرت، مژده و بشارت برای اوست و بهشت جاویدان از آن او خواهد بود.

منظور از«صبر»همان استقامت در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن «جزع »،بی تابی، از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است. اهمیت صبرآموزی و شکیبایی و استقامت،بسیار بیش از آن است که ما فکر می کنیم.به گفته بعضی از مفسران،صبرآموزی درقرآن مجید،بیش از هفتاد بار یا نزدیک به یکصد بار تکرار و تاکید شده،در حالی که هیچ یک از فضایل انسانی،به این اندازه مورد تاکید قرار نگرفته است.این نشان می دهدکه قرآن،برای این فضیلت اخلاقی و عملی اهمیت فراوانی قائل است،و آن را عصاره همه فضیلت ها و خمیر مایه همه سعادت ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختی وسعادت می داند. علاوه بر زندگی مادی، در زندگی معنوی نیز این مساله وجود دارد.اگر انسان در برابرنفس سرکش و هوا و هوس ها و زرق و برق دنیا و جاذبه های گناه ایستادگی نکند و درطریق «معرفهٔ الله »و اطاعت فرمان او با مشکلات نجنگد،هرگز به جایی نمی رسد.

منابع

قرآن کریم،(1385)،ترجمه الهی قمشه ای،قم: انتشارات صلوات.

ابن ابی الحدید ،عبدالحمیدبن هبه الله.(1387).شرح نهج البلاغه،(تحقیق ابوالفضل ابراهیم).قاهره:دار احیا الکتب العربیه.

تمیمی آمدی،عبدالواحد(1366).غررالحکم و دررالکلم.قم:دفتر تبلیغات اسلامی.

حر عاملی،محمدبن حسن(1387)؛ وسائل الشیعه،توصیف گر ضمیری، محمد رضا؛قم:موسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.

خوانساری،جمال الدین محمد(1366).شرح غررالحکم و درالکلم.انتشارات دانشگا تهران.

راغب اصفهانی،حین ابن محمد(1387)؛المفردات فی غریب القرآن؛تهران: انتشارات آرایه.

ری شهری،محمد(1362)؛میزان الحکمه؛ج 2،8،10 قم: دفتر تبلییغات اسلامی

طباطبایی، سیدمحمد حسین(1417ق)؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ج 3؛چاپ پنجم؛قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

طبرسی،حسن بن فضل.(1425).مکارم الاخلاق.تهران: دارافقه.

فضل الله، سید محمد حسین(1419).تفسیر من وحی القرآن.بیروت:دار الملاک للطباعه و النشر.

قمی،شیخ عباس(1422)،سفینه البحار،،بی جا،دارالاسوالطباعه و النشور.

کلینی،محمدبن یعقوب(1379)؛اصول کافی؛مترجم جواد مصطفوی؛ 5 جلد؛تهران:دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.

مجلسی،محمدباقر(1403 ق)؛بحارالانوار؛ج 75،74،70تهران:انتشارات آخوندی.

مکارم شیرازی،ناصر و همکاران(1367)؛تفسیر نمونه؛چاپ چهارم؛تهران: دارالکتب الاسلامیه.

نراقی،ملامحمد(1379)،معراج السعاده،ق : نتشارات هجرت.

نهج البلاغه (1379)،ترجمه دشتی،محمد؛قم:انتشارات پارسایان.