تاسیس بریگاد قزاق و نفوذ ارتش روس در ایران

ارتش ها به عنوان یکی از ارکان اقتدار نظام سیاسی در ثبات و نظم بخشیدن درون جامعه و حفظ امنیت مرزی همچنین به منظور مقابله با تهدیدات بیگانگان نقش اساسی را بازی می کند,

مقدمه

ارتش ها به عنوان یکی از ارکان اقتدار نظام سیاسی در ثبات و نظم بخشیدن درون جامعه و حفظ امنیت مرزی همچنین به منظور مقابله با تهدیدات بیگانگان نقش اساسی را بازی می کند ، از طرف دیگر آموزه های نظامی ارتش ها در بوجود آوردن حس وطن دوستی و احساس مسئولیت تک تک آحاد جامعه در برابر نفوذ و تهدیدات دشمنان و بیگانگان بی نتیجه نخواهد بود و مردم جامعه را در برابر دفاع از ارزش ها و باورهای مشترکی که بقاع آن جامعه در حفظ آن ارزش ها خواهد بود را تقویت خواهد نمود.

در زمان روی کار آمدن حکومت قاجار نظام اجتماعی ایران نظامی از هم گسسته بود و مردم به صورت گروههای کوچک و بزرگ در سراسر ایران به صورت قبیله و عشیره ای زندگانی خود را به سر می بردند ، نظام ایلیاتی حاکم بر جامعه ایران یکی از مهمترین دلیل تضعیف دولت مرکزی بود عدم ثبات و امنیت ، شورش های محلاتی و قبیله ای در برابر حکومت مرکزی ، عدم اطاعت سران قبایل از دولت مرکزی و تعلل در پرداخت مالیات های سالیانه ، شورش سران برای خود مختاری ، دزدی و راهزنی و نبود امنیت تنها بخشی از مشکلات دولت مرکزی بود که پادشاهان قاجار با آن روبه رو بودند.

هر چند آقا محمد خان توانسته بود با سابقه ایلیاتی خود برخی اقوام را متحد و نیروی نظامی قدرتمندی را برای سرکوب واحد های ایلیاتی دیگر فراهم آورد اما هنوز هم به این قوا به عنوان ارتش نمی توان یاد کرد چرا که خواستگاه این قوا که بیشتر شباهت به گارد سلطنتی داشت تا ارتش ، خواستگاه قومی و قبیله ای بود تا خواستگاه ملی ، این نیرو ها از سران قبایل خود دستور می گرفته و با دولت مرکزی از طریق واحد های ایلی در ارتباط بودند و آقا محمد خان به عنوان ایلخان بزرگ حاکم بر کشور بود.

جمع آوری نیروهای نظامی برای سرکوب شورش های گاه و بیگاهی که قاجار ها با آن مواجه بودند کار آسانی نبود ، تا قشونی تهیه شود و برای سرکوب شورش های محلی اعزام شود کلی زحمت کشیده می شد و زمان زیادی از دست می رفت.

در زمان فتحعلی شاه این پادشاه سعی کرد با سیاست قاجاری کردن ایران که همان بسط و گسترش خانواده از طریق تعدد زوجین و فرزندان زیاد و گماردن آنها به فرمانداری ایالات متعدد کشور بود مشکل چند دستگی واحد های ایلی را حل کند.

هر چند اعمال چنین سیاستی تا حد زیادی از مشکلات درونی کاست اما رقابت درباریان بر سر جانشینی به حدی شدت یافت که از زمان مرگ یک پادشاه تا روی کار آمدن پادشاه دیگر چند ماهی شاهزادگان مشغول سرکوب رقبای خود بودند ، این مسائل تمام ماجرا نبود فقدان ارتش منظم و یکپارچه ایران را محل تاخت و تاز سیاست های بی رحمانه دو قدرت روس و انگلیس کرده بود به طوری که این دو قدرت از طریق اعمال نفوذ و با تهدید نظامی و یا حمایت از شاهزاده ای خواسته ها و سیاست های خود را به دربار دیکته می کردند.

تقسیم ایران به مناطق تحت نفوذ روس و انگلیس ، ایران را دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرده بود که در هر بخش رقبا برای به دست گرفتن امتیازی از دولت مرکزی تلاش می کردند. رقابت روس و انگلیس در ایران منجر شده بود تا به نوعی سیاست موازنه مثبت در ایران شکل بگیرد به طوری که هر امتیاز به یکی از طرفین عدم رضایت طرف دیگر را در بر می تابید و دیگری نیز خواهان گرفتن امتیازی با همان مزایا از دولت مرکزی ایران بودند و اگر دولت در چنین امری کوتاهی می کرد با تهدید نظامی و تحریکات مرزی و یا اشغال و از دست دادن بخشی از سرزمین مواجه می شد.

