کلیدی که به دست روحانی داده شد

بازار گفته ها و ناگفته های انتخابات ۹۲ هنوز داغ است انتخاباتی که نوروز امسال با حرف و حدیث ها درباره آخرین رایزنی ها در ارتباط با برگزاری آن آغاز شد و طی روزهای اخیر ویژه نامه های نوروزی بسیاری از روزنامه ها نیز هنوز ناگفته هایی از ایام انتخابات در دل دارد ناگفته هایی به نقل از برخی نامزدهای ردصلاحیت شده یا انصراف داده در خرداد داغ امسال

بازار گفته‌ها و ناگفته‌های انتخابات ۹۲ هنوز داغ است. انتخاباتی که نوروز امسال با حرف و حدیث‌ها درباره آخرین رایزنی‌ها در ارتباط با برگزاری آن آغاز شد و طی روزهای اخیر ویژه‌نامه‌های نوروزی بسیاری از روزنامه‌ها نیز هنوز ناگفته‌هایی از ایام انتخابات در دل دارد؛ ناگفته‌هایی به نقل از برخی نامزدهای ردصلاحیت شده یا انصراف داده در خرداد داغ امسال.

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی امسال بر ضرورت خلق حماسه سیاسی تاکید کردند و پیدا بود که بخش قابل توجهی از این حماسه، حضور در انتخابات ریاست جمهوری است. همان انتخاباتی که از این سو و آن سو ندای تحریم آن به گوش می رسید و اما هر چه به ۲۴ خرداد نزدیک تر می شدیم، این گونه صداها کم فروغ تر می شد.حجم بالای نامزدهای ثبت نام کرده در این انتخابات چنان بالا بود که پیش بینی فرجام انتخابات کمی مشکل به نظر می رسید، با این حال آنچه گمانه زنی ها درباره تکمیل این پازل سیاسی را سخت تر کرد، ثبت نام تقریبا همزمان آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، سعید جلیلی و اسفندیار رحیم مشایی در آخرین دقایق ثبت نام بود که چند مجهول به معادلات انتخاباتی افزود.

پس از پایان مهلت ثبت نام انتخاباتی، نوبت به بررسی صلاحیت ها رسید. در این بین برخی نامزدها خود تن به انصراف دادند و از دایره رقابت ها کنار کشیدند، بعضی به نام وحدت و بعضی دیگر شاید به دلیل مصالح شخصی. با این حال نتایج احراز صلاحیت ها که منتشر شد، نبودن نام برخی افراد در فهرست نهایی نامزدها خبرساز شد؛ نامزدهایی که البته هیچ یک راه به قانون شکنی نپیمودند و در پیدا یا پنهان در قامت حمایت از دیگر نامزدها ظاهر شدند.

حالا نوبت به بازی هشت سیاستمدار راه یافته به عرصه انتخابات رسیده بود و با این حال هنوز بدنه اجتماعی این نامزدها انتظار وحدت و تقلیل تعداد نامزدها را داشتند. مناظره های تلویزیونی بازار رقابت های انتخاباتی را داغ کرد و هرچند دیگر صحبتی از «بگم بگم» نبود، اما «حمله گازانبری» و بحث پرحرارت مذاکرات هسته ای بر حساسیت ها افزود و در این میان با انصراف دو نامزد ـ یکی اصلاح طلب و دیگری اصولگرا ـ راه بر رقم خوردن نتیجه انتخابات شاید برخلاف تصویری که برخی در ذهن داشتند، هموار شد.

روز انتخابات که فرارسید، صف طولانی مردم پای صندوق های اخذ رای در شهرهای مختلف کشور، بیش از همه دولتمردان غربی و رسانه های خارجی را شوکه کرد. حماسه سیاسی با حضور نزدیک به ۷۳ درصد مردم محقق شد و از میان ۳۶ میلیون و ۷۰۴ هزار و ۱۵۶ رای اخذ شده، حسن روحانی با کسب ۱۸ میلیون و ۶۱۳ هزار و ۳۲۹ رای توانست در همان مرحله اول به پیروزی رسیده و رئیس جمهور منتخب مردم ایران نام گیرد.

پس از اعلام نتایج، این بار برخلاف دوره قبل نامزدهای مغلوب به نامزد پیروز تبریک گفته و آمادگی خود را برای کمک به منتخب مردم اعلام کردند. حتی رئیس جمهور وقت نیز از آمادگی برای کمک به روحانی خبر داد و سرانجام در دوازدهم مرداد امسال مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری برگزار شد و همه چیز برای آغاز به کار دولتی که نام «تدبیر و امید» بر خود نهاده بود و رئیس آن خود را «نوسفر» می خواند، آغاز شد.

فارغ از همه حاشیه ها و تحلیل هایی که در جریان روند برگزاری این انتخابات خبرساز شد، بسیاری از صاحب نظران علم سیاست در جهان، این انتخابات را در میانه بی ثباتی کشورهای منطقه، الگویی برای استقرار دموکراسی دانستند؛ الگویی که براساس آن فرآیند اداره کشور میان دو جریان با سلایق سیاسی متفاوت به مسالمت آمیزترین شیوه ممکن دست به دست شد و این در حالی است که همین روند به ظاهر بدیهی، برای برخی ملت ها در خاورمیانه آرزویی دور از دسترس شده است.