اسلام گرایی در فلسطین ریشه ها , راهبرد ها و بنیاد فکری جنبش حماس

جنبش حماس یکی از پر چالش ترین حرکت های اسلامی در سرزمین های اشغالی به حساب می آید جنبشی که رویکرد نظامی و سیاسی اش صحنه تحولات فلسطین را دگرگون و کام صهیونیست های اشغالگر که امید به جریانات سازشگر در درون فلسطین داشتند را تلخ نمود

چکیده

جنبش حماس یکی از پر چالش ترین حرکت های اسلامی در سرزمین های اشغالی به حساب می آید جنبشی که رویکرد نظامی و سیاسی اش صحنه تحولات فلسطین را دگرگون و کام صهیونیست های اشغالگر که امید به جریانات سازشگر در درون فلسطین داشتند را تلخ نمود.

مقاومت و ایدئولوژی بر گرفته از اسلام انقلابی مناسبات اجتماعی درون جامعه مسلمان فلسطین را بر علیه اشغالگران صهیونیستی برهم زده و توانسته روز به روز بر جمع پر شمار این جنبش اضافه تر نماید.

زمینه های تاریخی ظهور این جنبش و ریشه های فکری و همچنین اقدامات راهبردی حماس در محبوبیت و مشروعیت روز افزون این جنبش دلیل موفقیت و ماندگاری این جنبش است ، مقاومت به عنوان تنها سلاح مردم مظلومی که سرزمینشان تحت اشغال است توانسته نور امیدی برای رهایی از شر غاصبان صهیونیست در دل مردم جامعه روشمن نماید و مرحمی باشد بر دل مادران هزاران شهیدی که در این راه جوانان و فرزندان ود را فدای راه اسلام و وطن کرده اند.

انچه ما در این مقاله مطرح نموده ایم نگاهی است به ریشه های این جنبش و بنیاد های فکری آن و همچنین راهبردها و اقدامات سیاسی و مدنی جنبش حماس در بین اقشار و آحاد جامعه مسلمان فلسطین.

مقدمه

فلسطین ،‌ سرزمینی که خواستگاه سه دین بزرگ الهی بوه و هست. تاریخ این سرزمین هموراه محلی برای مناقشه بین پیروان این ادیان به منظور کنترل اماکن مقدسه در این سرزمین بوده و ظاهرا این مناقشه تا اتمام جهان و ظهور حضرت ولی عصر (عج) برای تشکیل حکومت حق میان اقوام و مذاهب بزرگ آسمانی ادامه دار خواهد بود.

در مقاطعی از تاریخ این سرزمین به خصوص در عصر معاصر در پاره ای از جنبش های نو ظهور در این سرزمین و به خصوص در میان اعراب منطه مسئله فلسطین ابعاد ملی گرایانه و ناسیونالیستی نیز به خود گرفت به طوری که در برخی جنبش های آزادی بخش که بر علیه صهیونیست های غاصب به مبارزه برخواستند تفکرات سکولاری و گرایشات ملی گرایانه عربی غالب بر اسلام گرایی بوده است اما همچنان جنبش های اسلامی پرچم دار مبارزات ضد صهیونیستی در منطقه بوده و نگاه اسلام گرایان در مبارزه با فرقه نو ظهور صهیونیسم در جوامع اسلامی و به خصوص سرزمین فلسطین تفکر غالب محسوب می گردد.

جنبش حماس به عنوان یک جنبش جهادی که اسلام انقلابی را به عنوان ایدئولوژی سازمانی خود برگزیده به عنوان یکی از مهمترین جنبش های اسلامی در فلسطین محسوب می گردد این جنبش با نگاهی غیر سازشکارانه با موجودیت صهیونیست در سرزمین های اشغالی به مبارزه برخواسته و توانسته علاوه بر جذب نیروهای ملی گرا در منطقه نیروهای اسلام گرایی که خواهان تشکیل حکومت اسلامی در منطقه و به خصوص تشکیل حکومت اسلامی در سرزمین های اشغالی نیز هستند را به خود جذب نماید.

مقاومت فلسطین با بهره گیری از ایدئولوژی اسلامی و با استفاده از نهاد های اسلامی در منطقه و به خصوص در فلسطین توانسته در جامعه مدنی فلسطین جایگاه مستحکمی را برای خود پیدا کند و تعالیم و ارزشهای مقاومت را با بهره گیری از سازو کار های آموزشی و نهاد های دموکراتیک به نسل های آینده مردم این سرزمین منتقل نماید.

رویکرد سیاسی و فرهنگی حماس در جامعه اسلامی فلسطین توانسته در مبارزات نظامی حماس به منظور آزادی سرزمین های اشغالی از دست صهیونیست ها نیز موثر واقع شود ،‌ همانطور که مشاهده شد در جنگ ۲۲ روزه و ۸ روزه نیروهای حماس توانستند دشمن صهیونیست را نه با سلاح های پیشرفته بلکه با سلاح ایمان و جهاد مفتضحانه به کام شکست بکشانند.

