رومانی , ربع قرن پسا چائوشسکو

اکنون قریب ربع قرن پس از سقوط دیکتاتور رومانی و عضویت این کشور در ساختارهای اروپایی و آتلانتیک بویژه اتحادیه اروپا و ناتو , اکثریت مردم ضمن تایید ضرورت تغییر و ارج گذاری به آزادی های حاصله بر این باورند که پیشرفت ها در حوزه اقتصادی و رفاه عمومی بویژه در مبحث توزیع عادلانه سرمایه ها و فرصت ها رضایت بخش نمی باشد و پس از تحولات اکراین مردم بشدت نگران توسعه طلبی روسیه هستند

آیا خرسندی از همگرایی در اتحادیه اروپا و ناتو و نگرانی از پوتینیسم واقعی است؟

یک ماه انتخابات جدید ریاست جمهوری در رومانی برگزار و علیرغم موفقیت شایان آقای پونتا (نخست وزیر وقت و کنونی ) در دور اول انتخابات ، آقای یوهانیس شهردار سابق شهر سی بی یو در مرکز رومانی در دوم انتخابات از رقیب خود پیشی گرفته و برای یک دوره ۵ ساله به سمت رئیس جمهوری کشورش برگزیده شد . یوهانیس از رومان های آلمانی تبار بوده و در دوران تبلیغا ت انتخاباتی بویژه در دور دوم از حمایت تمام عیار شخصیت ها و رسانه های اروپایی قرار گرفته و اتباع رومانی در خارج نیز نقش قابل توجهی در پیروزی وی داشتند و بر کسی پوشیده نیست که شعار اصلی یوهانیس مبارزه با فساد و بهبود شرایط زندگی مردم بود.

ربع قرن از سقوط رژیم دیکتاتوری چائوشسکو و فروریختن عمودهای آخرین خیمه گاه ارودگاه کمونیسم سابق می گذرد و هم چنان تحولات دسامبر ۱۹۸۹ رومانی مورد توجه تحلیلگران سیاسی ، جامعه شناسان و روانشناسان و حتی هنرمندان می باشد. این موضوع با توجه به روابط خوب رومانی و کشورمان در دوره های مختلف و اشتراکات فرهنگی و اجتماعی و سفر چائوشسکو به تهران در روزهای پایانی حاکمیتش و اعتراضات صورت پذیرفته در مجلس شورای اسلامی نسبت به این سفر همواره مورد توجه افکار عمومی داخلی بوده است .

فروپاشی شوروی سابق و فرو ریختن دیرک خمیمه های اردوگاه کمونیسم در شرق اروپا را می توان از آن به عنوان فوران آتشفشان زورآزمایی دو جبهه در جنگ سرد در دهه پایانی قرن بیستم یاد نمود . شعار اصلی در این نزاع دمکراسی ، لیبرالیسم و اقتصاد بازار بود و از آن زمان تاکنون بیشتر کشورهای رها شده از بیرق کمونیسم برای رسیدن به رویای دیرینه و عملی شدن شعارهای مذکور تلاش می نمایند که تحولات این روزهای اکراین موید این امر می باشد . البته فوران این آتشفشان گداخته هایی چون بحران های قره باغ ، کوزوو ، بوسنی ، آنجازیا و ترانیستر به ارمغان آورده و ترکشهای آن از میان ملت های مذکور قربانیان زیادی گرفت که بیشترین آنان از مسلمانان بوسنی و کوزوو بودند.

هر ساله در ماه دسامبر میز گردها و نشست های علمی و تحلیلی در این زمینه برگزار می شود و اطلاعات جدیدی در مورد حقایق آن زمان اعلام و کتابهای زیادی در مورد چرایی و چگونگی این تحولات و فرایند سقوط رهبر حزب کمونیست رومانی منتشر شده است ولی هم چنان سؤالات بی پاسخی در مورد تحولات خونین رومانی وجود دارد که مهمترین آنان عبارتند از :

الف) آیا چائوشسکو نمی توانست به فرایند اصلاحات سیاسی و واگذاری مسالمت آمیز قدرت به پیوندد ؟

ب) تروریستهای فرضی که با مردم رومانی در دهه آخر دسامبر ۱۹۸۹درگیر بودند چه کسانی بودند ؟

ج) چرا تعداد قربانیان حوادث دسامبر رومانی قبل از اعدام چائوشسکو (کمتر از ۵۰ نفر) به مراتب بیشتر از قربانبان پس از تیر باران وی (بیش از ۱۰۰۰نفر ) بود ؟

د) قدرتهای خارجی بویژه دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشورهای همسایه رومانی چه نقشی در روند انقلاب این کشور داشتند ؟

هـ) چرا نیروهای سکوریتاته ( دستگاه اطلاعات و امنیت ) و ارتش که به شدت خود را وفادار به چائوشسکو می دانستند خیلی سریع بی وفایی کرده و حتی در اعدام او و همسرش نیز مشارکت نمودند ؟

و: اکنون مردم رومانی چه نظری در مورد شرایط موجود دارند و آیا به شرایط آن روزها غبطه می خورند یا خیر؟

دامنه این سؤالات گسترده و از حدود ثغور این مقاله خارج است و صد البته پاسخگویی بسیار دشوار و در مواردی غیر ممکن است در این مقاله تلاش می شود تا با توجه به اندوخته تجربی حضور در مراکز علمی و چندین سال فعالیت در این کشور تصویر هرچند مختصر در مورد روند و محتوی تحولات دسامبر ۱۹۸۹ رومانی ارائه شود .

