جایگاه ژئوپلیتیکی ایران و تاثیر آن بر انقلاب مشروطه

ایران کشوری است که از دیر باز به خاطر موقعیت خاص ژئوپلیتیکی اش در منطقه همواره محل نزاع و تاخت و تاز قدرت های بزرگ قرار داشته به طوری که تعریف حوزه نفوذ هر یک از قدرت ها در رقابت بر سر توسعه حوزه نفوذ توازن قدرت در منطقه را به نفع هر یک از طرفین درگیر تحت الشعاع خود قرار می داده است

مقدمه

ایران کشوری است که از دیر باز به خاطر موقعیت خاص ژئوپلیتیکی اش در منطقه همواره محل نزاع و تاخت و تاز قدرت های بزرگ قرار داشته به طوری که تعریف حوزه نفوذ هر یک از قدرت ها در رقابت بر سر توسعه حوزه نفوذ توازن قدرت در منطقه را به نفع هر یک از طرفین درگیر تحت الشعاع خود قرار می داده است. از این منظر تلاش برای گرفتن امتیازات متعدد از حکومت مرکزی در ایران در مقابل امتیازات واگذار شده به طرف دیگر یک وضعیت نیمه مستعمره ای را بر فضای حاکمیتی ایران حاکم کرده بود ، رقابت میان دو قدرت روس و انگلیس و عطش این دو برای بلعیدن منابع ملی و ارضی ایران چنان بود که حاکمیت مرکزی همانند گوسفندی که در میان پنجه شیر و گرگ گرفتار شده باشد به ناچار هر بار تکیه ای از بدن خود را برای رهایی از فشار مرگ تقدیم به اربابان شرق و غربش می کرد.

فشارهای ناشی از رقابت های استعماری در ایران از یک طرف و استبداد حاکم بر عصر قاجاری از طرف دیگر ، عرصه را برای ملت چنان تنگ کرده بود که ملت و نخبگان راهی جز مقابله برای رهایی از زیر یوق استعمار و استبداد در فضایی آکنده از هرج و مرج نمی دیدند ، فشارهای روز افزون حاکمیت بر مردم و روند حوادثی چند در تسریع بخشیدن به سیر تحولات کشور سبب شد تا زمینه تحقق انقلاب تسریع گردد. لذا حاکمیت مجبور شد تا علیرغم میل باطنی اش در پایان دادن به حاکمیت مطلقه خود به قانون مشروطه تن دهد.

انقلاب مشروطه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزاتی ملت ایران در مقابله با ظلم و استبداد داخلی ، دستاوردهای بسیاری را در سیر تحولات حاکمیتی در ایران بر جای گذاشته تدوین قانونی مدون برای کشور ، تشکیل یک مجلس ملی و مشارکت نیروهای محلی در بحث اداره کشور ، تحدید حاکمیت مطلقه که در آن شاه سایه خدا بر زمین تلقی می شد و کاهش اختیارات شاه از جمله این دستاوردها تلقی می شود.

جنبش مشروطه بدون شک حاصل تلاش ها و مجاهدت های دو گروه عمده بود یکی افراد برجسته و برخی درباریان و برخی افراد گمنام و بی نام و نشان ، هرچند دسته دوم بود که کارها را پیش برد و تاریخ را به نام خود ثبت کرد اما نقش نخبگان هم در رهبری و هدایت جریان در جای خود در خور توجه است.

نهضت مشروطیت شاهد ظهور و سقوط سه مجلس، سه پادشاه و حدود 30 دولت بود. اگر چه این نهضت به سلسله 130 ساله قاجار و حکومت مستبدانه آنها خاتمه بخشید، ولی موفق به جلوگیری از دخالت های روسیه و انگلیس در ایران نشد. از این رو شناخت سیاست و اهداف بیگانگان در انقلاب مشروطه اهمیت زیادی دارد. زیرا در این مقطع حساس تاریخ معاصر ایران، دخالت و نفوذ کشورهای خارجی روند انقلاب را تغییر داد. به نحوی که شاید بتوان چنین متصور شد که اگر دخالت بیگانگان در انقلاب مشروطه وجود نداشت ، سرنوشت انقلاب نیز تغییر می کرد.

بحث حاضر نگاهی است اجمالی بر سیاست ها ، اهداف و عملکرد دو قدرت روسیه و انگلیس در این برهه از تاریخ ایران ، همچنین در مطلب پیش رو سعی کرده با بهره گیری از نظریه "ریملند" "نیکلاس اسپایکمن" نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در رقابت های میان دو ابر قدرت روس و انگلیس را مورد بررسی قرار داده و در نهایت نقش این رقابت ها را در تحقق انقلاب مشروطه مورد بررسی و واکاوی قرار دهد.

نظریه ریملند نیکولاس اسپایکمن

عموما نظریه پردازان ژئوپلیتیک در تلاشند تا با منطق ژئوپلیتیکی به تحلیل پدیده های سیاسی بپردازند لذا واحد مطالعات پدیده ها در این دیدگاه در چهارچوب حوزه جغرافیایی بررسی می شود.

اسپایکمن یکی از نظریه پردازان حوزه ژئوپلیتیکی است که در ابتدای دهه 1960 میلادی به انتقاد از نظریه مکیندر پرداخت وی ژئوپلیتیک را طرح دائمی امن یک کشور می دانست که با سیاست خارجی آن رابطه مستقیم دارد وی همچنین بر قدرت به عنوان ابزاری در راستای تامین صلح تاکید می ورزید.

این نظریه در دورانی مطرح بود که گفتمان جهانی گفتمان ژئواستراتژیک مبتنی بر قدرت نظامی بود.

این تئوری به سرزمین های حاشیه ای اروپا ، خاورمیانه ، آسیای جنوبی و خاور دور اهمیت بسیاری می دهد و آنها را همچون کلیدهای امنیت ایالات متحده آمریکا تلقی می کند. به نظر این دانشمند تسلط به هر یک از این مناطق احاطه بر جهان جدید را به صورت یک امکان در می آورد. اسپایکمن ناحیه حاشیه ای یا ریملند را مهمتر از هارتلند می دانست. ریملند منطقه ای بین هارتلند و دریای حاشیه ان را در بر می گیرد ، ناحیه حاشیه تمام قاره اروپا به جز روسیه و آسیای صغیر ، عربستان ، عراق ، افغانستان ، ایران ، هند ، آسیای جنوب شرقی ، چین ، کره و سیبری شرقی را شامل می شود تمام این سرزمین ها یک منطقه بزرگ حائل بین قدرت های برای و بحری محسوب می شود.

اسپایکمن فرضیه خود را چنین عنوان کرد ، هر کس ناحیه حاشیه ای را کنترل کند او حاکم اوراسیاست و چنین کسی سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد. از دیدگاه وی سواحل ایران در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز در منطقه ریملند واقع شده است.