گفتمان های اصلی حاکم بر جامعه فلسطینی

در میان گفتمان های حاکم بر جریان فلسطینی دو جریان عمده با مختصات متمایز از یکدیگر قابل بررسی می باشد.‌ جریان انتفاضه و جریان استسلام ، که جریان استسلام در دولت خودگردان تحقق یافته و جریان اصل گرا و آرمانطلب در انتفاضه نمود بروز پیدا کرده است. ‌جریان استسلام در روز ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۳م در باغ رُز کاخ سفید در برابر جهانیان اعلام موجودیت کرد و عرفات تصور می کرد می تواند با امتیاز دادن به اسرائیل حداقل بخشی از سرزمین فلسطینی را حفظ نماید در چنین فضایی عرفات گفت: "مرحله فعلی یک مرحله انتقالی است که پرچم فلسطین بر فراز غزه – ریحا به اهتزاز در می آید و نهایتا در مآذنه قدس شرقی جایی است که ما و اسرائیلی ها در کنار یکدیگر زندگی خواهیم کرد. این نخستین بار است که یک دولت فلسطینی بر نقشه جغرافیا پدیدار شده است" ( ماریک هالتر و اریک لوران . صص ، ۹ و ۱۰ )

اما فلسطینی های آرمانی آزادی کشور خود را در پوشش رهبران کشور های عربی پیگیری می کردند تا سال ۱۹۷۰م مهمترین رویکرد برای پایان دادن به اشغال فلسطین ناسیونالیسم و پان ناسیونالیسم عربی بود اما در آن مقطع نه تنها فلسطین آزاد نشد بلکه بخش هایی از کشورهای عربی نیز مانند شبه جزیره سینا ، بلندی های جولان به اشغال نیروهای صهیونیست درآمد به همین دلیل رهبران عرب بویژه مصری ها آزادی سرزمین خود را به آزادی در سرزمین های فلسطینی ترجیح می دادند که این امر در نهایت به برخی قرارداد های سازش مانند کمپ دیوید منجر شد. همزمان با ناکامی رویکرد ناسیونالیستی فلسطینی ها ، جریانات درونی جامعه فلسطینی به رویکرد مارکسیستی و چریکی روی آوردند در این رویکرد نیز که رگه هایی از گفتمان ناسیونالیسم عربی دیده می شد. این رویکرد نیز با شکست مواجه شد و در نهایت با مذاکرات سازش در کنفرانس مادرید و قرار داد اسلو ختم شد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و با ورود عنصر اسلام به صحنه مبارزات ، گفتمان حاکم بر جامعه فلسطین متحول شد و این گفتمان در مقاومت مردمی به صورت انتفاضه تجلی یافت. با تغییر رویکرد سازش به مقاومت اسلامی که حماس نماینده آن بود گفتمان مقاومت به سرعت به عنوان کنشکر تحولات فلسطین تبدیل شد. و جامعه فلسطینی را به صورت یک موج خروشان در بر گرفت. ( میکل اروینگ . صص ، ۱ و ۲ )

انتفاضه ، انقلاب مردم فلسطین

انتفاضه واژه ای است که از سال ۱۹۸۷م وارد واژگان انقلابی – سیاسی روزمره شد تا پیش از این لفظ انتفاضه فقط در کتابهای لغت مشهو بود ولی با خیزش توده های مسلمان فلسطینی و استمرار آن شاید کمتر کسی باشد که نسبت به قیام اسلامی فلسطین بی اطلاع باشد. انتفاضه حرکت خود جوش مردمی و پایدار مردم فلسطین است این حرکت بیش از آنکه یک حرکت سیاسی و نظامی باشد یک حرکت دینی و فرهنگی است. حرکتی که در آن مردم با تکیه بر باورهای خود به میدان آمدند. در تاریخ انقلابهای و مبارزات واژه انتفاضه پیشینه ای طولانی دارد از نظر معنایی انتفاضه نشانگر قیام علیه رخوت و رکود و مرحله ما قبل انقلاب است. ( روزنامه اطلاعات . ۴ آبان ۱۳۷۰ )

انتفاضه حرکتی مردمیست که در صدد است که در آن مردم ملت ها به دنبال آن هستند که هویت و شخصیت از دست رفته خود را باز یابد. انتفاضه فلسطین نیز مرحله ای از خیزش های مردمی است که در پی بازیابی هویت از دست رفته مردمیست که سرزمینشان به دست بیگانگانی در اشغال است که هیچ پیوندی با فرهنگ و هویت و نژاد آنها ندارند.

شکست جنبش های ناسیونالیستی و مبارزات مارکسیستی در جامعه فلسطین همچنین ناامیدی در میان فلسطینی ها از عملکرد کشورهای عربی در مقابله عملی با سیاست های توسعه طلبانه و ارضی رژیم صهیونیستی ملت فلسطین را بر آن داشت تا با تکیه به عزم درونی و نیروی ملی خود دست به انتفاضه بزنند و بر علیه غاصبان صهیونیسم قیام کنند. به طور کلی می توان دلایل بروز انتفاضه را در در موراد زیر برشمرد.

