دخترم, پسرم, ما متهمیم

یادداشتی درباره ی سوانح هوایی ایران از زاویه نگاه کنترل ترافیک هوایی

یا رحیم

پسرم، دخترم،‌ ما متهمیم!

باز هم سانحه ای تلخ به وقوع پیوست و غم و حزنی جانسوز را بر دل ها حاکم کرد. چندین سال است که اینگونه می شود! چند نفر از عزیزانمان را در سانحه ای هوایی از دست می دهیم، چند روزی را با اخبار و تحلیل-های گوناگون درباره ی چگونگی بروز حادثه و همچنین دلایل احتمالی آن سپری می کنیم و پس از آنکه اندکی غبار زمان بر امور نشست، «فراموشی» در دسترس ترین مأوایی بوده است که خواسته و ناخواسته به دامان آن پناه برده ایم. که البته این است بزرگ ترین تقصیر ما!

در هر سانحه ی هوایی، حداقل دو موضوع ایرانیان را به خود مشغول می-کند، اول دل ما ایرانیان است که در غم از دست دادن عزیزانمان حزن-آلود و اندوهناک است و دوم ذهن ها و زبان های ما هستند که هر یک به گونه ای در بررسی دلایل رخداد سانحه و تعیین مقصر یا مقصران آن فعالیت می‌کنند.

با بررسی ترکیب و ساختار ناوگان هوایی کشور و همچنین مطالعه ی سوانح رخ داده در ایران و مقایسه ی آنها با دیگر کشورهای جهان، چند نکته ی مهم جلب توجه می کند:

۱) سن هواپیماهایی که در کشور به پرواز در می آیند.

۲) آموزش ها و مراحل مختلفی که افراد می گذرانند تا به عنوان خلبان در یک شرکت هواپیمایی مشغول به کار شوند.

۳) کنترلرهای ترافیک هوایی و سرویس های متعددی که به پروازها ارایه می دهند.

۴) خدمات تعمیر و نگهداری که در کشور به هواپیماها ارایه می-شود.

۵) اقدامات نظارتی که توسط سازمان هواپیمایی کشوری بر عملکرد این بخش ها صورت می گیرد.

در این یاداشت نه قصد آن دارم که پیش از نهایی شدن بررسی سانحه ی اخیر که در ارومیه رخ داد، درباره ی چگونگی و دلایل آن سخن برانم و نه اینکه بر آنچه در سال های گذشته رفته است، تحلیل و تفسیری بنویسم. بر این باورم که مهم ترین و ضروری ترین موضوعی که در شرایط کنونی شایسته ی توجه است، پیشگیری است، آری! پیشگیری از وقوع سوانح هوایی. بر اساس همین باور است که هر نوع تصمیم، منش و رفتار خردمداری را که منجر به الزام مسئولین ذیربط به انجام اقداماتی در جهت بهبود وضعیت موجود و تقویت عوامل پیشگیرانه در قسمت های مختلف سامانه ی هوانوردی ایران شود را دارویی شفابخش و ضروری برای زخم های گوناگون موجود در صنعت حمل و نقل هوایی می دانم. در همین راستا در این یادداشت برخی مسایل پیرامون عامل اصلی مدیریت جریان ترافیک هوایی و برقراری ایمنی بین پروازها یعنی کنترل ترافیک هوایی و کنترلرها را مطرح می کنم.

خبر ناخوشایند اینکه متأسفانه تاکنون کم نبوده سوانح هوایی که درآنها دو هواپیما با یکدیگر برخورد کرده است. این فجایع غم انگیز هم بر روی زمین و در محوطه ی فرودگاه رخ داده است ( به عنوان نمونه سانحه ی دلخراش جزایر قناری در سال ۱۹۷۷ بین دو فروند هواپیمای بویینگ ۷۴۷ که در آن ۵۸۳ نفر جان باختند) و هم در آسمان بی کران و در مسیرهای هوایی. تاکنون بیش از ۷۰ مورد تصادم بین دو هواپیما در آسمان به وقوع پیوسته است که حدود نیمی از این برخوردها بین هواپیماهای مسافربری بوده است. سابقه ی برخورد دو هواپیمای مسافربری با یکدیگر در پهنه ی آسمان آبی به سال ۱۹۲۲ بر می گردد که در آسمان فرانسه به وقوع پیوست. در آن حادثه ۷ نفر جان خود را از دست دادند. اما غم انگیزترین چنین اتفاقاتی در سال های اخیر رخ داده است که چند نمونه از آن ها در ذیل می آید؛