ژئوپلیتیک ایران همواره عامل جنگ ها ، کشمکش ها و رقابت های میان قدرت های بزرگ بوده و هست لذا بررسی وقایع تاریخی و منازعات حاصل از رقابت های قدرت های استعماری در هر دوره از تاریخ ایران زمینه ساز بروز جنگ ، اشغال و در برخی موارد تجزیه بخشی از خاک ایران را فراهم آورده ، بررسی وقایع و تحولات سیاسی ، اقتصادی دوران معاصر ایران بدون در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی این کشور سخت و در مواردی غیرممکن است ، رقابت های ناشی از خواسته های استعمارگرانه دول روس و انگلیس که با امتیازات متعدد سیاسی و اقتصادی از طرف دولت ایران همراه بود در واقع ناشی از همین رویکرد رقابتی این دو امپراطوری برای بسط و توسعه حوزه نفوذ خود در سراسر منطقه بود. واقع شدن ایران میان دو همسایه شمالی و جنوبی اش سبب شده بود تا این رقابت ها به داخل خاک این کشور رخنه کرده و یک دولت ضعیف و شکننده را بدان تحمیل گرداند که از روی ناچار تن به سیاست های این دو ابر قدرت داده و منافع و منابع ملی را در قالب قراردادها و امتیازات اقتصادی و سیاسی استعمارگرایانه تقدیم دول استعمارگر بنمایند.

اعطای امتیازات سیاسی ، اقتصادی به دول خارجی

از اوایل قرن نوزدهم میلادی دو همسایه شمال و جنوبی ایران در صدد بلعیدن منابع طبیعی ایران بر آمدند و تدریجا با دخالت در امور داخلی کشور ، سلطه گری خود را نسبت به این کشور آغاز کردند. جنگ ایران و روس که منجر به قرارداد ترکمن چای شد علاوه بر خسارت و خسارات سنگین و تلفات زیاد ، مناطق وسیعی از خاک ایران را جدا کرد و ضمیمه خاک روسیه تزاری نمود و همچنین مقررات تحت الحمایگی که نمونه بارز آن کاپیتولاسیون بود در ایران مورد استقرار گرفت.

ورود "گریبادوف" به عنوان سفیر ویژه امپراطوری روسیه به ایران که مرتکب دخالت های زیادی در شئون کشور ما گردید و در نهایت منجر به قتل وی و اعضای سفارت روس شد نشانگر مداخلات بی رویه و خلاف قانون آن کشور در ایران بود. (امینی ، شیرازی . ص ، 144)

متعاقب آن عهدنامه پاریس ضربه شدید دیگری بود که بر پیکر استقلال سیاسی ایران وارد آمد ، انگلستان پس از موفقیت بزرگی که در عهد نامه پاریس به دست آورد در صدد حفظ منافع حاصله از آن و موقعیت و تحکیم نفوذ و گسترش سیاست های خود در ایران بر آمد که حاصل آن به دست آوردن امتیازات بزرگ اقتصادی برای دولت بریتانیای کبیر بود. دولت انگلیس نیز پس از مدتی همان امتیازی که روس ها برای محاکمه اتباع خود در ایران به دست آورده بودند را به دست آورد و سایر کشورهای اروپایی نیز به عنوان کامله الوداد از مزایای کاپیتولاسیون برای اتباع خود بهره مند شدند. (همان)

بر اساس عهدنامه پاریس دولت ایران متعهد شد:

1 – استقلال هرات و افغانستان را به رسمیت بشناسد.

2 – از این پس هیچ گونه ادعای سلطنت و حاکمیت نسبت به هرات و سایر قیمت های افغانستان نداشته باشد.

3 – از امرا آن هیچ گونه علامت اطاعت ، مثل سکه ، خطبه و باج و خراج مطالبه نکند.

4 – در امور داخلی این سرزمین مداخله ننماید.

5 – حق افتتاح کنسولگری انگلیس را در شهرهای مهم به رسمیت بشناسد. (همان)

متعاقبا دولت روسیه تزاری هم تلاش کردند تا از منابع ایران نهایت بهره کشی را بکنند ،آنها تلاش داشتند تا اجازه ندهند انگلیسی ها انحصارا در ایران چیره شوند ، با این حال دولت روسیه در کسب امتیازات اقتصادی و سیاسی به اندازه انگلستان در ایران کامیاب نشده بودند ، آنها در برابر هر امتیازی که به دولت یا اتباع انگلستان داده می شد برای خود مشابه آن از ایران درخواست می کردند.

امتیازاتی که کشورهای انگلیس و روسیه در طول قرن نوزدهم و قسمتی از قرن بیستم تا پایان جنگ جهانی اول به دست آوردند عملا کشور ایران را به یکی از مستملکات خود تبدیل کرد بودند مخصوصا که رقابت های این دو قدرت با همدیگر موجبات دخالت های روزافزون در امور داخلی ایران را فراهم می آورد. (همان . ص ، 145)

اعطای امتیازات بی حد و حساب به دول بیگانه زمینه ساز دخالت روز افزون دول خارجی را در ایران فراهم آورد به طوری که در این فرآیند دول استعمارگر رفتاری همچون دول فاتح با دولت و ملت ایران داشتند و کشور را بخشی از خاک خود قلمداد می کردند لذا تحقیر ملت ایران و برخورد زننده و از موضع قدرت با ملت همواره در رفتار سیاسی مستشاران خارجی حاضر در ایران مشاهده می شد ، دولت مرکزی و حاکمیت محلی نیز که عموما تابع دستورات شاه بودند به نوعی عامل دست نشانده قدرت های خارجی و تابع دستورات دیکته شده از طرف قدرت های بزرگ متخاصم بودند ، شاهان بی کفایت قجری که از ترس از دست دادن حاکمیت خود گاهی به غرب و گاهی به قدرت های شرق متوسل می شدند از روی ناچار مطیع اوامر اربابان روس و انگلیسیشان شده بودند ، حاکمیت ضعیف و بی کفایت قاجار که توان مالی اداره کشور را نداشت برای پر کردن خزانه کشور هر بار در قبال مبالغ هنگفت استقراض که از دول قدرتمند طلب می کردند راهی جز دادن امتیازهای اقتصادی برای ضمانت پرداخت آن اقراض نداشتند. بدیهی های هنگفت ایران به قدرت های بزرگ سبب شده بود تا عملا اختیار دولت و اداره امور کشور در دستان دول استعماری بیافتد و لذا دولت چاره ای جز اطاعت از دستورات دول متخاصم نمی دید. در این بین مردم دربند استعمار بواسطه سلطه استبداد قاجاری در صدد راهی برای رهایی از زیر یوق استعمار و استبداد هر بار به نوعی مورد تجاوز والیان ستم پیشه حکومت قجری فرا می گرفتند.