۱ . پیروزی انقلاب اسلامی در ایران

۲ . نا امیدی مردم ساکن در مناطق اشغالی از اقدام سازمانها و گروههای فلسطینی ساکن در خارج و درون مرزهای اشغالی

۳ . نا امیدی مردم فلسطین از دولت های عرب منطقه برای اقدام مستقیم علیه اسرائیل

۴ . عملیات نیروهای حزب الله در لبنان در سال ۱۹۸۲م

۵ . سیاست های سرکوبگرانه و نژاد پرستانه صهیونیستها در مناطق اشغالی

سرکوب اخوان المسلمین

در اواخر سالهای ۱۹۴۰م ،‌ حکومت مصر تحت حاکمیت ملک فاروق ،‌ اخوان المسلمین را سرکوب کرد. بعد ازکودتای ۱۹۵۲م که جمال عبدالناصر و افسران ارتش آزاد را بر سر کار آورد ،‌ وضعیت تغییر کرد. چندین تن از این افسران پیوند های نزدیکی با اخوان المسلمین داشتند و در سالهای آغازین بعد از این کودتا دو طرف با یکدیگر همکاری داشتند. در واقع بیش تر افراد ،‌ اخوان المسلمین را در اصل بخشی از دولت مصر تصور می کردند. این سازمان فعالیت هایش را گسترش داد و تعداد اعضای آن به طور روافزونی فزونی گشت به طوری که در طی رویدادهای بعد از کودتای ۱۹۵۲م ،‌ اخوان المسلمین به یکی از پرنفوذ ترین جنبش های حاضر در منطقه ،‌ از جمله در نوار غزه تبدیل شد. اما میزان نفوذ این جنبش تا اخر به همین منوال ادامه نیافت. بعد از این که جمال عبدالناصر از شر بسیاری از نیروهای مخالف دولت خلاص شد و تمام احزاب سیاسی را منحل اعلام کرد ، اخوان المسلمین نیز سرکوب شد. در سال ۱۹۵۴م جمال عبدالناصر ، اخوان المسلمین را به پشتیبانی از کودتا بر ضد نظام متهم کرد. وی فعالیت های اخوان المسلمین را ممنوع اعلام کرد. بعد از این اقدام این جنبش به صورت غیر علنی به فعالیت های خود ادامه داد. ناصر اقدام به سرکوب این جنبش کرد و هزاران نفر از اعضای اخوان المسلمین را زندان و برخی از انها را اعدام کرد.

ایدئولوژی حماس نیز ریشه در اخوان السلمین دارد به طوری که در سال ۱۹۵۵م اخوان المسلمین در کنار سایر گروههای سیاسی با شرکت در تظاهرات اعتراض امیز گسترده مخالفت خود را با انتقال آوارگان فلسطینی از غزه به شبه جزیره سینا اعلام کرد. این طرح در نهایت زیر فشار افکار عمومی کنار گذاشته شد. یکسال بعد از این تظاهرات اعضای اخوان المسلمین در مقاومت علیه اشغال کوتاه مدت که بر اثر حمله سه جانبه مصر در سال ۱۹۵۶م بود شرکت کردند. نقش اخوان المسلمین در سالهای پایانی ۱۹۵۰م به عنوان یک نیروی سیاسی اثرگذار در مصر و نوار غزه مطرح شد. البته دو عامل عمده باعث تضعیف این جنبش شد. عامل اول سرکوب سراسری این جنبش و عامل دوم رواج ایدئولوژی پان عربیسم ناصر میان روشنفکران و حتی مردم عادی خاورمیانه بود. ( میکل اروینگ ینسن . صص ، ۲۷ و ۲۸ )

ظهور جنبش حماس و ریشه های فکری و اهداف این جنبش

بیشتر کسانی در فعالیت های اخوان المسلمین شرکت داشتند بعدها قیام انتفاضه را رقم زدند. سحرگاه هشتم دسابر ۱۹۸۷م نیروهای رده بالای بنیاد مرکز اسلامی ( مجموعة الاسلامیه ) در خانه شیخ احمد یاسین در غزه بایکدیگر دیدار کردند و یک هفته بعد اعلامیه ای با امضای جنبش مقاومت اسلامی ( حرکة المقاومة السلامیه ) در خیابانها پخش شد. با این حال تنها در چهارمین اعلامیه به تاریخ ۱۱ فوریه ۱۹۸۸م ارتباط این جنبش با اخوان المسلمین مشخص شد و در این اعلامیه سرواژه های حمس برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت که البته در اعلامیه های بعدی بود که عنوان اختصاری حماس مورد استفاده این جریان قرار گرفت. ( حماس در لغت به معنی علاقه و اشتیاق است ) با صدور اعلامیه چهارم داستان حماس به شکل جدیدی آغاز شد این جنبش در ابتدای امر برای مردم را برای اعتصاب در روزهای ثابت ترغیب می کرد و آنها را به رویارویی مستقیم در مقابله با نیروهای اشغالگر فرا می خواند. نیروهای جوان تر و فعال تر اخوان المسلمین با سازماندهی نیروهای خود از مجاری سیاسی اعمال فشار می کردند اگر اخوان المسلمین از ورود جدی تر به حوزه عمل خودداری می کردند جنبش بدون شک نفوذ خود را از دست داده بود. این جنبش جنبشی جدی نبود بلکه این سازمان از ابتدا از همان شبکه های اسلام گرا و نهادهایی بهره گرفت که پیش از این به دست اخوان المسلمین تاسیس شده بود. ( میکل اروینگ ینسن . صص ، ۳۵ و ۳۶ )