در چنین فضایی کشور ایران به یک تکه گوشتی تبدیل شده بود که میان چنگال دو شیر هر بار مقداری از سرزمینش را از دست می داد ، نداشتن ارتش منظم و یکپارچه به منظور مقابله با استعمار و از آن مهم تر نداشتن درک صحیح از سیاست و بازی های سیاسی توسط حکام وقت منجر شده بود ایران بازیچه قدرت طلبی های دو دولت استعماری روس و انگلیس شود.

به هر حال فقدان ارتش منظم و مدرن مهمترین ضعف دولت قاجار محسوب می شد که زمینه ساز نفوذ بیگانه در کشور را فراهم آورده بود هر چند نیروی هایی از اقشار اجتماع مانند مذهبیون و روشنفکران به عنوان پیشگام مبارزه علیه امتیاز دهی های زیاد دربار به بیگانه محسوب می شدند اما فقدان نیروهای منسجم اجتماعی که ناشی از نظام ایلیاتی حاکم بر جامعه بود و نداشتن قدرت نظامی منسجم توان مقابله را از دولت مرکزی گرفته بود.

در این مطلب آنچه مرود بررسی ما قرار گرفته است بررسی نخستین ارتش متحد الشکل در این دوران است هر چند دوران نوسازی در ایران با اسم رضا شاه گره خورده اما تا سیس بریگاد قزاق از نخستین اقدامات برای شکل گیری ارتش یکپارچه در دوران قاجار می باشد که در عصر ناصر الدین شاه قاجار با همکاری روس ها برای بسط نفوذ هر چه بیشترشان در ایران شکل گرفت.

واژه قزاق

قزاق به معنی بی خانمان ، حادثه جو و طغیانگر است. در دائرة المعارف بریتانیکا این وازه چنین آمده است " قزاق ها شاخه ای از ترک ها هستند که به زندگی شبانی تا جنگ جهانی اول ادامه می دادند. بسیاری از آنها از شهر های ترک نشین در خوارزم از جمله خیوه و بخارا فرار کرده اند و نام آنان در زبان ترکی ، بی خانمان ، حادثه جو و طغیانگر معنی می دهد" قوم قزاق در ۱۳ میلادی زیر فرمان چنگیز خان مغول در آمدند و تحت حکومت جوجی فرزند جوان چنگیز قرار گرفتند. سپس یکی از بخش های ( اردوی طلایی ) شدند و جزء امپراطوری غربی مغول به شمار آمدند. سر انجام پس از سه قرن تسلط اردوی طلایی مغول در شرق و غرب آسیا افول کرد و در اوایل قرن شانزدهم میلادی این امپراطوری به خانان چندی تقسیم شد.

اردوی طلایی چنگیز که قزاق ها جزئی از آن های بودند و در این هنگام در استپ های ترکستان به سر می بردند به سه قسمت شدند. ( اردوی کوچک ، اردوی میانه ، اردوی بزرگ ) اردوی کوچک زمستان ها در ساحل دریای خزر و دریاچه آرال سکنی می گزیدند و تابستان ها به دامنه های کوههای شمالی و جنوبی می رفتند. اردوی میانه زمستانها را در سیر دریا و تابستانها را در سرزمین های قسمت های بالای قویل و ارتیش می گذراندند و اردوی بزرگ زمستانها را در جنوب دریاچه بالخاش و زمین های هفت گانه رودخانه به سر می بردند و تابستانها به دره های تیاشان می آمدند.

قوم قزاق مسلمانان سنی مذهب بودند و موقعیت آنان طوری بود که نمی توانستند از حکومت واحدی پیروی کنند ، غذا و لباس آنان از گوسفندانشان تامین می گردید و بهترین آشامیدینی آنها کومیز بود که از شیر تخمیر شده به دست می آمد.

دست اندازی قزاق ها به سرزمین هایی که تحت تصرف روس ها بود موجب آن شد که روس ها دست به ساختن قلعه های نظامی بزنند ، حملات قزاق ها به نواحی تحت تصرف روس ها پیوسته ادامه داشت تا آنکه روس ها به تدریج قدرت گرفتند و شهر معروف قزاق ها را که " آن مشهد " نامیده می شد در سال ۱۹۵۳م به تصرف خود درآوردند. قزاقان بعد از انقلاب اکتبر جزء اتحاد جماهیر شوروی شد و تحت عنوان حکومت خودمختار قزاقستان به ممالک سویت ملحق گردید. ( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . تهران: ۱۳۸۳ . صص ۲۳ ، ۲۴ )

