تاثیر گذاری قیمت بنزین و نفت گاز بر تقاضای آنها در بخش حمل و نقل

در بخش حمل و نقل, انرژی در وسایل نقیله شخصی به عنوان کالای مصرفی و در سایر وسایل نقیله به عنوان نهاده تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد

در بخش حمل و نقل، انرژی در وسایل نقیله شخصی به عنوان کالای مصرفی و در سایر وسایل نقیله به عنوان نهاده تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد. طبق تازه ترین آمار منتشره، این بخش از اقتصاد ایران بیشترین سهم از مصرف نهایی فرآورده های نفتی و پس از بخش خانگی بیشترین سهم از مصرف نهایی انرژی کشور را به خود اختصاص داده است. سهم بالای مصرف انرژی در بخش حمل و نقل و نقش عمده این بخش در مصرف بنزین و نفت گاز به همراه نرخ رشد بالای مصرف این دو حامل خصوصاً بنزین که حدود چهل درصد آن از طریق واردات تامین می گردد و سالانه قریب به یک میلیارد دلار صرف واردات آن می گردد، پارامترهایی هستند که ضمن تبیین اهمیت موضوع، انتخاب آن را برای تحقیق توجیه می نمایند.

در این تحقیق پس از معرفی مفاهیم تقاضای آزاد و محصور انرژی و تجزیه و تحلیل چگونگی تاثیر گذاری عوامل اقتصادی، فنی، محیطی و اجتماعی بر روی تقاضای بنزین و نفت گاز در بخش حمل و نقل،تاثیر متغیرهای قیمت و سطح فعالیت های اقتصادی در کوتاه مدت و بلند مدت بر روی تقاضای این دو فرآورده نفتی در بخش حمل و نقل بررسی و فرآیند پویای تاثیر گذاری این متغیرها بر روی تقاضای بنزین و نفت گاز در بخش حمل و نقل مشخص شده است. نتایج حاصل از برآورد مدلها گویای آن است که تاثیر قیمت گذاری بنزین و نفت و گاز بر تقاضای آنها در بخش حمل و نقل در بلند مدت که در آن هم تقاضای محصور و هم تقاضای آزاد تحت تاثیر قرار می گیرد ازکوتاه مدت که در آن صرفاً تقاضای آزاد از تغییر قیمتها متاثر می گردد، بیشتر است. نکته قابل توجه دیگر آنکه کشش های قیمتی تقاضای بنزین و نفت گاز در بخش حمل و نقل چندان بالا نیست و در نتیجه نمی توان صرفاً با بهره گیری از اهرم قیمت گذاری، رشد بالای مصرف این حامل‌ها را کنترل نمود. به همین دلیل استفاده از سایر ابزارهای موثر جهت کنترل رشد مصرف این حامل‌ها در کنار اهرم قیمت گذاری توصیه میگردد.

● مقدمه :

در ایران بیشترین سهم ازمصرف نهایی فرآورده های نفتی به بخش حمل و نقل اختصاص دارد. به طوری که در سال ۱۳۸۱ بالغ بر ۵۲ درصد از کل مصرف نهایی فرآورده های نفتی دراین بخش به مصرف رسیده است. علاوه بر آن، بخش حمل و نقل در این سال با اختصاص ۹۸.۹ درصد از مصرف بنزین و بیش از ۵۷ درصد از مصرف نفت گاز، عمده ترین بخش مصرف کننده این دو فرآورده نفتی بوده است. از سوی دیگر، نرخ رشد مصرف بنزین در ایران بسیار بالاست. به طوری که متوسط نرخ رشد مصرف بنزین در دوره ۱۳۸۱ – ۱۳۷۵ حدود ۷.۶۵ درصد و در سال ۱۳۸۱ بالغ بر ۱۰.۲ درصد بوده است. این در حالی است که بخش قابل توجهی از بنزین مصرفی در کشور ایران از طریق واردات این محصول تامین می گردد و بابت آن مبالغ کلانی ارز از کشور خارج می شود.