سال ۱۹۸۹ بعنوان زمان فروپاشی دیوار برلین ، اتحاد دو آلمان و سقوط تفکر و حاکمیت کمونیسم بعنوان یک ایده و فلسفه حکومتی آغاز گر تغییرات بنیادین در شرق و مرکز اروپا و پایان جنگ سرد چند دهه ای نظام سرمایه داری و اقتصاد بازار با نظام سوسیالیستی و پیروزی سیاسی غرب در برابر شرق بود که نقش بسیار مهمی در تاریخ اروپا و جهان در اواخر هزاره دوم میلادی داشت .

در واقع دو حرکت سیاسی از دو بخش قاره سبز یکی در آلمان با فروپاشی دیوار برلین و دیگری در شوروی سابق با اصلاحات سیاسی وگلانوس گورباچف نوید فروپاشی غول تاریخ کمونیسم را می داد و طبیعی است که رومانی با قرارگرفتن در حوزه جغرافیایی و سیاسی کشورهای ارودگاه کمونیسم سابق نمی توانست از این فرایند دوری گزیده و از تغییر و تحول اساسی مبرا باشد و رهبران شرق و غرب علاقه مند بودند تا مجموعه تحولات و جابجایی قدرت در این کشورها آرام و مسالمت آمیز باشد موضوعی که رهبران حزب کمونیست در صوفیا به رهبری جیفکوف ، هرنکر در برلین شرقی ، یاروزلکی در ورشو و ... به خوبی درک نموده و با دست خود شروع به نواختن آهنگ تحول و جدایی دائمی از کمونیست و سیستم متمرکز نمودند ولی ظاهراً رهبر حزب کمونیست رومانی اعتماد به نفس بالایی داشته و گوشش به این حرف ها بدهکار نبود .

در ماه مارس ۱۹۸۹ آقای میهای چائوشسکو برادر بزرگتر دیکتاتور رومانی که در اتریش به سر می برد در تماسی تلفنی هشدارهایی را به رهبر رومانی داده و در همان ماه با سفری کوتاه به بخارست برادر کوچکتر را در جریان ارزیابی و جمع بندی اش از اراده و تصمیم قدرتهای بزرگ بریا حمایت همه جانبه از تغییرات در حاکمیت سیاسی ارودگاه کمونسیم می دهد در همین راستا در گزارش سازمان اطلاعات رومانی در خصوص تحولات دسامبر ۱۹۸۹ اینگونه آمده است : گورباچف پس از آخرین اجلاس سران ورشو در مسکو در اوایل دسامبر ۱۹۸۹ در ملاقاتی خصوصی نتوانست آقای چائوشسکو را به پذیرش ضورت انجام تغییر و تحول در حاکمیت سیاسی و واگذاری مسالمت آمیز قدرت وادار نماید و رهبر حزب کمونیست رومانی غافل از آینده تلخ و خونین خود به گونه ای اعتراضی ملاقات را نیمه تمام گذاشت و بدون خداحافظی و بدرقه رسمی مسکو را به سمت بخارست ترک می نماید و کمتر از سه هفته پس از این مذاکره و ملاقات ، چائوشسکو نگون بخت در دادگاه نظامی و انقلابی محاکمه و همراه همسر وفادارش به جوخه اعدام سپرده شدند که در آن زمان فیلم اعدام زوج چائوشسکو بارها و بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی دنیا پخش گردید و رسانه های صهیونیستی نیز از این تصاویر بهره مورد نظر خود را بردند .

تشکیل دادگاه نظامی ، محاکمه سریع و ابهام آمیز و اعدام چائوشسکو و همسرش که نقش نفر دوم کشور را برعهده داشت سرآغاز مجموعه ای از تحولات خونین و درگیری های خیابانی بود که برای انقلاب رومانی یکهزار کشته و هزاران مجروح بر جای گداشت .رومانی و دیگر کشورهای کمونیستی سابق در یک دوره ۴۵ ساله حکومت متمرکز و خفقان سیاسی شرایط بسیار سخت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و بویژه معیشتی تحمل نموده و مردم این کشورها برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و زندگی بهتر و ایجاد تغییرات اساسی در ساختارهای حکومتی و امنیتی تلاس بی امانی را از اواسط دهه هشتم قرن بیستم آغاز نموده و پس از فداکاری و مجاهدت در عین بهره مندی از حمایت همه جانبه دنیای غرب در سال ۱۹۹۰ با پنج دهه دیکتاتوری کمونیستی و ریاضت اقتصادی خداحافظی نموده و تجربه کردن مسیر آزادی و اقتصاد آزاد و زندگی بهتر را شروع کردند و اکنون بیشتر این کشورها هم عضو ناتو و هم عضو اتحادیه اروپا شده اند و شاخص های زندگی و وضع اقتصادی مردم بمراتب بهبود یافته است و رفت و امد اتباع این دول به جهان خارج و دنیای غرب بسیار تسهیا شده است. البته در این دودهه توزیع سرمایه و بهرهمندی اقشار مردم از امکانات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یکسان نبوده است .