قزاقان ایران

آن دسته از گروههای مهاجر که در نواحی شمالی ایران به سر می برند عمدتا اقوامی هستند که پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷م در روسیه تزاری از کشور های آسیای میانه و ماورای قفقاز کوچ کردند. گروه قومی قزاق مقیم ایران از این جمله اند که در دو دهه ۲۰ و ۳۰ اوایل قرن بیستم انجام دادند. آنها خود را متعلق به اردوی کوچک از سه اردوی قزاق و از نسل ادای می دانند. این قوم بر اثر وقوع انقلاب سوسیالیستی و بروز خشکسالی و فقر فزاینده به ایران مهاجرت کردند و تا سال ۱۹۳۷م در سه شهر گرگان و گنبد و بندر ترکمن به صورت گروهی زندگی می کردند ، تنها بعد از حدود ۵۵ سال دو خانواده از آنها به دلیل مقتضیات شغلی به تهران آمدند. ( همان . صص ۳۶ ، ۳۷ )

تاریخچه تشکیل بریگاد قزاق در منابع فارسی

همان طور که قبلا هم ذکر شد بریگاد قزاق از نخستین تلاش های حکام قاجار برای تشکیل ارتشی منظم به حساب می آید ارتشی که متحد الشکل و با خواستگاه ملی جایگزین قشون ایلیاتی حکام قاجار شد.

در مآخذ فارسی اطلاعات مربوط به نخستین هیات مستشاران روسی قزاقخانه بسیار کم است در این زمینه ، قدیمی ترین اشارات را در کتاب لرد کرزن به نام ایران و مسئله ایران می یابیم.

لردکرزن با عنوان کردن بحث جامعی پیرامون ارتش ایران می نویسد: " پس روس ها به جان شاه و در باریان افتادند که باید مستشاران نظامی ایران از افسران قزاق باشد و بلاخره سرهنگ دومانتویچ به ایران آمده و مامور تاسیس قزاقخانه شد. لرد کرزن در ادامه این بحث به آمدن کلنل دومانتویچ اشاره می کند و می گوید : " دومانتویچ چندی پیش با ژنرال ترکوکاسوف به ایران آمد و در جنگ های ترکمن شرکت داشت. امپراطوری روس همین که به منظور خود نائل گششت قزاقخانه روس را در ایران دایر کرد و چند توپ مسی و چند هزار فشنگ به شاه ایران هدیه داد." ( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . تهران: ۱۳۸۳ . ص۶۰ )

تاریخچه تشکیل بریگاد قزاق در منابع روسی

در اوایل قرن نوزدهم میلادی ایران هنوز دارای نیروی قابل توجهی بود ، در جنگ های ایران و روس قشون ایران اگر چه سرانجام از روس شکست خوردند ولی در قفقاز سخت پایداری نموده حتی در تعدادی ازنبردهایی خونین پیروز شده بود با این همه انحطاط کلی کشور در زمان محمد شاه قاجار باعث زوال مصیبت بار قوای مسلح ایران شد. ناصر الدین شاه در صدد اصلاح قشون بر آمد ، او طی اولین سفرش به فرنگ سخت تحت تاثیر مانور های نظامی منظم و اونیفورم های زیبای قشون کشورهای مختلف به خصوص اتریش درآمده بود. ناصر الدین شاه در سفر دوم خود به سال ۱۲۹۵ه.ق دوباره خیال اصلاح قشون در مخیله اش خطور کرد. شاه که در ماوراء قفقاز سفر می کرد ، در آن ناحیه با عده ای از سپاهیان روس که از جنگ با عثمانی باز می گشتند مواجه شد ، این سپاهیان که همه جا ناصر الدین شاه را همراهی می کردند به لحاظ ظاهری سر و وضع خوبی داشتند و بسیار چابک سواری می کردند. ناصر الدین شاه تخت تاثیر این ارتش به نایب السلطنه قفقاز گراندوک " میخائیل نیکولایویچ " گفت: که خیال دارد چنان سواره نظامی در کشور پدید آوردگراندوک به تزار روسیه پیشنهاد کرد که بدین منظور عده ای مربی به ایران بفرستد. الکساندر دوم اجازه داد و رئیس ستاد منطقه نظامی قفقاز ، ژنرال پاولوف کسی را به نام سرهنگ دوم ستاد الکسی ایوانویچ دومانتویچ برگزید و در راس یک هیآت نظامی کوچک به ایران فرستاد. ( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . تهران: ۱۳۸۳ . صص ۶۱ ، ۶۲ )

