وقتی کمال گرایی به افسردگی می انجامد!

بدون شک ارتقای سلامت روان بدون پرداختن به مولفه های تاثیرگذار در سلامت روان و ویژگی های روحی و روانی افراد امکان پذیر نیست.

بدون شک ارتقای سلامت روان بدون پرداختن به مولفه های تاثیرگذار در سلامت روان و ویژگی های روحی و روانی افراد امکان پذیر نیست. با این که سال هاست بررسی مسائل روان شناسی در کشور ما باب شده اما پرداختن عامیانه به موضوعات و نداشتن رویکرد علمی و محققانه نسبت به مسائل روان شناختی باعث شده است این علم آن چنان که باید و شاید نتواند به هدف اصلی خود یعنی ارتقای سلامت روان در جامعه منجر شود.
بدون تردید هر قدر مباحث روان شناسی علمی تر و کاربردی تر مطرح شود، این امر بیشتر به سود مردم خواهد بود.
یکی از رایج ترین جلوه های شخصیتی در جامعه ما کمال گرایی و نگرانی بیش از حد در خصوص ارزیابی ها و قضاوت های دیگران است و گاهی فرد در بهترین شرایط از خود رضایت ندارد. در این مطلب به تشریح این ویژگی می پردازیم و دلایل بروز و پیامدهای آن را بازگو می کنیم.


● بی نقصی
کمال گرایی به معنای بی نقص گرایی است و مسئله این نیست که فرد می خواهد به کمال برسد بلکه می خواهد بی نقص باشد و همین امر زمینه را برای آسیب پذیر شدن وی فراهم می کند. زیرا زمانی که فرد خواهان بی نقصی است، هرگونه کاستی و ضعف در انجام کارها را رد می کند و همین امر باعث آشفته شدن و درهم ریختن شرایط روانی وی می شود.
البته باید در نظر داشت که کمال گرایی یکی از وجوه شخصیتی انسان است که در تمام افراد وجود دارد.
دکتررضا مهدوی، روان پزشک با بیان این مطلب، به خراسان می گوید: داشتن کمال طلبی یکی از اولین محرک های هر انسان برای رشد و پیشرفت است. اگر فردی کمال گرایی نداشته باشد، تمایلی به کسب مدارج تحصیلی بالا، پیشرفت شغلی و افزایش رتبه اجتماعی پیدا نخواهد کرد. بنابراین کمال طلبی در فطرت انسان قرار داده شده اما اگر به صورت افراطی در فردی نهادینه شود و فرد دائما از کارهای خود ناراضی باشد، این امر پیامدهایی همچون افزایش اضطراب و افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفس خواهد داشت.
افراد کمال گرا از نوع منفی آن چه را در دست دارند، نمی بینند و همواره به دنبال کمال هستند. این دسته از افراد با وجود داشتن برخی امکانات و دستاوردها در زندگی آن را کم ارزش و ناقص تلقی می کنند و هرگز احساس رضایت درونی پیدا نمی کنند. در صورتی که در کمال گرایی مثبت فرد آن چه را در اختیار دارد، مثبت و مفید ارزیابی می کند و در ضمن برای پیشرفت و رشد برای کسب مدارج بالاتر تلاش می کند.


● تفکر همه یا هیچ
همچنین دکترحمید پورشریفی، استاد دانشگاه درباره تفکر «همه یا هیچ» در افراد کمال طلب به ایسنا، توضیح می دهد: این افراد معتقدند یا باید کاری را به طور کامل انجام داد یا اگر درجه ای از ضعف در آن وجود داشت، کم ارزش و یا بی ارزش و هیچ است.
چنین افرادی ساعت ها خود را مشغول انجام کاری می کنند که می توان آن را در مدت کوتاهی انجام داد. یا اگر ایده ها و معیارهای موردنظرشان در کاری لحاظ نشده باشد، آن را نیمه کاره رها می کنند.
پورشریفی با بیان این که نگرانی بیش از حد درباره ارزیابی و قضاوت دیگران هم در این افراد شایع است، می افزاید: ریسک ابتلا به بیماری های روان شناختی در این افراد بالاست و افسردگی به عنوان یکی از شایع ترین پیامدهای کمال گرایی منفی محسوب می شود.
چنان که دکترمهدوی کمال طلبی را رشد اصلی بسیاری از مراجعان مبتلا به افسردگی ذکر می کند و می گوید: فردی که به دلیل اضطراب یا افسردگی و اعتماد به نفس پایین به ما مراجعه می کند، در واقع دچار کمال طلبی شدید است. به عنوان مثال فردی که با وجود مطالعه بسیار زیاد برای کنکور اظهار می کند که اعتماد به نفس کافی ندارد، پس از بررسی مشخص می شود که هدف وی بالاترین رتبه کنکور است و کمتر از آن را ارزشمند تلقی نمی کند. به این ترتیب مشخص می شود هدفی که فرد در نظر گرفته، چنان بزرگ است که پس از مدتی فکر کردن به آن فرد را دچار سرخوردگی و افسردگی می کند و اعتماد به نفس را از او می گیرد. در صورتی که تمامی اهداف باید پله پله مشخص شود و فرد باید علاوه بر داشتن یک هدف بزرگ، چند هدف کوچک تر هم برای خود متصور شود.