ویژگی های رومانی

جمعیت این کشور از ۵/۲۳ میلیون سال ۱۹۸۹ به حدود ۲۰ میلیون نفر رسیده و سومین کشور از نظر جمعیت در منطقه مرکز و شرق اروپا و با وسعت ۲۲۷ هزار کیلومتر مربع است که در کنار اکثریت رومانیایی دارای ۸ درصد اقلیت مجاری ، آلمانی ، ترک ، تاتار و یهودی و غیره است . اکثریت مردم این کشور مسیحی ارتدکس بوده و حدود یک صدهزار مسلمان ترک و تاتار نیز دارد . رومانی کشور لاتین زبان در همسایگی کشورهای مجارستان ، صربستان ، بلغارستان ، اکراین و ملداوی در کنار دریای سیاه قرار داشته و با داشتن طبیعت بسیار زیبا و کوههای سر به فلک کشیده کارپات از نظر منابع نفت ، چوب ، گاز ، زغال سنگ و نمک غنی بوده و کشاورزی سهم مهمی در اقتصاد و اشتغال این کشور دارد و صنایع اتومبیل سازی ، نفت ، ماشین سازی و معدن از وضعیت و رشد خوبی برخوردار است .

تاریخ این کشور در فرایند تاریخی فراز و نشیب زیادی داشته است و مرتبط با سرزمین داچ ها و گت های کهن است که توسط امپراطوری روم به عنوان سیلوی غلات بالکان در سال ۱۰۶ اشغال شد و مردم رومانی امروز در قرون وسطی در سه ناحیه تراسیلوانیا ، رومانیا و مولداوی به سر می بردند این کشور از قرن ۱۶ تا سال ۱۸۸۱ با نوعی خود مختاری داخلی تحت تسلط امپراطوری عثمانی بود و در سال ۱۹۱۸ ولایات این منطقه متحد و طبق بیانیه اول دسامبر رومانی به شکل امروز خود شکل گرفت و چند سال بعد منطقه ترانسیلوانیا به مجارستان که وراث امپراطوری آئوسترو اونگار بود ملحق گردید. در دوره بین دو جنگ حاکمیت سلطنتی در این خطه دایر شده و گر چه این کشور در ابتدای جنگ جهانی دوم با آلمانها بود ولی سپس به قوای روسها پیوسته و از آن زمان تا تحولات دسامبر ۱۹۸۹ به سرزمین سوسیالیستی و کمونیستی تبدیل شد و در سیطره ارودگاه کمونسیم سابق به رهبر شوروی سابق قرار گرفت که در این فرایند نیکلای چائوشسکو بازرترین و برجسته ترین نقش را ایفاد نمود . بعد از جنگ جهانی دوم منطقه ترانسیلوانیا که در حاکمیت مجارستان بود به رومانی برگردانده شده و در عوض منطقه مولداوی رومانیایی تبار از رومانی جدا وبه یکی از جمهوری های شوروی سابق تبدیل شد .

حیات سیاسی نیکلای چائوشسکو

دیکتاتور اقتدارگرای رومانی در ۲۶ ژانویه ۱۹۱۸در خانواده کشاورز پر جمعیت ( ده فرزندی ) به عنوان فرزند سوم در منطقه الت رومانی متولد و رشد نموده و پس از ۷۱ سال زندگی پر فراز و نشیب و تجربه نمودن کارگری کارخانه ، مبارز سیاسی و زندانی ، رئیس شاخه جوانان حزب کمونیست ، رئیس جمهوری و رهبری کشور از ۱۹۸۹ـ ۱۹۷۴ و داشتن سه فرزند در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹ در یک دادگاه نظامی کوتاه و سریع محاکمه و بدلیل عدم پاسخگویی به قاضی ، دادستان و عوامل دادگاه صحرایی و به رسمیت نشناختن آنان همراه با همسرش به اعدام محکوم و به شکل رقت آمیزی با رگبار چندین گلوله و با دستهای بسته به قتل رسیدند .