تشکیل بریگاد قزاق

سفر دوم ناصر الدین شاه به اروپا در سال ۱۸۷۸م / ۱۲۹۵ش صورت گرفت در هنگام توقف ناصر الدین شاه در روسیه روس ها در یک مانور نظامی که برای ناصر الدین شاه ترتیب دادند بودند وضع ظاهری لباس ، اسلحه و انظباط قزاق های روسی مورد توجه شاه قرار گرفت و وی در صدد بر آمد یک قسمت از سواره نظام ارتش ایران را به سبک قزاق های روس تربیت نماید قبل از این جریان شاه برای اصلاح وضع ارتش ایران با دولت اتریش وارد مذاکره شده بود و به این مناسبت در تهران به انتظار ورود هیات اتریشی بودند ، قرار بود این هیات اتریشی به غیر از سواره نظام به صفوف دیگر ارتش اسلحه داده و آنها را تجدید سازمان نماید. هنوز تصمیم قطعی در باره سواره نظام گرفته نشده بود. ( امینی علیرضا . حبیب الله ابولحسن شیرازی . تحولات سیاسی اجتماعی ایران از قاجاریه تا رضا شاه . تهران: ۱۳۸۸ . ص ۱۵۴ )

محافل سیاسی روسیه که تشکیل نیروهای نظامی وابسته به خود را یک فرصت طلایی برای تحقق اهداف امپریالیستی خویش یافته بودند، بی‌درنگ در راه تشکیل آن اهتمام ورزیدند تا منافع آن کشور در ایران با پشتیبانی یک نیروی نظامی تضمین گردد. از این رو تزار روسیه آلکساندر دوم از این فکر استقبال کرد و چون تمایل به نفوذ در ارتش ایران داشت ،‌ در پی این توافق در ژانویه ۱۸۷۹م (۱۲۹۶ ه‍ . ق) یک عده افسر قزاق به ریاست کلنل دومانتوویچ با هزار قبضه تفنگ و دو عراده توپ روانه ایران کرد تا با پشتیبانی مستقیم سفیر وقت روسیه به تأسیس قزاقخانه شاهنشاهی اقدام نمایند. ( هوشنگ مهدوی . عبدالرضا . تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی . تهران: ۱۳۸۳، ص۳۰۰ )

دولت ایران که از تشکیل بریگاد قزاق چه به عنوان پیشقراول ارتش نوین ایران و چه به عنوان یک گارد محافظ سلطنت حمایت جدی می‌کرد،‌ مساعی لازم را جهت تقویت‌ این نیرو انجام داد. از این رو قزاقخانه شاهنشاهی که ابتدا از یک هنگ تشکیل می‌شد پس از مدتی مبدل به بریگاد (تیپ) و سپس دیویزیون (لشکر) قزاق گردید تا افسران و سربازان ایرانی تحت نظر افسران روسی به انجام وظیفه بپردازند. ( همان )

دولت انگلستان نیز در صدد برآمد تا برای بسط نفوذ خود دست به ایجاد سواره نظام در ایران بزند و با در نظر گرفتن اهمیت چنین موضوعی برای خود پیشنهاداتی به شاه ارائه کرد. در این پیشنهاد از تشکیل دسته های سواره نظام هند ، بنگال و موفقیت هایی که نصیبشان شده بود شرحی بیان داشتند . حتی حاظر شدند مبلغی پول به عنوان کمک نیز بپردازند. شاه بی پول از این پیشنهاد نمی توانست چشم پوشی کند اما به هر وسیله ای بود روسیه تزاری توانست جلوی این پیشنهاد را بگیرد. ناصر الدین شاه از الکساندر دوم تزار روسیه ، خواست عده ای از افسران روسی را برای تشکیل نیرویی شبیه سواره نظام ممتاز قزاق به این کشور اعزام دارد. سپهسالار که همراه شاه بود در طرح این درخواست بسیار موثر بود. الکساندر دوم از این فکر استقبال کرد و چون مایل بود به هر نحوی شده در ارتش ایران نفوذ کند در ژانویه ۱۸۷۹م یک عده افسر قزاق به ریاست کلنل دومانتویچ با یک هزار تفنگ که قیمت هر یک ۳ لیره ارزش داشت و دو عراده توپخانه صحرایی بدون اخذ قیمت به ایران فرستاد تا به تاسیس قزاقخانه شاهی اقدام کند ، شمشیر های این عده قزاق در خود ایران هر دانه به قیمت ۱۲ قران و نیم ساخته و آماده گردید. این دسته قزاق در لباس و تعلیم مانند قشون غربی بودند و پادشاه ایران به خوبی می توانست به داشتن چنین لشکری که درست مطابق قزاق قفقاز بود به خود ببالد. کار تاسیی نیروی قزاق در ایران چنان با سرعت پیش رفت که در سال ۱۲۹۶ه.ق شاه توانست از آن سان ببیند. بریگاد قزاق ابدا از یک هنگ تشکیل شد و بعدتبدیل به بریگاد(تیپ) و سپس دیویزیون (لشکر) گردید. افسران و سربازان ایرانی تحت نظر افسران روسی انجام وظیفه می کردند. از این تاریخ تا تشکیل ارتش نوین توسط رضا شاه بریگاد قزاق یکی از مهمترین عوامل نفوذ دولت روسیه تزاری در ایران به شمار می رفت. بریگاد قزاق و روسای آن طبق قرارداد استخدامی فقط تابع وزارت جنگ ایران بودند و مستخدم ایران محسوب می شدند ولی صاحب منصبان روسی کم کم به صورت یک نیروی مستقل و وابسته به شاه و در بار روسیه در آمدند. وظیفه عمده این تیپ ظاهرا حفظ هیئت نمایندگی روسی و چند هیات نمایندگی دیگر و خدمت به عنوان نگهبانان شخصی شخصی شاه بود و بارها در عصر مشروطه نقشی شوم ایفا کرد. قوایی نظیر این تیپ در شهر های دیگر و به خصوص تبریز ، اصفهان ، رشت و مشهد و چند شهر دیگر بوجود آمد. در این شهر قوای مزبور شهرت دولت روسیه را نشر می دادند و برای روسیه تبلیغات گسترده ای انجام می دادند.( امینی علیرضا . حبیب الله ابولحسن شیرازی . تحولات سیاسی اجتماعی ایران از قاجاریه تا رضا شاه . تهران: ۱۳۸۸ . ص ۱۵۵ )