امتیازات روسیه در ایران

امتیاز کاپیتولاسیون به موجب قرارداد ترکمن چای

اجازه ورود کشتی های جنگی روس به مرداب انزلی

واگذاری و اجاره شیلات شمال به روس ها

واگذاری قزاقخانه به دولت تزاری روس و استخدام افسران روسی برای دیوزیون قزاق

استفاده از جنگل های شمالی ایران

اعطا بانک استقراضی روس

امتیاز راههای شوسه ، تسهیل و سایر حمل و نقل در شمال ایران ( تاسیس کمپانی بیمه ، و حمل و نقل ، امتیاز ساختن راه رشت و قزوین ، امتیاز ساختن راه قزوین تهران ، امتیاز ساختن راه قزوین تا همدان ، امتیاز راه شوسه تبریز تا قزوین )

امتیاز بهره برداری از معادن قراچه داغ

امتیاز را آهن از جلفا به تبریز

تجدید نظر در تعرفه گمرکی به نفع روس ها و عثمانی ها

امتیاز راه شوسه جلفا تا قزوین (همان . ص ، 145)

امتیازاتی که انگلیسی ها در قرن نوزدهم و بیستم در ایران کسب کردند

امتیاز دایر کردن خطوط تلگرافی در جنوب ایران

امتیاز بارون جولیوس رویتر

اجازه آزادی کشتی رانی در رود کارون

امتیاز بانک شاهنشاهی در ایران

امتیاز لاتاری

امتیاز ساختن راه تهران به سواحل خلیج فارس

اعطا امتیاز خط آهن بندر محمره تا خرم آباد به انضمام ساختن بنادر و اسکله در مسیر خط

استفاده از مقررات کاپیتولاسیون

واگذاری کنترل مالیه و قشون ایران به دولت انگلیس

واگذاری و استخراج و صدور نفت جنوب به "ویلیام ناکس دارسی"

تجدید نظر در قرارداد گمرک به نفع انگلیس

اجازه و امتیاز پلیس جنوب

قرار داد ایران و انگلیس معروف به قرارداد 1919 (وثوق الدوله – کاکس)(همان . ص . 145 ، 146)

حوادثی که زمینه انقلاب مشروطه را تسریع کرد

رقابت های روس و انگلیس در گرفتن امتیازات متعدد از ایران چنان بود که دولت مرکزی ایران به عامل دست نشانده دو قدرت شرق و غرب مبدل شده بود و از روی ناچار تن به هر خواسته ای از طرف آها می داد لذا عطش دو قدرت همسایه ایران در به دست آوردن امتیازات جدید و حفظ دستاوردهای استعمارگرانه خود چنان بود که علاوه بر دست درازی بر منافع ایران نوعی تحقیر و استحضا ملت ایران را نیز با خود به همراه داشت. از این رو فشار روز افزون بر ملت چنان تاب و تحمل ملت را گرفته بود که ایرانیان احساس تنفر شدیدی را در افکار عمومی خود از دخالت های بیگانه در امور داخلی شان احساس می کردند.

احساس تنفر، استبداد حاکم ، بی اعتمادی و نارضایتی از حکام نالایق وابسته زمینه ساز حرکت های اجتماعی ای شد که در نهایت منجر به انقلاب علیه حاکمان و تدوین قانون مشروطه گردید.

در این میان قبل از پیروزی انقلابیون و تدوین قانون مشروطه حوادثی رخ داد که در روند حرکت مردم به سمت انقلاب نقش تسریع کننده ای داشت از جمله این عوامل می توان حوادث زیر را برشمرد.

الف ) حادثه مسیو نور بلژیکی

هنگامی که مظفر الدین شاه به همراه امین السلطان صدراعظم و تنی چند از بزرگان برای بار سوم عازم سفر اروپا بود یک شورش کوچک تهران را فرا گرفت ، بازرگانان که از بد رفتاری کارکنان گمرک به تنگ آمده بودند بازارها را بسته و به حرم عبدالعظیم پناهنده شده بودند ، تا قبل از سلطنت مظفر الدین شاه گمرکات به سبک کشورهای قرون وسطی اداره می شد بدین معنی که هر شهری گمرکخانه ای داشت و کلیه مالتجاره و اشیایی که از خارج و داخل وارد می شد باید گمرک بپردازد ، در زمان مظفرالدین شاه تصمیم گرفته شد گمرکات را به سبک کشور های متمدن اروپا اداره کنند ، این بود که گمرکات شهرستانها را منحل کردند و سرحدات بنادر چنانچه امروز هم مرسوم است گمرک ایجاد کردند.(امینی و ابوالحسن شیرازی . ص ، 189) فلسفه تاسیس گمرکات به سبک اروپایی این بود که در همان زمان تصمیم گرفته شده بود از طرف دول روس و انگلیس به دولت ایران قرض داده شود و چون برای پرداخت اقساط و اصل و فرع ان قرضه دولت ایران یک محل عایدات ثابت و صحیحی در دست نداشت بر آن شدند که گمرکات سرحدی را برای منظور فوق با کنترل دول قرضی دهنده تاسیس نمایند و چون سرحدات ایران بهتر از شهر ها تحت نظارت دول قرض دهنده قرار گرفته بود ، منظوری که دول مذکور چه از نظر سیاست و چه اقتصاد داشته بهتر تامین می شد. برای آنکه روس ها و انگلیسیها بیشتر اطمینان به پرداخت اقساط قرضه داشته باشند دولت ایران موافقت کرد یک نفر متخصص خارجی مورد اعتماد دول قرض دهنده برای ریاست کل گمرکات ایران استخدام شود. این بود که طرفین رضایت دادند که متخصص مذکور تباه دولت بلژیک باشد ، در نتیجه در زمان صدارت میرزا علی خان امین الدوله به منظور افزایش،درآمد کشور سه نفر بلژیکی به نام های "مسیو نوز" ، "پریم" ، "تونیس" برای اصلاح گمرک استخدام گردیده و به ایران آمدند ، نوز که بر دو تن دیگر ریاست داشت مردی باهوش بود ، چنانچه در مدت کوتاهی اوضاع نابسامان گمرک ایران را سامان بخشید و کانون درآمدی برای خزانه تهی بوجود آورد.(همان . ص،190) در سال 1900میلادی دولت ایران از روسیه تقاضای وام کرد روس ها که قصد داشتند به هر طریق که شده ایران را محتاج خود سازند آمادگی خویش را برای اعطای وام اعلام کردند ، مبلغ این وام معادل بیست و دو و نیم میلیون روبل با بهره نیم درصد و مدت بازپرداخت آن 75 سال بود . قرار شد که در مقابل آن عایدات گمرک کشور به استثنای گمرکات بنادر خلیج فارس که در دست انگلستان بود وثیقه روس ها باشد.(براون . ص ، 105) ارتباط وام مزبور و اداره گمرکات توسط بلژیکی ها سبب شد که کارشناسان بلژیکی زیر نفوذ سلطه روس در آیند و با ایجاد تسهیلاتی در کار تجارت روس ها گمرکات شمال را تحت نظر و دربار را زیر دست خود قرار دهند و برای خود یار و مددکار قوی ای تهیه نمایند. برای رسیدن به هدف چاره جز این نبود که از بازرگانان ایرانی در مرزها علاوه بر آنچه در تعرفه گمرکی قید شده بود مبلغی چند برابر اضافه بگیرند و نیز رعایت حال بازرگانان روس را نیز بکنند. نوز و هم دستان او با مردم آشکارا دشمنی می کردند ، علاوه بر واردات از صادرات هم گمرک می گرفتند ، جای تردید نبود که بازرگانان از اداره گمرکات به وسیله مستشاران بلژیکی بسیار ناراحت بودند و نارضایتی عمومی از مقامات مزبور افزایش یافت. بازرگانان به عین الدوله صدراعظم شکایت کردند ولی وی بی اعتنایی کرد ، سرانجام به خواهش سعد الدوله وزیر تجارت چنین قرار شد که در نشستی با حضور سران بازرگانان و نوز گفتگو شود این نشست در دربار برپا گردید ، بازرگانان نشان دادند که کالاها چند برابر آنچه در تعرفه است توسط گمرک اخذ می شود ، چون نوز نتوانست پاسخی بدهد با وجود سعد الدوله و دیگران به بازرگانان دشنام داد. بازرگانان از این رفتار نوز ناراحت شدند و نشست بهم خورد و نتیجه ای در بر نداشت. در سال 1903 شورش هایی علیه تعرفه های جدید گمرکی بروز کرد و مذهبی روشنفکر در این شورش ورود پیدا کردند با این حال مسیو نوز بلژیکی همچنان اداره گمرکات را در دست داشت ، روحانیون در این بین از هر فرصتی برای مخالفت با او استفاده می کردند و چون روس ها مخالف آنها بودند نوز را ملبس به لباس روحانیون کردند و از او در حالت تمسخر آمیزی در یک مجلس رقص که در حال کشیدن قلیان بود عکس گرفتند و میان مردم منتشر کردند و چون این عمل توهین به مبانی دینی تلقی می شد ملت و روحانیت خواستار عزل نوز شدند این عمل مسبب شورش علیه شاه شد و یک موضوع بی اهمیت جنبه عمومی پیدا کرد ، بهبهانی در حضور هزاران نفر منبر رفت و بعد از آنکه از مقام مقدس اسلام سخن راند پاسداشت اسلام را برای مسلمانان و کلیه کسانی که در ممالک اسلامی سکنی دارند مخصوصا کسانی که در خدمت دولت اسلامی هستند را واجب و لازم شمرد وی عمل نوز را توهین به اسلام دانست و خواستار عزل وی از مقام خود شد ، بهبهانی به طور کنایه آمیز به دولت فهماند که این اقدام توهین آمیز نتیجه صدارت و زمامداری عین الدوله است. در پی این اقدام و بی توجهی دولت سر انجام در 1904 کاروانسراها بسته شد و بازرگانان و دیگران در حرم عبد العظیم متحصن شدند. این اقدام بازرگانان که خواهی نخواهی سبب تعطیلی بازار نیز شد در بار را نگران کرد ، خبر تحصن بازرگانان به گوش بازرگانان شهرستانها نیز رسید آنها نیز که سالها زبان به شکایت گشوده بودند نیز مشتعل شدند. محمد میرزا ولیعهد که در این هنگام به تهران آمده و در غیاب پدر زمان امور را به دست داشت کسانی را نزد بازرگانان فرستاد تا از آنها دلجویی کند و نوید داد که چون شاه از سفر برگردد خود او اخراج نوز را از شاه درخواست خواهد کرد سپس به منزل بهبهانی رفت و از او دلجویی نمود و قول داد نوز را چند ماه دیگر عزل کند ، بازرگانان به احترام قول ولیعهد از تحصن دست کشیده و بهبهانی نیز سکوت کرد تا به طور موقت آتش این خشم فرو نشیند. (امینی و ابوالحسن شیرازی . ص ، 191-192)

