نقش لابی آیپک در دستگاه سیاست گذاری آمریکا

سیاست خارجی امریکا پیوند مستحکمی با نقش گروههای نفوذ و لابی های قدرت مند ثروت و قدرت در این کشور و نظام جهانی دارد به طوری که نمی توان در بررسی سیاست های داخلی و بین المللی ایالات متحده کندو کاو کرد

چکیده

سیاست خارجی امریکا پیوند مستحکمی با نقش گروههای نفوذ و لابی های قدرت مند ثروت و قدرت در این کشور و نظام جهانی دارد به طوری که نمی توان در بررسی سیاست های داخلی و بین المللی ایالات متحده کندو کاو کرد و به یکی از عناصر قدرت و جریانات ذینفوذ وابسته با نظام سرمایه داری جهانی برخورد نکرد ، عناصری که خود نه به عنوان مقامات سیاسی ، قضایی و یا نظامی در این مقوله شناخته شده اند بلکه بیشتر به عنوان صاحبان بازارهای مالی و مالکان سیستم بانکی هدایت دستگاه عریض و طویل بروکراسی در امریکا را به عهده دارند و با اعمال فشار بر سایر دستگاهها توسط نزدیکان و وابستگان به سیستم سرمایه داری جهانی به اعمال قدرت و نفوذ بر سیاست های دولت در امریکا می پردازند یکی از این جریانات ذی نفوذ لابی پرقدرت اپیک است که در سیاست گذاری در دستگاه بروکراتیک امریکا نقش بی بدیلی دارد ، انچه در این مطلب مورد بررسی ما قرار گرفته است نیز نگاهی به رویکرد کمیته روابط عمومی امریکا و اسرائیل " ایپک" در سیاست گذاری ها امریکا است.

مقدمه

در شکل‌گیری سیاست خارجی هر کشوری مجموعه ای از عوامل در سطوح داخلی ، ملی و بین‌المللی نقش دارند که برآیند کنش و واکنش این عوامل به صورت برونداد و به نام "سیاست خارجی" ارائه می گردد. سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نیز برآیند چنین فرآیندی است و از بر هم کنش سه سطوح مذکور نشأت می گیرد. بر اساس نظریات روابط بین الملل یکی از سطوح مهم در تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ، سطح داخلی است که به بررسی نقش احزاب دموکرات و جمهوری خواه ، رهبران و سیاستمداران برجسته ، کنگره ، افکار عمومی ، صاحبان صنایع بزرگ ، اتاق های فکر و گروه‌های فشار در شکل‌گیری سیاست خارجی می‌پردازد. در این میان هنگامی که بحث از سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه به میان می‌آید موضوع نقش لابی صهیونیستی در میان سایر عوامل ، برجسته‌تر و پررنگ‌تر است.

واقعیت آن است که اسرائیل از نیم قرن قبل ، همواره با مشکلات حاد امنیتی مواجه بوده و اینک در شرایط ملتهب و پر تنش پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی ، با فضای مناسبی برای پیگیری اهداف خود مواجه شده است. چرا که منافع این رژیم در محیطی نا آرام و پرچالش تأمین می‌گردد.

مبارزه جهانی با تروریسم در پی حوادث تروریستی در آمریکا ، شرایط را برای سرکوب کامل فلسطینی‌ها و نادیده گرفتن حقوق انسانی آنان ، برای دولت اسرائیل فراهم آورده است. در تنیدگی سرنوشت اسرائیل به آمریکا تردیدی نیست ، به گونه‌ای که امروز بقا و زوال این حکومت نامشروع به سرنوشت ایالات متحده بند شده است ولی آنچه تا اندازه‌ای غیرعادی جلوه می‌کند تأثیرگذاری شگرف و عمیقی است که رژیم اسرائیل و محافل وابسته به آن بر تصمیم‌گیری‌ها و خط مشی‌های ایالات متحده دارند به گونه‌ای که این مطلب را به ذهن انسان متبادر می‌کند که آمریکا مولود و دست‌پرورده رژیم اسرائیل است نه اسرائیل فرزند و وابسته به آمریکا.