حقوق افسران قزاق

حقوق و مواجب و هزینه‌های جاری نیروی قزاق مستقیماً از عایدات گمرکات شمالی ایران به بانک استقراضی روس واریز می‌شد و اولیای بانک مذکور طبق دستورات سفارت روس در تهران مواجب این نیروها را پرداخت می‌کردند، بدون اینکه اولیای امور دولت ایران در جریان امر قرار گیرند. م. پاولویچ درباره نیروی قزاق و دخالتهای ناروای آن در امور سیاسی ایران چنین می‌نویسد: "حقوق و جیره افسران و سربازان بریگاد قزاق در دست دولت روسیه بود. فرمانده بریگاد در مسائل سیاسی با صلاحدید سفیر روس مقیم تهران اقدام به عمل می‌آورد. فرمانده بریگاد از پطرزبورگ تعیین و اعزام می‌شد. این فرمانده حقوق خود را از بانک استقراضی و تعلیمات لازمه را از سفارت روسیه تزاری اخذ می‌کرد. در یک کلمه این فرمانده عامل مستقیم حکومت پطرزبورگ بود." (پاولویچ‌ . میخائیل .ایرانسکی . تریا . س . انقلاب مشروطیت ایران و ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی آن . ترجمه محمدباقر هوشیار . تهران: ۱۳۲۹ . ص۱۰۱ )

فرماندهی بریگاد و افسران روس در ماموریت نظامی محسوب می شدند و حقوق و مزایای خود را از پترزبورگ دریافت می داشتند و چون سمت مستشاری بریگاد قزاق ایران را داشتند از حکومت ایران نیز جیره و حقوق معینی داشتند. میزان حقوق آنان بدین قرار بود: سرهنگ ۲۴۰۰۰ فرانک ، افسران هر یک ۵۰۰۰ منات ( ۱۳۰۰۰ فرانک) و حقوق و جیره و علوفه اسب استوران از پترزبورگ و توسط بانک استقراضی داده می شد حکومت ایران نیز هر ماه ۹۶ منات ( ۲۲۵ فرانک) به آنان کمک م کرد. در بریگاد قزاق تعداد ۲۷۰ نفر افسر ایرانی وجود داشت. حقوق دریافتی این افسران با افسران و حتی استواران روسی قابل مقایسه نبود. به طور متوسط افسران ایرانی هر مان ۱۲ الی ۲۵ منات معادل ۲۷ الی ۴۶ فرانک حقوق می گرفتند. افسران روسی در طول دوران خدمت خود در ایران از سال ۱۸۷۹م به بعد هیچ کشته یا مجروح ندادند. ( همان . صص۱۵۶ ، ۱۵۷ )

باز شدن پای افسران روس از طریق قزاقخانه تحت فشار روس یکی از بزرگترین اشتباهات قاجار ها بود که شخص شاه و سپهسالار در آن دخیل بودند باز شدن پای قوای نظامی قزاق به داخل پایتخت استقلال ایران را در معرض خطر قرار داد به خصوص که با افزایش روز افزون اقتدار این افسران در قزاقخانه نیرو های قزاق به نیروهای وابسته با روس بدل شدند و نقش ویرانگری را در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران بازی کردند و بعد ها نیز قزاقها مجلس را در زمان محمد علی شاه به توپ بستند.

اعتراض انگلستان به تاسیس بریگاد قزاق در ایران

انگلستان که از پیشنهاد تاسیس قزاقخانه روسی در ایران به شدت عصبانی بود از طریق وزیر مختار انگلیس در ایران مراتب اعتراض شدید خود را به دولت ایران اعلام داشت.