جنبش مقاومت حماس با بهره گیری از اعضای اخوان المسلمین توانست موجودیت یابد و با در اختیار گرفتن نهاد های اسلام گرا پایگاههای اجتماعی خود را در درون جامعه مستحکم نماید. اسرائیل در ابتدای امر از برنامه های حماس نگرانی چندانی نداشت و حتی حس می کرد این جنبش می تواند در مقابل سازمان آزادی بخش فلسطین که سازمانی ملی گرا و اسلامی محسوب می شد حمایت عمومی را در سرزمین های اشغالی از آن خود کند و شکافی در جامعه فلسطین ایجاد نماید اما در کمتر از یک دهه تا ۱۹۹۰م این جنبش از رویکرد های غیر نظامی دست کشید و به سرعت به تقابل نظامی در مبارزه با اشغالگری در آمد. از آن دهه به بعد جنبش به عنوان یک گروه جهادی و مبارز بر علیه اشغالگران پا به عرصه وجودی صحنه سیاسی فلسطین نهاد و در عملیات های گوناگون صدها اسرائیلی را از بین برد این جنبش حتی در مسیر برنامه صلح اسرائیل و فلسطین خدشه وارد کرد و برنامه های صلح را به شکست کشاند. حماس نیز مانند سازمان آزادی بخش فلسطین با تاکید بر اعاده حق تعیین سرنوشت و استقلال فلسطین خواستار پایان یافتن اشغال سرزمین های فلسطینی به دست اسرائیل شد و اعلام کرد که بر خلاف سازمان آزادی بخش فلسطین اهل سازش نیست و از ادعایش برای تصرف سرزمین های تاریخی فلسطین دست بر نمی دارد. حماس با جریان سکولاریسم در فلسطین هم مخالف است و این نکته ای است که اختلاف سازمان ازادی بخش فلسطین و حماس را در مورد ماهیت سیاسی آینده فلسطین نشان می دهد. در حالی که سازمان آزادی بخش خواستار برقراری حکومتی سکولار است حماس از تاسیس دولت اسلامی حماس می کند. ( بیورلی میلتون ادواردز . ص ، ۱۶۱ )

برخی بر این باورند که در نگرش حماس ناسیونالیسم فلسطینی و بنیادگرایی اسلامی درهم آمیخته است. این گروه خود را به نابودی اسرائیل ، هویت صهیونیستی و جایگزینی حکومت خودگردان فلسطین با یک دولت اسلامی و بر افراشتن بیرق الله در وجب به وجب خاک فلسطین متعهد می داند. این جنبش فلسطین را سرزمین اسلامی می داند که از سوی غیرمسلمانان به اشغال درآمده است. حماس، جهاد را تنها راه حل مسئله فلسطین و خارج ساختن فلسطین از کنترل اسرائیل را وظیفه مذهبی تمام مسلمانان می داند. حماس ، برخلاف سازمان آزادیبخش فلسطین که در سال ۱۹۸۸م اسرائیل را به رسمیت شناخت، نه تنها مخالف مشروعیت این رژیم است بلکه خواهان نابودی آن و مخالف ماهیت وجودی اسرائیل است. حماس معتقد به تشکیل دولتی اسلامی و پیاده ساختن تمام ابعاد اسلام و تمام جوانب زندگی است. جنبش مقاومت همچنین علاوه بر اینکه مقاومت را وظیفه یک یک مسلمین می داند ، معتقد به نقش های انقلابی برای تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد ، معلم و دانشجو و غیره است. ( روزنامه کیهان ۸ بهمن ۱۳۸۶ )

حماس از همان ابتدای امر برای کسب حمایت عمومی با سازمان آزادیبخش فلسطین رقابت می کرد بنابر این در سال ۱۹۸۸م که انتفاضه وارد مرحله تازه ای شد ،‌ تنش بین نیروهای حامی حماس و سازمن آزادیبخش فلسطین افزایش یافت. در اوت ۱۹۸۸م این جنبش با انتشار منشوری ۴۰ صفحه ای اهداف و مقاصد خود را بیان نمود . این منشور درست زمانی منتشر شد که سازمان آزادی بخش به طور رسمی برای شرکت در یک کنفرانس صلح بین الملل ابراز تمایل کرده بود. هدف از این کنفرانس که بر اساس قطع نامه ۲۴۲ سازمان ملل برگزار شده می شد به رسمیت شناختن دولت اسرائیل بود ولی حماس مخالفت شدید خود را با ان اعلام کرد ، در واقع مطابقت زمانی اعلام منشور و همزمانی اجلاس به چالش کشیدن همین مذاکرات بود. ( میکل اروینگ . صصص ، ۳۶ ،‌۳۷ و ۳۸ )