در ۲۲ دسامبر سال ۱۹۹۲ یک فروند هواپیمای بویینگ ۷۲۷ شرکت هواپیمایی لیبی با یک فروند هواپیمای جت در آسمان برخورد کرد که در اثر آن، تعداد ۱۵۹ نفر مسافر و خدمه ی هر دو هواپیما جان خود را از دست دادند.

هواپیمای بویینگ ۷۴۷ شرکت هواپیمایی عربستان سعودی در شامگاه روز ۱۲ نوامبر سال ۱۹۹۶ در حالی که فرودگاه دهلی را به مقصد ریاض ترک کرده بود، بر فراز کشور هند با هواپیمای ایلیوشین ۷۶ شرکت هواپیمایی قزاقستان برخورد کرد و ۳۴۹ نفر را به کام مرگ فرستاد.

در روز اول جولای سال ۲۰۰۲ دو فروند هواپیمای بویینگ ۷۵۷ و توپولوف ۱۵۴ بر فراز آسمان سوئیس با یکدیگر برخورد کردند که در نتیجه ی آن همه ی سرنشینان دو هواپیما که یکی شامل دانش-آموزان نخبه ی کشور روسیه بود،‌ جان باختند. در این سانحه زنجیره ی عوامل دست به دست هم داد و در نهایت کنترلر ترافیک هوایی وقت را به عنوان مقصر برخورد دو هواپیما به جهانیان معرفی کرد.

در ۲۹ سپتامبر سال ۲۰۰۶ انسان هایی که در پرواز هواپیمای بویینگ ۷۳۷ از برزیل قصد سفر به ریودوژانیرو را داشتند، هرگز تصور نمی کردند که در آسمان با یک فروند هواپیمای جت امبرائر برخورد خواهند کرد و دیگر هیچ گاه عزیزانشان را نخواهند دید. در این سانحه ۱۵۴ نفر جان خود را از دست دادند.

پسرم عزیزم و دختر دلبندم! به دلیل همین اتفاقات است که ما متهمیم!

ما متهمیم برای تمام آنچه که می دانستیم و نگفتیم. ما متهمیم برای آنکه انتظار داشتیم آنچه را که در تخصص ماست، دیگران هم بدانند و درک کنند، بدون آنکه ما چیزی بگوییم!

فرزندان عزیزم!

من هر روز و شبی که مشغول به کار کنترل ترافیک هوایی هستم، در یک ساعت گاهی ۴۰ و گاهی هم ۱۴۰ پرواز را مواظبت می کنم و آن ها را از هم جدا می کنم.

شما و همه ی هم نسلان شما ممکن است در آینده از من و همه ی همکاران من بازخواست کنید که چرا آنچه را که می توانست با گفتن ما حل شود، نگفتیم! بر اساس همین بازخواست شما است که این مطلب را می نویسیم تا در آینده مقصر نباشیم، این همان گفتنی است که باید سال ها و ماه ها پیش از این ها می گفتیم.

ما متهمیم، اما تاکنون مقصر نبوده ایم! طی بیش از نیم قرنی که کار مراقبت از پروازها را در آسمان بی کران ایران به عهده گرفته ایم، هیچ گاه مقصر نبوده ایم. چون وظیفه مان را که همانا پیش گیری از برخورد هواپیماها با یکدیگر است به خوبی انجام داده ایم. این نه ادعای ماست به عنوان کنترلرهای ترافیک هوایی، که سخنی است بر اساس رأی و نظر کارشناسان و متخصصین صنعت هوانوردی و مسئولین مجامع قضایی و دادگاهی که رسیدگی به پرونده های مرتبط را به عهده داشته-اند.