یکی از این ابزارهای مهم و قوی ، لابی رژیم صهیونیستی در آمریکا است که به دو صورت لابی رسمی و غیر رسمی فعالیت می‌کند. لابی رسمی شامل سازمان‌ها و گروه‌های سازمان‌یافته یهودی و صهیونیستی می شود که در تصمیم گیری‌های مجلس قانون‌گذاری آمریکا و دستگاه حاکمه آمریکا ، به طور مستقیم ، اعمال فشار می‌کنند و مهم‌ترین آن‌ها ، کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی "آیپک" و " کنگره جهانی یهودیان" است. لابی غیر رسمی نیز دربرگیرنده مشارکت گسترده یهودیان در انتخابات و حضور یهودیان در پست‌های حساس آمریکا می شود.

کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل "آیپک" چیست؟

جمعیت یهودیان آمریکا در حدود شش میلیون نفر برآورده شده که کمتر از دو درصد از کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد اما یهودیان آمریکا با ایجاد تشکل‌های مهم و ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم ، به یکی از بانفوذترین گرو‌ه‌های تاثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شده‌اند. آن‌ها یکی از اهداف خود را نفوذ در کانون‌های قدرت ایالات متحده تعیین نموده‌اند. از میان ۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقه‌ای ، یکی از مهم‌ترین لابی‌های یهودیان در آمریکا ، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به "ایپک" می‌باشد که از دهه ۱۹۵۰ شروع به فعالیت نموده و از همان بدو تاسیس ، هدف خود را مبارزه برای تصویب قواینی در جهت حمایت از اسرائیل اعلام کرده است. سازمان ایپک مادر تمامی سازمان‌های یهودی آمریکا و در واقع بزرگ‌ترین آن‌هاست.

این سازمان مسئول هماهنگی و برنامه‌ریزی جهت فعالیت تمامی سازمان‌های یهودی آمریکا و همچنین مسئول اصلی جمع‌آوری کمک و اعانه برای اسرائیل به‌شمار می‌رود که با ارتباط تنگاتنگ با بیش از ۶۰ اتحادیه دیگر، مسئول ایجاد کانال‌های جدید برای نفوذ رژیم صهیونیستی نیز می‌باشد. این کمیته دارای دفاتر و مراکز منطقه‌ای در سراسر آمریکا و اروشلیم می‌باشد که هر یک تحت مدیریت یک نفر اداره می‌شود. هر کدام از این دفاتر دربرگیرنده چند شعبه می‌باشند که امور آن‌ها را با دفتر مرکزی هماهنگ می‌کند.

بخش‌های مهم این سازمان عبارت‌اند از:

۱ . حوزه قانونگذاری

۲ . سیاست خارجی

۳ . امور سیاسی

۴ . بخش ارتباطات

۵ . بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)

۶ . رهبری سیاسی

مقر اصلی ایپک در "کاپیتال هیل واشنگتن دی سی" می‌باشد و این موقعیت ، امتیاز ویژه‌ای را برای دستیابی و دسترسی سهل‌تر به هرم قدرت به این سازمان داده است.

یپک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می‌کند که همه آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می‌باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان ایپک سخن به میان می‌آید ، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم می‌خورد. روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کند. "شیمون پرز" وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می‌گوید: «ما به ایپک به‌عنوان بزرگ‌ترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم» ایپک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته می‌پردازد که این خط مشی‌ها با جلسات و برنامه‌های آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای ‌آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی‌گری می‌باشد.

ساختار ایپک و اعضای آن

اگرچه تا سال ۱۹۵۹ نامی از کمیته امور عمومی اسراییل و آمریکا "ایپک" برده نمی شد ولی این لابی عملا از سال ۱۹۵۱تشکیل گردیده بود. هدف اولیه این لابی افزایش کمک اقتصادی امریکا به اسراییل بود. "کنن" بنیانگذار ایپک در سال ۱۹۵۱ می نویسد «اسراییل به کمک اقتصادی آمریکا نیاز داشت تا بتواند انبوه مهاجرین را جذب کند و در ضمن به اقتصاد خود رونقی ببخشد» وی همچنین در جای دیگری توضیح بیشتری داده و می نویسد: "متاسفانه وزارت امور خارجه آمریکا با هر کمکی به اسراییل مخالفت می نمود زیرا از عکس العمل اعراب ترس داشت. خط مشی سیاسی امریکا در آن زمان بر این نکته تاکید داشت که دادن هر نوع کمک به اسراییل موجب خواهد شد اعراب در جنگ سرد به شوروی بپیوندند. به هر حال موضع منفی وزارت خارجه ما را مجبور می کند تا از کنگره کمک بگیریم"

