انقلاب اکتبر روسیه در چه سالی رخ داد؟

انقلاب اکتبر روسیه در چه سالی رخ داد؟ | انقلاب اکتبر تحت نظارت حزب بلشویک و به رهبری لنین به پیش می رفت, قدرت را طی یک یورش نظامی همه جانبه به کاخ زمستانی سن پترزبورگ و سایر اماکن مهم از دولت موقت گرفت در این انقلاب افراد بسیار کمی کشته شدند در طول این انقلاب در شهرهای اصلی روسیه همانند مسکو و سن پترزبورگ رویدادهای تاریخی برجسته ای رخ دادند انقلاب در مناطق روستایی و رعیتی نیز پابه پای مناطق شهری در حال پیشروی بود و دهقانان زمین ها را تصرف کرده و در حال توزیع مجدد آن در میان خود بودند.

روسیهٔ تزاری در سال 1917 میلادی، درگیر جنگی دشوار (جنگ جهانی اول) و شرایط بسیار سخت اقتصادی بود. در تاریخ 21 فوریهٔ 1917 عده ای از مردم شهر - پتروگراد - که در صفهای طولانی نانوایی ایستاده بودند، از فقدان آرد و نبود نان به تنگ آمده و دست به شورش زدند و به غارت نانوایی ها پرداختند. فردای آن روز که در تقویم غیر روسی، مصادف با اول ماه مه و روز جهانی کارگر بود، به روز اعتصاب گستردهٔ کارگری در “پترزبورگ” تبدیل شد و میان کارگران و پلیس زد و خوردهایی پدید آمد. اعتصابات تا چند روز ادامه یافت و به دستور “پروتوپوپف” فرماندار نظامی پترزبورگ، تظاهرکنندگان به رگبار مسلسل بسته شدند. در روز 27 فوریه عده ای از سربازان پادگان پترزبورگ به مردم پیوستند و “رودزیانکو” رئیس مجلس ملی روسیه (دوما) از “تزار نیکلای دوم” خواست تا از سلطنت استعفا دهد. روز 28 فوریه، دو هنگ از سیبری برای سرکوب انقلابیون حرکت کردند، اما آنان وفاداری خود را به “دوما” و انقلاب اعلام نمودند و قزاقان نیز دست به تمرد زدند. در این زمان دولت موقتی از طرف مخالفین تزار تشکیل شد که شاهزاده “لووف” نخست وزیری آن را به عهده داشت؛ این دولت، ائتلافی از لیبرال های طرفدار دوما و هواداران مشروطهٔ سلطنتی و نمایندگان سرمایه دران روسی بودند. تزار  که قطار او در ایستگاه راه آهن “پسکوف” توسط سربازان شورشی متوقف شده بود - حاضر به استعفا شد و به نفع “میخائیل” برادر کوچک خود از سلطنت کناره گرفت، اما میخائیل اندکی بعد اعلام کرد که حاضر به پذیرش سلطنت نیست و یک حکومت دوگانه متشکل از «دولت موقت از یک سو و نمایندگان شوراهای کارگران و دهقانان و سربازان از سوی دیگر» قدرت را در روسیه به دست گرفت و رژیم تزاری سرنگون شد. این انقلاب که خیلی سریع و با خونریزی کم به ثمر رسید، “انقلاب فوریهٔ 1917” یا به طور خلاصه “انقلاب فوریه” نامیده شد. با این انقلاب بخش عمده ای از قدرت در اختیار سرمایه داران و بانکداران طرفدار لیبرالیسم و مروج ایده های بورژوایی قرار گرفت. اما ماجرای انقلاب روسیه به همین جا خاتمه نیافت. پس از انقلاب فوریه و برقراری “حکومت دوگانه”، کشمکش شدیدی میان دولت موقت از یک سو و شوراها از سوی دیگر