حاکمیت کمونیستی و رژیم سیاسی تمرکزگرای چائوشسکو دو ویژگی و دو مرحله کاملاً متفاوت را تجربه نمود وی در سالهای اولیه به قدرت رسیدن تلاش وافری را برای تحکیم حزب سوسیالیست کارگری همان کمونیست و کسب استقلال نسبی از مسکو بکار برد بطوریکه مداخله نیروهای ورشو در چکسلواکی سابق را رسماً محکوم نمود این حرکت رومانی مورد استقبال کشورهای غرب قرار گرفت و این ارزیابی به دست آمد که بلوک کمونیستی به سمت تضعیف حاکمیت جلو می رود در این مقطع چائوشسکو نقش مهمی در عرصه بین المللی بازی کرد و در نتیجه کشورهای غربی وامهای چشمگیری را به رومانی داده بطوریکه آثار آن در زندگی روزمره مردم مشهود گردید در آن مقطع چائوشسکو بعنوان تنها رهبر کمونیستی به لندن سفر و نیکسون رئیس جمهوروقت امریکا در اقدامی غیر منتظره به بخارست سفر کرد .در آن زمان شرایط به گونه ای رقم خورد که عمر ماه عسل روابط چائوشسکو و غرب بسیار کوتاه شد و مرحله دوم حیات سیاسی رهبر کمونیست رومانی پس از دیدار رسمی از چین و کره شمالی و تبادل نظر با کیم ایرسون و مائو و طراحی انقلاب فرهنگی آغاز شد . در آن مقطع تلاش زیادی برای کیش شخصیتی چائوشسکو و ایجاد یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی قوی و هم جانبه بکار رفت . چائوشسکو طرح های پنج ساله ای را برای توسعه صنعتی ؛ کشاورزی و اقتصادی تدوین و اجرایی شدن آنها را دنبال نمود و از اوایل دهه هشتاد تصمیم به بازپرداخت دیون خارجی و رهایی کشور از وابستگی وارداتی گرفت که علیرغم موفقت چائوشسکو در بازپرداخت بدیها و اعلام استقلال در تأمین بسیاری از نیازهای کشور ، شرایط سخت اقتصادی ، کوپنی کردن بسیاری از کالاها و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی کاسه صبر ملت رومانی از حاکمیت چائوشسکو لبریز گردید .

رهبر آینده رومانی در سن دوازه سالگی به بخارست مهاجرت و در چند کارخانه مشاغل کارگری را تجربه نموده و در شاخه جوانان حزب کارگران سوسیالیست فعال بود در ۱۶ ژوئن ۱۹۳۶ به جرم ترویج افکار کمونیستی و توزیع اعلامیه های حزب سوسیالیست به سه سال زندان محکوم شد .وی پس از آزادی از زندان فعالیتهای سیاسی را دنبال نموده و در سال ۱۹۳۹ با خانم النا چائوشسکو آشنا و شش ماه پس از آشنایی با وی ازدواج نمود وی مجدداً در سال ۱۹۴۰ دستگیر و در مرحله جدید چهار سال زندان را در زندانهای ژیلاوا و تیرگوژیو تجربه نمود. البته در این جا بود که با گئورگه گئورگه دژ رهبر آتی حزب کارکران سوسیالیست رومانی و کیوو استویکا آشنا گردید که این آشنایی نقش تعیین کننده ای در آینده سیاسی وی داشت .وی در سال ۱۹۴۴ از زندان آزاد و پس از پیروزی انقلاب سوسیالیستی در ۲۳ آگوست ۱۹۴۴ فعالیت سیاسی اش را گسترش داد و در سال ۱۹۴۵ به عضویت کمیته مرکزی حزب کارگران سوسیالیست رومانی درآمده در انتخابات ۱۹۴۱ از منطقه الت برای نمایندگی در مجلس انتخاب شد و در سال ۱۹۴۸ از همان منطقه به عنوان نماینده مجمع کبیر ملی انتخاب گردید . وی در سالهای بعدی مناسب معاون وزیر کشاورزی ۱۹۵۰ـ۱۹۴۹ ، معاون وزیر دفاع ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۰ ، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجمع کبیر ملی ۱۹۵۵ـ۱۹۵۰ را تجربه نموده در سال ۱۹۵۴ به عضویت دفتر سیاسی حزب درآمده و به عنوان دبیر کمیته مرکزی حزب کارگزان سوسیالیست انتخاب گردید .گئورگه دژ رهبر حزب حاکم در ۱۹ مارس ۱۹۶۲ بر اثر سرطان فوت نمود و چائوشسکو که در ردیف دوم رهبران سیاسی حزب قرار داشت در رقابتی ماهرانه خود را به رهبری حزب سوسیالیست رومانی رساند و در سه سال اول رهبری حزب بر اقتدار خود افزوده و توانست تغییرات قانون اساسی را در ۲۱ آگوست ۱۹۶۵ به تصویب مجمع کبیر ملی رسانده و در عین تغییر نام حزب به کمونیسم خود نیز در کنار رهبری حزب بعنوان ریئس کشور برگزیده شود .

سیاست خارجی تهاجمی و کیش شخصیتی

رهبر حزب کمونیست رومانی همانند همتایان شرق اروپای خود به خود بزرگ بینی و اغوای تبلغاتی توجه زیادی داشت و از زمان به قدرت رسیدن توجه ویژه ای به سیاست خارجی داشت و روندی را پیش گرفت که همواره نوعی برجستگی و دست برتر در عرصه بین المللی داشته باشد . سیاستهای وی در عرصه روابط خارجی با موفقیت همراه بوده بطوریکه ضمن قرار گرفتن در اردوگاه کمونیستی روابط فعالی با جهان غرب داشت در سال ۱۹۶۸ رئیس جمهور فرانسه دوگول به بخارست سفر نمود در همان سالها دو رئیس جمهور امریکا به رومانی سفر نمودند چائوشسکودر سال ۱۹۷۰ به واشنگتن سفر نمود رهبر رومانی با برسمیت شناختن جمهوری فدرال آلمان و بویژه رژیم صهیونیستی زمینه سازی را برای پذیرش کشورش در IMF و سازمان تجارت جهانی فراهم نمود موضوع مهم اینکه در بین دولتهای کمونیستی رومانی تنها کشوری بود که هم با سازمان آزادی بخش فلسطین و هم با رژیم صهیونیستی روابط رسمی سیاسی داشت . این کشور همچنین روابط فعالی با کشورهای امریکای لاتین ، قاره افریقا و بویژه خاورمیانه داشت و در دهه هشتاد قرن بیستم میلادی هزاران دانشجوی خارجی بویژه از کشورهای خاورمیانه در مراکز آموزش عالی رومانی در رشته های فنی و پزشکی مشغول تحصیل بودند.

