افزایش پروازهای کشور, افتخار یا اخطار

چه حس خوبی است وقتی از رسانه ها درباره افزایش پروازهای کشور می شنوی و امیدوار می شوی که بالاخره روزی می رسد که دیگر از چند ماه قبل از سفر, دغدغه تهیه بلیت هواپیما نداشته باشی

چه حس خوبی است وقتی از رسانه‌ها درباره افزایش پروازهای کشور می‌شنوی و امیدوار می‌شوی که بالاخره روزی می‌رسد که دیگر از چند ماه قبل از سفر، دغدغه تهیه بلیت هواپیما نداشته باشی.

عوامل متعددی وجود دارد که موجب افزایش پروازهای کشور می‌شود که برخی از آنها عبارت است از: تلاش و پیگیری سازمان حج و زیارت و دیگر مقامات ذیربط به‌منظور افزایش پروازهای حج تمتع و عمره، افزایش تقاضای مردم برای برقراری پرواز به اماکن زیارتی سوریه و عراق، تلاش نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای برقراری پرواز در حوزه‌های انتخابی خویش، راه‌اندازی مسیرهای هوایی جدید، تأسیس شرکت‌های هواپیمایی جدید، افزایش تعاملات بین کشورها و برقراری خطوط پروازی جدید از شهرهای بزرگ کشور به مقصد کشورهای خارجی، برنامه‌های توسعه کشور و بازدیدهای دولتمردان و نمایندگان ملت از طرح‌های عمرانی و صنعتی در شهرستان‌های مختلف و افزایش میزان تقاضا برای سفرهای هوایی در تعطیلات و مناسبت‌های خاص. این افزایش پرواز در نگاه اول موجب می‌شود هر خواننده و شنونده‌ای به دست‌اندرکارانِ این عرصه خسته نباشید و آفرین بگوید. اما هنگامی که همین شخص از ناگفته‌های افزایش پروازها و از شرایط متخصصان درگیر در آن بشنود، نظرش تغییر خواهد کرد. یکی از آن ناگفته‌ها را در اینجا مطرح می‌کنیم و قضاوت را به‌عهده شما خواننده محترم می‌گذاریم.

در هر شغل و سازمانی معمولاً وقتی حجم کار افزایش پیدا می‌کند، سازمان به روش‌های گوناگونی همچون جذب نیروی انسانی جدید، افزایش سرعت کارکرد تجهیزات یا افزایش ظرفیت و تعداد تجهیزات موجود در سازمان، حجم کار افزایش یافته را مدیریت می‌کند اما در شغل‌های مرتبط با پرواز و هوانوردی، شرایط همیشه تابع این فرمول‌ها نیست. تصور کنید که در فرودگاهی تعداد پروازها به نسبتی قابل توجه افزایش پیدا کند. روشن است که برای انجام برخی امور از قبیل بازرسی، تحویل بار، ارائه اطلاعات به مسافران و اموری از این قبیل می‌توان به یکی از روش‌های فوق به تقاضای مردم در فرصتی مناسب پاسخ داد. اکنون اجازه بدهید از ترمینال فرودگاه و قسمت مسافران خارج شویم و سری هم به برج کنترل ترافیک هوایی بزنیم. شما نمایشگر راداری را تصور کنید که فضایی به شعاع تقریبی۱۵۰ کیلومتر مربع را پوشش می‌دهد. شما به‌عنوان یک کنترلر ترافیک هوایی قبلاً در این صفحه ۱۵ تا ۲۰ پرواز را به‌طور همزمان می‌دیدی و آنها را از یکدیگر جدا نگه‌می‌داشتی تا با هم برخورد نکنند. اما هم‌اکنون و با افزایش پروازها، شما در یک لحظه بیش از ۲۵ تا ۳۰ پرواز را در صفحه می‌بینی. رادار همان رادار سابق است؛ مثل قبل و بدون هیچ دغدغه‌ای می‌چرخد! و البته باز هم مثل قبل، گاه گاهی هم نمی‌چرخد! نمایشگر هم همان است که قبلاً بود. تأثیر افزایش پروازها بر این تجهیزات مثل این است که صفحه تلویزیونِ شما یک اتاقِ یک نفری را نشان دهد یا یک استادیوم صد هزار نفری را. برای نمایشگر که فرقی نمی‌کند.

این شما هستی که در محیط شلوغ صدهزار نفری باید بگردی و شخص مورد نظرت را پیدا کنی! به همین نسبت در برج کنترل یا مرکز کنترل ترافیک هوایی، این کنترلر است که باید در یک زمان محدود، با ۱۰ الی ۱۵ پرواز بیشتر از قبل صحبت کند و مسیر، ارتفاع، سرعت و جهت آنها را تعیین کند. کنترلر باید هوشیار باشد و حواسش جمع باشد که در فضایی محدود، به تعداد پرواز بیشتری سرویس ایمنی هوانوردی ارائه دهد.