"کنن" ابتدا نام کمیته ای را که برای حمایت از اسراییل تشکیل داده بود« کمیته صهیونیستی آمریکا برای امور عمومی» نهاد اما در سال ۱۹۵۹تحت فشار گروه ها و سازمان ها ی غیر صهیونیستی ، نام لابی خود را به کمیته امور عمومی آمریکا و اسراییل" ایپک" تغییر داد. "کنن" درباره اقدامات اولیه اش برای بوجود آوردن کمیته امور عمومی چنین می نویسد: "ما تمام سازمان های یهودی اعم از صهیونیستی و غیر صهیونیستی را در لیست قرار دادیم ، سازمان هایی که خود مایل به لابی در کنگره نبودند ولی در عین حال تمایل نداشتند که درب های کنگره را بر روی ما بگشایند"

وقتی که در سال ۱۹۵۹نام کمیته امور عمومی آمریکا و اسراییل انتخاب گردید ، یک شورای ملی مرکب از نمایندگان محلی و رهبران سازمان های یهودی برای آن تشکیل داده بود.این شورا از افرادی تشکیل می گردید که شدیدا علاقمند به انجام اقدامات حمایتی از اسراییل بودند و یا می توانستند برای کمیته اعانه جمع آوری نمایند و یا از روابط دوستانه خود با افراد کنگره به نفع اسراییل استفاده نمایند. کمیته اجرایی که عملا مجری اهداف کمیته است به نحو بسیار گسترده ای سازماندهی شد ، و در حال حاضر روسای ۳۸ سازمان یهودی در آن عضویت دارند و به عبارت دیگر تشکیلاتی است که معرف ۵/۴ میلیون یهودی است.

مراکز منطقه ای کمیته مسئول هماهنگی اعضاء محلی و کارکنان کمیته در واشنگتن می باشند ، اعضاء سالیانه ۳۵ دلار حق عضویت می پردازند و تعداد اعضای آن به ۶۰ هزار نفر می رسد که هر ساله در حال افزایش است.

نقش کلیدی را در کمیته امور عمومی امریکا و اسراییل "ایپک" مدیر اجرایی به دست دارد ، این پستی است که از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۴ در اختیار کنن بود. پست ریاست کمیته عمومی آمریکا و اسراییل معمولا به اشخاص ثروتمند ، با نفوذ و مورد احترام سازمان های یهودی سپرده می شود.

فعالیت‌های ایپک در راستای اهداف صهیونیسم

شاید بتوان گفت سازمان ایپک در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی‌ترین هدف صهیونیسم بین‌الملل که همانان سلطه جهانی است عهده‌دار می‌باشد. تمام راهکارهایی که صهیونیست‌ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش‌های فراوانی انجام نیز داده‌اند ، در جهت دستیابی به نقطه‌ای بوده ، که از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه‌ای را استحصال نمایند.

این هدف با ایجاد نفوذی که سازمان‌های سیاسی صهیونیستی و در راس آن‌ها ایپک ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می‌نمایند ، تا اندازه‌ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه‌جانبه را فراهم نموده است.

هر چند ممکن است این نظر که ایده دهکده جهانی از سوی صهیونیسم بین‌الملل طرح و یا تقویت می‌گردد ، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می‌توان گفت که پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان‌های صهیونیستی قرار دارد که مجریان آن لابی‌های صهیونیستی و از جمله ایپک خواهند بود ، چرا که با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده به‌‌عنوان قدرتی صهیونیستی که می‌تواند نقش کدخدایی این دهکده را برعهده بگیرد ، غایی‌ترین هدف صهیونیست‌ها به تحقق نزدیک خواهد گردید.

فعالیت‌های ایپک در قبال اسرائیل

۱ . کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه!!!

۲ . حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی

۳ . تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل

۴ . آموزش کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا

۵ . تقویت اسرائیل از طریق کمک‌های نظامی

۶ . تشویق سیاستمداران آمریکا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه

۷ . توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل

۸ . حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل

۹ . تلاش برای پیگیری اهداف اسرائیل در سازمان ملل

۱۰ . حمایت از پروسه صلح خاورمیانه ، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین نماید

لوایحی که تا کنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در کنگره به تصویب رسیده است ، به بیش از صد مورد بالغ می‌شود که فقط یک مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یک سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح‌های غیرمتعارف می‌باشد.