مردم و ساختار اداری رومانی نیز زمینه را برای جهش جدید سیاسی در رهبری خود فراهم نمودند و از اوایل دهه ۷۰ میلادی ، فرهنگ کیش شخصیتی در چائوشسکو رشد و نمو فوق العاده ای داشت و همزمان نیز بر نقش و دخالت النا چائوشسکو در بازی قدرت و ساختار سیاسی افزوده شد در این سالها القابی چون بهترین فرزند کشور ، عزیزترین رهبر ، آورنده عصر طلایی به چائوشسکو و دکتر ، پروفسور ، دانشمند و مخترع به النا داده شد و سیاست حذف مخالفین و سرکوب هرگونه ندای اعتراضی و انتقاد آمیز پررنگتر و جدی شد. تحرکات کارگران کارخانه تراکتورسازی و چند واحد صنعتی براشوو در ۱۹۷۷ سرکوب گردید و از اوایل دهه ۸۰ قرن بیستم محدودیت روشنفکران و اقشار فرهنگی و سیاسی بیشتر و بیشتر گردید بطوریکه گروهی مخفیانه به خارج فرار کرده و گروهی نیز با مشاغل تصنعی به شهرستانهای رومانی مهاجرت اجباری کردند که آقای ایلیسکو هم از زمره این افراد بود و رسانه ها و به ویژه رادیو و تلویزیون و چند روزنامه رسمی کشور تحت سانسور شدید قرار گرفتند و نقش و رسالت اصلی رسانه ها صرفا ً تمجید مبالغه آمیز و انتشار اخبار مربوط به فعالیت زوج چائوشسکو بود .

طرحهای عظیم و سازندگی چائوشسکو

واقعیت این است چائوشسکو علیرغم همه مصائب و دردهایی که بر ملتش تحمیل نمود چندین طرح دراز مدت و اصولی در کشورش اجرا نموده که برخی صبغه جهانی بخود گرفته اند و دیکتاتور رومانی در ده سال آخر عمر خود توجه ویژه ای به طرحهای کلان و به یادماندنی معطوف نمود که شاه بیت آنها سه پروژه کلان بوده اند :

۱- خانه خلق ، ساختمان عظیم که در سال ۲۰۰۶ میلادی بیش از ۳ میلیارد یورو ارزش گذاری شده و در کتاب ثبت رکوردها به عنوان دومین ساختمان اداری جهان پس از پنتاگون ثبت شده است . این ساختمان بیش از ۴۰۰۰ فضای سرپوشیده و ۷۰۰ فضای اداری داشته و چائوشسکو از نزدیک بر ساخت آن نظارت داشت و به کارگیری هر کونه مصالح خارجی را در این ساختمان عظیم ممنوع کرده بود .برای ساخت این مجموعه صدها ساختمان تخریب و چند کلیسای قدیمی نیز جابحا گردید.

۲- کانال ۷۰ کیلومتری دانوب – دریای سیاه که در عین کوتاه کردن مسیر دانوب به دریای سیاه نقش مهمی در سیستم ابیاری بخشهای وسیعی از رومانی داشت ( در این کانال کشتیها تا سه هزار تن تردد دارند ).برای ساخت این کانال بیش از ده میلیارد دلار هزینه شده است.

۳- مترو بخارست که در یک دوره ده ساله ۶۵ کیلومتر و در پایتخت رومانی ساخته شد . این پروژه نیز بدون هیچ گونه کمک خارجی اجرا گردید.

۴- حل مشکل مسکن برای اقشار مختلف از طریق انبوه سازی خانه های ارزان قیمت

البته چائوشسکو در بخشهای توسعه ای توجه ویژه ای به صنایع داشت به طوریکه رومانی در بخشهای لوکوموتیو سازی ، توربین سازی ، ساخت پالایشگاه ، تراکتورسازی ، اتومبیل و کامیون سازی ، هواپیما و هلیکوپتر سازی و صنایع دفاع توفیقاتی چشمگیر دست یافت و در اکثر این زمینه ها صادر کننده مهم بویژه به کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله کشورمان بود. واقیت این است که توسعه صنعتی و معدنی رومانی برای مردم کشورش هزینه زیادی داشت .بطوریکه در سالهای آخر عمر چائوشسکو مردم از دسترسی به مواد غذایی ، آب گرم ، گرمای منزل و خدمات برتر بهداشت و درمان محروم بودند .خیابانها شبها تاریک و زندگی مردم در کار روزمره ، تحمل ریاضت اقتصادی ، صرفه جویی افراطی ، پرهیز از مصرف و تولید حداکثری خلاصه شده بود . سفر به خارج ، خوردن یک شکلات خارجی ، نوشیدن یک فنجان قهوه و یا داشتن یک پاکت سیگار خارجی برای بسیاری از مردم رومانی به یک رویا تبدیل شده بود .

