شورای نگهبان دولت اسلامی

«آقای بی ریا از نزدیکان و یاران عابد و باتقوای من هستند بنده به ایشان اطمینان تام دارم اگر از من می پرسید, شخصا با توجه به شناختی که از ایشان دارم آقای بی ریا را مناسب ترین فرد برای ارائه مشاوره به حضرتعالی می دانم »

«آقای بی‌ریا از نزدیکان و یاران عابد و باتقوای من هستند. بنده به ایشان اطمینان تام دارم. اگر از من می‌پرسید، شخصا با توجه به شناختی که از ایشان دارم آقای بی‌ریا را مناسب‌ترین فرد برای ارائه مشاوره به حضرتعالی می‌دانم. » اینها توصیفاتی است که آیت‌الله «محمدتقی مصباح یزدی» در پاسخ به درخواست «محمود احمدی‌نژاد» برای معرفی فردی که بتواند مقام مشاورت رئیس‌جمهور تازه انتخاب شده ایران در سوم تیر ۸۴ را برعهده بگیرد، در وصف «محمدناصر سقای بی‌ریا»، شاگرد قدیمی خود به کار برد، آنگاه که احمدی‌نژاد بلافاصله پس از پیروزی در انتخابات در مرحله دوم انتخابات نهم ریاست‌جمهوری به قم سفر کرد و یکراست به نزد مصباح رفت تا به رسم ادب، از حمایت‌های بی‌دریغ او از خود در جریان انتخابات سپاسگزاری کند. این تاییدات تمام‌قد «استاد» از سقای بی‌ریا هم بود که آخرین تردیدها را در نزد رئیس‌جمهور منتخب برطرف کرد و باعث شد اندکی پس از آغاز به کار دولت اصولگرای نهم، رئیس اسبق مرکز اسلامی تگزاس، طی حکمی از طرف احمدی‌نژاد مشاورت رئیس‌جمهور در امور مربوط به روحانیت را بر عهده بگیرد.

حکم مشاوره رئیس دولت خطاب به بی‌ریا از دو محور اصلی تشکیل شده بود؛‌ محور نخست «ضرورت همکاری دولت اسلامی با مراجع عظام و حوزه‌های علمیه در جهت گسترش معارف و ارزش‌های اسلامی و هماهنگی هرچه بیشتر با نهاد روحانیت» و دیگری «رعایت احکام دینی در تصمیم‌گیری‌ها» بود. «دولت اسلامی» اما «کلید واژه»‌ای است که به عنوان «هدف غایی» از تشکیل دولت نهم توسط مسوولان و رئیس آن ترسیم شده است. بر مبنای این اصل که تئوری مطلوب آیت‌الله مصباح در باب دولت در ایران محسوب می‌شود تمام رفتار و گفتار مسوولان اجرایی از صدر تا ذیل باید به صورتی باشد که علاوه بر انطباق کامل با احکام و قوانین شرعی (طبق قرائت این جریان از دین)، زمینه را برای ظهور هرچه سریع‌تر امام زمان بر پایه اصل «مهدویت» فراهم سازد. به عبارت دیگر هیچ فعل و ترک فعلی نباید از سوی مسوولان دولتی رخ دهد که احیانا مانعی بر سر راه تعجیل در ظهور امام زمان باشد. نقش اصلی «محمدناصر سقای بی‌ریا» دقیقا در همینجاست که آشکار می‌شود. مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت یکی از سه مشاور مورد عنایت احمدی‌نژاد از میان خیل مشاوران اوست که می‌تواند یا دقیق‌تر «باید» در تمام جلسات کابینه حضور داشته باشد.

اگر به جز بی‌ریا، «صادق محصولی» و «مجتبی ثمره هاشمی» مشاوران رئیس دولت نهم هستند که در تمام جلسات کابینه حضور می‌یابند و مشاوره‌های «ویژه» خود را به احمدی‌نژاد ارائه می‌کنند، این سقای بی‌ریاست که به عنوان فردی که باید «رعایت احکام دینی در تصمیم‌گیری‌ها» را مورد تایید قرار دهد، از نقشی بی‌بدیل در دولت برخوردار است. فردی که به نمایندگی از آیت‌الله مصباح در جلسات کابینه حاضر می‌شود و ریز تمام مصوبات و تصمیمات تنها پس از تایید و حکم شرعی اوست که نهایی و قابل اجرا می‌شود. در واقع نقشی که این دانش‌آموخته موسسه مطالعات اسلامی مک‌دیل کانادا در رشته روانشناسی در هیات دولت احمدی‌نژاد دارد، مشابه همان نقشی است که شورای نگهبان در نظام سیاسی ایران دارد؛ بی‌ریا می‌تواند آزادانه و در کمال قدرت تمام مصوبات و تصمیمات دولت را به علت مغایرت با احکام شرعی و دینی کان‌لم‌یکن سازد و آنگاه تصمیم‌گیری نهایی را به «محمود احمدی‌نژاد» واگذارد. اما این توفیق در هیات دولت یا وظیفه «رعایت احکام دینی در تصمیم‌گیری‌ها»، ‌آنگاه که به محور دیگر حکم مشاوره سقای بی‌ریا می‌رسد، رنگی دیگر به خود می‌گیرد. آنجا که مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت، وظیفه «گسترش همکاری دولت نهم با مراجع تقلید و نهاد روحانیت» را برعهده گرفت تا شاید بتواند نقیصه‌ها و کمبودهای ارتباط میان یک رئیس‌جمهور مکلا با نهاد قدرتمند مرجعیت و روحانیت را برطرف سازد.