علت حمایت عین الدوله از نوز

علیرغم اینکه در سراسر محرّم سال 1323 اعتراضات گسترده ای علیه نوز و سیاست گمرکی او در جریان بود. اما دربار ایران و هیأت حاکم به ریاست عین الدوله صدراعظم وقت به این اعتراضات وقعی نمی نهادند و بر حمایت از نوز پافشاری میکردند.

شاهزاده عین الدوله که از سال 1321 پس از عزل میرزا علیاصغرخان امین السلطان بر مسند صدارت تکیه زده بود، فردی مستبد و متکبّر بود. وی از همان روزهای آغاز صدارت با سختگیری شدیدی شروع به کار کرد و چون مظفّرالدین شاه به واسطه ضعف نفس به امور مملکت علاقه نشان نمیداد، تمام قدرت را به دست گرفت و با استبداد حکومت میکرد و به خاطر اقداماتش نارضایتی عمیقی در میان مردم و بیشتر علما ایجاد کرده بود.

قضیه مخالفت با نوز نخستین تحرّکی بود که علیه وی انجام شد. او که در ابتدا با نوز و بلژیکیها معارضه و دشمنی داشت اما به زودی تغییر روش داده و از حامیان اصلی و سرسخت آنها شد. علت این تغییر روش این بود که نوز متعهد شده بود همان مبلغی را که سالانه از عایدات گمرک به امین السلطان میبخشد به صدراعظم جدید تقدیم نماید و در مقابل حمایت او را داشته باشد و به دلیل آنکه نظارتی از سوی حکومت بر گمرکات و عایدات آن وجود نداشت نوز به راحتی میتوانست هر قدر که میخواهد از اموال و درآمد آن بذل و بخشش و خرج نماید بدون آنکه به کسی حساب پس بدهد.

علت دیگر همراهی عین الدوله با نوز مخالفت با علما و روحانیان بیان شده است: «... عین الدوله اعتنایی به این هیاهوها نکرد بلکه بر اعتبارات و استقلال نوز افزود و گفت: چون نوز را میرزا علی اصغر خان امین السلطان بر سر کار آورده بود خیال داشتم او را بردارم ، حال که ملّاها از او عقب کرده باید بر خلاف آنها از او همراهی کنم.»(کرمانی ص ، 268)

ب ) حادثه کرمان

در ماه صفر 1323 در همان ایامی که مسیو نوز بلژیکی آشوبی به پا کرده بود مقدمات حادثه ای دیگر در کرمان فراهم شد. کرمان که در آن فرقه های متعددی زیست می کرد شاهد اختلافاتی میان روحانیون و شیخیه پدید آمد در این میان واعظی به نام شیخ برینی از خراسان به کرمان آمد و در منابر و مجالسی به طایفه شیخیه در کرمان که از احترام برخوردار بود به بدگویی و دشنام پرداخت با سخنان او نزدیک بود آشوبی برپا شود شاهزاده رکن الدوله حاکم کرمان دستور داد شیخ را از کرمان تبعید کردند ، با تبعید شیخ مردم به شورش برخاستند و بازگشت وی را خواستار شدند ، حاکم نیز از ناتوانی به خواست مردم کردن نهاد و شیخ را بازگردانید. تبعید شیخ و بازگشت او وجودش را مهم جلوه داد و باعث شد که در بار آتش کینه و مباحثه درباره گفتار او که آیا شیخیه بدند یا خوبند ، کافرند یا مسلمانند رواج یابد در این میان حاجی میرزا از علمای کرمان قریب به 14 سال درس خوانده و مجتهد شده بود وارد کرمان شد و مردم به گرمی از او استقبال کردند و بالطبع نظر او را نسبت به شیخیه پرسیدند اگرچه او کتبا پاسخی نداد اما شفاها با آنان بد گفت و از همه مهمتر اینکه با شیخ برینی همدست شد و او را حمایت کرد و در ضمن بر آن شد تا مسجدی که در دست شیخیه بود و موقوفات بسیاری داشت گرفته و امامت آن را به یکی از خویشان خود بسپارد ، وی گروهی از مردم را برای گرفتن مسجد فرستاد ولی چون شیخیه ایستادگی کردند و به مداخله برخاستند حکمران ناچار چند تن از ماموران نظامی را به مسجد فرستاد در این بین چند تن طی درگیری هایی کشته و زخمی شدند . رکن الدوله عزل شد و به جای آن ظفرالسلطنه به جای او تصدی امور را در دست گرفت وی به سرکوب شورش پرداخت و دو تن از مجتهدین را بازداشت کرد و به فلک بست و سپس زندانی کرد. در پی این اقدام در رمضان 1323 عمده منابر تهران به حادثه کرمان اختصاص داشت و وعاظ زبردست از جمله ملک المتکلمین و سید جمال الدین واعظ اصفهانی و امثال آنها بالای منابر و محافل اعمال عین الدوله صدر اعظم و حکمرانان که به شهر ها می فرستاد را مورد انتقاد قرار دادند تا در نهایت دولت مجبور به فرا خواندن ظفرالدوله از کرمان شد.(امینی و ابوالحسن شیرازی . ص ، 192-193)