ناامیدی از کنگره ۱۴ حزب کمونیست

همزمان با زلزله سیاسی در اردوگاه کمونیسم در سال ۱۹۸۹ ، شرایط عمومی برای مردم رومانی بسیار سخت شده بود و مبارزین سیاسی و تبعید شدگان در خارج به کمک صدای اروپای آزاد و رادیو بی بی سی سعی در تهییح مردم داشتند. تغییرات عمده در کشورهای کمونیستی در حال انجام بود و در بخارست همه نگاهها به کنگره چهاردهم حزب کمونیست بود. این کنگره در روزهای ۲۰ تا ۲۴ نوامبر ۱۹۸۹ برگزار شد حضور نمایندگان دهها رسانه خارجی در بخارست حکایت از پیش بینی تغییرات در کنگره حزب داشت ولی برعکس برخی پیش بینی ها نه اینکه نتیجه کنگره نشان از تغییر نداشت بلکه چائوشسکو موقعیت خود را بیش از پیش تثبیت بخشید تثبیتی که حداکثر دوام آن بیش از یک ماه نبود .چائوشسکو در کنگره چهاردهم تغییرات در کشورهای همسایه را نتیجه مداخلات امریکا و شوروی سابق دانسته و اصلاحات را کودتای نرم قدرتهای بزرگ بر علیه سوسیالیسم مبتنی بر ارزشهای مارکسیت ـ لنینیست نامید ولی در این کنگره پایان باز پرداخت بدهیهای خارجی کشور و خودکفایی کشور در غلات بویژه گندم را اعلام نمود و افزود در آینده نزدیک توجه ویژه ای به بهبود اوضاع معشیتی مردم خواهد شد بطوریکه در قطعنامه نهایی کنگره الویت ۵ ساله ۱۹۹۵ – ۱۹۹۰ رسیدگی به امور داخلی تعیین شد . در این کنگره مجددا" چائوشسکو با اجماع کامل به عنوان رهبر حزب کمونیست برای یک دوره ۵ساله انتخاب گردید.

• آغاز یک پایان

کشورهای غربی همراه با شوروی سابق از طرفی و مردم رومانی همراه با مبارزین سیاسی از طرف دیگر پس از ناامیدی از تغییر در این کشور و اصرار چائوشسکو بر حفظ و تداوم قدرت خود را برای حرکتی اعتراضی آماده کردند شهر تیمیشوارا پیشاهنگ تحرکات ضد حکومتی شد . کشیش مجاری الاصل لاسلو توکیش در یک کلیسا اعتصاب غذا کرد و زمانیکه نیروهای امنیتی در ۱۶ دسامبر ۱۹۸۹ قصد خارج کردن توکیش از کلیسا را داشتند صدها معترض به حمایت وی در آمده و اولین درگیریها شکل گرفت و همان شب نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانهای تیمشوارا مستقر شده و ژنرالهای برجسته سکوریتانه ، ارتش و پلیس از جمله واسیله میلا وزیر دفاع ، تودر پوستل نیکو وزیر کشور و یولیان ولاد رئیس سکوریتانه اوضاع را از نزدیک تحت نظر گرفتند .روز ۱۷ دسامبر تیمشوارا نا آرام بود و درگیری پلیس با معترضین شدت گرفته بیش از ۳۰ نفر در سانسور شدید خبری کشته و تعدادی نیز زخمی شدند .همزمان سه ژنرال عالی رتبه ارتش ، پلیس وسکوریتانه برای نظارت و کنترل اوضاع از نزدیک به تیمشوارا رفتند و چائوشسکو ضمن تاکید بر حفظ آرامش کشور بویژه تیمشوارا عازم سفر رسمی به تهران شد و در غیاب خود امور کشور را به همسرش النا و مانا مانسکو واگذار نمود .روزهای ۱۹ و ۲۰ دسامبر اوضاع در تیمشوارا بدتر شده و روز ۲۰ دسامبر همزمان با بازگشت چائوشسکو پیروزی انقلاب در آن شهر اعلام می شود بیش از یکصد هزار نفر در میدان اپرای شهر تجمع و ضمن قرائت قطعنامه ای خواستار استعفای چائوشسکو از قدرت شدند .

