ناباروری آخر خط است

به بهانه پخش مجموعه تلویزیونی «خداحافظ بچه» در شب های ماه مبارک رمضان

«خداحافظ بچه» نام مجموعه‌ای است که این روزها از تلویزیون در حال پخش است. این مجموعه زوج جوان و نسبتا خوشبختی را به تصویر می‌کشد که مشکل ناباروری دارند و برای همین تصمیم می‌گیرند سرپرستی کودکی را از بهزیستی به عهده بگیرند اما به دلیل سابقه بزهکاری شوهر نمی‌توانند از طریق قانونی بچه‌ای را به فرزندی بگیرند. آنها درگیرودار رسیدن به خواسته‌شان حتی به سمت دزدی بچه هم می‌روند و...

حتما اگر اهل تلویزیون باشید، این داستان را با جزییات کامل به یاد می‌آورید، اما آنچه پای این قصه را به «موضوع ویژه» این هفته بازکرد، تنها موضوع ناباروری نیست؛ بلکه نگاهی به مقوله ازدواج، مفهوم خوشبختی و فرزندداری و فرزندپروری است و اینکه آیا هدف از ازدواج صرفا داشتن بچه است؟ آیا بدون داشتن فرزند هم می‌توان خوشبخت بود و زندگی خوبی داشت؟ آیا ناباروری آخر خط است و زوج‌های نابارور دستشان به خوشبختی نمی‌رسد؟ آیا پیشرفت‌های پزشکی می‌توانند مهر پایانی بر رابطه زناشویی ما باشند؟ پاسخ به این سؤال‌ها را در «موضوع ویژه» این هفته بخوانید.

● شاید این سؤال، سؤال شما هم باشد

قبل از ازدواج چگونه بفهمیم ناباروریم؟

دکتر ملک‌منصور اقصی

متخصص زنان و زایمان و فوق‌تخصص نازایی

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران

شاید یکی از دغدغه‌های ذهنی زوج‌های ناباروری که وقت و هزینه زیادی را صرف بچه‌دار شدن کرده‌اند این باشد که نمی‌شود قبل از ازدواج از قدرت باروری‌ مطلع شد؟ پاسخ به این پرسش آنقدرها هم ساده نیست زیرا بچه‌دار شدن پدیده‌ای چندعلتی است و مثلا نمی‌توان ناتوانی جنسی یک مرد را قبل از ازدواج او سنجید یا متوجه بسته بودن لوله‌های رحم یک خانم قبل از ازدواج شد. می‌پرسید چرا؟ چون نمی‌شود از رحم یک دخترخانم عکس گرفت و با سونوگرافی هم باز یا بسته بودن لوله‌ها معلوم نمی‌شود. باید منتظر بمانیم تا او ازدواج کند و بعد از رحم او عکسبرداری کنیم. اما تا حدودی می‌توان گفت خانم یا آقا قدرت باروری دارد یا نه.

از آنجا که نیمی از مشکلات ناباروری به مردان و نیمی به خانم‌ها مربوط است، یک آقا می‌تواند قبل از ازدواج آزمایش اسپرموگرام بدهد تا معلوم شود در مایع منی او اسپرم (سلول جنسی نر) وجود دارد یا نه و آیا اسپرم‌ها قدرت حرکتی مناسب برای بارور کردن تخمک دارند یا ندارند؟ اما بسیاری از آقایان تمایلی ندارند این بررسی را انجام دهند. این آقایان باید بدانند همان اندازه که قدرت باروری خانم مهم است، سلامت سلول‌های جنسی آنها هم اهمیت دارد. معمولا آقایان سلامت عمومی و قدرت مردانه و ظاهری خود را ملاک قرار می‌دهند، به همین دلیل از این نکته غفلت می‌کنند و به انجام بررسی مردانه تن نمی‌دهند. یک خانم هم با سونوگرافی از تخمدان و رحم می‌تواند سلامت قدرت باروری خود را بسنجد و متوجه شود تخمدان‌های او سالم‌اند یا نه. البته قاعدگی مرتب یک خانم هم تا حدی می‌تواند تاییدی بر سلامت دستگاه تناسلی او باشد. البته مبتلایان به تخمدان پلی‌کیستیک هم می‌توانند با دارو تحت?کنترل قرار گیرند و بچه‌دار شوند. پس ۸۰ درصد ماجرا را قبل از ازدواج می‌توانیم بفهمیم ولی از ۲۰ درصد باقی نه شما اطلاع دارید، نه پزشکتان. توصیه من به زوج‌های ناباروری که استفاده از روش‌های کمک باروری هم برایشان بی‌نتیجه بوده این است که به جای تلف کردن وقت با قوانین سخت و گاهی آزاردهنده پذیرش فرزندخوانده در ایران و طی مراحل اداری آن، از جنین اهدایی استفاده کنند و سریع‌تر، ارزان‌تر و آسان‌تر صاحب فرزند شوند. حتی اگر رحمشان مشکل دارد، از رحم اجاره‌ای کمک بگیرند.