اهداف جنبش در منشور حماس

منشور ۳۶ ماده ای حماس در سال ۱۹۸۸ تصویب شد. هدف آن افراشتن بیرق الله در تمام خاک فلسطین و تاسیس حکومت اسلامی است. در این منشور ، شعار حماس اینگونه بیان شده است: «خداوند هدف ما ، پیامبر مدل ما و قرآن قانون ماست؛ جهاد راه ما و مرگ در راه خدا والاترین آرزوی ماست.» همچنین در این منشور هدف حماس "حمایت از منکوب شدگان ، اجرای عدالت و مبارزه با بی عدالتی" بیان شده است. حماس بر این باور است که فلسطین سرزمینی است که تا روز قیامت برای نسل آینده مسلمانان نهاده شده است. جنبش مقاومت اسلامی ، جنبش فلسطینی متمایزی است که تنها به الله وفادار و شیوه زندگی اش نیز مبتنی بر اسلام است. ما می کوشیم تا بیرق الله را در تمام فلسطین برافرازیم تا پیروان تمام ادیان بتوانند در ذیل حکومت اسلام در همزیستی مسالمت آمیز و در صلح و امنیت با یکدیگر به حیات خود ادامه دهند. جنبش مقاومت اسلامی بر این باور است که سرزمین فلسطین ، وقفی اسلامی است که تا روز رستاخیز برای نسل های آینده مسلمین به ودیعه گذاشته شده است که هیچ بخشی از آن نباید به دیگری واگذار شود. ( روزنامه کیهان ۸ بهمن ۱۳۸۶ )

اسرائیل سرزمینی تا ابد بدون مرز

اگر بخواهیم از جنایات وحشیانه صهیونیست ها در غصب سرزمین های اشغالی نیز چشم پوشی کنیم می بینیم که در پروتکل های یهود و بنیان های فکری صهیونیسم ، اسرائیل را سرزمینی معرفی کرده که پایه و اساس آن بر اساس تفکرات ن‍ژادی و یهودی بنا شده است. در متن کنونی تورات می خوانیم که به صراحت ازسرزمینی سخن به میان رفته که مرزهایش فراتر از اسرائیل است ، نکته قابل توجه اینکه متن موجود در تورات خشونت و حشیانه در سرزمین های اشغالی را به رسمیت می شناسد و به صراحتی می گوید " هرجایی که کف پای شما بر آن نهاده شده است از آن شما خواهد بود . از بیابان و لبنان " یعنی از فرات تا دریای غربی حدود شما خواهد بود. هیچ کس یارای شما را نخواهد داشت زیرا "یهوه" خدای شما ترس و خوف شما را بر تمامی زمین که بآن قدم می نهید مستولی خواهد ساخت چنانکه بر شما گفته است. ( کتاب مقدس ، سفر تثنیه ، باب یازدهم آیه ۲۴ و ۲۵ و سفر پیدایش باب ۱۵ آیه ۱۹ و صحیفه یوشع باب اول آیه ۱ تا ۵ )

این در حالی است که برخی فلسطینی هایی که به جریان استسلام دل بسته اند به این نکته توجهی ندارند که اسرائیل به تعبیر " ادوارد سعید " نویسنده و متفکر نامدار فلسطینی تنها کشوری است که با هیچ یک از همسایگانش مرز شناخته شده ندارد از این رو یکی از مقامات اسرائیلی در مصاحبه با نشریه "میریب" شماره ۴۸ سپتامبر و اکتبر ۱۹۹۳م گفت: اصولا مهم نیست که دولت فلسطین یا حکومت خود گردان فلسطینی یا دولت فلسطینی – اردنی تشکیل شود بلکه ضرورت دارد مرزهای اسرائیل و این سرزمین همیشه باز باشد.!!! ( ادوارد سعید . ص ۴۷ )

هدف اسرائیل توسعه ارضی در دراز مدت است توسعه ای که نه تنها مرزهای کنونی را در بر نخواهد گرفت بلکه وسعتی به اندازه کل جهان را مد نظر قرار داده است اما مسئله اینجاست که در نظام بین الملل چنین امری امروز شدنی است یا خیر ؟ مسلما در یک نگاه سطحی می توان چنین امری را به تمسخر گرفت اما نظام بین الملل همواره در مناقشات مرزی بین کشور ها دستخوش تغییر و تحول بوده است ، روند توسعه ای در دراز مدت به صورت غیر ملموس برای کشورها این احساس خطر را ایجاد نخواهد کرد که ممکن است روزی مرزهایشان در گیر مناشقات ارضی شود بنابر این در یک مرزهای نا مشخص و تا ابد باز که اسرائیل دنبال می کند مناقشات مرزی و ارضی تا ابد ادامه خواهد داشت.

اسحاق رابین به صراحت گفته است که اورشلیم پایتخت ابدی و قدیمی یهودیان اسرائیل خواهد ماند و بنیامین نتانیاهو نیز بارهای در صحبت های خود از تشکیل یک دولت یهودی به پایتختی قدس شریف سخن به میان آورده و گفته است که بیت المقدس به هیچ وجه قابل مذاکره نیست و دولت فلسطینی تشکیل نخواهد شد و شهرک سازی ها نیز همواره ادامه خواهد یافت.

نگرس حماس نسبت به اسرائیل

برخی رهبران و سران حماس خواهان محو و نابودی اسرائیل هستند. پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۵ ژانویه ۲۰۰۶م یکی از رهبران حماس به نام "محمود الزهار" در مصاحبه ای با تلویزیون المنار درخواست های خارجی مبنی بر شناسایی حق موجودیت اسرائیل را رد کرد.