اعمال نفوذ در ساختار تصمیم‌سازی دولت‌ها

از مهم‌ترین کارکردهای ویژه یهودیان در طول تاریخ ، نزدیک شدن به حاکمان جوامع و اعمال نفوذ در ساختار دولت‌ها و قشر تصمیم‌ساز بوده است. شخصیت‌های یهودی در یک تلاش سازماندهی شده سعی در اشغال پست‌های کلیدی در کشورهای قدرتمند جهان به‌ویژه در ایالات متحده و روسیه را داشته‌اند. حضور گسترده رجال سیاسی یهودی در ساختار حاکمیت آمریکا و اعمال نفوذ آن‌ها در سده گذشته ، چه در زمان دموکرات‌ها و چه در زمان جمهوری‌خواهان امری واضح و روشن است.

در جدیدترین آماری که کارشناسان اروپایی تهیه و روزنامه الوطن آن را منعکس نموده‌اند ، آمده است که بیش از ۱۰۰۰ تن از سیاستمداران و دست‌اندرکاران در سیاست خارجی آمریکا را یهودیان تشکیل می‌دهند. این امر در کنار سیطره یهودیان به رسانه‌های ارتباط جمعی و منابع اقتصادی ، این سوال را برمی‌انگیزد که چگونه و چرا کمتر از ۲ درصد از کل جمعیت ایالات متحده بر بیش از ۹۸ درصد دیگر استیلا یافته‌اند.

یهودیان روسیه نیز از دیرباز مترصد به دست گرفتن قدرت و هم مهار نمودن مخالفت کلیسای ارتدوکس با یهودیان بوده‌اند. در دهه اخیر یهودیان آنچنان در ارکان حاکمیت در روسیه ریشه دوانیده و حضور ملموس پیدا کرده‌اند که یهودیان آمریکایی به آن‌ها تذکر داده‌اند که اگر به این نحو پیش بروند موجبات بروز حساسیت ملت روسیه را فراهم خواهند آورد.

در خصوص نقش رجال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی یهودیان در روسیه اطلاعات و نظریات متعددی وجود دارد منجمله پیرامون نقش یهودیان در انقلاب بلشویک‌ها در سال ۱۹۱۷ (که از مجموع ۵۴۳ مسئول بلندپایه شوروی در سال ۱۹۲۱، حدود ۴۴۷ نفر یهودی بوده‌اند) و همچنین نقش یهودیان در فراهم آوردن بستر بروز پروستریکا و گلاسنوست قبل از فروپاشی شوروی ، حضور گسترده نمایندگان یهودی در مجالس کشورهای اروپایی و همچنین در پارلمان اتحادیه اروپایی و به خصوص سیستم بروکراسی امریکا نیز در همین ردیف قرار می‌گیرد.

منابع قدرت یهودیان آمریکا

الف) سه ویژگی عمده یهود شامل انسجام ، سازماندهی ، سطح نخبگی و ویژگی‌های کیفی موجب گردیده که جامعه یهود برای هر اقدامی پتانسیل لازم را در اختیار داشته باشد. یهودیان عمدتا مالکان شرکت ها و موسسات بزرگ اقتصادی و تجاری در امریکا هستند و با در اختیار داشتن بنگاههای رسانه ای بزرگ فضای افکار عمومی امریکا را به سود اسراییل شکل می دهند.

ب) لابی یهودیان توانسته است با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم ، اهداف یهودیان را در فرآیند تصمیم‌سازی‌های آمریکا محقق کند. هسته مرکزی این لابی از یهودیان امریکایی تشکیل شده است که در زندگی روزانه خود به شکل چشمگیری تلاش می کنند تا سیاست خارجی امریکا را به سمت و سویی گرایش دهندکه به پیشبرد منافع اسراییل بیانجامد. فعالیت های آنان فراتر از رای دادن صرف به کاندیداهای طرفدار اسراییل ، نامه نگاری ، اعطای کمک های مالی و حمایت از سازمان های یهودی به تحت تاثیر قرار دادن مراکز تصمیم سازی و اجرایی در داخل آمریکا به اتخاذ مواضع به سود اسراییل و در اختیار گذاشتن به طور مثال مدرن ترین تکنولوژی ها و سلاح هابه این رژیم نیز گسترش می یابد.