سفارت انگلستان استخدام صاحب منصبان روسی را توسط شاه نمی پسندید . تامسن در این مورد نزد میرزاحسین خان سپهسالار شکایت کرد اما زیاد اصرار نورزید زیرا نمی خواست مذاکراتی که در باره کشتیرانی رود کارون در جریان بود به خطر اندازد. شاه از گشودن کارون به روی کشتی های بخاری تن زد و به اعتراضات تامسن درباره استخدام کلنل دومانتویچ اعتنایی نکرد ، ناصر الدین شاه که از دخالت های بیجای انگلستان و روسیه به جان آمده بود با اشاره به تاسیس بریگاد سواره قزاق و استخدام کلنل دومانتویچ در نامه ای به میرزاملکم خان وزیر مختار ایران در انگلستان می نویسد: " ما از هر ملت و امتی صاحب منصب و مستخدم در خدمت خود داریم ، ما خواستیم یک نفر روسی هم داشته باشیم تا چند صد نفر از سواران قزاق خودمان را تعلیم بدهد و این همان صاحب منصبی است که آمده است ، ایران افغانستان نیست که حضرات از این سوء ضن پیدا کنند ایران یک دولت مستقل است و همیشه مصلحتش در این بوده است که با تمام دول مخصوصا روس و انگلیس بر اساس دوستی و مودت رفتار کند." ( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . تهران: ۱۳۸۳ . ص۶۷ )

عملکرد قزاق ها در ایران

نیروهای قزاق در طول قرن گذشته نقش مهمی در تاریخ سیاسی و نظامی ایران ایفا نموده و عامل اصلی حفاظت از منافع روسیه در ایران به ‌شمار می‌آمدند. نحوه شکل‌گیری ، عملکرد و فرجام نیروهای قزاق، همگی نشان از آن دارد که این نیرو بیش از آن‌که برآمده از بطن جامعه ایران و در خدمت مردم ایران باشد، به عنوان ابزاری جهت تحقق منافع بیگانگان عمل کرده است. عملکرد این نیرو بیانگر این است که بریگاد قزاق به اهرم فشاری برای اعمال نفوذ بیگانگان و ابزاری جهت برآورده ساختن مقاصد و منافع روسیه و انگلستان در ایران درآمده بود. (ملائی . علیرضا . بریگاد قزاق ایران ، صحنه ای از مداخلات لجام گسیخته روسیه در ایران . مجله تاریخ و فرهنگ معاصر . سال ششم . شماره ۳ و ۴ . پاییز و زمستان ۱۳۷۶. صص ۱۶۱ ـ ۱۸۱)

همچنین اعمال روس‌ها که ایران را به عنوان جزئی از خاک روسیه مورد ارزیابی قرار می‌دادند، حکایت از به خطر افتادن منافع آنان در انقلاب مشروطه داشت. از این رو روس‌ها به پشتیبانی از بازگشت محمد‌‌علی شاه، اعلان اولتیماتوم جهت اخراج مورگان شوستر، مخالفت آشکار با اصلاحات مشروطه‌خواهان ، ایجاد اختلال ، نا امنی و بی‌ثباتی سیاسی و در نهایت به توپ بستن مجلس اقدام نمودند. ( کاظم‌‌زاده . فیروز . روس و انگلیس در ایران ۱۸۶۴ ـ ۱۹۱۴ پژوهش درباره امپریالیسم . ترجمه، منوچهر امیری . تهران:۱۳۷۱ . ص ۶۴۸ )

به توپ بستن مجلس دوره اول : کلنل لیاخوف پس از کلنل چرنوزوبوف ، هفتمین فرمانده بریگاد قزاق در ایران بود. لیاخوف زمانی فرماندهی بریگاد را تحویل گرفت که مسأله انحلال قزاق‌خانه از طرف مجلس و ملیون به‌طور جدی مطرح بود. در دوم تیر ۱۲۸۷ش بین قوای قزاق و نیروهای مشروطه خواه درگیری شدیدی رخ داد و مشروطه خواهان با مقاومت و تاکتیک دقیق، قوای قزاق را شکست دادند. نیروی قزاق به سرکردگی لیاخوف در باغ شاه اجتماع کردند و با دستور محمدعلی شاه و چراغ سبز روس ها از باغ شاه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و عده زیادی از مجاهدین را با وضع ناهنجاری به قتل رسانید.( شمیم . علی اصغر . از نادر تا کودتای رضاخان میرپنج . تهران:۱۳۷۳ . ص۳۶۲ )