پدید آمد که منجر به هرج و مرج، گسترش فقر و بیکاری، شکست های پی درپی ارتش روسیه در جبهه ها و فرار گستردهٔ سربازان و شورش های دهقانی و اعتراضات کارگری گردید. حزب کمونیست روسیه (شاخهٔ بلشویک ها) به رهبری “ولادیمیر ایلیچ لنین” با تکیه بر نفوذی که در شوراهای کارگران و سربازان یافته بود و نیز با بهره گیری از هرج و مرج و خلأ قدرتی که وجود داشت، در روز 24 اکتبر 1917 (به تاریخ قدیم روسی) تصمیم به قیام مسلحانه گرفت. روز 25 اکتبر، ملوانان ناوگان “کرونشتاد” دست به شورش زده و وزرای دولت موقت در کاخ زمستانی، تزار را بازداشت کردند. بدین سان بلشویک ها به قدرت رسیده و دولت سوسیالیستی تشکیل دادند. لنین، رئیس دولت سوسیالیستی و “تروتسکی” وزیر امور خارجهٔ دولت بود و “استالین” که بعدها از سفاک ترین رهبران دولت شوروی شد، وزیر امور ملیت ها و اقوام بود. دولت جدید خود را “اتحادیه جماهیر شوروی سوسیالیستی” نامید و رسماً حکومت ایدئولوژی مارکسیسم و برقراری اقتصاد سوسیالیستی و خروج از جنگ جهانی را اعلام نمود. از اکتبر 1917 تا ژانویهٔ 1924 یعنی هنگام مرگ “لنین”، وقایع و حوادث بسیاری در روسیه رخ داد، از جمله صلح با آلمان، معروف به صلح “برست لیتوفسک”، مصادرهٔ کارخانه ها و زمینهای سرمایه داران و زمینداران، ملی کردن بانکها، تأسیس ارتش سرخ، وقوع جنگ داخلی، دستگیری و اعدام دهها هزار نفر از مخالفین دولت بلشویکی، سیاست اقتصادی “نِپ”، مقابله با دخالت ارتش های خارجی در امور کشور، وقوع مبارزه قدرت شدید میان دو تن از رهبران بلشویک ها یعنی “تروتسکی” و “استالین” که نهایتاً منجر به پیروزی دومی گردید و فراهم شدن بسترهای تأسیس یک نظام سرمایه سالاری دولتی متمرکزِ مبتنی بر اقتصاد با برنامه ای تحت عنوان “ساختمان سوسیالیسم در شوروی”. رژیمی که با انقلاب اکتبر 1917 روسیه و رهبری لنین تأسیس گردید، نهایتاً در سال 1991 میلادی توسط “میخائیل گورپاچف” رسماًَ منحل شد. “بلشویسم” یا “مارکسیسم لنینیسم” که ایدئولوژی رهبری کنندهٔ انقلاب اکتبر بود، نحوی تفسیر روسی از مارکسیسم رادیکال بود، همچنان که سوسیالیسم، صورتی از ایدئولوژی های غرب مدرن است. بلشویسم و انقلاب اکتبر اگرچه به مبارزه با سرمایه داری لیبرال و خصوصی می پرداخت، اما به دلیل ماهیت الحادی و اومانیستی خود، صورتی دیگر از تفکر غربی (یعنی سوسیالیسم و سیطرهٔ سرمایه سالاری دولتی) را جانشین آن می ساخت و لذا قادر به عبور از ساحت مدرنیته و نفی کامل استثمار و بی عدالتی و از خودبیگانگی بشر نبود. در قلمرو سوسیالیسم - بوروکراتیک بلشویکی نیز، آدمی به دور از فطرت خود و تحت اسارت اومانیسم قرار داشته و دارد و آزادی اصیل انسانی انکار می شود. با انقلاب اکتبر روسیه، ایدئولوژی سیوسیالیسم - رادیکال برای اولین بار در تاریخ غرب مدرن به قدرت سیاسی دست یافت. منبع: راسخون