ج) رسانه‌ها به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی در آمریکا ، در دست یهودیان قرار گرفته است. بر این اساس بسیاری از بزرگترین بنگاهای رسانه ای امریکا در برنامه های خود آشکارا موضع حمایت از اسراییل و سیاه نمایی درباره فلسطینی ها را اتخاذ می کنند و به صراحت بر رویکرد جانبدارانه خود نسبت به اسراییل صحه می گذارند.

د) قدرت تاثیر گذاری یهودیان بر نمایندگان و تصمیم سازان در قوای مقننه و مجریه آمریکا است ، بر این اساس به عنوان یکی از منابع تاثیرگذاری یهودیان در امریکا ، آنان با نفوذ خود در دستگاه اجرایی و کنگرهآمریکا مانع از تصویب هرگونه قوانینی می شود که منافع اسراییل را در معرض تهدید قرار دهد. علاوه بر این اسراییل با اعمال نفوذ خود خصوصا در کنگره همواره توانسته است قوانین و تحریم هایی را علیه سرسخت ترین دشمنان خود به ویژه جمهوری اسلامی ایران وضع نماید و از این طریق این کشورها را وادار می کند هزینه مخالفتشان را با اسراییل پرداخت نمایند.

بدین ترتیب، اعمال نفوذ یهودیان آمریکا و تاثیر آنها بر سیاست‌مداران آمریکایی نقش بسیار مهمی در حمایت آمریکا از اسراییل ایفا نموده است. اسراییل با استفاده از پشتیبانی آمریکا سعی در تحمیل نظم مورد علاقه خود بر سایر کشورهای منطقه دارد. در همین راستا ، این کشور در روند مذاکرات صلح که با اعراب از سال ۱۹۹۲ در کنفرانس مادرید آغاز شده است تاکنون موفق شده بسیاری از خواست‌های خود را در مقابل امتیازاتی اندک به اعراب بقبولاند. آمریکا در این مذاکرات به ظاهر نقش میانجی را برعهده دارد و عموماً به نفع اسراییل موضع می‌گیرد و پیشبرد اهداف این کشور را مورد توجه قرار می‌دهد.

میزان نفوذ آیپک در ساختار های ایالات متحده

ایالات متحده ،حکومت چند شاخه ای دارد که راه نفوذ را برای اعمال نفوذ در سیاست آن باز می گذارد . از این رو گروههای نفوذ می توانند از راههای مختلفی سیاست آن را شکل دهند برخی از این راهها را می توان به صورت اعمال فشار بر نمایندگان انتخاب شده و اعضای قوه مجریه ، کمک مالی ، رای دادن در انتخابات ، شکل دادن به افکار عمومی و ….نام برد. در این میان گروههای فشار حامی اسراییل خصوصا ایپک توان بالایی در بازیگری در عرصه سیاسی امریکا بر خوردار هستند.

ایپک برای جلب حمایت امریکا از اسراییل ، دو استراتژی عمده را تعقیب می کند

اولا از نفوذ فراوانی در واشنگتن برخوردار است که به آن وسیله هم کنگره و هم قوه مجریه را به حمایت از سیاست های اسراییل وادار می کند و نظرات شخصی یک قانونگذار و یا سیاستگذار هر چه باشد ایپک تلاش دارد حمایت از اسراییل را یک انتخاب خوب جلوه دهد.

ثانیا اینکه ایپک می کوشد بوسیله تکرار افسانه هایی درباره اسراییل و تاسیس ان ، وجهه مثبتی از اسراییل را به معرض نمایش بگذارد.

یک رکن اساسی کار آمدی ایپک ، نفوذ آن در کنگره ایالات متحده است جایی که اسراییل عملا از هرگونه انتقادی مصون است . با وجودی که کنگره هرگز از بحث درباره مسائل بحث انگیز پرهیز نمی کند ولی زمانی که مسئله ای راجع به اسراییل باشد ، منتقدان احتمالی خاموش می شوند و بندرت بحث و گفتگویی صورت می گیرد. ایپک خود به تنهایی هسته مرکزی نفوذ لابی صهیونیست را در کنگره ایالات متحده شکل می دهد . موفقیت ایپک به دلیل توانایی در پاداش دادن به قانونگذاران و نامزدهای کنگره حامی برنامه های آن و توانایی مجازات مخالفان برنامه هایش است. نفوذ ایپک در کنگره حتی از این هم فراتر است . با توجه به اظهارات "داگلاس بلام فیلد" ، عضو سابق شورای مرکزی ایپک برای اعضای کنگره امری عادی است که وقتی نیازمند اطلاعات هستند ، قبل از مراجعه به کتابخانه کنگره ، سرویس پژوهشی کنگره ، کارمندان کمیته و کارشناسان دولت ، ابتدا به ایپک مراجعه کنند.

