شورای نگهبان و نهادهای مشابه در کشورهای دیگر

از دیر باز برخی گروه­ها, موضوعات مربوط به حقوق اساسی ونهادهای سیاسی را برای جلب افکار عمومی وارد عرصه مطبوعاتی کرده­اند

از دیر باز برخی گروه­ها، موضوعات مربوط به حقوق اساسی ونهادهای سیاسی را برای جلب افکار عمومی وارد عرصه مطبوعاتی کرده­اند. این گروه­ها اصول مربوط به نظارت شورای نگهبان در قانون اساسی را اصولی غیر دموکراتیک قلمداد کرده و همواره در صدد محدود کردن نقش نظارتی این شورا هستند، تا جایی­که خواستار جایگزینی نظارت استطلاعی به جای نظارت استصوابی می­باشند؛ چیزی که نه ضمانت اجرا دارد و نه فایده­ای بر آن مترتب است. وقتی به قوانین اساسی کشورهای دیگر رجوع کنیم، می­بینیم که از آمریکا و کشورهای اروپایی تا کشور آفریقایی نیجر، از کشورهای صنعتی و پیشرفته تا فقیرترین کشورها، همگی دارای نهاد کنترل کننده قوانین عادی با استفاده از قانون اساسی و نهاد مفسر قانون اساسی و ناظر بر انتخابات هستند و به سختی می توان کشوری یافت که نهادی نظیر شورای نگهبان نداشته باشد. جالب آن است که اختیارات این ارگان­ها در بیش تر موارد، بسیار بیش تر از اختیارات شورای نگهبان است. تمام کشورها، به این نتیجه رسیده­اند که اصل برتری قانون اساسی ایجاب می کند، همه قوانین مصوب کشور با آن منطبق شود و الّا، حقوق اساسی افراد دستخوش نوسانات می­گردد و اصل ثبات و تداوم سیاسی کشور، که با قانون اساسی برقرار شده، متزلزل می­گردد. در راستای این هدف، دو شیوه کنترلی مختلف توسط دو نهاد در کشورهای جهان دیده می شود:

۱- قوه قضائیه

۲- سازمان سیاسی

▪ در بند دوم ماده ۶ قانون اساسی آمریکا آمده:

«قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا- که طبق قانون اساسی تدوین خواهد شد و تمام معاهداتی که منعقد شده و یا در آینده به موجب اختیارات حکومت فدرال منعقد می­شود – بر کلیه قوانین این سرزمین حاکمیت دارد و قضات تمام ایالات مکلف به رعایت آن هستند.»

طبق تفسیری که از این ماده شده، قضات دیوان عالی، قوانین مصوب کنگره را با قانون اساسی تطبیق می­دهند و هم­چنین مطابقت قوانین اساسی و قوانین عادی ایالات را با قانون اساسی و قوانین عادی دولت فدرال، کنترل و نظارت می­کنند. امروزه قوه قضاییه در آمریکا، نهاد بلامنازع حافظ قانون اساسی است. از موارد دیگر شیوه کنترل قوانین به وسیله دستگاه قضایی، می­توان به دیوان قانون اساسی در ترکیه و هند، دیوان عالی در ژاپن، لیبی و نیجر، دادگاه قانون اساسی در آلمان، روسیه، بلغارستان، اتریش، اسپانیا و کره جنوبی و دادگاه عالی قانون اساسی در سوریه، دیوان قانون اساسی در ایتالیا و محکمه النقد در مصر اشاره کرد که کمابیش اختیارات مشابهی دارند.

در ژاپن، دیوان عالی، مسئول حفاظت از قانون اساسی است. در اصل ۹۸ قانون اساسی این کشور چنین آمده:

«قانون اساسی، برترین قانون کشور ژاپن می­باشد.»

▪ در اصل ۸۱ هم چنین آمده :

«دیوان عالی، آخرین مرجع قضایی و مسئول تشخیص انطباق قوانین، فرمان ها، مقررات و تصویب نامه ها با قانون اساسی است.»

دادگاه قانون اساسی کره جنوبی، علاوه بر اختیارات شورای نگهبان این اختیارات را هم دارد؛ استیضاح مأمورین دولت، انحلال یک حزب سیاسی و رسیدگی به شکایات مربوط به قانون اساسی.

در روسیه، انطباق قوانین اساسی و تفسیر آن، با دادگاه قانون اساسی است و بنا بر بند ۷ اصل ۱۲۵ قانون اساسی این کشور، این نهاد، مرجع رسیدگی به اتهام رئیس جمهور درباره خیانت به کشور است.