دلم می‌خواست به جای چنین توصیه‌ای می‌توانستم بگویم مانند بسیاری از کسانی که قدرت باروری و خودشان هم یک یا دو بچه دارند و کودکی را هم به فرزندی می‌پذیرند، عمل کنید؛ اما چه کنم که می‌دانم قوانین سخت و کاغذبازی‌های پذیرش فرزندخوانده در ایران ممکن است خیلی‌ها را پشیمان کند و باعث شود عطای این کار را به لقایش ببخشند. کاش ماجرا ساده‌تر از این بود تا نه تنها زوج‌های نابارور، بلکه افراد مسن‌تر که بچه‌هایشان را سروسامان داده‌اند و حالا تنها هستند هم بتوانند این بچه‌های بی‌سرپرست یا بدسرپرست را تحت تکفل بگیرند.

در کشورهای دیگر به جنبه‌های انسانی و اخلاقی فرزندخواندگی آنچنان توجه دارند و مثلا افراد مشهور و متمولی مانند تام‌کروز و وودی‌آلن در لیست انتظار می‌مانند تا نوبتشان شود و بتوانند سرپرستی کودکی را بگیرند اما در ایران متأسفانه اینگونه نیست.

کاش به جای این همه سختگیری، دولت این بچه‌های بی‌سرپرست و حتی بدسرپرست را که تحت آزار جسمی و روانی والدین خود هستند، ساماندهی می‌کرد و به افراد اصلح می‌داد تا از حق در سلامت بزرگ شدن، لذت ببرند. یادم است قدیم‌ترها در همین ایران خودمان صاحبخانه ثروتمند، سرپرستی یکی از بچه‌های کارگر، آشپز یا کلفت‌ خانه را به عهده می‌گرفت و بین او و بچه‌های خودش فرق نمی‌گذاشت، به او می‌رسید، غذا و لباسش را تامین می‌کرد و حتی او را به دانشگاه می‌فرستاد. شاید حرف‌های من در این یادداشت کوتاه و بحث فشرده نگنجد اما واقعا باید رابطه مستقیم بین حقوق کودکان و فرزندخواندگی را شناخت و کاری کرد که از ظرفیت موجود، به بهترین نحو استفاده شود و کیفیت زندگی انسان‌هایی که به دنیا آمده‌اند اما کسی آنها را نمی‌خواهد یا کسی برای رشد و پرورش آنها هدف و برنامه‌ای ندارد، بالا رود. چه بسیارند خانواده‌های ایرانی که یک یا دو بچه دارند اما قادرند تا ۶ بچه را به درستی، با بهترین شرایط زندگی و تربیتی بزرگ کنند تا این بچه‌ها مجبور نباشند هر روز از پدر و مادر معتاد خود کتک بخورند، در خیابان مورد آزار قرار بگیرند و زندگی‌شان نابود شود.

● با وجود همه نقایص و هزینه بالایش

آی‌وی‌اف خـیـلی‌هـا را پـدر و مـادر کـرده اسـت

دکتر شیرین نیرومنش

متخصص زنان و زایمان و فوق‌تخصص پریتانولوژی

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران

در تلقیح آزمایشگاهی یا آی‌وی‌اف (IVF) تخمک‌های رسیده را از زن می‌گیرند و در ظرفی داخل آزمایشگاه با اسپرم ترکیب می‌کنند. تخم حاصل پس از گذشت ۳ تا ۵ روز از لقاح داخل رحم قرار داده می‌شود. برای این کار ابتدا نزدیک به شروع دوره ماهانه، داروهایی برای زن تجویز می‌شود تا تخمدان به جای یک تخمک در آن ماه برای آزادکردن چند تخمک رسیده، تحریک شود. به محض رسیده و کامل شدن تخمک‌ها، پزشک سوزن باریکی را از دیواره مهبل وارد تخمدان (تحت بیهوشی) و تخمک‌ها را خارج می‌کند. برای مشخص شدن محل تخمک‌ها، سونوگرافی انجام می‌شود. پزشک تخمک‌ها را با اسپرم‌های همسر درون ظرفی در آزمایشگاه ترکیب می‌کند. ۲ تا ۵ روز بعد، هرکدام از تخم‌های بارور شده که به شکل توپی از سلول‌ها درمی‌آیند، آماده انتقال به رحم هستند. در واقع پزشک ۲ تا ۴ عدد از این جنین‌ها را از طریق گردن رحم داخل رحم می‌کند. اگر درمان موفقیت‌آمیز باشد، جنین داخل دیواره رحم لانه‌گزینی می‌کند و به رشد خود ادامه می‌دهد تا نوزاد متولد شود. پس از ۲ هفته از زمان قرار گرفتن جنین‌ها در رحم، مادر می‌تواند با انجام تست خون یا همان بتای معروف، از موفقیت لانه‌گزینی مطمئن شود. حدود ۴ تا ۶ هفته طول می‌کشد تا یک دوره‌ آی‌وی‌اف کامل شود. معمولا خانم‌های جوان‌تر تخمک‌های سالم‌تری دارند و میزان موفقیت آی‌وی‌اف در آنها بیشتر است. یک زوج مسن‌تر، علاوه بر هزینه، باید به شکست درمان هم فکر کنند. اما به هر حال، این روش با همه دردسرهایش خیلی‌ها را پدر و مادر کرده است.