ج ) حادثه بانک استقراضی

در وسط بازار امیر تهران که از بازارهای قدیم تهران است قبرستانی کهنه وجود داشت که سالها بود در آن مرده ای دفن نمی شد در جوار قبرستان مدرسه ای بود که ان نیز به حال خراب و ویران افتاده بود ، به مرور زمان مردم زمین های اطراف قبرستان را تصرف کرده و خانه ساخته بودند ، علما و مجتهدین در فروش زمین های مدرسه و قبرستان به منظور تبدیل به احسن اشکالی نمی دیدند در چنین اوضاعی بانک استقراضی روس نیز مصمم شد در مرکز بازار تهران ساختمانی بسازد و برای چنین منظوری بهتر دید که از مدرسه و قبرستان بلاصاحب استفاده کند. اول منازل اطراف را از مالکین خریداری می کرد آنگاه برای خرید مدرسه به وسیله حاج مستشار ابتکار دست به دامن طباطبایی شد ، او پاسخ داد که اینجا موقوفه و گورستان مسلمانان است و نمی توان اینجا را خرید و مرده ها را از زیر خاک بیرون ریخت و به جای آن ملکی ساخت. چون او نا امید شد به حاج شیخ عبدالله مجتهد رجوع کرد و موافقت او را در تبدیل گورستان به مکان احسن گرفت. روس ها پس از به دست آوردن این سند شروع به کندن و ساختن ساختمان کردند آنها شروع به کندن چاهی کردند تا استخوان مردگان را در آن بریزند ، ضمن درآوردن استخوان ها به جسد تازه زنی برخورد کردند و بی اعتنا آن را به درون چاه انداختند. خبر این حادثه به گوش مخالفین رسید ، طباطبایی برای اجرای تصمیمات خود به رئیس بانک پیغام فرستاد که زمین قبرستان و مدرسه را خراب کردن به هیچ قانونی مشروع نیست ، نخواهم گذاشت این زمین در تصرف شما بماند لذا بنا کردن عمارت در این مکان تضییع پول خودتان است. او پاسخ داد از مستشارالتجار خریدم و او نوشتجات معتبر در دست دارد ، سپس طباطبایی نامه هایی به مشیرالدوله وزیر خارجه و مشیرالسلطنه وزیر داخله نوشت و ناخشنودی خود و مردم را از پیشامد و زیان های آن بازنمود. در پاسخ هر دو نفر گفتند زمینی که با دست یکی از علمای بزرگ خریده شده و دیگر نه دولت و نه دیگری را جایی برای حرف نمانده است. در جواب طباطبایی گفت این خرید و فروش خلاف شرع بوده و ما به بانک از پیش آگاهی داده بودیم. خبر به نجف رسید و برخی علمای آنجا هم اعتراض نمودند ، در روز 4 اذر 1284 شیخ محمد واعظ از سخنوران برجسته عهد انقلاب بالای منبر رفت و در ابتدا در باره حرمت رباخواری که کار اساسی بانک است سخن گفت سپس به داستان قبرستان اشاره کرد و گفت روا نیست که گورستان مسلمانان اینگونه زیرورو شود انگاه از منبر پایین آمد و به سمت گورستان روانه گردید مردم نیز با ناراحتی شدید و عصبانیت کامل در پی او افتادند و چون مردم به محل ساختمان رسیدند به یکباره به ساختمان حمله کردند و در مدت کوتاهی بنای نیمه کاره بانک را تخریب کردند. بانک روس ناچار شکایت کرد و بیست هزار تومان ادعای خسارت کرد در نتیجه مظفرالدین شاه فرمان داد خسارت بانک را بپردازند تا آتش غوغا فروکش کند. (همان . ص ، 194-195)

د ) چوب زدن علا الدوله

در روزهای آخر رمضان 1323 قند در تهران گران شد و بهای آن از یک من تبریز پنج قران به منی هفت تا هشت قران رسید در آن روز قند از روسیه به ایران می آمد و این نگرانی به واسطه جنگ بین روس و ژاپن در سال 1905 بود که صادرت قند و شکر به ایران کاهش یافته و قند در بازار بالا رفته بود ، علاالدوله حاکم تهران به اشاره عین الدوله صدراعظم تصمیم گرفت گرانی قند را مورد بهانه قرار داده و چند تن از بازرگانان بازار را تنبیه کند علت این بود که بازرگانان در هنگام مسافرت شاه به اروپا از دست تعرفه های جدید گمرکی مسیو نوز به حرم عبدالعظیم تحصن جسته بودند و عین الدوله صدراعظم را از خود خشمگین کرده بودند بنابراین عین الدوله که در پی تلافی بود و از طرفی نیز علما عین الدوله را به سختی از خود رنجانده بودند حال وقت آن رسیده بود که بازرگانان تنبیه شوند و علما نیز سر جای خود بنشینند. علاالدوله برای مشروع جلوه دادن اقدام خود به بهانه گرانی قند 17 تن از بازرگانان برجسته را به دارالحکومه احضار کرد بازرگانان پاسخ دادند ما قند می خریم و نه می فروشیم کار تجارت قند در دست چهار نفر است که یکی از آنان حاج سید هاشم معروف به قندی است ، دیگر حاج اسماعیل سرهنگ بازنشسته توپخانه می باشد. علاالدوله که هدفش تنبیه بازرگانان بود دستور داد که چند تن از آنها را از جمله دو نفر از بازرگانان سالخورده و معروف به نام حاج سید هاشم و حاج سید محسن را جلوی چشم مردم به جرم گرانفروشی به فلک بستند در این میان حاج علینقی پسر 27 ساله سید هاشم که پدرش زیر چوب غش کرده بود نزد حاکم دادخواهی کرد ، علاالدوله حکم می کند پدر را باز کنند و پسر را به چوب ببندند و پاهای جوان را به جرم شفاعت پدر مجروح سازند بدین ترتیب چوب خوردن حاج سید هاشم و پسر بی گناه او و بازرگانان دیگر تاب و تحمل را از دست مردم عصیان زده ربود ولیکن در این میان شهر به هم خورده و مردم به پشتیبانی از بازرگانان بازارها را بستند و این سرآغازی شد که انقلاب مشروطه را رقم زد در این میان دلجویی میرزا نصرالله خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه نیز نتیجه ای ندارد و آتش انقلاب زبانه کشید. (همان . ص ، 196)