پس از تشکیل دولت از سوی حماس ، دکتر الزهار اظهار داشت: " آرزو دارم نقشه جهان را روزی بر دیوار خانه ام بیاویزم که در آن نامی از اسرائیل نباشد. امیدوارم که آرزوی ما برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی که شامل تمام مرزهای تاریخی فلسطین است، به حقیقت بپیوندد. من به این امر معتقدم که روزی دولت فلسطین تشکیل خواهد شد و جایی برای دولت اسرائیل در این سرزمین نخواهد بود."

وی در دیدگاه خود که ادامه استراتژی حماس مبنی بر به رسمیت نشناختن اسرائیل است، می گوید: "این احتمال وجود دارد که با تشکیل دولت اسلامی فلسطین تمام یهودیان ، مسیحیان و مسلمانان در کنار هم و در لوای یک دولت اسلامی زندگی کنند. الزهار در ادامه مصاحبه با المنار می افزاید: " فلسطینیان از یهودیان هیچ تنفری ندارند و ما تنها با اشغال سرزمین مان از سوی اسرائیل مخالفیم."

شیخ احمد یاسین پیش از ترور از سوی جوخه های مرگ اسرائیل در سخنانی گفت که سال ۲۰۲۷م ، سال نابودی اسرائیل است. حتی عبدالعزیز رنتیسی نیز فراتر رفته و گفت: ما خواهان حذف اسرائیل از روی نقشه هستیم. رنتیسی همچنین در ادامه سخنان خود با اشاره به دروغ هولوکاست افزود: هولوکاست یک موضوع نازی- صهیونیستی است با هدف ترغیب یهودیان به مهاجرت به اسرائیل.

خالد مشعل ، رئیس دفتر سیاسی حماس نیز ابراز داشت: حماس تنها زمانی نزاع مسلحانه با اسرائیل را ترک می کند که این رژیم به مرزهای سال ۱۹۶۷م خود بازگردد و از سرزمین های فلسطینی عقب نشینی کرده و حق بازگشت فلسطینیان را بپذیرد. ( روزنامه کیهان ۸ بهمن ۱۳۸۶ )

رهبران حماس

حماس دارای دو جناح سیاسی و نظامی است اما تمایزی میان این دو جناح ظاهرا آسان نیست. ارزیابی ساختار رهبری حماس کمی دشوار است اما می توان رهبران آن را به این ترتیب نام برد:

رهبر معنوی جنبش حماس ، شیخ احمد یاسین ، روحانی متنفذ فلسطینی بود که سال‌ها در زندان‌های رژیم اسرائیل به سر می برد. او در سحر گاه روز دوشنبه سوم فروردین ۱۳۸۳ش (۲۲ مارس ۲۰۰۴م ) پس از اقامه نماز صبح در مسجد غزه در هنگام عزیمت به خانه و با نظارت مستقیم شارون توسط سه موشک هلفایر بالگردهای اسرائیلی ترور گشت و در سن ۶۷ سالگی کشته شد. ( ویکی پدیا ، صفحه احمد یاسین )

خالد مشعل وی در سال ۱۹۵۶م در اراضی غربی متولد و در رشته فیزیک از دانشگاه کویت فارغ التحصیل شد. او در کویت رهبر جنبش اسلامی دانش آموختگان فلسطینی بود. می توان مشعل را رهبر حماس نامید. وی در دمشق ساکن است جایی که او از دهه ۱۹۹۰م در تبعید به سر می برد.

اسماعیل هنیه هنیه که از دانش آموختگان دانشگاه اسلامی غزه در رشته ادبیات عرب است. هنیه از جمله کسانی است که به همراه چند چهره معروف دیگر در اوایل دهه ۱۹۹۰م به لبنان تبعید شد. او دارای رویکردی متعادل و آرام است ، اما برخی بر این باورند که این تاکتیکی بیش نیست.

موسی ابومرزوق وی که در سال ۱۹۵۱م در غزه متولد شد، دکترای خود را در رشته مهندسی صنعتی در ایالات متحده اخذ کرد. ابومرزوق معاون رهبر سیاسی حماس است و در سوریه مستقر است. سال ها در آمریکا و اردن زیست و در نهایت در سال ۲۰۰۴م دادگاهی در آمریکا او را به طور غیابی محاکمه و اخراج کرد. دادگاه مدعی بود که وی از فعالیت های حماس ، حمایت مالی می کند.

محمود الزهار در غزه متولد و در قاهره پزشکی خواند. وی یکی از اعضای بنیان گذار حماس است. او رهبر فراکسیون حماس در پارلمان است.

عزیز دوبک در ۱۹۴۸م متولد و در دانشگاه پنسیلوانیا به درجه دکترا رسید. در سال ۱۹۹۲م به لبنان تبعید و سخنگوی اخراج شدگان لبنان شد.