● چگونه عوارض روانی بچه‌دار نشدن را به حداقل برسانیم؟

بـهـتـریـن بـرخـورد بـا نـابـاروری

دکتر نرگس بیرقی

روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

معمولا احساس بی‌کفایتی جزو شایع‌ترین احساساتی است که در زن یا مرد نابارور ایجاد می‌شود. علایم اضطراب و افسردگی هم در میان زوج‌هایی که با مشکل ناباروری مواجه هستند از سایر زوج‌ها بیشتر است. متاسفانه روابط بین فردی زوج‌های نابارور نیز با مشکلات بسیاری همراه است ولی آیا درمان‌های ناباروری هم می‌توانند تاثیری بر سلامت روان و احساسات زوج‌ها داشته باشند یا نه؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت همان‌طور که می‌دانید بسیاری از داروهای مورد استفاده در درمان ناباروری دارای هورمون‌های مختلفی هستند و می‌توانند اختلالی در میزان سطح طبیعی هورمون‌های بدن زن یا مرد ایجاد کنند و به همین دلیل مواجهه با اختلال خواب، اضطراب و افسردگی در زوج‌های نابارور تحت درمان به‌خصوص خانم‌ها چندان دور از انتظار نخواهد بود. از طرف دیگر چرخه درمان ناباروری با برنامه‌های خاصی همراه است و در مواردی این برنامه‌ها باید در روابط بسیار داخلی زن و مرد دخالت داشته باشند و ممکن است تمام این مسایل بر سلامت روان زوج‌ها اثرات منفی بر جای بگذارد. ضمن اینکه درمان‌های ناباروری در بیشتر موارد هزینه‌بر است و بار مالی سنگینی را بر دوش زوج‌ها وارد می‌کند. خیلی اوقات عدم موفقیت در درمان، باعث ایجاد حس شکست و عوارض ناشی از آن در زن و مرد می‌شود. با این حساب می‌بینید که روند درمان ناباروری هم می‌تواند فشار روانی زیادی را به زن و مرد وارد کند. معمولا فرزندخواندگی در کشورهای اسلامی انجام نمی‌شود اما خوشبختانه ایران جزو معدود کشورهای اسلامی است که قانون مربوط به فرزندخواندگی را دارد. حال که این قانون با فرهنگ و دین ما تطبیق داده شده، خیلی خوب است افرادی که می‌دانند به دلایل علمی امکان باروری آنها با درمان‌های مختلف ناباروری بسیار کم است با پذیرفتن یک فرزندخوانده هرچه زودتر از نعمت داشتن کودکی معصوم بهره‌مند شوند.

● چگونه با ناباروری برخورد کنیم؟

وقتی پزشکان به یکی از زوجین می‌گویند: «به دلیل مشکلی که شما دارید، نمی‌توانید بچه‌دار شوید»، احساس بی‌کفایتی در این فرد به وجود می‌آید؛ چه دیگران نسبت به او عکس‌العملی نشان بدهند و چه ندهند. اما عکس‌العمل اطرافیان (همسر یا خانواده) می‌تواند باعث تشدید این حس نقص و بی‌کفایتی در فرد نابارور شود. حتی دید جامعه به موضوع ناباروری هم می‌تواند در احساس زن یا مرد نابارور نقش داشته باشد. فکر خانواده در مورد فرد و پرسش و حرف و حدیث‌های دیگران از نگرانی‌هایی است که زوج نابارور را درگیر خود می‌کند. متاسفانه گاهی در جامعه دید منفی در مورد ناباروری وجود دارد و این دید منفی ممکن است خیلی سریع به فرد نابارور انتقال داده شود و زندگی او را به هم بزند. مثلا پیشنهاد جدایی یا ازدواج مجدد که معمولا از سوی خانواده فرد سالم مطرح می‌شود، می‌تواند به سادگی کانون خانواده زوج نابارور را از هم بپاشد. با این حساب نقش اطرافیان در مورد چنین زوج‌هایی باید نقش حمایتی و ارائه‌دهنده پیشنهادهایی برای حفظ کانون این خانواده‌ها باشد و آنها نباید با ایفای نقشی منفی در این خانواده‌های آسیب‌پذیر، حکم آتش‌بیار معرکه را بازی کنند. نکته دیگر درباره رفتار زن یا مرد نسبت به همسر نابارور خود است. اگر قرار است زوجی که بچه‌دار نمی‌شوند با هم زندگی کنند و فرزندی را به فرزندخواندگی بپذیرند یا حتی بدون بچه تا آخر عمر در کنار هم باشند، باید بدانند چطور با یکدیگر رفتار کنند. رفتار همسر سالم نسبت به همسر نابارور به برداشت او نسبت به این مساله بستگی دارد. گاهی همسر سالم بر این باور است که درباره این موضوع خیلی گذشت کرده و از حق مسلم خودش در زندگی چشم‌پوشی کرده، بنابراین همسر او باید قدر این گذشت و فداکاری را بداند. این نوع نگرش به سادگی در رفتار فرد بروز می‌کند و می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در روابط زوج‌ها شود. از طرف دیگر برخی از همسران سالم بر این باورند که مشکل ناباروری همسر آنها مشکلی است که همسرشان نقشی در ایجاد آن نداشته و ممکن بوده که این بیماری یا مشکل شامل حال خودش یا هر فرد دیگری هم بشود. یعنی این گروه از همسران، طرف مقابل را در مشکل پیش‌آمده مقصر نمی‌دانند و بنابراین او را بدهکار خود نمی‌بینند. به طور حتم زندگی و روابط چنین زوجی از آرامش و منطق بیشتری برخوردار خواهد بود.