● کمال گرایی و مشاغل خاص
گاهی تصور می شود کمال گرایی ارتباط معناداری با نوع شغل فرد دارد. دکتر پورشریفی در این باره توضیح می دهد: در واقع این شغل نیست که کمال گرایی را ایجاد می کند بلکه افراد کمال گرا شغل های خاصی را انتخاب می کنند به این علت که می خواهند موفق شوند، ممکن است مشاغلی را انتخاب کنند که از منزلت بالایی برخوردار است.


● کمال گرایی و فرزندپروری
به گفته دکتر مهدوی وقتی از کمال طلبی به عنوان یکی از وجوه شخصیت انسان صحبت می کنیم، در واقع باید به الگوهای تربیتی هم اشاره کنیم، چنان که گرایش به کمال طلبی ممکن است از دوران کودکی آغاز شود. والدینی که ملاک ها و استانداردهای بالایی را برای کودکشان در نظر می گیرند و فقط زمانی کودک را می پذیرند که آن ملاک ها را احراز کرده باشد، بزرگسالی کمال گرا تحویل جامعه می دهند که با وجود امکانات کافی، تحصیلات عالیه و درآمد مناسب از زندگی خود احساس رضایت نمی کند.
این روان پزشک توصیه می کند که برای کمک به این افراد بهتر است آن ها را نزدیک مشاور یا روان شناس ببریم و سعی کنیم آن چه را فرد بی ارزش یا کم ارزش تلقی می کند، مفید و باارزش توصیف کنیم. سعی کنیم از وی بخواهیم پیشرفت ها و دستاوردهای زندگی اش را ذکر کند و مرتب آن ها را به وی یادآوری کنیم.


● توصیه های کلیدی
خوب است بدانید شناسایی و رشد عمیق ترین و اساسی ترین توانمندی ها و فضایل انسانی و کاربرد روزانه آن ها در جریان زندگی اولین گام برای دستیابی به احساس رضایت و شادمانی در زندگی است. احساس قدرشناسی به معنای ارزش گذاری تمام جنبه های مثبت زندگی است که اگر آن ها را به عنوان یک موهبت در نظر آوریم، قادر خواهیم بود نسبت به آن چه داریم و آنچه هستیم، احساس رضایت بیشتری کنیم.
همچنین باید هیجانات مثبت درباره آینده را با امید و خوش بینی افزایش داد.
در واقع هسته اصلی بدبینی، پدیده ای به نام درماندگی است. درماندگی مرحله ای است که فرد گمان می کند انتخاب هایش تاثیری بر آن چه روی می دهد، ندارد. اگر فکر کنیم روی مسئله ای کنترل نداریم، بیشتر ضربه می خوریم و احساس ناتوانی می کنیم و پس از آن افسردگی به سراغمان می آید. در صورتی که خوش بینی باعث می شود، درماندگی به کناری رانده شود. انسان های خوش بین این توانایی را دارند که مشکلات را در جعبه مخصوص قرار دهند؛ در صورتی که افراد بدبین به ویژه از نوع کمال گرا همواره موفقیت های خود را تصادفی می پندارند و رویدادهای مثبت را ناپایدار و گذرا و حوادث منفی را همیشگی تلقی می کنند. آن ها شکست ها و ناکامی های زندگی را به تمام ابعاد زندگی شخصی خود ربط می دهند و دچار تفکر سیاه و سفید می شوند. بنابراین بهتر است با اصول واقع بینانه و منطقی افکار کمال طلبانه خود را از زاویه دید یک ناظر منصف و بی طرف نقد و سعی کنیم راهی را برگزینیم که بیشترین کمک را به اصلاح وضعیت ناکام کننده موجود می کند.