تا کنون مقصر نبوده ایم چون شب و روز، در گرما و سرما کوشیده ایم تا بر نبود تجهیزات مدرن غلبه کنیم و با مهارت و شایستگی قابل تحسین، ایمنی و آرامش آسمان ایران را زبانزد متخصصان صنعت هوانوردی در کشورهای منطقه سازیم.

اما هنوز متهمیم!

متهمیم چون می دانستیم که برقراری جدایی های استاندارد بین چندین هواپیمای غول پیکری که با حداقل سرعت ۷۰۰ کیلومتر بر ساعت در رفت و آمد هستند و جلوگیری از تصادم بین آن ها نیازمند ذهنی است آرام و فارغ از هر دغدغه. ذهنی که ما کنترلرها در آغاز دارای آن بودیم ولی باگذشت زمان و بر اثر استرس هاس شدید و فشار کار بالا و عدم رفاه، کم کم تبدیل به ذهن شخصی شد که کارهای زیادی می توانست و باید انجام می داد ولی آن کارها کنترل ترافیک هوایی نبود!

ما متهمیم چون می دانستیم شیفت شب، آن هم در حرفه ای که همه استرس است و مسئولیت، جسم را ضعیف می کند، بیماری های قلبی- عروقی ایجاد می کند، به دستگاه گوارش آسیب می زند، سیستم عصبی را دچار اختلال می کند، بر روابط خانوادگی و اجتماعی فرد تأثیرات منفی می گزارد و از همه مهم تر اینکه می دانستیم این همه را با مبلغ ۶۰۰۰ (شش هزار) تومان نمی شود جبران کرد!

به روشنی می دانستیم که این بیماری ها جدی تر از آن هستند که فقط بر روی کاغذ بیایند و در آمار و گزارش ها کاربرد داشته باشند، حتی آن هنگام که سه نفر از اساتید و همکاران گران قدرمان را بر اثر همین عوارض و بیماری ها از دست دادیم. آن زمان هم نگفتیم آنچه را که باید! و به این خاطر هنوز هم متهمیم!

از اولین روزی که وارد این حرفه شدیم، اساتیدمان به ما آموختند که باید خود را برای پذیرش مسئولیتی بسیار عظیم و خطیر آماده کنیم. مسئولیت کنترل رفت و آمد چندین هواپیما در فضایی محدود و در مدت زمانی اندک. هر چه زمان بیشتر می گذشت، بیشتر می فهمیدیم که معنای مسئولیت سنگین در حرفه ای خطیر یعنی چه.

ما آموختیم که در این حرفه به هیچ وجه امکان اشتباه وجود ندارد، حتی در حد یک کلمه! چرا که یک اشتباه از سوی کنترلر، موجب از بین رفتن بهترین منابع و سرمایه های انسانی- فکریِ جامعه می شود، هزاران انسان را داغ دار می کند، میلیون ها دلار سرمایه ی ملی از دست می رود و خلاصه اینکه اشتباه یک کنترلر، فاجعه ای می آفریند غیر قابل وصف. اینچنین بود که آموختیم نباید اشتباه کنیم و باید با از خود گذشتگی و فداکاری، مهارت ها و توانمندی هایمان را به کار گیریم تا رفت و آمد پرنده های غول آسای چند صد میلیون دلاری را که هر یک حامل ۱۰۰ تا ۵۰۰ نفر انسان آرزومند است، دچار هیچ گونه خللی نشود.

آموختیم که بر اساس اسناد سازمان بین المللی کار (ILO) حرفه ی خطیر کنترل ترافیک هوایی در ردیف پرمسئولیت ترین و پراسترس ترین حرفه های جهان قرار دارد و به همین دلیل هم دولت مردان در سراسر جهان آن را در زمره ی مشاغل تخصصی- حاکمیتی محسوب کرده و از این رو امتیازات ویژه ای را برای کنترلرهای ترافیک هوایی در نظر می گیرند.