● توصیه‌ها و هشدارهای دکتر مرضیه غفارنژاد به زوج‌های نابارور

اگـر بـچـه‌دار نـمـی‌شـویـد، بـخـوانـیـد

سریال «خداحافظ بچه» قصه زوجی متوسط، عاشق و خوشبخت را به تصویرکشیده که با تمام تلاش می‌خواهند جمع ۲ نفره خود را با قدم‌های کودکی شیرین سرشار از عشق والدی کنند اما از بد روزگار از هر راهی می‌روند، به در بسته می‌خورند. با دکتر مرضیه غفارنژاد، فلوشیپ لاپاروسکوپی و نازایی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره درمان ناباروری، موفقیت‌ها و شکست‌های آن گپی زده‌ایم تا ببینیم پیشنهاد ایشان به زوج‌هایی مانند لیلا و مرتضی چیست.

▪ در سریال «خداحافظ بچه»، مشکل ناباروری زوج داستان به خانم مربوط بود. برایمان بگویید ناباروری در آقایان چه عللی دارد و چطور تشخیص داده می‌شود؟می‌توان با یک نمونه‌گیری از منی، وضعیت سلامت تولیدمثل آقا را ارزیابی کرد. در این آزمایش که اسپرموگرام نام دارد، تعداد اسپرم در هر میلی‌لیتر، درصد اسپرم‌های با اشکال طبیعی، میزان تحرک اسپرم، حجم منی، وجود گلبول‌های سفید در آن و چسبندگی اسپرم‌ها به یکدیگر (ناشی از وجود پادتن ضداسپرم) بررسی می‌شود. هر کدام از این عوامل محدوده مشخصی دارند و میزان غیرطبیعی آنها مشکل به‌خصوصی در مرد را نشان می‌دهد. مهم‌ترین علل ناباروری مردان واریکوسل (متورم شدن عروق بالای بیضه‌ها)، بیضه نزول‌نکرده، ایجاد عفونت در بیضه‌، پروستات یا دیگر نقاط بدن (که باعث تب شود)، مشکلات هورمونی، شیمی‌درمانی، ناهنجاری‌های ژنتیکی و مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدتشنج و داروهای استروییدی آنابولیک است. ۴۰ درصد علل ناباروری زوج منشأ مردانه دارد.

▪ روند تشخیصی ناباروری در مورد خانم‌ها هم به همین راحتی است؟نه، برای بررسی سلامت باروری یک خانم باید موارد متعددی را بررسی کنیم؛ وضعیت تخمک‌گذاری، لوله‌های فالوپ و رحم با انجام آزمایش، عکسبرداری، سونوگرافی و بیوپسی آندومتر رحم و معاینه فیزیکی خانم برای تشخیص وجود عفونت.

▪ این مشکلات درمان قطعی دارند یا مواردی هم وجود دارند که متخصص زنان زوج را به اصطلاح جواب ‌‌کند؟بسیاری از این مشکلات درمان دارند؛ مثلا عدم‌تخمک‌گذاری با دارو، کاهش تحرک اسپرم مرد با جراحی واریکوسل و برخی مشکلات آناتومیک مرد یا زن با جراحی برطرف می‌شوند اما برخی زوج‌ها مشکلات به‌خصوصی دارند و با درمان‌های معمول موفق به باروری نخواهند شد. مثلا برخی مردان اصلا اسپرم ندارند، لوله‌های فالوپ بعضی‌ خانم‌ها کاملا بسته است یا نتیجه تمام بررسی‌های برخی زوج‌ها نتیجه‌ای طبیعی دارد اما باز هم نابارورند. به این ناباروری‌ها، «ناباروری با علل نامشخص» می‌گویند. گروهی از خانم‌ها دچار مشکل آندومتریوز هستند که باعث ناباروری آنها می‌شود و گروهی دیگر به اختلال‌های تکاملی دستگاه تناسلی مبتلا هستند. به تمام این گروه‌ها براساس تشخیص، روش‌های کمکی ناباروری پیشنهاد می‌شود که عبارتند از: IUI، IVF، تخمک اهدایی، اسپرم‌ اهدایی، جنین اهدایی و رحم اجاره‌ای.

▪ زوج‌های نابارور معمولا برای درمان به متخصص زنان مراجعه و روش‌های درمانی مختلفی را امتحان می‌کنند که ممکن است هیچ‌وقت هم آنها را به نتیجه نرساند؛ راهی وجود ندارد که زوج بدانند از همان ابتدا چقدر باید برای این هدف زمان و پول هزینه کنند؟اولین اقدامی که متخصص زنان برای زوج انجام می‌دهد، تشخیص مشکل‌ است، سپس با توجه به این تشخیص، روش‌های درمانی مناسب به آنها پیشنهاد می‌شود. درمان ناباروری مانند درمان یک زخم سطحی نیست که روی آن پماد و چسب زخم بزنید و در زمانی مشخص انتظار بهبودی صددرصد داشته باشید. متخصص زنان موظف است برای بیمار معایب، مزایا، هزینه و درصد موفقیت هر روش را تشریح کند تا با آگاهی کافی روشی را برگزیند. در غیر این صورت زوج بعد از مدتی از هزینه‌های مختلفی که پرداخت کرده‌اند، به ستوه می‌آیند و بدون اینکه نتیجه‌‌ای بگیرند، از درمان منصرف می‌شوند.