مهاجرت صغری: برای ابراز انزجار از عین الدوله صدراعظم ، دو تن از علمای بزرگ به نام محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی با مردم هم آواز شدند و به مسجد شاه رفتند. مردم عین الدوله را مسئول قرض های خارج از توانایی ایران ، سفرهای پر خرج شاه و به خصوص مسئول ظلم و فساد می دانستند. عین الدوله که در مقابل علما و آزادیخواهان ایستاده بود دستور داد تا مردم را از مسجد بیرون کنند این عده پس از پراکنده شدن از مسجد شاه به همراه علما به عنوان اعتراض به عمل دولت در 16 شوال سال 1323 یک راست به حرم عبدالعظیم رفتند و در آنجا به بست نشستند و مهاجرت صغری را آغاز کردند ، تا این زمان مردم خواهان اصلاحات بودند و هنوز تقاضایی برای برقراری حکومت مشروطه نکرده بودند دیری نگذشت که متحصنین درخواست کردند مجلسی به نام عدالتخانه تشکیل دهند و نمایندگان آنان از طرفداران و تجار و مالکین و دیگر طبقات انتخاب شوند و ریاست آن را به شاه واگذار نمایند. عده ای از متحصنین در حرم عبدالعظیم می خواستند مستقیم با شاه گفتگو کنند و در میان درخواست های خود برداشتن عین الدوله را هم بخواهند. عین الدوله هم میان ایشان و شاه ایستاد و گفت هر گفتگویی می شود باید با وی باشد عده دیگری سعی کردند با میانجیگری سفیر عثمانی از وی خواستند تا پیام آنها را به شاه برساند و سفیر عثمانی هم قبول کرد ، متحصنین درخواست های خود را چنین عنوان کردند:

1 – نبودن عسگر گاریچی در راه قم

2 – باز گردانیدن حاجی میرزا محمد رضا از رفسنجان به کرمان

3 – باز گردانیدن تولیت مدرسه خان مروی به حاج شیخ مرتضی

4 – تاسیس عدالتخانه در سراسر ایران برای جلوگیری از ستمگری سیاسی حکام

5 – اجرای قوانین اسلام درباره تمام مردم به طور یکسان

6 – برداشتن مسیو نوز از گمرکات و مالیه

7 – برداشتن علاالدوله از حکمرانی تهران

8 – کم نکردن تومانی دهشاهی از مستمریات (همان . ص ، 197 – 198)

شاه در خواست مردم را پذیرفت هرچند عین الدوله از اطاعت سرباز زد اما شاه دستور اکید داد تا متحصنین به شهر برگردند و عین الدوله پذیرفت و فرمان تاسیس عدالتخانه را از مظفرالدین شاه گرفت اما عین الدوله در خصوص عدالتخانه بهانه هایی می آورد و تاسیس آن را به بهانه تنظیم نظامنامه به تعویق می انداخت. وی برای مقابله با خواست آزادیخواهان به تبعید مخالفان روی آورد و همین امر سبب شد تا مخالفان مایوس شده و چاره ای بیاندیشند.(همان . ص 197 – 198)

مهاجرت کبری: در بهار 1906 از طرف مردم عریضه ای به مظفرالدین شاه تقدیم شد و تقاضا شد تا اعلیحضرت وعده هایی را که داده بودند اجرایی نماید در اواسط ماه مه 1906 شاه سکته ناقص کرد و عین الدوله همه امور را به دست گرفت ، علما تهدید کردند که اگر خواسته های آنان برآورده نشود ترک وطن خواهند کرد در روز 25 جمادی الاول 1324 در حدود هزار تن از مشروطه طلبان از ابن بابویه به سوی قم مهاجرت کردند و مهاجرت کبری آغاز شد که فصل تازه ای را در تاریخ ایران رقم زد. (همان)

تحصن در سفارت انگلیس: هنگام مهاجرت علما به قم بازرگانان دکان های خود را بسته بودند ، عین الدوله دستورداد بازارها را باز کنند و تهدید کرد هر دکانی که بسته باشد اموال ان غارت خواهد شد. پس از صدور این دستور عده ای از بازرگانان سفیر انگلیس را در زرگنده ملاقات نمودند و از او برای تحصن در سفارت اجازه خواستند ، با موافقت سفیر انگلیس جمعی از مشروطه طلبان در سفارت تحصن جستند شمار متحصنین روز به روز فزونی می گرفت و ظرف ده روز به سیزده تا بیست هزار نفر رسید عین الدوله وحشت زده دستور داد نظامنامه ای برای تاسیس عدالتخانه نوشتند و در روزنامه ایران سلطانی چاپ کردند اما مردم دیگر گول وی را نخوردند روزنامه را پاره کردند ، دولت پس از چند روز سفارت انگلستان را محاصره کرد شاه مطلع گردید که سربازان هم به انقلابیون می پیوندند لذا نگران شد و از متحصنین خواست تا تقاضای خود را اعلام کنند ، متحصنین از ترس جان خود به میانجیگری "مستر گرانت داف" سفیر انگلیس خواست خود را چنین مطرح کردند:

1 – عین الدوله از صدارت برکنار شود

2 – حکومت مشروطه اعلام گردد

3 – علما با احترام از قم برگردند

4 – اطمینان از اینکه احدی را به بهانه تحصن نخواهند گرفت و شکنجه نخواهند داد

5 – امنیت مملکت ، چه امروز کسی دارای مال و جان خود نیست

6 – افتتاح عدالتخانه که از طبقه علما و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات شرکت داشته باشند.(همان . ص ، 201)

در مقابل انگلیسی ها که از مشروطه خواهان طرفداری می کردند روسیه به دنبال فشار برای عقب نشینی ملیون بود ولی مظفرالدین شاه که آدم مسالمت جویی بود و از اغتشاش می ترسید دستور عزل عین الدوله را صادر کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله را که وزیر خارجه بود به جای عین الدوله به صدارت برگزید.

پا فشاری مردم در این حادثه سبب گردید تا فرمان مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه در 5 اوت 1906 (14 مرداد 1285) بدین شرح صادر گردد.

"... چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان و علما و اشراف و اعیان و ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقه مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در همان امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازم را به عمل آورده و هیأت وزرای دولتخواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد ، اعانت و کمک لازم را بنمایند و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برسانند. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک ، نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ مرتب و مهیا خواهد نمود..."(قصر صاحبقرانیه چهاردهم جمادی المانی 1324) (همان . ص 202)

رویکرد روسیه در قبال ایران

علیرغم دخالت های آشکار و پنهان روسیه در ایران ، نباید از یاد برد که انقلابیون ایران در آغاز از انقلاب 1905 روسیه الهام های زیادی گرفتند و به تبعیت از حرکت های آزادی خواهانه در روسیه، روحانیون پیشاپیش مردم نارضایتی خود را از حکومت شاه وصدراعظم وی نشان دادند. اعمال و اقدامات روس ها در ایران از یک سو و وابستگی دربار ایران به روسیه از سوی دیگر همراه با زیانهای اجتماعی ناشی از واگذاری امتیازات اقتصادی قاجار به قدرتهای استعماری ، دامنه نارضایتی عمومی را افزایش داد و روسیه را به طرح اقدامات نوینی بر علیه انقلابیون واداشت. همچنین اعمال روس ها که ایران را به عنوان جزئی از خاک روسیه مورد ارزیابی قرار می دادند ، حکایت از به خطر افتادن منافع روس ها با وقوع انقلاب مشروطه داشت. از این رو روس ها به پشتیبانی از بازگشت محمد علی شاه، اعلان اولتیماتوم جهت اخراج مورگان شوستر، مخالف آشکار با اصلاحات مشروطه خواهان، ایجاد اختلال، ناامنی و بی ثباتی سیاسی اقدام نمودند.(کاظم زاده . ص ، 648)

در نهایت نیز سرهنگ لیاخوف فرمانده نظامیان روس که از سوی محمد علی شاه به حکومت نظامی تهران منصوب شده بود و عملاً تهران را به تصرف نظامیان قزاق تحت فرماندهی افسران روس درآورده بود، در روز دوم تیرماه 1287 هجری خورشیدی (23 ژوئن 1908) به همراه نیروهای قزاق، نخست به محاصره مجلس و مدرسه سپهسالار پرداخت و سپس هنگامی که با مقاومت مجاهدان رو به رو شد، مبادرت به گلوله باران نمودن ساختمان مجلس نمود. قزاق ها پس از تصرف مجلس به پارک امین الدوله حمله بردند و نمایندگان را مضروب و دستگیر کردند و به باغ شاه منتقل ساختند. بدین ترتیب مجلس اول مشروطه تنها دو سال پس از شروع در 1287 توسطه نظامیان روس و به یاری حکومت وقت به توپ بسته شد.