این ها را دانستیم، فهمیدیم و از همه مهم تر اینکه شرایط و الزامات تحقق چنین اموری را نیز آموختیم اما با دیدن تناقض های محیط کار، باز هم نگفتیم «گفتنی ها» را و این در حالی بود که همیشه میکروفون در دست داشتیم!

این ها همه دلایلی شدند بر اتهام ما!

***

پسرم، دخترم، ما متهمیم!

پسر عزیزم! دختر دل بندم!

خوب به یاد دارم آن سالی را که لحظه ی تحویل سال نو حوالی ساعت ۹ شب بود. از چند روز پیش که مدرسه ها تعطیل شده بود، به شما قول داده بودم که امسال بهترین و زیباترین عیدی را برایتان تهیه کنم. از قضا آن شب شیفت بودم، آن هم اضافه کار اجباری. ۳-۴ ساعت مانده به تحویل سال شما را تنها گذاشتم و به فرودگاه رفتم. پشت صفحه ی رادار بودم که خلبانی عید را تبریک گفت و من تازه آن موقع متوجه شدم که سال نو آغاز شده است. در همین لحظه بود که به من زنگ زدی تا عید را تبریک بگویی، اما به علت حجم بالای ترافیک و صحبت با پروازها نتوانستم با تو صحبت کنم و اینچنین بود که تبریک گفتن عید به پدر برای تو آرزویی شد بزرگ ....

... آن شب مانند بسیاری شب های دیگر من از خانواده ام دور بودم و خانواده ام هم از من. اما به هر حال آن شب، شب دیگری بود. شما به عنوان کودکان و فرزندان من حق داشتید تا با پدرتان در لحظه ی سال نو صحبت کنید. شما حق داشتید ...

در دفتر خاطراتت نوشته ای که چگونه آن شب را با شور و شوق کودکانه و امید به اینکه فردا صبح از پدرت عیدی خواهی گرفت، خوابیدی و صبح که پدرت به خانه آمد با چه اشتیاقی به سویش دویدی ... اما او خسته از کار سنگین شبانه، کلافه از برخی مسایل حاشیه ای، ... نه تنها در آن هنگام عیدی نگرفتید که ...

وقتی شما فراموش نکرده اید، من چگونه فراموش کنم؟

آری، از اولین ساعات آغاز به کارم به عنوان کنترلر می دانستم که حجم زیاد کار و فشار شیفت شب، موجب بروز اختلالات عصبی- روانی می-شود و در کشورهای سراسر جهان به منظور پیش گیری از این عوارض، مسئولین ذیربط اقدامات ویژه ای را انجام می دهند و با فراهم کردن امکانات مختلف و متعدد، تلاش می کنند تا اثرات منفی کار را بر کنترلرها به حداقل برسانند.

آری، می دانستیم و نگفتیم. به همین خاطر است که ما متهمیم.

فرزندان عزیزم و همسر فداکارم؛

عذرخواهی مرا بپذیرید. حال که چنین شده است، برای اینکه در آینده مقصر نباشم، می گویم. شما خوب گوش کنید و بشنوید و مطمئن باشید که من مقصر نخواهم بود.

• علی رغم قوانین و مقررات سازمان بین المللی کار (ILO) و همچنین سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری (ICAO)، حرفه ی خطیر و پرمسئولیت کنترل ترافیک هوایی که به عنوان یک حرفه ی حاکمیتی- تخصصی و یکی از مهم ترین مشاغل دنیا محسوب می شود، در قانون خدمات کشوری حتی به عنوان شغل سخت و زیان آور هم شناخته نشده است!

• ویژگی های کار شیفتی از قبیل دوری از خانواده و کار در شادمانی های نوروز و غدیر، در لحظات زیبای ماه مبارک رمضان و شب های قدر و در ایام تاسوعا و عاشورا، در سرمای شدید زمستان و در گرمای سوزان تابستان، بیداری و کار فکری در عمق تاریکی شب و ... عوارض و آسیب های فراوانی چون بیماری های قلبی- عروقی، ناراحتی های دستگاه گوارش، مشکلات عصبی- روانی، پیری زود رس و ... را به کنترلرهای ترافیک هوایی تحمیل می کند و مبلغ ۶۰۰۰ تومانی که در قبال این بیماری ها به عنوان حق نوبت کاری پرداخت می شود ...