▪ چرا در کشور ما اینقدر آی‌وی‌اف‌ باب شده است؟متاسفانه رواج بی‌دلیل این روش هزینه‌ سنگینی را بر زوج‌ها تحمیل کرده است. بیماران آگاه نیستند و این روش را حلال صددرصد مشکلات یا معجزه‌ علم می‌دانند غافل از اینکه در بهترین شرایط و در مجهزترین آزمایشگاه‌های دنیا، موفقیت آی‌وی‌اف فقط ۲۵ درصد است. متخصصان زنان باید کاندیدای این روش را درست انتخاب و واقعیت‌های این روش تهاجمی و پرهزینه را کاملا برای بیمار روشن کنند. اگر بیمار بداند بعد از این همه سختی ممکن‌است به نتیجه نرسد، از همان ابتدا می‌تواند راه‌حل فرزندخواندگی را انتخاب کند. من بیمارانی را دیده‌ام که پزشکشان بعد از دو درمان ناموفق، آنها را وارد مراحل آی‌وی‌اف کرده است در حالی که آی‌وی‌اف تیر آخر پزشک است و یک متخصص با وجدان هرگز نباید در مراحل ابتدای درمان بیمار را وارد روند درمان تهاجمی کند.

▪ با توجه به نکته‌های مثبت و منفی روش‌های درمانی موجود، به عنوان یک پزشک راه‌حل فرزندخواندگی را به مراجعان خود توصیه می‌کنید؟فرهنگ فرزند‌خواندگی در سراسر دنیا جاافتاده تا جایی که تعداد زیادی از خانواده‌های اروپایی هم که خود ۳-۲ فرزند دارند، کودک یا کودکانی را هم به فرزندی می‌پذیرند و زیر چتر محبت و حمایت خود پرورش می‌دهند اما متاسفانه در کشور ما برای فرزندخواندگی فرهنگ‌سازی نشده است و به همین دلیل هنوز هم مراجعان با شنیدن این پیشنهاد با وجود اینکه ناگهان از تصور فرزنددارشدن بی‌دردسر به وجد می‌آیند، اما بعد از مدتی نقشه‌هایی برای کتمان این عمل از خانواده خود می‌کشند مثلا مهاجرت به شهری دیگر و بازگشت بعد از مدتی. لازم است نگاه به این عمل خداپسندانه، انسانی و عاطفی تغییر کند و زوج‌ها باید بدانند با این اقدام نه‌تنها آینده کودکی تضمین می‌شود بلکه نیازهای عاطفی خودشان هم تامین خواهد شد و دیگر مجبور نیستند استرس‌ها، شکست‌ها و هزینه‌های سنگین روش‌های درمان ناباروری را بر دوش بکشند.

● بچه‌دار نشدن؛ عامل جدایی‌ها

وقـتی نـاباروری، ازدواج را به طـلاق می‌کـشانـد

دکتر مجید ابهری

متخصص علوم رفتاری و دانشیار دانشگاه تهران

معمولا هدف از ازدواج کامل‌نبودن پاره‌ عاطفی و یافتن نیمه فرد است. البته تداوم نسل و ادامه چرخه حیات هم می‌تواند هدف نهایی ازدواج برای برخی افراد باشد.

این در حالی است که ۲۷ درصد از ازدواج‌ها به دلیل عدم تفاهم در مورد مساله فرزندآوری یا ناتوانی‌های فیزیولوژیک منجر به طلاق می‌شود؛ طلاقی که می‌توان با مراجعه به مراکز مختلف آی‌وی‌اف یا روش‌های دیگر بارداری یا یافتن رحم اجاره‌ای از وقوع آن جلوگیری کرد اما در پاره‌ای از مواقع زوج زیر بار هیچ‌کدام از این روش‌ها نمی‌روند و جدا می‌شوند. از نگاه رفتارشناسی هدف ۷۰ درصد از زوج‌ها فرزندآوری است و آن عده‌ای هم که هنوز تصمیم برای بچه‌دارشدن نگرفته‌اند و احساس آمادگی برای پذیرش این مسوولیت را نمی‌کنند برای فرار از انگ دیگران زیر بار مسوولیت می‌روند که البته من به هیچ‌وجه آن را قبول ندارم. این مقوله عمدتا در کشورهای آسیایی که موضوع فرزندپروری از اهداف اصلی ازدواج است، تشدید می‌شود در حالی که در جوامع پیشرفته معمولا هدف از ازدواج فقط زاد و ولد نیست. اگر به‌طور مجزا هم به این مقوله نگاه کنیم –یعنی ببینیم زنان بیشتر تمایل به طلاق در صورت بچه‌دار نشدن دارند یا مردان- می‌بینیم در بیشتر موارد اگر این مشکل متوجه مردان باشد زنان گذشت می‌کنند و حاضر به ادامه زندگی هستند در حالی که اگر این مشکل از زنان باشد بیشتر مردان حاضر به ادامه زندگی نیستند و تمایل به جدایی و طلاق دارند. یکی از مؤثرترین راه‌هایی هم که می‌تواند بنیان خانواده را حفظ کند -خانواده‌ای که در آن یکی از زوجین یا هر دو نمی‌توانند بچه‌دار شوند- فرزندپذیری است که نشان و نتیجه یک فرهنگ عالی انسانی است که در درون فرد و جامعه نهادینه شده است اما متاسفانه عده‌ای از والدین تمایل به پذیرش فرزند ندارند چرا که بنابر باورهای غلط و پیش‌پاافتاده به جای فکرکردن به ارزش‌های والای انسانی به وابستگی خونی می‌اندیشند و چنین تصور می‌کنند که اگر این وابستگی خونی وجود نداشته باشد، وابستگی عاطفی لازم هم به وجود نمی‌آید در حالی که اصلا این چنین نیست. با وجود اینکه علوم رفتاری ثابت کرده، رفتار براساس ۳ محور ژنتیک، تغذیه و تربیت به وجود می‌آید می‌توان با بررسی شواهد و نمونه‌های موجود نشان داد تربیت می‌تواند بر ژنتیک و تغذیه اثر بگذارد بنابراین اگر کسی بر مبنای اصول رفتاری درست رشد پیدا کند تبدیل به فردی قابل قبول و اعتماد جامعه می‌شود و هیچ فردی بالفطره بزهکار و جانی پا به این دنیا نمی‌گذارد و این محیط اجتماعی و خانوادگی است که می‌تواند فرد را تبدیل به یک بزهکار کند.