آنچه در این میان ضرورت این مهم را ایجاب می‌کرد، به قدرت رسیدن یک فرد غیرروحانی به عنوان رئیس دولت در ایران پس از ۱۶ سال ریاست‌جمهوری روحانیون بر کشور بود. در واقع «اکبر هاشمی رفسنجانی» و «محمد خاتمی» هر دو به علت پوشیدن لباس روحانیت و داشتن پایگاه مستحکم در حوزه‌های علمیه و میان مراجع و نیز بهره‌مندی از مشاورانی مجرب در این حوزه، هرگز ضعفی از ناحیه ارتباط با روحانیت در دولت‌های خود احساس نکردند. به گونه‌ای که اگرچه برخی رفتارهای دولت اصلاح‌طلب خاتمی گهگاه با اعتراضاتی از قم مواجه می‌شد اما مقبولیت رئیس دولت و احترام متقابل میان شخص خاتمی با روحانیون ارشد به علاوه ایفای نقش موثر مشاوران او در مواقع لزوم هرگز اجازه نداد که این اعتراضات به بحران در روابط تهران و قم منجر شود. اما دولت احمدی‌نژاد نه از امتیاز ریاست رئیسی روحانی برخوردار است و نه مشاورش در امور روحانیت در میان روحانیون ارشد شناخته شده است که بتواند در مواقع بحران، با مدیریت خود از گسترش آن جلوگیری کند.

ضمن آنکه در پیش گرفتن ادبیات رئیس دولت نهم و منصوبانش با روسای جمهور پیش از خود و به‌خصوص هاشمی رفسنجانی که علاوه بر نفوذ و نقش تاریخی در حوزه‌های علمیه و همچنین روحانیون بلندپایه، عضو همزمان شورای مرکزی دو تشکل اصلی روحانی ایران یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز است هم باعث شد تا رابطه دولت نهم و نهاد مرجعیت و روحانیت از همان ابتدا چندان مساعد نباشد. بالطبع در این شرایط کار مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت سخت‌تر از مواقع دیگر است. در چنین فضایی هم بود که پدید آمدن یک «شرایط خاص» می‌توانست «آزمونی» برای آگاهی از توانایی «شورای نگهبان دولت» در رفع تنش میان رئیس‌جمهور و روحانیون باشد که دستور احمدی‌نژاد درباره آزادی ورود زنان به استادیوم‌ها این شرایط خاص را ایجاد کرد. همین دستور هم بود که اولین تنش را در روابط میان تهران- قم ایجاد کرد و با به راه انداختن موجی از نارضایتی در میان مراجع تقلید و حوزه‌های علمیه باعث شد تا سیل اعتراضات از قم روانه تهران شود. موضعگیری بعدی «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت هم بر رنجش مراجع از دولت افزود تا اینکه با توصیه مقام رهبری مبنی بر توجه به نظر مراجع در این خصوص، دولت اعلام کرد که بنا بر نظر مقام ولایت دستور فوق را پس می‌گیرد؛ موضعی که به علت نادیده انگاشتن نظر مراجع در آن، خود بر عمق ناراحتی روحانیون ارشد از کابینه اضافه کرد. از آن پس بود که سقای بی‌ریا مامور شد تا کدورت‌های به وجود آمده میان دولت و مراجع تقلید را برطرف کند اما نارضایتی روحانیون ارشد از دولت به حدی بود که مراجع حتی از پذیرش جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به حضور به علت عضویت احمدی‌نژاد در شورای مرکزی آن، اجتناب کردند.

آن ماجرا اگرچه اولین نمود عینی از تیره شدن روابط دولت نهم با مراجع و روحانیون بلندپایه بود اما هرگز آخرین آن نبود. این روزها هرچند ماجرای جنجالی سخنان «اسفندیار رحیم مشایی» معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری درباره دوستی با مردم اسرائیل، «پایان» یافته اما همانگونه که احمدی‌نژاد در آخرین مصاحبه مطبوعاتی خود به صراحت اعلام کرد که دولت نهم به توصیه‌ها در این خصوص کاری ندارد، مراجع هم به سراغ ابزارهای دیگر خود رفتند. پاسخ منفی به درخواست ملاقات مقامات ارشد دولتی، اولین ابزار مورد استفاده در این راستا بود که چندی پیش توسط برخی رسانه‌ها اعلام و علنی شد و البته یک پوئن منفی دیگر در کارنامه مشاور روحانی احمدی‌نژاد ثبت کرد. نام سقای بی‌ریا یک بار دیگر هم در ارتباط با مراجع اما به گونه‌ای دیگر مطرح شد، آنگاه که عنوان شد یکی از مدیران هفته‌نامه «پرتو سخن» متعلق به موسسه آموزشی امام خمینی قم (زیرنظر مصباح یزدی) در واکنش به اعطای ماموریت تعدادی از مراجع تقلید به «محمد خاتمی» برای رفع تنش میان مذاهب اسلامی، فیلم دست دادن رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب با دختری ایتالیایی را برای نمایش به نزد آنها برد. سقای بی‌ریا این روزها ناظر بر حسن اجرای پروژه دولت اسلامی در دولت نهم است و مصباح یزدی هنوز هم او را نماینده خود در دولتی می‌داند که با دعاها و گریه‌های شبانه‌روزی مومنان و خانواده شهدا بر سر کار آمده؛ باقی مسائل دیگر چه اهمیتی دارد؟

محمدرضا یزدان‌پناه