شیخ حسن یوسف از سال ۲۰۰۱م به بعد مسئول حماس در اراضی غربی بود و اکنون در زندان اسرائیل است. برخی بر این باورند که اگر وی آزاد شود، میانه روی وارد سیستم حماس خواهد شد.( روزنامه کیهان ۸ بهمن ۱۳۸۶ )

سیاست های راهبردی و مشروعیت بخشی به حماس در جامعه فلسطینی

حماس محصول جریان احیاگری اسلامی در نوار غزه و کرانه باختری است . تا سال ۱۹۸۷م این جنبش اسلامی برنامه اصلاح گرایانه ای را تبلیغ می کرد و فعالیت های خود را در حوزه های اجتماعی ، آموزشی و رفاهی متمرکز ساخته بود به لحاظ سیاسی این سازمان برای مقابله با برنامه های ملی گرایانه سازمان آزادیبخش فعالیت می کرد و شرکت در جلسات سیاسی آنها که به منظور پایان دادن به اشغالگری اسرائیل تشکیل می شد را تحریم کرده بود. رهبران حماس دریافتند که بقای این جنبش در تبلیغ اسلام سیاسی منوط به پاسخگویی به احساسات ضد اشغالگری است. ( میلتون ادواردز . صص ،‌ ۱۶۲ و ۱۶۳ )

رهبران حماس با به کار گیری احساسات ملی در جهت اهداف مبارزه جویانه علیه اسرائیل استراتژی مبارزه خود را تدوین کرد ، آنها با به کار گیری مباحث شخصی در مورد مذهب ، تفکر جهادی را علیه اشغال گری های صهیونیست ها به کار بستند.

در اواخر ۱۹۹۷م دوره جدیدی از فعالیت های سیاسی این سازمان آغاز شد که در آن قدرت جنبش تا حد بسیاری تحلیل رفت. شیخ احمد یاسین پیروانش را تشویق کرد تا اهداف اصلی برنامه اصلاح طلبی اسلامی یعنی تغییر از طریق برنامه های اجتماعی ،‌ رفاهی و آموزشی را دنبال کنند. ( میلتون ادواردز . ص ،‌ ۱۶۳ )

به طور قطع به یقین حسن شهرت حماس در فلسطین اقدامات رفاهی و خدمات اجتماعی است که ارائه می دهد. حماس از بدو تأسیس خود در سال ۱۹۸۷م ، اقدامات گسترده اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی انجام داده است. از جمله آنها می توان به ساخت مدارس و بیمارستان ها اشاره کرد. بخشی از بودجه سالانه تقریبا ۷۰ میلیون دلاری حماس صرف اقدامات ذیل می شود: بسط شبکه خدمات اجتماعی ، اجرای برنامه های آموزشی و رفاهی ، تأمین مدارس و یتیم خانه ها و مساجد ، کلینیک های بهداشتی ، مکان های اطعام فقرا و مکان های ورزشی ، چنان که یک دانشمند یهودی به نام "روون پاز" معتقد است: تقریبا ۹۰درصد کار جنبش مقاومت در فعالیت های اجتماعی ، رفاهی ، فرهنگی و آموزشی خلاصه می شود. درواقع ، با فراهم آوردن این اقدامات و فعالیت هاست که حماس موفق شده تا در میان مردم محبوبیت کسب کرده و وفاداری سیاسی مردم را به دست آورد. این جنبش همچنین کمک های مالی و بورسیه به دانشجویانی می دهد که خواهان ادامه تحصیل در عربستان یا غرب هستند.افزون بر این، حماس خدمات بهداشتی و درمان پزشکی ارزان یا رایگان را به مردم ارائه می دهد. این گروه همچنین موسسه های خیریه اسلامی، کتابخانه ها و مراکز آموزش برای زنان می سازد. ضمن اینکه توانسته در زمینه ساخت کودکستان ها و شیرخوارگاه ها فعالیت هایی انجام داده و مدارس مذهبی ای را تأسیس کند که غذای رایگان به کودکان می دهد.

حماس توانست با ارائه خدمات اجتماعی و رفاهی و آموزشی به سرعت سازمان خود را گسترش دهد به طوری که نیروهای حماس در در سراسر نوار غزه و کرانه باختری در اکثر دانشگاهها ، مراکز نظامی ،‌ رفاهی ، آموزشی و مذهبی ، بیمارستان ها ، انجمنهای صنعتی و صنفی ، کتابهانه ها و حتی مهد کودکها دیده می شود. ( میلتون ادواردز . ص ،‌ ۱۶۳ )

ابراهیم غوشه سخنگوی رسمی حماس در مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات در روزهای ۹ و ۱۱ آبان سال ۱۳۷۰ش با اشاره به رویکرد مدنی جنبش حماس در جامعه فلسطینی عنوان کرد: حماس در آغاز به تربیت کادر ها به شیوه های آموزشی ، تربیتی گرایش داشت و دست به عملیات مستقیم نمی زد دلیل این امر نیاز حماس به ساختن کادرهای خود پیش از آغاز مبارزه بود. ( روزنامه اطلاعات ۹ و ۱۱ آبان ۱۳۷۰ ) به گفته "دکتر زیاد ابو عمرو" حماس برنامه خود را طرح ریزی کرده بود تا اول جوانان را با عقیده اسلامی تربیت کند و بعد با مسلح شدن به این اعتقاد به جنگ با اشغالگران بروند لذا حماس معتقد است که اسلام نظام عقیده و حکومت است و جهاد پایه ای اساسی در اسلام دارد. برای اینکه اسلام بدون جهاد معنا ندارد و جهاد هم نیازمند زمینه سازی است.

به طول کلی حماس راهبردهای سیاسی خود را بر مبنای مطالعه در مورد توده های عوام می داند در بافت اجتماعات محلی تنظیم می کند و به همین منظور حضور پررنگ در جامعه مدنی را تاکتیک های رسیدن به آگاهی بخشی به جامعه قلمداد می کند بی جا نیست اگر بگوییم که حماس برای جامعه فلسطینی از تولد تا مرگ برنامه دارد.