ایپک همچنین نفوذ فراوانی در قوه مجریه ایالات متحده امریکا دارد. این قدرت تا حدودی از تاثیر رای دهندگان یهودی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا ناشی می شود . یهودیان علیرغم تعداد اندکشان ، کمک های مالی زیادی در اختیار نامزدهای هر دو حزب قرار می دهند . یک بار واشنگتن پست ارزیابی کرد که نامزدهای ریاست جمهوری از حزب دموکرات برای تامین تا ۶۰درصد پول مورد نیاز جهت انتخابات به حامیان یهودی وابسته هستند. بعلاوه میزان شرکت کنندگان یهودی در انتخابات بالاست و آنها در ایالت های مهمی چون کالیفرنیا ، فلوریدا ، ایلینویز ، نیویورک و پنسلوانیا ، متمرکز شده اند. چون رای یهودیان در انتخابات نزدیک ، اهمیت دارد نامزدهای ریاست جمهوری ، خیلی مراقب هستند تا دشمنی رای دهندگان یهودی را بر نیانگیزند.

علاوه بر نفود در سیاست های دولت ، ایپک می کوشد به افکار عمومی درباره اسراییل و خاورمیانه نیز شکل دهد. ایپک ، مباحثه آزاد درباره مسائل مربوط به اسراییل را نمی خواهد ، چرا که چنین مباحثه ای ممکن است باعث شود تا امریکایی ها سطح حمایت فعلی اشان را از اسراییل مورد پرسش قرار دهند . از این رو ایپک و سایر سازمان های طرفدار اسراییل بشدت فعالیت می کنند تا رسانه ها ، گروهی متفکران و دانشگاهیان را تحت نفوذ قرار دهند ، چرا که این نهادها در شکل دادن به افکار عمومی ، نقش بسزایی دارند.

اهمیت آیپک برای ایالات متحده

ایپک به عنوان سازمانی که اعضای آن کنترل بسیاری از شرکت ها و موسسات اقتصادی بزرگ را در امریکا در اختیار دارند دارای اهمیت بسیاری برای سردمداران این کشور است این لابی دارای ۶۰ هزار عضو ثروتمند است که دارای بودجه سالانه شصت میلیون دلاری می باشد و بر بسیاری از رسانه های امریکا نفوذ و بلکه سلطه دارد بطوری که گفته می شود هر موسسه رسانه ای که بر خلاف مصالح اسراییل عمل نماید به سهولت از سوی امپراطوری رسانه ای صهیونیستها در امریکا به ورشکستگی کشیده می شود. ایپک در ابتدا بی سر و صدا و مخفیانه عمل می کرد ، اما از زمان جنگ اکتبر ۱۹۷۳به شبحی ترسناک در عرصه سیاسی تبدیل شد که سیاستمداران و مردان حکومتی امریکا از شنیدن نام آن به وحشت می افتادند .

روند فعالیت های ایپک در سه مسیر جریان دارد

اول اعضای ایپک ناظر بر قوانینی هستند که در مورد منافع اسراییل است و انچه که در کمیسیون های کنگره در دست بررسی قرار دارد.

دوم اعضای ایپک که تعداد آنها به ۶۰ هزار نفر می رسد بر ایالت ها و مناطقی که در آن ساکن هستند یا در خود واشنگتن فشارهای سیاسی بر اعضای کنگره وارد می کنند.

سوم فعالیت واحد بین ایپک و سازمان های صهیونیستی دیگر که تضمین کننده حمایت بیشتری از سوی اقلیت یهودی کل امریکا نسبت به آنان است.

در واقع بایدگفت که اهمیت ایپک برای امریکا و سران آن ارتباط کاملی با اهمیت اسراییل برای امریکا دارد یعنی هر اندازه اسراییل دارای اهمیت و جایگاه در نزد مقامات امریکا می باشد به همان اندازه منافع ایپک نیز تامین می شود ایپک بارها اعلام کرده است که آمریکا و اسراییل به منظور مقابله با تهدیدات مشترک همکاری عمیق استراتژیک دارند و همکاری امریکا و اسراییل در جهت دفاع در برابر تهدیدات مشترک نسبت به هردو ملت اهمیت فوق العاده و فزاینده اش را به اثبات رسانده است و اسراییل وفادارترین متحد امریکا علیه تروریسم بین المللی است.