مصرف نفت و گاز نیز در این بخش از نرخ رشد قابل توجهی برخوردار است به طوری که مصرف آن در این بخش با نرخ رشد متوسطی نزدیک به ۳.۵ درصد از ۱۲۰۳۳ میلیون لیتر در سال ۱۳۷۵ به ۱۴۷۶۲ میلیون لیتر در سال ۱۳۸۱رسیده است. با توجه به این روند شتابان مصرف بنزین ونفت و گاز ونقش عمده بخش حمل و نقل در مصرف آنها در این تحقیق سعی می‌شود عوامل موثر بر نرخ رشد بالای مصرف این دو فرآورده مشخص و راهکارهایی جهت کنترل آن معرفی گردد. همچنین تلاش می شود که با تبیین مفاهیم تقاضای محصور و تقاضای آزاد انرژی و محاسبه کشش های قیمتی کوتاه مدت و بلند مدت تقاضای بنزین و نفت گاز در بخش حمل و نقل ، میزان تاثیر گذاری اهرم قیمت گذاری درکنترل مصرف بنزین و نفت گاز در این بخش درکوتاه مدت و بلند مدت مشخص گردد.

در این مقاله پس از ارائه یک تحلیل کلی در ارتباط با عوامل تعیین کننده مصرف بنزین ونفت و گاز در بخش حمل و نقل، از یک مدل پویای اقتصاد سنجی برای بررسی تاثیرات عوامل اقتصادی تاثیر گذار بر تقاضای آزاد و تقاضای محصور این دو حامل انرژی در این بخش استفاده می شود. سری زمانی مورد استفاده برای اجرای مدل دربرگیرنده سالهای ۱۳۳۸ لغایت ۱۳۸۱ می باشد.

● عوامل موثر بر تقاضای بنزین و نفت و گاز در بخش حمل و نقل

طراحی یک مدل برای تحلیل تقاضای بنزین و نفت و گاز در بخش حمل و نقل، نیازمند تبیین مولفه های تعیین کننده تقاضای این فرآورده ها در بخش حمل و نقل است. این مولفه ها در یک تقسیم بندی کلی، به عوامل اقتصادی، فنی، محیطی و اجتماعی، طبقه بندی می شوند.سطح درآمدها، سلیقه مصرف کنندگان، قیمت نسبی بنزین و نفت و گاز در مقایسه با قیمت سایر کالاها و انتظارات در مورد قیمتهای آتی برای این حامل ها و سلیقه و ترجیحات، عوامل اقتصادی موثر بر تقاضای انرژی می‌باشند.یکی از دلایل بالا بودن مصرف بنزین و نفت و گاز در بخش حمل و نقل اقتصاد ایران، نازل بودن قیمت آنها و بالا بودن قیمت کالای مکمل آنها یعنی وسایل نقلیه است. البته براساس تئوری های اقتصادی افزایش در قیمت کالای مکمل یک کالا، تقاضای آنرا کاهش می دهد. در ایران ، تعرفه های گمرکی بالا تقریباً تمام بازار مصرف داخلی را در انحصار معدودی شرکت خودروساز قرار داده است.تولید این شرکتهای خودروسازی همواره کمتر از تقاضای موثر داخلی بوده و غالباً در بازار اتومبیل مازاد تقاضا وجود داشته است.

این موضوع باعث می شود که افزایش قیمت خودرو،علیرغم کاهش تقاضای موثر،تقاضای ارضاء شده را کاهش ندهد. پس در ایران، افزایش در قیمت اتومبیل از طریق کاهش تعداد اتومبیل های خریداری شده،تقاضای بنزین را کاهش نمی دهد. در مقابل،در ایران هزینه ثابت خرید اتومبیل نسبت به هزینه جاری سوخت،از سایر کشورها بیشتر است.قیمت بالای اتومبیل نسبت به سوخت،موجب می‌گردد که بیش از عمر مفید اتومبیل ها از آنها استفاده شود و میانگین عمر ناوگان حمل و نقل بالا رود. در ناوگان حمل و نقل ایران بعضاً خودروهایی یافت می شود که عمر آنها چندین برابرعمر مفیدشان است. علاوه بر آن، در ایران میزان تولیدات اتومبیل داخلی با نرخ قابل توجهی در حال افزایش است. قسمت اعظم این اتومبیل‌ها درداخل به فروش می رسد. از طرف دیگر، به دلیل ارزان بودن قیمت بنزین و نفت و گاز تعداد اتومبیل هایی که به دلخواه از رده خارج می شوند، ناچیز است. این دو عامل باعث افزایش حجم ناوگان حمل و نقل و افزایش میانگین طول عمر ناوگان حمل و نقل کشور، شده و از این طریق به عنوان یک عامل فنی ناشی از عوامل اقتصادی، مصرف بنزین و نفت گاز را در بخش حمل و نقل افزایش داده است.

