تاثیر ساختار جمعیتی بر آینده اقتصاد جهان

ساختار اقتصادی جهان در سال های آینده تا حد زیادی تحت تاثیر ساختار جمعیتی جهان است جهان آینده جایی است که در آن نیروهای جوان غیر متخصص با بحران بیکاری روبرو هستند و در فقر به سر می برند و نیروهای مسن تحصیلکرده از مزایای اقتصادی و در آمد خوبی برخورداند و با توجه به موقعیت مطلوبی که دارند به هیچ قیمت حاضر نیستند تا جا را برای جوان های تحصیلکرده خالی کنند

در قرن بیستم جهان شاهد انفجار جمعتی عجیبی بود.در ابتدای قرن بیستم جمعیت زمین حدود ۱.۶ میلیارد نفر بود ولی تا پایان این قرن این رقم به ۶ میلیارد نفر رسید.اما رشد جمعیت با همان سرعتی که ناگهان سیر صعودی گرفت به همان سرعت هم وارد شیب تندی و همین، عامل حرکت جهان به سوی پیری شد به گونه ای جمعیت بالای ۶۵ سال جهان دو برابر شد.این مساله در سالهای آتی تاثیر بسزایی در اقتصاد جهانی خواهد داشت.

بر اساس آمار سازمان ملل در جهان حدود ۶۰۰ میلیون نفر بیش از ۶۵ سال سن دارند.این رقم در سال ۲۰۳۵ به یک و نیم میلیارد نفر می رسد و با توجه به کاهش نرخ زاد و ولد در جهان درصد جمعیت پیر به نسبت جوان سال به سال بیشتر می شود.بر اساس آمار سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ از هر۱۰۰ نفر جمعیت ۱۶ نفر بالای ۶۵ سال بودند.این رقم در سال ۲۰۳۵ به ۲۶ نفر افزایش خواهد یافت. این مشکل در کشور های ثروتمند که نرخ رشد جمعیت و تولد در آنها نرخ بسیار پائین تری نسبت به کشور های در حال توسعه دارد بسیار بیشتر خودنمایی می کند.البته در اینجا صحبت از جمعیت جهان در قالب یک واحد کلان است نه صحبت از مناطق و قاره ها چنانکه در آفریقا و جنوب آسیا هنوز جمعیت در حال افزایش است و پیش بینی می شود که نیمه قرن ۲۱ جمعیت این مناطق به ۵ میلیارد نفر برسد.

پیامد منطقی پیرشدن جمعیت کاهش نیروی کار است. امروزه سن بازنشستگی در اکثر کشورهای جهان سن ۶۵ سالگی است و استاندارد بازنشستگی در سازمان ملل هم همین سن است و افراد بعد از این سن نیروی کار به شمار نمی آیند بر همین اساس جهان در سالهای آتی با بحران کمبود نیروی کار و ازدیاد بازنشستگان روبرو می شود.کمبود نیروی کار باعث کاهش بازدهی اقتصادی می شود.

البته نیروی کار تنها به ساختار سنی ارتباط ندارد بلکه به ساختار جنسیتی هم ارتباط دارد. مثلا در برخی کشورها زنان هم به عنوان نیروی کار در جامعه مشغول به فعالیت اقتصادی هستند ولی در برخی دیگر زنان به دلیل خانه نشینی در ساختار اقتصادی نقشی ندارند و نیروی کار محسوب نمی شوند.

کمبود نیروهای کار،کشورها را به لحاظ اقتصادی دچار بحران های جدیدی می کند و به همین دلیل دولت ها برای فرار از این بحران سن بازنشستگی را افزایش می دهند. به همین خاطر است که کشورهایی مانند ایتالیا، هلند و اسپانیا سن بازنشستگی را نه بر اساس سن که بر اساس امید به زندگی تعیین کردند.

البته افزایش سن بازنشستگی تنها به دلیل کمبود نیروی کار نیست.نیروهای متخصص در بازار کار ترجیح می دهند که مدت زمان بیشتری کار کنند. افراد تحصیل کرده و خبره که بخصوص به مشاغل علمی و دانشگاهی و سیاسی مشغول هستند رضایت نمی دهند که با رسیدن به سن بازنشستگی دست از فعالیت بکشند و معمولا حتی زمانی که از سن ۶۵ سالگی هم رد می شوند بازهم مایل به ادامه فعالیت هستند.

افزایش سن بازنشستگی گرچه تا حدودی می تواند فضای اقتصادی کشور ها را از خالی شدن نیروهای کار نجات دهد اما بازهم چندان چاره ساز نیست چرا که افرادی که کارهایی انجام می دهند که با نیروی بدنی سر و کار دارد با رسیدن به سن ۶۵ سال به دلیل اینکه از نظر جسمی انجام کار برایشان مشکل می شود ترجیح می دهند باز نشسته شوند و به همین دلیل لاجرم بخشی از نیروی کار با رسیدن به سن کهولت از عرصه فعالیت اقتصادی خارج می شود.

این ماجرا وقتی اسفبارتر می شود که این نکته را در نظر بگیریم که سطح تحصیلات و تخصص در کشور های پیشرفته و ثروتمند بالاست ولی در کشور های در حال توسعه و عقب مانده که سطح تحصیلات هم پائین است مشکل کمبود نیروی کار بسیار بیشتر خود نمایی می کند. تقریبا نزدیک نیمی از کارگران چینی بین سن ۵۰ تا ۶۵ سال حتی تحصیلات ابتدایی را هم تمام نکرده اند. این نیروهای کار بی سواد و غیر متخصص به سن بازنشستگی که می رسند طبیعتا میزان کارائیشان کاهش یافته و عملا به درد سیستم اقتصادی نمی خورند.

ادامه فعالیت اقتصادی افراد مسن تحصیل کرده در سیستم اقتصادی به معنی این است که آنها می توانند سالها بیش از افراد غیر متخصص کار کنند و سالها بیشتر از آنها در آمد داشته باشند و این باعث ایجاد شدن شکافی عظیم در میزان درآمد این دو دسته نیروی کار می شود.

این یکی از مشکلات کمبود نیروی کار در جامعه است. افراد مسن معمولا با توجه به اینکه پیوسته به فکر ایام از کار افتادگی اند به دنبال پس انداز هستند و حاضر نیستند ریسک زیادی در زندگی کنند بر همین اساس شروع به پس انداز پول های خود می کنند. این محافظه کاری در حالی که بافت جمعیت یک کشور نرمال باشد تاثیر چندانی بر اقتصاد ندارد اما وقتی بافت جمعیت پیر باشد باعث انباشت ثروت بدون استفاده تولیدی و اقتصادی از آن شده و منجر به بروز تورم و کاهش سرمایه گذاری می گردد. کاهش سرمایه گذاری منجر به کاهش فرصت های شغلی می گردد.

بر همین اساس ساختار اقتصادی جهان در سال های آینده تا حد زیادی تحت تاثیر ساختار جمعیتی جهان است. جهان آینده جایی است که در آن نیروهای جوان غیر متخصص با بحران بیکاری روبرو هستند و در فقر به سر می برند و نیروهای مسن تحصیلکرده از مزایای اقتصادی و در آمد خوبی برخورداند و با توجه به موقعیت مطلوبی که دارند به هیچ قیمت حاضر نیستند تا جا را برای جوان های تحصیلکرده خالی کنند.

نویسنده: آرین پورقدیری

منبع: روزنامه اصفهان امروز