شواهد بسیاری وجود دارد که از دخالت مستقیم روس ها در کودتای محمدعلی شاه پرده بر می دادند. در این زمینه می توان به چهار نامه ای که لیاخوف در آن دوران به فرماندهی کل قفقاز فرستاده است و رد درخواست وام جدید از روسیه توسط نمایندگان مجلس و برنامه ریزی جهت آنان ایجاد یک بانک ملی اشاره نمود که به شدت، وطنخواهی و بیگانه گریزی نمایندگان مجلس را نشان می داد و از این رو با منافع روس ها در تضاد بود.(ارکدی . ص ، 120)

تقاضای رسمی پناهندگی سیاسی محمد علی شاه قاجار به سفارت روسیه در 25 تیر 1288 که یک سال پس از به توپ بستن ساختمان مجلس صورت گرفت و در نهایت خروج محمدعلی شاه از ایران در 18 شهریور 1288 که با همراهی نیروهای قزاق صورت گرفت دلیل دیگری برای اثبات ادعای دخالت مستقیم روس ها در کودتا است.

طی سال های بعد خصومت روسیه نسبت به انقلاب مشروطه تداوم یافت و در نهایت هنگامی که مشروطه خواهان تصمیم گرفتند جهت تقویت خود در برابر تهدیدات آشکار و پنهان روسیه و بریتانیا و عناصر داخلی آنان، از برخی مستشاران خارجی در تنظیم امور کشور استفاده نمایند، با اولتیماتومی سه بخشی مبنی بر عزل مورگان شوستر، تعهد بر اینکه هیچ مشاور خارجی بدون موافقت روس و انگلیس استخدام نشود و پرداخت غرامت به قوای روس و سپس اقدام روسها به اشغال انزلی و رشت مواجه شدند. قصور دولت ایران در اجابت این خواسته ها طی 48 ساعت، منجر به اشغال قسمت عمده کشور توسط نیروهای روس و انگلیس گردید و دوره دوم مجلس نیز در 24 دسامبر 1911 به پایان آمد و همراه با آن عصر انقلاب مشروطیت نیز به سر رسید.(متین . ص ، 87)

رویکرد انگلستان در قبال ایران

انگلیس به دلیل منافع خود در هند، از هر حربه ای سود می جست. از این رو ایران به عنوان دروازه هندوستان همواره مد نظر بریتانیایی ها قرار داشت. در واقع تسلط بر ایران موجب استمرار تسلط بر هند و دور نگه داشتن روسیه از اراضی مستعمره بریتانیا بود. به همین دلیل انگلیس نیز خواهان ایرانی ضعیف و نیمه مستقل بود. تلاش برای تجزیه افغانستان از ایران، تغییرات مکرر در خطوط مرزی ایران در شرق، حمایت از خوانین محلی ، تسلط بی قید و شرط بر خلیج فارس، کسب امتیازات انحصاری نظیر کشتیرانی ، تأسیس بانک شاهنشاهی، تلگراف، کاپیتولاسیون و ... از جمله اقدامات استعمارگرایانه انگلیس در ایران بود.

با این حال در جریان انقلاب مشروطه، روسیه از موقعیت بهتری در ایران برخوردار بود. به همین سبب تداوم وضع موجود با منافع انگلیس همخوانی نداشت. از این رو انگلیس کوشید با حمایت از مشروطه خواهان ، آتش انقلاب را در ایران شعله ور سازد و از این رهگذر بتواند روسیه را از صحنه سیاسی ایران خارج کند و هواداران خود را بر صحنه سیاست کشور مسلط گرداند. بنابراین هدف اصلی انگلستان از نفوذ در نهضت مشروطه، کنترل نهضت و هدایت آن به سمت مقاصد لندن بود. بدین ترتیب رفتار انگلیسی ها سبب شد که در اوائل تابستان 1285 عده ای که تعداد آنها در عرض 10 روز تا 20 هزار نفر افزایش یافت، در داخل محوطه سفارت انگلیس متحصن شوند و مورد استقبال سفارت انگلیس قرار گیرند. "سردنیس رایت" سفیر سابق انگلیس در ایران در خاطرات خود در موارد متعددی به برنامه ریزی دولت متبوع خود برای تبدیل کردن سفارتخانه و کنسولگریهای کشورش در ایران به «مأمن» و «پناهگاه» مشروطه خواهان جهت پیاده کردن مقاصد اصلی خود اشاره کرده است.(رایت . ص ، 372-384)

به هر روی پس از مدتی که انگلیسی ها به عمق امیال آزادی خواهانه و ملی گرایانه مشروطه خواهان پی بردند و دریافتند که با پیروزی انقلاب در صحنه سیاست داخلی ایران هیچ نقشی برای آنان باقی نمی ماند، به مخالفت با آزادی خواهان پرداختند بدین ترتیب بریتانیا با همکاری سرمایه داران وابسته، زمینداران، سیاستمداران و خوانین وابسته با کمک انگلستان ، مشروطیت را به مسیری دیگر هدایت نمود.( رواسانی . ص ، 78-79)

همچنین دولت انگلیس در 31 اوت 1907 به عقد قراردادی با روسیه پرداخت و ایران را به سه قسمت تقسیم نمود. طبق این توافق قسمت شمالی ایران شامل شهرهای پرجمعیت و مراکز عمده تجاری از خط فرضی بین قصرشیرین و اصفهان و یزد و خواف و مرز افغانستان، منطقه نفوذ روسیه شناخته شد و قسمت جنوبی که دارای ارزش سوق الجیشی برای دفاع از هند بود از خط فرضی بین بندرعباس، کرمان، بیرجند، زابل و مرز افغانستان منطقه نفوذ انگلستان و قسمت سوم که شامل کویر و بیابانهای بی آب و علف و فاقد اهمیت بود، منطقه ی بی طرف متعلق به دولت ایران شناخته شد. آن هم بدین منظور که دو دولت تا حدودی با هم فاصله بگیرند و از برخوردهای احتمالی و اختلافاتشان در این منطقه جلوگیری شود.

