«مرگ بر آمریکا», بخشنامه نیست که با مُهری باطل شود

در کشورهای مردم سالار, نقش مردم و نهادهای مردمی چنان برجسته است که دولت ها نه تنها مخالفت با اندیشه های مردم را در جهت منافع خود نمی دانند, بلکه ملزم به پذیرش خواست عمومی و دنبال کردن منافع ملی در چارچوب آنچه از سوی مردم بیان می شود, هستند

در کشورهای مردم‌سالار، نقش مردم و نهادهای مردمی چنان برجسته است که دولت‌ها نه‌تنها مخالفت با اندیشه‌های مردم را در جهت منافع خود نمی‌دانند، بلکه ملزم به پذیرش خواست عمومی و دنبال کردن منافع ملی در چارچوب آنچه از سوی مردم بیان می‌شود، هستند.

هرچند در کشورهایی که دمکراسی، نمایشی است، مطالبات مردمی بهانه ای است برای توجیه برخی اقدامات دولت، اما در نظام هایی که مردم سالاری را در تمامی ابعاد پذیرفته اند، دمکراسی ایجاب می کند دولت نگاه بخشنامه ای به اراده عمومی نداشته و برای مردم تعیین تکلیف نکند.

در چنین چارچوبی، طرح شعارهایی از سوی مردم که معمولا نه به صورت دستوری، بلکه خودجوش و حاصل از خواست قلبی مردم مطرح می شود، قابل کمرنگ شدن و حذف نیست، مگر آن که خود مردم به این نتیجه برسند که تکرار یک شعار ضرورتی ندارد.

در کشور ما که انقلاب اسلامی توانست رأی مردم را به جایگاه حقیقی خود بازگرداند، پیشینه طرح این گونه شعارها به دوران انقلاب برمی گردد. دوره ای که نه تنها هیچ کس نمی توانست برای مردم شعار تعیین کند، بلکه گروهک هایی که شعارهای خاص خود را طرح می کردند، نمی توانستند چنین شعارهایی را ماندگار سازند، چراکه مردم با آنها همراه نبودند. چنین بود که از دل شور و شوق انقلابی مردم، شعارهایی چون «مرگ بر شاه» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سر برآورد و تا رسیدن به نتیجه نیز ادامه یافت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که ایالات متحده با پناه دادن به شاه فراری، دشمنی خود با انقلاب مردم ایران را آشکار کرد و مدتی بعد، مدارک به دست آمده در تسخیر سفارت این کشور نشان داد دامنه ظلم ها فراگیرتر است و بعد، بلوکه کردن دارایی های کشورمان، تحریم های اقتصادی گسترده، کمک به دولت عراق برای تجاوز به ایران و... مردم را در طرح شعار مرگ بر آمریکا مصمم کرد و هرچند روابط ایران و آمریکا طی بیش از سه دهه ای که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته، فراز و نشیب های بسیاری داشته؛ اما تغییر نکردن در سیاست های دشمنانه واشنگتن علیه ایران، مرگ بر آمریکا را به شعار ثابت تمامی اجتماعات و راهپیمایی های میلیونی کشورمان در این سال ها تبدیل کرده است.

آنها که اندک شناختی از اراده ملت ایران دارند و مواجهه مردم با مسائل بین المللی را طی سال های پس از انقلاب مشاهده کرده اند، بخوبی می دانند تغییر شعارهای مردمی چونان بخشنامه ها و اطلاعیه های دولتی نیست که با یک امضا صادر شده و با امضایی دیگر لغو شود. این شعارها به مرور زمان و با رصد دقیق شرایط شکل گرفته و تنها با تغییر یک رویکرد یا حصول نتیجه به خواست مردم پایان می پذیرد؛ بنابراین نمی توان از دولت ها این انتظار را داشت که در شعارهای مردم دست اندازی کرده و الزاما آن را با خواست خود همراه سازند. هرچند دولت ها در ایران، خود برآمده از رأی مردم و در نتیجه همراه با مطالبات عمومی هستند، اما بدیهی است که مقتضیات دولتمردی و برخی راهبردهای کوتاه مدت یا میان مدت ایجاب می کند مقامات مسئول در رده های مختلف، ادبیاتی متفاوت را برای یک موضوع برگزینند. با وجود این نباید انتظار داشت امواج خروشان عزم و اراده مردم تحت تاثیر این فراز و نشیب های دیپلماتیک، دچار تغییر شده و بدون رسیدن به فرجام، شعاری استراتژیک به فراموشی سپرده شود.

بنابراین شعار مرگ بر آمریکای مردم ایران که البته بارها تاکید شده است که اشاره ای به ملت این کشور نداشته و تنها معطوف به سیاست های خصمانه دولت آمریکاست، طی ۳۴ سال گذشته نه تنها ناشی از دستور دولت ها نبوده، بلکه مستقل از آن به عنوان یک راهبرد ملی مورد استفاده مردم قرار می گرفته است، بنابراین تنها زمانی می توان پایان سردادن این شعار را منتظر بود که تغییری محسوس در سیاست های دولت آمریکا از سوی مردم (و نه فقط دیپلمات ها) به اثبات برسد. تغییری که البته به معنای لبخندهای دوربینی و بازی های کلامی نبوده و تنها در عرصه عمل باید خود را به نمایش گذارد. چنین است که ادامه شعار مرگ بر آمریکا، نه فقط به معنای تضعیف سیاست های دولتی که راهبرد تنش زدایی را در سطح جهان دنبال می کند نیست، بلکه یاریگر دیپلمات هایی است که با پشتوانه مطالبات مردم خود می توانند بر سر میز مذاکره از منافع مردمی دفاع کنند که کوچک ترین عقب نشینی از منافع ملی خود را نمی پذیرند.

شعار مرگ بر آمریکا همچنین یک پیام آشکار برای کاخ سفید دارد و آن این که برای تغییر نگرش مردم ایران نسبت به خود، بهتر است به جای روی آوردن به ژست های دیپلماتیک و زبان بازی های سیاستمدارانه، چنان رفتار کند که در عمل مردم ایران پایان سیاست های خصمانه شان را در زندگی روزمره مشاهده کنند و شاید در این شرایط بتوانند مستقل از هر تاکتیک دولتی، در سردادن شعار مرگ بر آمریکا تصمیمی دیگر بگیرند.