وضعیت فن آوری به کار رفته در تولید خودروها و کارآیی پایین مصرف انرژی در ناوگان حمل و نقل به همراه وضعیت شبکه حمل و نقل عمومی کشور، جزء عوامل فنی تعیین کننده مصرف بنزین و نفت گاز در بخش حمل و نقل محسوب می شوند. فن آوری پایین به کار رفته در تولید خودروها و کارآیی پایین آنها در مصرف انرژی تا حدودی ناشی از پایین بودن درجة رقابت در بخش صنعت خودروسازی کشور است.

افزایش رقابت در بین بنگاه های بخش صنعت خودروسازی، کارفرمایان را وادار می سازد تا تلاش بیشتری جهت کاهش سوخت خودروهای تولیدی خود مبذول دارند. اما در بخش صنعت خودروسازی اقتصاد ایران، تعداد تولید کنندگان اندک هستند. این موضوع در کنار حمایت های دولت در جلوگیری از واردات خودرو از طریق وضع قوانین ممنوعیت واردات یا افزایش تعرفه های گمرکی ، باعث شده است که درجه رقابت در این بخش از اقتصاد کشور کاهش یابد. پایین بودن رقابت در این بخش و وجود بازار مطمئن در پیشروی تعداد اندکی بنگاه خودروسازی، امکان افزایش قیمت محصولات آنها را مهیا ساخته و انگیزه آنها را برای کاهش قیمت تمام شده و تقلیل مصرف انرژی خودروهای تولیدی‌شان، کاهش داده است. در نتیجه ، پایین بودن رقابت در صنعت خودروسازی، افزایش مصرف انرژی خودروهای تولیدی آنها را نسبت به خودروهای مشابه خارجی تشدید می نماید و مصرف بنزین و نفت و گاز را در این بخش از اقتصاد ایران بالا می برد.

بعضاً فرهنگ حاکم بر جامعه ایران، یکی از عوامل موثر بر تقاضای انرژی در اقتصاد و بخش حمل و نقل قلمداد شده است. عوامل فرهنگی به عواملی اطلاق می گردد که ریشه در باورهای آحاد جامعه دارد و دگرگونی آن مستلزم اجرای برنامه های بلند مدت است. کشور ایران دارای منابع عظیم نفت و گاز است.

وجود این ذخایرسرشار در کشور بعضاً این تلقی رابه وجود آورده که صرفه جویی در مصرف انرژی چندان ضروری نیست و بایستی از این مسأله به عنوان یک مزیت نسبی کشور در بخش‌های مختلف اقتصاد استفاده نمود و هزینه تأمین انرژی جزء کوچکی از هزینه های تولیدی بنگاه ها و هزینه های مصرفی خانوارها را تشکیل دهد.آگاه‌سازی خانوارها و بنگاه ها از بالاتر بودن شاخص های مصرف انرژی کشور نسبت به نرم های جهانی، و توجیه آنها نسبت به موضوع سهیم بودن نسل های آینده در ذخایر انرژی کشور و احیای فرهنگ صرفه جوئی حاکم بر جامعه ایران در مقوله مصرف انرژی، می توانند در این راستا گره گشا باشند.

شایان ذکر است، از آنجایی که فرهنگ حاکم در جامعه به نوعی سمت و سوی سلیقه و ترجیحات افراد را مشخص می سازد، پس در تئوری های اقتصادی به عامل نیز توجه شده است. به عبارت ساده تر، فرهنگ جامعه در درون عامل سلیقه و ترجیحات نهفته است و می توان آن را در زمره عوامل اقتصادی به شمار آورد.

پیام احمدی کاشانی

تیرماه ۱۳۸۷

آدرس : تهران- بالاتر از اقدسیه –نرسیده به مینی سیتی – انتهای بلوار اوشان –شرق بیمارستان ۵۰۵ ارتش – مجتمع مسکونی طاق کسری – واحد ۵۱۰

کدپستی : ۱۹۵۶۹۸۹۱۳۶

تلفن : ۰۹۱۲۳۴۴۰۷۴۴-۲۳۹۲۲۳۵۰- ۸۸۷۸۴۶۳۵