شواهد بسیاری وجود دارد که از دخالت مستقیم روس‌ها در کودتای محمد‌علی شاه پرده بر می‌دارند. در این زمینه می‌توان به چهار نامه‌ای که لیاخوف در آن دوران به فرماندهی کل قفقاز فرستاده است و رد درخواست وام جدید از روسیه و برنامه‌ریزی جهت ایجاد یک بانک ملی اشاره نمود که وطنخواهی و بیگانه گریزی نمایندگان مجلس را نشان می‌داد و از این رو با منافع روس‌ها در تضاد بود. ( آرکدی . نیکی . ریشه‌های انقلاب ایران . تهران:۱۳۷۷ . ص ۱۲۰ )

از این رو روس‌ها با پشتیبانی از بازگشت محمدعلی شاه ، اعلام اولتیماتوم جهت اخراج مورگان شوستر ، مخالفت آشکار با اصلاحات مشروطه عامل اصلی ایجاد اختلال ، ناامنی و بی ثباتی سیاسی بوده و در نهایت به توپ بستن مجلس اقدام نمودند. ( کاظم زاده . فیروز . روس و انگلیس در ایران ۱۸۶۴ ـ ۱۹۱۴. پژوهش درباره امپریالیسم . ترجمه منوچهر امیری . تهران: ۱۳۷۱ . ص ۶۴۸ )

سرکوب مشروطه خواهان: در دوران استبداد صغیر، یعنی از زمان به توپ بستن مجلس شورای ملی تا فتح تهران، بریگاد قزاق نقش سیاسی مهمی در ایران ایفا می‌کرد. به دستور لیاخوف ، پس از به توپ بستن مجلس، سفارت انگلیس به محاصره قوای قزاق درآمد و از پناهنده شدن انقلابیون به سفارت انگلیس جلوگیری شد. در سوم تیر ۱۲۸۷ش به دستور محمدعلی شاه در تهران حکومت نظامی اعلام و لیاخوف فرمانده بریگاد مرکزی قزاق ، حاکم نظامی تهران شد و سه تن از معتبرترین و مشهورترین افراد مشروطه‌طلب یعنی ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان شیرازی و سلطان العلمای خراسانی به طرز فجیعی در باغ شاه کشته شدند. سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی و فرزندانشان هم دستگیر و تبعید شدند. در سوم تیر مجلس به دستور شاه به‌مدت سه ماه تعطیل شد و با فتح تهران دوران استبداد صغیر پایان یافت.

نیروهای قزاق در سرکوب قیام تبریز نیز نقش داشتند و تا رسیدن نیروهای روس به تبریز ، آن شهر را به محاصره خود درآوردند . به‌طور کلی بریگاد قزاق با حمایت‌های روسیه تلاش‌های زیادی در حفظ سلطنت استبدادی شاه انجام دادند اما سرانجام با تصرف تهران توسط نیروهای مجاهدین گیلانی و بختیاری دوران استبداد به‌سر آمد و مشروطه برقرار گردید. ( بشارتی . محمدعلی . از انقلاب مشروطه تا کودتای رضاخان . تهران: ۱۳۸۰ . جلد اول . صص ۱۷۸ ، ۱۷۹ )

پس از فتح تهران و شکست نیروهای قزاق به تقاضای وزرای مختار روس و انگلیس کلنل لیاخوف در مقام فرماندهی بریگاد قزاق ابقاء شد. در اردیبهشت ۱۲۸۸ش حفظ نظم در پایتخت به‌عهده وی گزارده شد و ژاندارمری و پلیس در اختیار او قرار گرفت. با روی کار آمدن احمدشاه و قرار گرفتن فرمانده قزاق تحت امر وزیر جنگ ، ادامه خدمت لیاخوف ممکن نبود و بدین جهت ایران را ترک کرد و به جای او پرنس وادبولسکی به فرماندهی بریگاد قزاق منصوب شد.( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . تهران: ۱۳۸۳ ص ۸۵۱ )

شرکت در کودتای انگلیسی سوم اسفند ۱۲۹۹: مهمترین تأثیر نیروهای قزاق در صحنه سیاسی ایران ، شرکت در کودتای انگلیسی سوم اسفند ۱۲۹۹ بود.

نیروی قزاق که در سال ۱۲۸۷ ش تحت فرماندهی لیاخوف ، مجلس شورای‌ ملی ایران را بمباران کرده و با کودتای نظامی ، دوران کوتاه مشروطیت را به صورت موقت به پایان بردند، با حضور در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش ضربات هولناک‌تری بر مشروطه ایران وارد ساخت.

در اسفند ۱۲۹۹ش قوای قزاق که چهار ماه بود، حقوق خود را دریافت نکرده بودند، از قزوین راهی تهران شدند و شهر را تصرف کردند. سید ضیاء الدین طباطبایی عامل سیاسی و رضاخان سردار سپه عامل نظامی این کودتا بودند.