● زنان و مردانی که بچه دار نمی‌شوند، چه باید بکنند؟

ثـمره زنـدگی فـقط بـچه نـیسـت

دکتر پرویز رزاقی

روا‌نشناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

با توجه به مشاهده‌های خودم در کار کلینیکی، می‌توانم بگویم رشد اجتماعی و فرهنگی باعث شده امروزه این آمار بسیار پایین بیاید و زوج‌ها برای داشتن زندگی متعادل و آرامش درونی و سازندگی بیشتر تلاش کنند، نه برای بچه‌دارشدن. در گذشته این نگرش سنتی که زن و مرد حتما باید پدر و مادر شوند بیشتر وجود داشت و باعث افزایش این آمار می‌شد و حتی اگر برای خود زوج داشتن بچه مهم نبود، القای خانواده و اطرافیان به آنها، باعث به وجود آمدن اختلاف و جدایی می‌شد. الان هم به نوعی این نگرش وجود دارد، اما محدودتر و بیشتر در دختران و پسرانی که سنشان بالا رفته است؛ مثلا ممکن است پسری ۳۶-۳۵ ساله و دختری ۳۰-۲۹ ساله به این فکر می‌کنند که باید زودتر ازدواج کنند تا زودتر بچه‌دار شوند.

● این نگرانی زنانه است یا مردانه؟

نگرانی در هر دو وجود دارد اما در زنان از ۲۸-۲۷ سالگی به بعد و در مردان بعد از ۳۵ سالگی نمود بیشتری پیدا می‌کند. در خانم‌ها به ۲ دلیل فرهنگی و قوانین اجتماعی این نگرانی بیشتر دیده می‌شود. متاسفانه به دختر جامعه ما اجازه انتخاب داده نمی‌شود و در موارد زیادی دختر خانم‌ها باید انتخاب شوند بنابراین اضطراب و نگرانی‌شان برای داشتن همسر و فرزند بالا می‌رود اما برای مردان این‌گونه نیست و در هر سنی که باشند، با محدودیت انتخاب و داشتن فرزند روبرو نمی‌شوند. از طرفی قوانین جامعه ما بیشتر مردسالار و تشدیدکننده این حساسیت‌هاست.

● هدف ازدواج چیست؟

ازدواج یک فرایند رشدی- روانی و اجتماعی در زندگی است؛ فرایندی که باید وجود داشته باشد. ازدواج یک خط نیست که بگوییم از این نقطه شروع می‌شود و نقطه نهایی و هدف آن هم این نقطه مشخص است. ازدواج یک دایره است و طی سال‌ها کامل می‌شود. ازدواج باید خلاءهای عاطفی افراد را پر کند، نه اینکه باعث ایجاد خلاء عاطفی طرفین شود. هدف ازدواج، تحول و تکامل افراد است و رشد و تعالی روانی، جنسی، اجتماعی و خانوادگی. بعد از اینها داشتن بچه می‌تواند جزو اهداف زندگی باشد.

● اگر بچه‌دار شدن هدف ازدواج باشد...

در چنین ازدواجی، اگر همسران بچه‌‌دار نشوند، به احتمال زیاد زندگی‌شان از هم می‌پاشد و اگر هم بچه‌دار شوند، ازدواجشان بی‌معنا می‌شود، چون طرفین به دنبال تحول دیگری نیستند و وقتی به این خواسته خود رسیدند، دیگر در زندگی مشترک چیزی نمی‌یابند. حتی ممکن است به همدیگر بی‌اعتنا شوند و به نیازهای جسمانی و عاطفی هم اهمیت ندهند در حالی که یک زوج تحول‌گرا و زن و مردی که فقط به دنبال بچه‌دار شدن نیستند، با آمدن یا نیامدن بچه‌ اهداف دیگر را رها نمی‌کنند و حتی انرژی بیشتری برای زندگی بهتر می‌گیرند. بعد از طلاق‌هایی که به علت نداشتن تفاهم انجام می‌شود، طرفین به دلایل مختلف احساس آرامش و رضایت می‌کنند اما در این مورد حتی اگر زن یا شوهر در ظاهر از جدایی ابراز رضایت کند، در بسیاری مواقع در درون این حس را نخواهد داشت و فکر می‌‌کند به دلیل ضعف از زندگی مشترک کنار گذاشته شده است. همین موضوع باعث احساس حقارت و ناتوانی در این افراد می‌شود و بیشتر آنها اعتمادبه‌نفسشان را در موارد دیگر هم از دست می‌دهند. به افرادی که بچه‌دار نمی‌شوند، توصیه می‌کنم کمی صبر کنند و زود تصمیم به جدایی نگیرند زیرا در بسیاری مواقع استرس‌هایی که دارند، باعث به وجود آمدن این مشکل می‌شود و هیچ مشکل دیگری وجود ندارد. معمولا وقتی زن و مردی نمی‌توانند یک رابطه با لذت و آرامش داشته باشند و فقط برای بچه‌دار شدن تلاش می‌کنند، نتیجه نمی‌گیرند. شاید شنیده باشید کسانی که بچه‌دار نمی‌شوند با آوردن بچه‌ای از بهزیستی یا قبول سرپرستی بچه‌هایی از خانواده‌های زلزله‌زدگان، پس از مدتی بچه‌دار شده‌اند. در این مواقع گفته می‌شود کار خیر باعث این نتیجه شده که درست هم می‌تواند باشد اما دلیل علمی و روان‌شناسانه هم دارد؛ از نظر ما این روند این‌طور معنا می‌شود که افراد بعد از قبول کردن فرزند، با آرامش و بدون استرس به برقراری رابطه با یکدیگر می‌پردازند و زندگی آرام‌تر و پر نشاط‌تری را تجربه می‌کنند و همین باعث می‌شود بارور شوند.

