یادی از بزرگ مرد عرصه پزشکی نوین ایران

مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمدعلی حفیظی

۳ آبان یادآور جای خالی دکتر محمدعلی حفیظی، ابرمرد تاریخ نوین پزشکی ایران، است.

آنها که با مسائل پزشکی و دانشگاهی ایران به‌خصوص در نیم قرن اخیر آگاه هستند، می‌دانند یکی از کسانی که تأثیر عمیق و غیرقابل انکار در گذار طب ایران به طب نوین داشته، استاد دکتر حفیظی است. از لحاظ تاریخی پرفسور «اُبرلین» یکی از کسانی است که تشکیلات نوین پزشکی ایران را پایه‌گذاری کرد. همراه و پا به پای پرفسور اُبرلین، استاد حفیظی در قوام و پیشرفت تشکیلات دانشکده پزشکی که در خاورمیانه کم‌نظیر بود، شبانه‌روز کوشش فراوان کرد به طوری که اهمیت و رونق دانشکده پزشکی و دانشکده‌های منضم به آن یعنی دانشکده دندانپزشکی و داروسازی با برنامه‌ریزی و جذب استادان و فرهیختگان چنان بالا گرفت که فارغ‌التحصیلان آنها، در همه دنیا از ارج و قرب و اعتبار فراوان برخوردار بودند.

قسمت اعظم عمر و وقت استاد معطوف به پیشرفت دانشکده پزشکی و نظام پزشکی شد. او از پیشگامان تأسیس نظام پزشکی مقتدر و معتبر آن زمان ایران بود.

در تدوین مقررات و آیین‌نامه‌های مربوط به دانشگاه، دانشکده پزشکی و نظام پزشکی متشکل از افراد مؤثر و پیش‌کسوتی بود که همواره مورد تائید دانشگاهیان، پزشکان و فرهیختگان قرار می‌گرفت.

جالب است بدانید که هیچگاه مایل نبود در جایی نامش برده شود، زیرا علاقه داشت بی‌ریا و بدون تظاهر به خدمت ادامه دهد. کتاب کم‌نظیر تاریخ پزشکی ایران، تحت عنوان «راهنمای دانشگاه» را با صرف وقت زیاد بدون آنکه نامی از خود به‌جا گذارد، تدوین کرد. فقط در مقدمه کتاب، رئیس دانشگاه وقت، چنین نوشت: «اگر دکتر حفیظی نبود و همت نمی‌کرد، هرگز نگارش این کتاب صورت نمی‌گرفت.»

استاد جز در راه خدمت به مردم و به‌خصوص محرومان و خدمت به دانشگاه و نظام پزشکی قدمی بر نداشت و تا حد ایثار و فداکاری پیش رفت، ولی هیچگاه از خدمت بازنایستاد او معتقد بود بالاخره حقیقت از پشت ابرها خودنمائی می‌کند و همگان واقف خواهند شد که عمر او وقف خدمت شده بی‌جهت نیست که امروز چه آنها که با استاد سروکار داشته‌اند و با او محشور بوده‌اند و چه آنها که ناظر بوده و از آثار ایشان برخوردار بوده‌اند بر این نکته متفق هستند که استاد دکتر حفیظی از نادره پزشکان و خدمتگزارانی است که تا زمانی که پزشکی ایران چه در صحنه ایران و چه در صحنه جهان درخشش دارد، نام او جاودان، پرابهت و باافتخار خواهد بود.

رئوس اقدامات و اعتقادات ایشان چه در بعد اخلاقی و چه در بعد دانشگاهی و نظام پزشکی فراوان و اهم آنها چنین است:

ـ حفظ استقلال دانشگاه به‌خصوص دانشکده پزشکی و اعتقاد به این موضوع که دانشگاه و دانشکده پزشکی باید توسط خود استادان اداره شود.

ـ مخــالفت شدید با ادغام دانشکده پزشکی با وزارت بهداری، زیرا معتقد بود با ادغام، استقلال دانشکده پزشکی نقض شده و به مثابه اداره‌ای تابع وزارت بهداری خواهد شد.

ـ حفظ استقلال نظام پزشکی و اعتقاد به انتخابی بودن همه مناصب توسط پزشکان.

ـ حفظ قداست پزشکی و اعتبار بخشیدن به پزشکان خدمتگزار

ـ مبارزه با هر نوع حرمت‌شکنی و ناسپاسی به پزشکان از هر کس و هر مقام

ـ اعتقاد به تغییرات در سیستم آموزش پزشکی به منظور ارتقای کیفیت آموزش پزشکی و اینکه کیفیت نباید فدای کمیت شود.

ـ حفظ حقوق بیماران و پیگیری شکایات آنها.

ـ مخالفت با مقررات خلاف قانون در مورد پزشکان.

چه در زمان سردبیری و ریاست دانشکده پزشکی و چه در ۱۷ سال خدمت در نظام پزشکی به عنوان دبیرکل، (از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۶۵) قبل و بعد از انقلاب، مدافع جدی و خستگی‌ناپذیر استادان، دانشجویان، خدمتگزاران جامعه پزشکی و حقوق پزشکان بیماران بود. به همین علت عمیقاً در دل جامعه نفوذ پیدا کرد و جای گرفت.

از ناسپاسی‌هایی که جفاکارانه بر او رفت نرنجید و همواره این شعار را تکرار می‌کرد:

وفا کنیم و ملالت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

در یکی از نامه‌هایی که در اواخر عمر، از کرمان، که به ماندن در آنجا اجبار پیدا کرد چنین نوشت:

«راضی‌ام به رضای خدا» این جمله‌ای است که در آگهی فقدان فرزندم نیز قید کردم. خدا هرچه بخواهد همان شود. بندگان او ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند در مشیت وی دخالت کنند. مقدر چنین بود و در مقابل تقدیر الهی چه می‌توان کرد؟

روزها بی‌حاصل به شب می‌رسد و شب‌ها بی‌امید به صبح می‌انجامد... در این انزوای مطلق و در این سکوت و خاموشی زندگی، هنوز روزنه‌های روشنی به رویم باز است. می‌دانم که حقیقت همیشه پنهان نمی‌ماند.

به امید آن روزی هستم که واقعیات از پرده ابهام بیرون آید و آن روز روزی است که از فشار زندگی یکنواخت و غم‌آلود من کاسته شود و دیگران درک کنند که در قاموس من جز حسن‌نیت و فداکاری برای مصالح مردم و اصالت و معنویت جامعه پزشکی چیز دیگری معنا و مفهوم نداشته است.

و در نامه دیگر چنین می‌نویسد:

خوشا به حال آیندگانی که در این مسیر بی‌انقطاع با وجدانی آسوده و آرام و با ازخودگذشتگی و وارستگی اخلاقی و مجرد از هر گونه تزویر، ریا و سرافکندگی و با مردم‌داری و خدمت به خلق خدا و دوستان خویش زندگی را فارغ از حسرت پشیمانی از کرده‌های خود وداع می‌گویند.

امیدوارم من در زمره آن‌ها باشم اگرچه خطا و اشتباه زیاد کرده‌ام و فراز و نشیب‌های بسیار طی کرده‌ام، ولی هیچگاه سوءنیت و عمدی نبوده است این خیال مرا آرامش می‌بخشد و سختی‌ها را برایم تحمل‌پذیر می‌سازد.

روحش شاد و راهش پر دوام

دکتر مهدی حفیظی