قرارداد 1907 در شرایطی به امضای لندن و مسکو رسید که در ایران ارکان حکومت مشروطه به خاطر مبارزات مردمی شکل گرفته بود و فرمان برقراری حکومت مشروطه در مرداد 1285 صادر شده بود. اولین مجلس شورا در تاریخ ایران در مهر همان سال تشکیل شده بود و اولین قانون اساسی ایران در دی ماه همان سال تنظیم و تدوین شده بود. بنابراین انعقاد قرارداد 1907 در شرایطی که انقلاب مشروطیت در ایران به پیروزی رسیده و ظاهراً انگلیس از انقلاب حمایت می نمود، این واقعیت را آشکار ساخت که برای بریتانیا منافع استعماری از اهمیت به سزایی برخوردار است و دفاع از مردم سالاری و دموکراسی تنها در حد حرف است. به نحوی که پس از انعقاد قرارداد 1907 مطبوعات ایران، انگلستان، روسیه و سایر کشورهای اروپائی و همچنین مقامات این کشورها به صراحت به پیروزی انگلیس در این قرارداد اشاره کردند.

به هر روی روسیه و انگلیس پس از امضای قرارداد، تلاش کردند تا اقدام خود را تحت پوشش ایجاد یک جبهه واحد علیه آلمان توجیه کنند. در آن زمان هراس از قدرت روزافزون امپراتوری آلمان که به تدریج به صورت یک خطر جدی برای دول استعمارگر درآمده بود و نفوذ زیادی در بالکان و عثمانی پیدا کرده بود، باعث شد که رقبای آن دولت یعنی انگلستان، روسیه و فرانسه اختلافات دیرینه خود را برطرف و زمینه ی اتفاق مثلث و ایجاد جبهه مشترک علیه آلمان را فراهم کنند.

اگر چه افشای این قرارداد در ایران موجب هیجان عمومی و اعتراضات شدیدی گردید و مجلس شورای ملی به اتفاق آراء آن را مردود و بی اعتبار شناخت، با این حال روس ها و انگلیسی ها عملاً این پیمان را به اجرا گذارده و پس از آغاز جنگ جهانی اول دخالت های وسیعی در شهرهای ایران به عمل آوردند. بدین ترتیب اعتراضات مردم و نمایندگان مجلس و تظاهرات آنها علیه سیاست دو دولت متجاوز در تهران و شهرستانها و همچنین چاپ مقالات تند در روزنامه های کشور نیز موجب فسخ قرارداد نگردید. در همین زمان "مارلینگ" وزیر مختار انگلیس به دولت ایران اطمینان داد که استقلال و تمامیت ارضی ایران محفوظ خواهد ماند و قرارداد بین دو دولت فقط به منظور جلوگیری از دخالت های یک دولت ثالث (یعنی آلمان) در امور داخلی ایران می باشد، ولی ایرانیان قانع نشدند و وقتی مشیرالدوله پیرنیا وزیر امورخارجه این اظهارنظر را در 24 سپتامبر به اطلاع مجلس شورای ملی رسانید، نمایندگان ملت به اتفاق آراء قرارداد منعقده بین دو دولت خارجی در مورد ایران را مردود و بی اعتبار دانستند. در این مورد محمد علی شاه نیز از نظر مجلس پشتیبانی کرد و در نتیجه دولت ایران طی یادداشت دوم نوامبر 1907 به دولتین روسیه و انگلستان اعلام نمودکه چون قرارداد مزبور مابین آن دو دولت انعقاد یافته، لذا مواد آن فقط مربوط به خود دولتین مذکور می باشد و دولت ایران نظر به استقلال تامه ای که دارد، تمام حقوق و آزادی عمل خود را محفوظ می دارد و خود را از هر نفوذ و اثری که قرارداد می تواند درباه ایران داشته باشد مطلقاً مصون و آزاد می داند.

مع الوصف علیرغم اعتراض های صورت گرفته، به علت ضعف دولت ایران، خللی در اجرای قرارداد فوق ایجاد نشد و روسیه و انگلیس به تدریج شروع به اجرای مفاد قرارداد و اشغال مناطق نفود خود نمودند.

نتیجه مستقیم این قرارداد این بود که انگلیسی ها که با پشتیبانی از انقلاب مشروطیت وجهه و اعتباری کسب نموده بودند به سرعت آن را از دست داده و از این تاریخ مانند روسهای تزار منفور و مبغوض افکار عمومی ایران گردیدند.

نتیجه گیری

اگرچه خطر تسلط و تجاوز روزافزون استعمارگران روس و انگلیس و تهدید استقلال ایران یکی از دلایل شعله ور شدن انقلاب مشروطه بود اما مشروطه خواهان هر گز به نیات این دولت ها پی نبرده بودند و دلخوش به حمایت های آنها در برابر ظلم و استبداد داخلی برای رهایی از ظلم حکام قاجار بودند ، سپردن سرنوشت انقلاب به دست دول بیگانه سبب شد تا این انقلاب عظیم که تاریخ ملت ایران را دگرگون کرد به اهداف بلند خود دست نیابد و دول بیگانه بار دیگر در شکل های دیگر زمینه حضور و دخالت های خود را در ایران فراهم آورند.

نقطه اوج دخالت های بیگانه در جریان انقلاب مشروطه را می توان در دو مسئله به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه به یاری روس ها و همچنین عقد قرارداد 1907 که ایران را به مناطق تحت نفوذ دو کشور روسیه و انگلیس تقسیم کرد، مشاهده نمود. در نهایت نیز درخواست روسیه مبنی بر اخراج مورگان شوستر و حمایت بریتانیا از این درخواست در سال 1911 تیر خلاص را به انقلاب زد.

بدین ترتیب اتحاد دولت های روسیه و انگلیس در مقابل خطر آلمان ، تقسیم ایران در قرارداد 1907 و اشغال ایران در جنگ اول از جمله مهمترین عوامل خارجی در شکست مشروطه به شمار می آیند.

به هر روی رقابت قدرت های روسیه و انگلیس در ایران پس از شکست مشروطه نیز ادامه یافت. به طوری که دولتهایی که روی کار می آمدند ، باید تعادل راحفظ کرده و در تصمیم گیری های خود منافع این دو قدرت را نیز در نظر می گرفتند. از این رو طی تمام سال های بعد به دلیل رقابت روس و انگلیس در ایران ، کابینه ها یکی پس از دیگری سقوط می کردند و چند دستگی میان سران انقلاب را بیشتر نمایان می ساختند.

سینا آذرگشسب

منابع

امینی ، علیرضا و ابوالحسن شیرازی ، حبیب الله . تحولات سیاسی و اجتماعی از قاجار تا رضا شاه . نشر قومس . تهران : 1388

براون . ادوارد . انقلاب مشروطیت ایران . ترجمه مهدی قزوینی . انتشارات امیر کبیر . تهران: 1376

کاظم زاده ، فیروز . روس و انگلیس در ایران (1864 ـ 1914) ، پژوهش درباره امپریالیسم . ترجمه ، منوچهر امیری . انتشارات . آموزش انقلاب اسلامی . تهران: 1371

آر کدی ، نیکی . ریشه های انقلاب ایران . پ قلم . تهران: 1377

انقلاب مشروطیت (از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا) ترجمه پیمان متین . انتشارات امیرکبیر . تهران: ، 1382

رایت ، دنیس ، ایرانیان در میان انگلیسی ها، ترجمه کریم امامی . انتشارات نشر نو، تهران: 1365، صص 384 ـ 372

رواسانی شاهپور، دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعمار سرمایه داری . نشر شمع

کرمانی ،ناظم الاسلام . تاریخ بیداری ایرانیان . تهران:1362