● این کار را به پزشک معالج بسپارید

خـبر ناباروری را چه کسی به زوجـین بـدهد؟

دکتر نرگس طالقانی

روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

یکی از دغدغه‌هایی که معمولا زوج‌های نابارور دارند، این است که زن یا مرد سالم چطور خبر ناباروری را به همسر خود بدهد تا او با شوک و فشار روانی مواجه نشود. بعضی از زنان و مردان ترجیح می‌دهند این خبر را به گوش خانواده‌های خود برسانند تا آنها همسرشان را از مشکلی که دارد، آگاه کنند. بعضی از زن‌ها یا مردها هم ترجیح می‌دهند تا مدت زمانی از شنیدن این موضوع بگذرد و سپس مشکل را با همسر خود در میان بگذارند. برای مطرح کردن چنین مشکلی اول باید این نکته‌ها را در نظر گرفت که زوج چند سال است با یکدیگر ازدواج کرده‌اند؟ کدام‌یک از آنها برای بارداری و بچه‌دار شدن اقدام کرده یا پیشنهاد آن را داده است؟ پزشک به کدام‌یک موضوع ناباروری را اعلام کرده است؟ و در نهایت هم پزشک به زن یا مرد سالم اعلام ناباروری کرده است یا به طرف نابارور. با در نظر گرفتن تمام این نکته‌ها و شرایط جسمی و روانی زن یا مرد به نظر می‌رسد بهترین فردی که می‌تواند خبر ناباروری را به زوج‌ها بدهد، پزشک معالج آنهاست. یعنی اگر زن یا مرد متوجه شدند که خودشان یا همسر آنها نابارور است باید از پزشک خود بخواهند تا موضوع ناباروری را در حضور هردوی آنها مطرح کند. شنیدن این مشکل از زبان پزشک معالج در یک لحظه و در یک مکان می‌تواند بار روانی شنیدن چنین موضوعی را برای زوج‌ها کمی سبک‌تر کند. معمولا فرد سالمی که مشکلی از نظر بچه‌دار شدن ندارد، همیشه آمادگی گفتن این جمله که «تو بچه‌دار نمی‌شوی» را به طرف مقابلش دارد و همین امر می‌تواند اولین جرقه ایجاد اختلاف در زندگی آنها باشد. به همین دلیل هم ما اصرار داریم موضوع از زبان پزشک به زوج‌ها اعلام شود. توافق و چگونگی بیان این مشکل هم بسیار مهم است. گاهی عده‌ای از زوج‌ها بچه‌دار نمی‌شوند اما آنقدر یکدیگر را دوست دارند که ترجیح می‌دهند تا آخر عمر هم با یکدیگر زندگی کنند. این مساله بیشتر در مواردی اتفاق می‌افتد که مردها مشکل باروری دارند.

● فـرهـنـگ‌سـازی بـرای فـرزندخـواندگی

دکتر سیدحسن علم‌الهدایی

جامعه‌شناس، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

ازدواج و زندگی زناشویی پدیده و قراردادی طبیعی و پیمانی است که با سایر پیمان‌ها و قراردادهای اجتماعی، تفاوتی اساسی دارد؛ ممکن است در بسیاری از قراردادها و پیمان‌های اجتماعی، جنبه‌های عاطفی و اخلاقی هم نهفته باشد اما در امر مقدس ازدواج، نیازهای طبیعی، غریزی، عاطفی و امنیتی دو انسان مطرح است. می‌توان گفت ازدواج، پیمانی عجین‌شده با همدلی، یکرنگی، محبت و صمیمیت است و بار عاطفی عمیقی دارد.

گاهی دو دوست معمولی هم می‌توانند علاقه زیادی به هم داشته باشند اما بار عاطفی به دلیل حساسیت‌های بالا فقط در زندگی زناشویی مطرح می‌شود. بسیاری از روان‌شناسان اصطلاح صمیمیت و همدلی را در زندگی مشترک مطرح می‌کنند و در قرآن کریم هم از ایجاد مودت و رحمت میان زن و مرد به واسطه ازدواج و پایداری زندگی‌ یاد شده است.