● سازمان سیاسی

کشورهای دیگر نظیر ایران و فرانسه با تکیه بر هم سطح بودن قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضائیه چنین استدلال کرده­اند که مقام بررسی کننده انطباق قانون عادی با قانون اساسی، باید لزوما در مرتبه­ای بالاتر از قوه قضائیه قرار گیرد. با توجه به این اشکال، بسیاری از کشورها، قوانین را به وسیله یک ارگان سیاسی، کنترل می­کنند. شورای نگهبان هم در ایران طبق اصول متعددی از قانون اساسی از جمله اصل ۹۱، مرجع انحصاری پاسداری از قانون اساسی و تشخیص مغایرت یا عدم مغایرت مصوبات مجلس با قانون اساسی است.

در مورد اهمیت شورای نگهبان، همین بس که بنابر اصل ۹۳ قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد (مگر در مورد تصویب اعتبار نامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوق دان شورای نگهبان). این شورا علاوه بر وظیفه مذکور، دو وظیفه خطیر دیگر نیز دارد: تفسیر قانون اساسی (اصل ۹۸) و نظارت بر تمامی انتخابات (به جز انتخابات شوراها) و اعلام نتیجه آن (اصل ۹۹). خبرگان قانون اساسی به این نتیجه رسیده که لازم است ارگانی خارج از دستگاه اجرایی کشور، بر امر انتخابات نظارت داشته باشد.این روش، یعنی کنترل قوانین به وسیله ارگان سیاسی (و نه دستگاه قضایی)، علاوه بر ایران در کشورهای دیگری هم اجرا می شود که از آن جمله می­توان به شورای قانون اساسی در فرانسه، پرتقال، الجزایر، مراکش و ... اشاره کرد. شورای قانون اساسی فرانسه، مجلس و دولت را کنترل می کند تا مانع نقض قانون اساسی شود. این شورا علاوه بر انطباق قوانین عادی با قانون اساسی، وظیفه نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری و مراجعه به آراء عمومی را بر عهده دارد. کشورهای الجزایر و مراکش هم مانند فرانسه، شورای قانون اساسی دارند. طبق قانون اساسی الجزایر، شورای قانون اساسی باید با هدف نظارت بر رعایت قانون اساسی تشکیل شود. این شورا، هم­چنین بر نظم همه پرسی­ها و انتخابات ریاست جمهوری و مجالس، نظارت دارد و نتیجه آن­ها را اعلام می­کند. آراء این شورا نیز بر خلاف شورای نگهبان غیر قابل استیناف است اما در ایران، رأی شورای نگهبان حرف آخر نیست و نظر نهایی، با مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در انگلستان، مجلس لردها مصوبات مجلس عوام را که خلاف حقوق اساسی باشد تصویب نمی­کند و به شکلی، کار شورای نگهبان را انجام می­دهد. با مطالعه تطبیقی نهادهای حافظ قانون اساسی در کشورهای مختلف، دریافتیم که در اکثریت قریب به اتفاق کشورها، نهادی نظیر شورای نگهبان وجود دارد و علاوه بر اختیارات شورای نگهبان، اختیارات دیگری مانند تذکر عدم نقض قانون اسا سی، به دولت و محاکمه رئیس جمهور را دارا می باشند.

منابع:

منوچهر طباطبایی مؤتمنی، حقوق اساسی، نشر میزان، چ ۱، ۱۳۸۰ ه.ش، ص ۲۵۰-۱

سید جمال الدین مدنی، حقوق اساسی تطبیقی، نشر پایدار چ ۱، ۱۳۷۹ه.ش، ص ۲۳۸

-۲محمد رضا ظفری و فخرالدین اصغری، سیستم های حقوقی کشورهای اسلامی، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم: چ ۱ ، ۱۳۷۴ه.ش، چ ۱ ، ص ۳۰۰

قانون اساسی ایتالیا، چاپ ریاست جمهوری، اصل ۱۳۴ اصلاحی سال ۱۹۸۹-۳

قانون اساسی کره جنوبی، چاپ ریاست جمهوری، اصل ۱۱۱-۴

قانون اساسی نیجر، اصول ۱۰۴ و ۱۰۳ و ۱۰۲-۵

۶-الهه کولایی، قانون اساسی فدراسیون روسیه، نشر دادگستر ، چ ۱ ، ۱۳۷۷ ، صص ۴۸-۴۷

۷-مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات مجلس شورای اسلامی،ج۱ ۱۳۶۴ ، ص ۹۶۵.

قانون اساسی فرانسه، اصول ۶۰ و ۵۸ ، چاپ ریاست جمهوری ۸-

قانون اساسی الجزایر، اصل ۱۶۳ ، چاپ ریاست جمهوری ۹-

http://www.pajoohe.com