در اولین ساعات سپیده دم سوم اسفند ۱۲۹۹ش ، رضاخان به عنوان فرمانده تیپ همدان به همراه قزاق‌های تحت فرمانش از قزوین به سمت تهران حرکت نموده و پایتخت را بدون وقوع مشکلی جدی تحت تصرف خود درآوردند. رضاخان پس از دستیابی به قدرت درصدد تشکیل ارتشی نوین و نیرومند برآمد. از این رو با ادغام دیویزیون قزاق ، ژاندارمری دولتی، بریگاد مرکزی و سایر قوای پراکنده نظامی ، از یک سو به فعالیت قزاقخانه پایان بخشید و از سوی دیگر ارتش جدیدی را به وجود آورد.

نتیجه گیری

ساختار ایلیاتی و عدم انسجام نیروهای اجتماعی در ایران در زمان حکومت قاجار ها ، رقابت شدید انگلستان و روسیه در کشور و نداشتن ارتش و قوای نظامی متحد که بتواند منافع ملی را در برابر نفوذ و اعمال قدرت بیگانه حفظ کند و از همه مهمتر آشنا نبودن حکام قاجار با سیاست خارجی منجر به بوجود آمدن سیاست موازنه مثبت در کشور شده بود سیاستی که هر بار بخشی از منافع و منابع ملی کشور را به جیب کشورهای استعماری سرازیر می کرد.

نخستین تلاش ها برای ایجاد ارتش متحد در دوران قاجار را می توان به سفر دوم ناصرالدین شاه به فرنگستان و آشنایی او با ارتش های مدرن غربی قلمداد کرد هر چند این سفر ها پر هزینه برای شاه و ملت ایران گران تمام می شد اما دیدن وضع جوامع دیگر نسبت به اوضاع ایران موجب تغییراتی در دیدگاه ناصر الدین شاه شد و وی تلاش هایی را برای ایجاد برخی تغییرات انجام داد از جمله آنها تشکیل بریگاد قزاق در ایران بود که با همکاری افسران روسی و با حمایت الکساندر دوم تزار روس به منظور بسط نفوذ نظام در ایران و در جهت مقابله با رقیب دیرینه اش انگلستان صورت گرفت.

هر چند این اقدام در نهایت موجب سلطه و نفوذ روز افزون روس در ایران گردید و بعد ها قزاقخانه شرارت هایی را در کشور مرتکب شد اما باید به این نکته را نیز اشاره کرد قزاقان نخستین که اکثرا مسلمان بودند از ایرانیانی بودند که بعد از جدا شدن قفقاز از ایران به این سوی مرزها یعنی به داخل مرزهای ایران آمدند تا از گزند فشار اجانب در امان باشند.

به هر حال این قزاقخانه در طی دوران سلطه اش نقش به خصوصی در تاریخ ایران بازی کرد و در نهایت نیز با شرکت در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش به سلطه سلطنت قاجار در ایران خاتمه داد و رضاخان را بر اریکه قدرت نشاند.

سینا آذرگشسب

منابع:

( میرزایی . محسن . تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق از کلنل دومانتویچ تا میرپنج رضا خان سواد کوهی . نشر علم تهران: ۱۳۸۳ )

( هوشنگ مهدوی . عبدالرضا . تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی . انتشارات امیرکبیر . تهران: ۱۳۸۳ )

( امینی علیرضا . حبیب الله ابولحسن شیرازی . تحولات سیاسی اجتماعی ایران از قاجاریه تا رضا شاه . نشر قومس . تهران: ۱۳۸۸ )

( آرکدی . نیکی . ریشه‌های انقلاب ایران . انتشارات قلم . تهران:۱۳۷۷ )

(پاولویچ‌ . میخائیل .ایرانسکی . تریا . س . انقلاب مشروطیت ایران و ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی آن . ترجمه محمدباقر هوشیار . نشر رودکی . تهران: ۱۳۲۹ )

( کاظم‌‌زاده . فیروز . روس و انگلیس در ایران ۱۸۶۴ ـ ۱۹۱۴ پژوهش درباره امپریالیسم . ترجمه، منوچهر امیری . آموزش انقلاب اسلامی . تهران:۱۳۷۱ )

( ملائی . علیرضا . بریگاد قزاق ایران ، صحنه ای از مداخلات لجام گسیخته روسیه در ایران . مجله تاریخ و فرهنگ معاصر . سال ششم . شماره ۳ و ۴ . پاییز و زمستان ۱۳۷۶ )

( شمیم . علی اصغر . از نادر تا کودتای رضاخان میرپنج . انتشارات مدبر . تهران :۱۳۷۳ )

( بشارتی . محمدعلی . از انقلاب مشروطه تا کودتای رضاخان . انتشارات سازمان تبلیغات و فرهنگ اسلامی . تهران: ۱۳۸۰ . جلد اول)