وجه تمایز حماس از سایر جنبش ها

در اسناد حماس آمده است آنچه حماس را از سایر حرکات متمایز می کند سه مشخصه اصلی آن است: تاریخ ، جغرافیا و آینده ، اولا حماس از تمامی حرکات جهادی گذشته مشروعیت و نشات می گیرد در ثانی حماس وابسته به تفکر اسلامی است و به روشنی از جهاد مبتنی بر اسلام حماست می کند از طرف دیگر حماس به لحاظ جغرافیایی فلسطین را میان دریا و رود ( از بحر تا نهر ) می داند و آینده را با توجه به وعده الهی از آن امت اسلامی می داند که " وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ " ( سوره نور / آیه ۵۵ )

خداوند به کسانی از شما (مسلمانان) که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند وعده داده است که قطعا آنها را در روی زمین جانشین (خود) کند و حکومت بخشد همان گونه که کسانی را که پیش از آنها بودند (مانند مؤمنان قوم نوح و قوم هود و صالح و قوم یونس) جانشین ساخت، و حتما آن دینی را که برای آنها پسندیده است (دین اسلام) برای آنها مستقر و استوار سازد، و بی‏تردید حال آنها را پس از بیم و ترس به امن و ایمنی تبدیل نماید به طوری که تنها مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند. و هر که پس از این (نعمت بزرگ) کفران ورزد، چنین کسانی به حقیقت نافرمانند. ( سوره نور / آیه ۵۵ )

این سه بعد ماهوی حماس است که این جنبش را از سایر جنبش ها درون جامعه فلسطینی متمایز ساخته است.

فرجام سخن

از زمانی که نطفه نامشروع فرقه صهیونیسم در جهان شکل گرفت تا ۱۴ می ۱۹۴۸ که در اعلامیه "دیوید بن گورین" اسرائیل ، فرزند نامشروع منطقه از رحم مادر تولد یافت ، فلسطین ، منطقه و دنیای اسلام همواره محل نزاع و مناقشه بین یهودیان صهیونیست یا به طور کلی غرب که به آن به عنوان یک پایگاه سیاسی و نظامی و حوزه نفوذ می نگریست و مسلمانان رانده شده از سرزمین های اشغالی تا دول عربی منطقه که بوده است.

شکست اعراب در جنگ شش روزه هزینه های سنگینی بر دوش دولت های عربی منطقه گذاشت و رژیم صهیونیستی را در بین اعراب به عنوان یک پدیده نو ظهور نا امید کرد. فلسطینیان رانده شده ناامید از اقدامات دولت های عربی سعی در گفتگو و مسالحه با دولت صهیونیستی کردند تا مگر سرزمین های بیشتری را از دست ندهند اما این خواسته آنها نه تنها محقق نگردید بلکه سرزمین های بیشتری به صورت روزافزون توسط صهیونیست ها به اشغال درآمد.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و چرخش سیاست خارجی ایران از تعامل به تقابل که طرفدار حمایت از جنبش های اسلامی در منطقه بود ، فلسطینیان نیز دچار نوعی بیداری و تحول درونی شدند و دریافتند که سازش و مسالحه چیزی جز اشغال گام به گام سرزمینشان برای آنها در پی نخواهد داشت. در این میان جنبش حماس با عنوان یک جنبش اسلامی جهادی توانست با عملکرد و راهبردهای خود در جامعه فلسطینی تحولات شگرفی را بوجود آورد و به یک بازیگر عمده در صحنه سیاسی فلسطین مبدل گردید.

رویکرد مدنی این جنبش و پایگاههای سیاسی واجتماعی آن خود نشان از عمق نفوذ فکری این جنبش بر یکایک افراد جامعه فلسطین دارد ، مسلما این جنبش ریشه دار سالهای سال به عنوان یک چالش بزرگ برای نیروهای سکولار و سازش گر فلسطین و رژیم غاصب صهیونسیتی محسوب خواهد شد.

به نظر می آید سیاست های سرکوب گرانه و نژاد پرستانه اسرائیل مزید بر علت شده تا گرایش روز افزون مردم فلسطین به این جنبش و تفکر مقاومت را در سرزمین های اشغالی شاهد باشیم.

سینا آذرگشسب

منابع

بیورلی میلتون ادواردز . سیاست و حکومت در خاورمیانه . ترجمه دکتر رسول افضلی . موسسه فرهنگی ، هنری بشیر علم و ادب . تهران: ۱۳۹۲

ماریک هالتر و اریک لوران . مجانین السلام .‌ دارالطلیعه . بیروت: ۱۹۹۴

ادوارد سعید . غزه – اریحا سلام امریکایی . دار المستقبل العربی . قاهره: ۱۹۹۴

میکل اروینگ . ایدئولوژی سیاسی حماس . ترجمه رضا رستم زاده خسروشاهی . روایت فتح . تهران: ۱۳۹۱ش

قرآن کریم

کتاب مقدس ( تورات )

روزنامه اطلاعات

روزنامه کیهان

دانشنامه ویکی پدیا