• این سنت صنعت هوانوردی است که اگر خلبان فقط یک هواپیما را کنترل می کند، کنترلر در یک لحظه رفت و آمد چندین هواپیما را کنترل می کند و مسئولیت ایمنی آن ها را به عهده دارد. از این رو تنها شغلی که از لحاظ مسئولیت و سختی با حرفه ی کنترل ترافیک هوایی قابل مقایسه است، حرفه-ی خلبانی است. لذا در دیگر کشورها حقوق و مزایای کنترلرها و خلبان ها با هم سنجیده می شود. ولی متأسفانه در ایران عزیز ما، یک کنترلر ترافیک هوایی گاه از یک کارمند دفتری ساده هم که بزرگ ترین مسئولیتش تایپ صحیح یک نامه است، کمتر حقوق می گیرد!!! (ضمن احترام به همه ی کارکنان در هر شغل و سمتی)

• همه ی عزم و همتمان را بر آن نهاده ایم که با وجود تمام این کاستی ها و نادرستی ها، کوچک ترین خللی در ایمنی آسمان زیبای ایران به وجود نیاید و همچنان تلاش می کنیم تا سهم خود را در تأمین آرامش مسافران هوایی به کامل ترین وجه ممکن ادا کنیم. از مسئولین محترم کشور هم می خواهیم که با اولویتی خاص و با صرف اندکی وقت، شرایط کاری کنترلرها، مسئولیت بسیار بزرگی که به عهده ی آن ها قرار دارد، استرس-ها و فشارهای کاری ناشی از کار کنترل ترافیک هوایی و همچنین وضعیت این تخصص و حرفه را در دیگر نقاط جهان به خصوص در کشورهای منطقه مورد بررسی قرار دهند.

***

ما می دانستیم که صنعت هوانوردی جزء صنایع و علوم تجربی است. علومی که با تجربه کردن، با اندازه گیری، با سنجش و آزمودن رشد می کنند و کامل می شوند. در این گونه از علوم با رخداد هر اتفاق و حادثه ی جدیدی، مسایل تازه ای بُروز می کند، روش های جدیدی شناخته می شود، تکنیک ها و فنون نوینی ابداع می شود و به منظور پیشرفت و کارآیی بهتر، قوانین و دستورالعمل هایی جدید وضع می شود که همه ملزم به رعایت آن ها می شوند. با رخداد هر سانحه ی هوایی، افرادی می میرند، افرادی مصدوم می شوند و جمع بزرگی هم داغدار می شوند. اما این تمام ماجرا نیست. ماه ها و گاه سال ها وقت و انرژی صرف می شود تا علت یا علل بروز سانحه مشخص شود و از تکرار آن پیش گیری به عمل آید، بر همین اساس است که آنچه که در دنیای هوانوردی به عنوان قانون و دستورالعمل اجرا می شود دارای ریشه و بنیانی است به محکمی و ارزش جان هزاران انسان. در جهان هوانوردی سخن معروفی است که می گوید

If you think safety is expensive, try an accident!

بر این اساس است که سازمان بین المللی کار توصیه می کند که کنترلرها و خلبان ها در شرایط مناسب رفاهی زندگی کنند تا از دغدغه های غیر حرفه ای و مخصوصاً از هر گونه مسایل و مشکلات مادی به دور باشند.

***

پسران عزیزم! دختران مهربانم! این ها را گفتم تا فرداها اگر تو و دیگر خواهران و برادرانت خواستید مرا متهم کنید، بدانید که این بود شرایط ما در حالی که لیاقت ما فراتر از این حرف ها بود و هست و خواهد بود ...

محسن شورگشتی

کارشناس کنترل ترافیک هوایی