سفر رهبر رومانی به تهران نقطه عطفی در روابط دو کشور محسوب می شود . چائوشسکو پس از بازگشت از تهران در یک نطق رنده را دیو و تلویزیونی عوامل نا آرامی در تیمشوارا را گروهی اخلالگر و عوامل امپریالیست خوانده و برگزاری تجمعی بزرگ در حمایت از سوسیالیست و رهبر محبوب در بخارست را برای روز ۲۱ دسامبر ۱۹۸۹ اعلام می نماید . پس از آن نیز اجلاس فوق العاده کمیته وزرا برگزار و با افزایش چند درصدی حقوق و اعلام چند کوپن جدید موافقت می شود . حادثه مهم در این روز خودکشی واسیله میلا وزیر دفاع رومانی با کلت شخصی اش بود بعدها اعلام شد واسیله میلا بدلیل مخالفت با برخورد خشونت آمیز با معترضین دست به اقدام زده است.بامداد ۲۱ دسامبر هزاران نفر در برابر ساختمان مرکزی حزب کمونیست تجمع و سخنرانی چائوشسکو آغاز می شود پس از چند دقیقه از ساختمان هتل آتنئو پالاس در مجاورت میدان چند حلب فلزی به پائین پرتاب شده ، هیاهو در جمعیت ایجاد و بلندگو و سیستم صوتی چائوشسکو قطع می شود مردم به سرعت به سمت ساختمان کمیته مرکزی حزب کمونیست هجوم آورده و وارد ساختمان شده و به تخریب می پردازند چائوشسکو و همسرش نیز به ناچار با هلی کوپتر از پشت بام ساختمان به طرف اسناگوو ( منطقه ییلاقی در ۳۰ کیلومتری بخارست ) فرار می کنند . پس از فرار چائوشسکو گروهی از مبارزین به رهبری چند چهره کلیدی چون آقایان یون ایلیسکو ، پتره رمان ، میرچا دینسکو جبهه نجات ملی را تشکیل و در عصر ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ پس اشغال ساختمان تلویزیون در یک برنامه زنده پیروزی انقلاب مردم رومانی را اعلام می نمایند.

ژنرال استانکوسکو معاون اول وزیر دفاع زمان چائوشسکو و از چهره های چند وجهی پس از انقلاب رومانی بارها پس از تحولات اعلام داشت که تلاش وافری برای مجاب کردن چائوشسکو و همسرش با هدف پناهندگی به یک کشور خارجی احتمالاً چین بکار برده است ولی آنان به هیچ وجه این پیشنهاد را نپذیرفته و به حمایت مردم در روزهای آینده امیدوار بودند بنابراین تصمیم به سفر به استان سی بی یو جایی که پسر چائوشسکو دبیر اول حزب و استاندار بود می گیرند در بین راه نیروهای نظامی زوج چائوشسکو را دستگیر و به یک پادگان نظامی منتقل کرده و در عصر ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ در یک دادگاه ضرب الاجلی محاکمه و اعدام شدند . این دادگاه توسط تعدادی نظامی و غیر نظامی تشکیل و اتهامات اصلی چائوشسکو را خیانت به کشور ، فقر و فلاکت مردم ، سرکوب مخالفین ، اجیر کردن مزدوران خارجی برای سرکوب معترضین و دیکتاتوری مطلق اعلام داشتند البته چائو شسکو در دادگاه با اعتماد به نفس کاذب بارها صرفا این جملات را تکرار نمود: " شما عوامل خارجی هستید این دادگاه را به رسمیت نمیشناسم ، من همچنان رهبر کشور و فرمانده کل قوا بوده و فقط در برابر مجمع کبیر ملی پاسخگو می باشم ".

در گزارش سازمان اطلاعات رومانی (SRI) در سال ۱۹۹۲ به کرات به نقش نیروهای اطلاعات خارجی که در روزهای ۱۸ تا ۲۰ دسامبر از مرزهای شوروی سابق ، یوگسلاوی سابق و مجارستان وارد رومانی شده اند اشاره شده است . البته در طول تحولات دشامبر ۱۹۸۹ و درگیریهای خونین دهه سوم دسامبر ۱۹۸۹ رومانی بارها و بارها از تروریستها و عوامل خارجی صحبت شد و لی هرگز اثری عینی از این افراد مشاهده نگردید . آقای ایلیسکو دو دوره رئیس جمهور رومانی پس از سال ۱۹۸۹ چندین بار در جمع بندی نتیجه کمیسیون تحقیق حقایق انقلاب رومانی گفت :

" ابهامات و نقاط کوری در مورد تروریست ها و غیره وجود دارد و هرگز روشن نخواهد شد وی به شکل طعنه آمیزی اعلام نمود اگر روزی حقایق ترور جان اف کندی رئیس جمهور امریکا روشن شود حقایق انقلاب رومانی هم روشن می شود مهم این است مردم در یک حرکت اعتراضی دیکتاتور را سرنگون و با رسیدن به آزادی ، حاکمیت دمکراتیک نیز در کشور ایجاد شده است."

جمع بندی : اکنون قریب ربع قرن پس از سقوط دیکتاتور رومانی و عضویت این کشور در ساختارهای اروپایی و آتلانتیک بویژه اتحادیه اروپا و ناتو ، اکثریت مردم ضمن تایید ضرورت تغییر و ارج گذاری به آزادی های حاصله بر این باورند که پیشرفت ها در حوزه اقتصادی و رفاه عمومی بویژه در مبحث توزیع عادلانه سرمایه ها و فرصت ها رضایت بخش نمی باشد و پس از تحولات اکراین مردم بشدت نگران توسعه طلبی روسیه هستند.