یادآوری این نکته ضروری است که آمار ذکر شده در بالا، فقط دربرگیرنده پروازهای مسافربری است و انواع دیگر پروازها را شامل نمی‌شود، درصورتی که پروازهایی که کنترلرها به آنها خدمات هوانوردی ارائه می‌کنند علاوه بر پروازهای فوق، دربرگیرنده همه انواع پروازهای نظامی، باری، عکسبرداری، نقشه‌برداری، کشاورزی، بارور‌سازی‌ ابرها، پلیس، امداد، هلال احمر و پروازهای دارای شرایط خاص است.شیرینی این افزایش پروازها هنگامی به کام‌ها تلخ می‌شود که بدانیم به‌رغم افزایش تعداد هواپیماها و تعداد پروازها، براساس آمار رسمی، طی سال‌های اخیر تعداد نیروهای متخصص در بخش کنترل ترافیک هوایی ایران (در برج کنترل ترافیک هوایی فرودگاه‌های حضرت امام(ره)، مهرآباد و مرکز کنترل فضای کشور) کاهش یافته است.

این کاهش نیروی انسانی در حرفه خطیر کنترل ترافیک هوایی، متأثر از عوامل بسیاری است که مهم‌ترین آنها را می‌توان چنین بر شمرد:

حذف بورسیه از شغل اختصاصی کنترل ترافیک هوایی؛ این حرفه در مقایسه با مشاغلی نظیر مهندسی برق، الکترونیک و مخابرات که همگی از مشاغل تخصصی محسوب می‌شوند، چند سطح بالاتر است و در ردیف حرفه‌های اختصاصی قرار می‌گیرد.

حذف انگیزه‌های کاری مرتبط؛ اگر روزگاری شاغلین این حرفه، فوق‌العاده‌هایی نظیر حق کنترل دریافت می‌کردند، هم اینک آنها در سطح کارمندان سازمان‌هایی نظیر پزشکی قانونی هم دیده نمی‌شوند و مکاتباتشان در پیچ و خم‌های اداری یا مفقود شده و یا بی‌پاسخ مانده است.

نبود انگیزه‌های ارتقای شغلی در این حرفه؛ هر کارمندی پس از مدتی اشتغال، امید پیشرفت و ترقی در پست سازمانی خود دارد در حالی که در این شغل به لحاظ مشکلات ساختاری، امکان ارتقا بسیار محدود است.

افزایش فشار کاری لحظه به لحظه‌ای و عدم‌جبران خدماتِ کنترلرها در چارچوب استانداردهای بین‌المللی؛ در حالی که در استانداردهای بین‌المللی جبران خدمات شاغلین کنترل ترافیک هوایی با خلبانان شرکت‌های هواپیمایی درجه اول، در یک سطح مطرح می‌شود، متأسفانه در کشور ما این موضوع صادق نبوده و این امر مشکلات عدیده‌ای برای کنترلرها و در نتیجه برای ایمنی پروازها به همراه داشته است.

فشارِ کاری چندین برابری که افزایش پروازها به کنترلرهای ترافیک هوایی تحمیل می‌کند، عاملی است که می‌تواند به‌صورت نامرئی و تدریجی، ارکان ایمنی هواپیمایی و آرامش آسمان ایران را تحت‌تأثیر قرار دهد. پروازهای حج، سوریه، شهرستان‌ها، کشورهای خارجی، عبوری، نظامی، نقشه‌برداری، کشاورزی روز به روز زیاد می‌شود و کنترلر را بیش از پیش درگیر حل مسائل پیچیده ترافیکی در اطراف فرودگاه‌ها و در مسیرهای هوایی می‌کند، استرس‌ها و دغدغه‌هایش را افزایش می‌دهد، فشارهای جسمی- روانی را زیاد می‌کند و مسئولیت و حساسیت را چندین برابر می‌کند. کنترلر همچنان با سختی‌های زندگی‌‌اش می‌جنگد. او همه توان و اراده‌‌اش را به‌کار می‌گیرد تا اجازه ندهد مشکلات بسیاری که در زندگی دارد، به‌رغم افزایش سختی کار، بر روند منظم و ایمنی پروازها تأثیر‌گذار شود. هنگام افزایش پروازها، برای کنترلر هیچ خبری از پرداخت سختی کار، فوق‌العاده کنترل، حق ترافیک، حق شیفت، حق سلامتی، فوق‌العاده ایمنی و فوق‌العاده پرواز نیست. به هنگام آماردهی و تقدیر از فعالان عرصه افزایش پروازها، کنترلر اصلاً دیده نمی‌شود. این محرومیت‌ها و ندیده شدن‌ها، مشکلاتی به‌وجود می‌آورد که درصورت عدم‌پیشگیری و حل آنها، می‌تواند به‌تدریج بر سطح ایمنی پروازها تأثیرات منفی داشته باشد.

اکنون به‌نظر شما افزایش پروازها در چنین شرایطی، افتخار است یا اخطار؟

محسن شورگشتی