در حالی که برخی معتقدند حمایت مداوم و مستمر ایالات متحده از اسراییل به عنوان یک متحد مهم ناشی از موقعیت استراتژیک و ثبات سیاسی و نیز امتیازات تکنولوژی و نظامی آن است اما دیدگاهی دیگر بر ان است که پشتیبانی از اسراییل ممکن است منافع استراتژیکی در گذشته به بار اورده باشد لیکن این منافع در سالهای اخیر به شدت تنزل کرده در حالی که هزینه های اقتصادی و دیپلماتیک آن افزایش یافته است که از محل حق عضویت ها و کمک های مالی که افراد و سازمان ها می پردازند پرداخت می گردد.

تاثیر آیپک بر تغییر سیاست‌های ایالات متحده

نفوذ و تاثیر گذاری ایپک به گونه ای بوده است که در موارد بسیار مقامات امریکایی را برآن داشته است برغم میل خود سیاست هایشان را به سود اسراییل تغییر دهند این امر زمانی مشهودتر می شود که ببینیم دو رییس جمهور اخیر آمریکا یعنی بوش و اوباما با وجود وعده های خود مبنی بر حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی تحت فشارها و جوسازی های ایپک مجبور به تغییر مواضع و بازگشت از سخنانشان در حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی شده اند.

در شرایطی که بوش پس از اشغال عراق و در برنامه ای به عنوان نقشه راه برای حل منازعه فلسطینی ها و اسراییل قول داده بود از تاسیس کشور مستقل فلسطین حمایت کند دیری نپایید که با خشم و نگرانی لابی ایپک مجبور به صرفنظر از این موضوع گشت و پرونده تشکیل کشور مستقل فلسطینی را بار دیگر به بایگانی فرستاد.

همچنین اوباما رئیس جمهوری فعلی آمریکا ، در نشست سالانه کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل "ایپک" نه تنها راه حلی برای بحران خاورمیانه به همراه نداشت، بلکه نارضایتی ملت‌های مسلمان منطقه را برانگیخت. این سخنرانی بیش از این که متوجه ملت‌های منطقه باشد در راستای کسب حمایت لابی صهیونیستی در آمریکا صورت گرفت. در این سخنرانی رئیس جمهوری امریکا صریحا بر پای‌بندی کشور خود برای تامین امنیت رژیم اسرائیل تاکید کرد. اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در نشست سالانه آیپک تلاش کرد تا رضایت رهبران لابی صهیونیستی را کسب کند. این نشست ثابت کرد که هیچ رئیس جمهوری در امریکا بدون کسب حمایت لابی قدرتمند صهیونیستی نمی‌تواند به سادگی وارد کاخ سفید شود. بدون شک، از زمان هری ترومن، رئیس جمهوری وقت امریکا در دوران تاسیس رژیم اسرائیل ، تا کنون هیچ رئیس جمهوری بدون عبور از کانال آیپک وارد کاخ سفید نشده است.

فرجام سخن

بدون شک در اعمال سیاست گذاری در سیستم بروکراتیک امریکا نمی توان نقش لابی های نفوذ و به خصوص نقش لابی های صهیونیستی را نادیده انگاشت لابی هایی که با در اختیار داشتن عناصر قدرت درونی در امریکا چنان بر کرسی ها بروکراسی امریکا چنبره زده اند که قدرت اجرایی عملا تا حدود زیادی از انها سلب شده رئیس اجرایی کشور به عنوان بالاتری شخص در مقام کشور به یک عنصر برای چانه زنی و تبادل و توازن قدرت و ثروت در میان الیت های موجود در طبقات سرمایه دار مبدل شده است.

در این میان لابی ایپک به عنوان یکی از قدرت مند ترین لابی های قدرت در امریکا در سیاست های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگ و دیپلماسی ایالات متحده نقش پر رنگی را ایفا می کند. باید در نظر گرفت که نقش این نهاد قدرتمند در خاورمیانه عموما رویکردی در جهت حفظ هژمونی امریکا در جهت تامین و حفظ منافع اسرائیل را داشته و در واقع این نهاد و سایر نهادهای قدرتمند وابسته به جریان صهیونیسم در امریکا متعهد هستند که سیاست های ایالات متحده را در جهت منافع اسرائیل در منطقه هدایت نمایند.

سینا آذرگشسب