● هدف ازدواج

همواره دلایل و اهداف بسیار زیادی برای ازدواج و زندگی مشترک مطرح بوده و است که در ادامه نگاهی فهرست‌وار به این دلیل‌ها و هدف‌ها می‌اندازیم:

رفع نیازهای فیزیولوژیک و غریزه‌های جنسی: یعنی زن و مرد در یک رابطه طبیعی و تعریف‌شده و در یک فضای روانی و عاطفی سالم، به رفع نیازهای اساسی و طبیعی خود می‌پردازند و به این ترتیب هویت جنسی‌شان از یک کمال مطلوب در شرایطی بهنجار برخوردار می‌شود. به طور حتم در چنین شرایطی تا حدی جلوی رفتارهای پرخطر و ناسالم جنسی و مشکلات و آسیب‌های ناشی‌ از آن در جامعه هم گرفته می‌شود.

ایجاد وضعیت پایدار صمیمیت، همدلی، آرامش و رفع نیازهای عاطفی زن و مرد: محققان به این نتیجه رسیده‌اند که میزان طلاق در ۶۲ فرهنگ مختلف در ۴ سال اول زندگی به اوج خودش رسیده است. متاسفانه این روزها در کشور خوردمان هم شاهد این پدیده ناخوشایند هستیم. غریزه‌های جنسی، ویژگی‌های محرک جنسی و میل شدید به برقراری رابطه زناشویی پس از مدتی آرام‌آرام فروکش می‌کند و اگر زوج‌ها صمیمیت و همدلی لازم را با یکدیگر نداشته باشند، بر سر کوچک‌ترین مساله‌ای کارشان به بحث و دعوا و گاهی هم طلاق می‌کشد.

رفع نیاز اساسی، عاطفی، روانی و اجتماعی دوست داشتن و دوست داشته شدن: روان‌شناسان معتقدند ما انسان‌ها به طور طبیعی دوست داریم دیگران را دوست داشته باشیم و دیگران هم ما را دوست داشته باشند. احساس امنیت عاطفی، روانی و فکری، استمرار صمیمیت و حس تعلق به همدیگر از دیگر احساس‌ها و نیازهای روانی است که با ازدواج به آنها پاسخ داده می‌شود.

ادامه نسل و تربیت فرزندان: بچه‌دار شدن هم می‌تواند یکی از اهداف ازدواج باشد و گاهی بچه‌ها می‌توانند به استحکام و پایداری خانواده کمک کنند و باعث ایجاد صمیمیت و همدلی بیشتر در میان اعضای خانه شوند.

خوشبختانه امروزه با پیشرفت علم پزشکی، خیلی از مشکلات مربوط به ناباروری به شرط صبوری و خواست زوج، قابل درمان است. نکته مهمی که هنگام مواجهه زوج با مشکل ناباروری یکی از آنها مطرح می‌شود، این است که اگر وابستگی، صمیمیت و علاقه کافی بین زن و مرد ایجاد شده و زندگی آنها به ثبات عاطفی رسیده باشد، بدون مقصر دانستن دیگری و منت گذاشتن سر او، روند درمانی را با یکدیگر و به خوبی طی می‌کنند و اگر نتیجه نگرفتند، به فکر راه‌های دیگری مانند پذیرفتن کودکی به فرزندی می‌افتند. یعنی پختگی عقل و عاطفه زوج باعث می‌شود زندگی آنها با مشکلی طبیعی و خدادادی مانند ناباروری از هم نپاشد. قبول فرزندخوانده که در بیشتر قوانین و کشورها وجود دارد، در فرهنگ ما هم جای خود را باز کرده و در دین اسلام هم به پذیرفتن فرزندان بی‌سرپرست به وسیله زوج‌هایی که بچه‌دار نمی‌شوند، تاکید فراوانی شده است. پذیرفتن کودکی به فرزندی و تربیت این کودک معصوم و بی‌سرپرست هم می‌تواند نوعی ادامه نسل برای زوج‌های نابارور باشد و اقدامی اخلاقی و دینی هم است. متاسفانه برخی افراد به دلیل حس کمبود و ضعف، از پذیرفتن فرزندخوانده خودداری می‌کنند، این کار نوعی شهامت، روشن‌بینی و آگاهی می‌خواهد و افرادی که مشکل ناباروری خود را پذیرفته‌اند، به سادگی می‌توانند با پدیده فرزندخواندگی هم کنار بیایند. طلاق به دلیل ناباروری زن یا مرد (که البته بیشتر به دلیل ناباروری زن اتفاق می‌افتد)، امری مذموم، غیراخلاقی و غیرانسانی از نظر خداوند و جامعه بشریت به نظر می‌رسد. اگر بتوانیم باورها و ارزش‌هایی که به غلط در جامعه رواج دارند، کنار بگذاریم و قوانین را هم آسان بکنیم؛ (منظور مقررات مربوط به پذیرفتن کودکی به فرزندی است) فرزندخواندگی را به مباهات خانواده‌ها و شیرین‌تر شدن زندگی‌ها تبدیل خواهیم کرد. باید قبح خانوادگی و اجتماعی فرزندخواندگی در جامعه شکسته و فرهنگ‌سازی و آگاهی لازم در این زمینه به مردم داده شود.

الهه رضاییان

ندا احمدلو

یاسمین ثریا