چائوشسکو به عنوان یک رهبر و مدیر وطن پرست و دلسوز علیرغم همه تلاشهای خود پس از ۴ دهه حاکمیت به بن بست رسیده و دچار سرنوشت تلخ و خونین شد که عوامل و دلایل آن به شرح ذیل قابل تقریر می باشد :

۱- تصمیم رهبری رومانی به پرداخت مطالبات خارجی که در اوایل ۱۹۸۰ حدود ۲۵ میلیارد دلار بود و در اواخر ۱۹۸۸ به صفر رسید شایان ذکر است که اکنون این کشور بیش از ۱۸۰ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد.

۲- اهتمام چائوشسکو به تلفیق رهبری و مدیریت کشور ، از نظر علمی رهبری یعنی کار درست انجام دادن و مدیریت به مفهوم درست انجام دادن کار می باشد و در بسیاری از موارد جمع کردن رهبری و مدیریت امکان ندارد.

۲ـ تلاش برای انجام کارهای و پروژه هایی که از ظرفیت رومانی در پازل جغرافیایی و سیاسی یک کشور مرکز و شرق اروپا فراتر بود .

۳ـ نقش برجسته النا چائو شسکو در امور کشوری و لشکری و دخالت اقربا و نزدیکان چائوشسکو در امور حاکمیتی و اجرایی کشور ، واقعیت این است که در سالهای پایانی حاکمیت وی خانم النا همسرش و نیکو پسرش علیرغم یدک کشیدن مناسب درجه دو کشوری ، بیش از حد در امور کشورداری دخالت داشته و ایفای نقش تعیین کننده و کلیدی در امور می کردند.

۴ـ همواره دستگاههای اطلاعاتی نقش مهمی در حفظ قدرت دارند ولی در رومانی پررنگ شدن نقش سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی رومانی خصوصا سکوریتاته در مهندسی مدیریت و اداره کشور و اختیارات تام در برخورد با مردم ، امری که موجب ایجاد فضای پلیسی و بی اعتمادی روانی مردم به یکدیگر و به حاکمیت کشور شده بود .

۵ـ چاپلوسان و متملقان نیز در جدایی چائوشسکو از واقعیتهای زندگی مردم و داشتن ارزیابی صحیح از میزان وفاداری به حاکمیت و سنجش واقعی آستانه تحمل مردم رومانی نقش کلیدی داشتند. در این زمینه ژنرال استانکولسکو معاون اول وزیر دفاع در زمان چائوشسکو میگوید وقتی چائوشسکو از سفر ایران برگشت در جلسه ای فوق العاده گفتم برگزاری متینگ و تجمع مردمی و کارگری در بخارست چاره ساز نبوده و به صلاح نیست ولی اکثر حضار در جلسه گفتند مردم خیلی به رهبر محبوب وفادارند و باید این اقدام صورت پذیرد تا معترضین دست از اخلاگری بردارند در حالیکه واقعیت و ارزیابی میدانی این چنین نبود .

۶ـ بی توجهی چائوشسکو به معادلات منطقه ای و بین المللی و روندی که در اردوگاه کمونیسم سابق شکل گرفته بود و قدرتهای بزرگ بویژه امریکا، شوروی سابق و کشورهای قدرتمند اتحادیه اروپا در تقویت این روند مصمم بودند .

۷ـ بی اهمیتی به مخالفان حاکمیت و صداهایی که از اواسط سال ۱۹۸۵ بر ابراز مخالفتهای خود افزوده و به طرق مختلف نسبت به اوضاع دشوار مردم و کشور به رهبران رومانی هشدار می دادند .

۸- بی توجهی به اعتقادات دینی مردم ، در دوره چائوشسکو اکثر کلیساها و مساجد بسته شده بود و مردم مراسم های دینی و انجام فرائض را مخفیانه انجام می دادند.

یقیناً برشماری این عوامل می تواند همچنان ادامه یابد ولی فعلاً از ظرفیت و ویژگیهای این نگارش خارج است. خلاصه این که باز به سؤال اصلی بر می گردیم چرا زوج چائوشسکو اعدام شدند ؟ برای ختم مرقومه بهتر است پاسخ سوال را از زبان پرفسور ماریا ماریسکو استاد روانشناسی دانشگاه بخارست که به شیوه ای طعنه آمیز نیز بیان شده و بدین شرح ارائه نمایم :

روانشناسی تربیت مبتنی بر سه مؤلفه ژنتیک ، محیط و آموزش است که همه انسان ها در مراحل مختلف سنی ظرفیت خاص خود در تربیت پذیری و ایجاد تغییر در خود را دارد . انسانها وقتی از پنجاه سال می گذرند دیگر به سختی تربیت پذیر و اهل تغییرند و تنها دو راه برای آنان وجود دارد یکی معجزه و دیگری مرگ و چون چائوشسکو که از ۷۰ سال نیز گذشته و یک شخصیت لائیک و ضد مذهب و بی ایمان بود و به معجزه اعتقادی نداشت گزینه دوم یعنی مرگ را انتخاب کرد !!!!!!

علی بمان اقبالی زارچ

کارشناس ارشد اروپا و امریکا (دکتری جامعه شناسی از دانشگاه بخارست )