تجارت آزاد پیش شرط رشد اقتصادی است

بررسی توانایی های ایران در اقتصاد جهانی در گفت وگو با دکتر علیرضا نقوی

ما شرایطی برای بهبود حفظ حق مالکیت عقلانی، سیستم آموزشی و شیوه‌های مدیریتی مهیا کنیم جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و برانگیختن حس نوآوری در ایران نیز مهیا می‌شود، با چنین شرایطی است که ما نشان خواهیم داد برای سرمایه انسانی مان ارزش قائلیم و از آنان در کشورمان بهره خواهیم برد. در این صورت ایرانیان بسیار کمی وجود خواهند داشت که مایل نباشند به کشورشان برگردند و آینده شان را در سرزمین بومی شان دنبال کنند

دکتر علیرضا نقوی، فارغ‌التحصیل دانشگاه دوبلین است و تحقیقات زیادی در حوزه تجارت بین‌الملل انجام داده است. او اکنون استادیار دانشگاه بولونیا ایتالیاست و اقتصاد تدریس می‌کند. با او درباره توسعه در ایران گفت‌وگو کردیم. گفت‌وگویی که از موانع توسعه یافتگی ایران شروع شد، به پتانسیل‌های ایران در راستای توسعه یافتگی رسید، با توانایی ایران در جذب سرمایه‌گذاران خارجی ادامه یافت و با شرایط جذب ایرانی‌های مقیم خارج به پایان رسید. گفت‌وگویی که درباره جذب ایران در عرصه تجارت بین‌الملل بود و اینکه چگونه می‌توان به دنیای تجارت راه یافت و به توسعه رسید.

چه موانعی بر سر راه توسعه یافتگی ایران قرار دارد؟

ایران از مشکل بسیار مشهود منابع رنج می‌برد. افزایش بهره‌برداری از منابع طبیعی که سبب کاهش در دیگر بخش‌های مولد می‌شود. ما متاسفانه دارای اقتصاد یک بخشی بوده و بنابراین مستعد به داشتن مشکلات بیشتر در زمان تحریم‌ها هستیم. ما نیاز داریم تا با ایجاد امکانات و سرمایه‌گذاری در بخش‌های دیگر انگیزه ایجاد کنیم. این لزوما نباید در تولید باشد بلکه می‌توان این هدف را در بخش کشاورزی شروع کرد، همان بخشی که ما در حال از دست دادن سلطه خود بر آن هستیم. من اعتقاد دارم که نوآوری، کلیدی است که می‌تواند به افزایش رشد اقتصاد در ایران کمک کند.

ایران با آنکه زمین‌های حاصلخیزی در شمال و بخش‌های مرکزی دارد اما صنعت کشاورزی‌اش رو به نابودی است و به خاطر استفاده بی‌برنامه از آب، سفره‌های زیرزمینی و منابع آبی کشور را نیز خشکانیده. یعنی به جای سود، ضرر هم داشته است. همچنین کشاورزان به خاطر نبود خریدار و بازار مناسب زمین‌هایشان را تغییر کاربری می‌دهند یا اینکه روستا را به مقصد شهرها ترک می‌کنند. ایران چگونه می‌تواند به توسعه کشاورزی برسد؟ آیا می‌تواند از تجربه کشورهای پیشرفته‌یی مانند هند و برزیل و چین استفاده کند؟

متاسفانه موقعیت کشاورزی و توسعه روستایی در ایران همان‌طور که شما گفتید خیلی خوب نیست. شمال ایران به برنج با کیفیت و معروفش شناخته شده است، اما آنگاه می‌آیند و برنجی با کیفیتی پایین از هند وارد می‌کنند و در همان شمال هم می‌فروشند. کمترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که به جای وارد کردن چنین محصولات ارزانی، توجه بیشتری به کشاورزان خودمان داشته باشیم. در غرب که از هر نظری صنعتی شده است اما بخش کشاورزی هرگز با مشکل مواجه نمی‌شود حتی اگر بخش کشاورزی دیگر آن فواید نسبی سابق را هم نداشته باشد. حتی امروزه، کشاورزان در امریکا و اروپا مقدار بسیار بزرگی یارانه دریافت می‌کنند تا قادر باشند با واردات کشاورزی (محصولاتی با قیمت پایین) از کشورهای کمتر توسعه یافته رقابت کنند. حال آن چیزی که در کشور ما اتفاق افتاده است دقیقا بر عکس است. نتیجه این شد که کشاورزان محل سکونت و کار خود را که هیچ سودی برایشان نداشت را ترک کنند.

علاوه بر بخش کشاورزی آیا ایران می‌تواند با توجه به پتانسیل‌هایش در تجارت بین‌الملل به موفقیت برسد و اقتصادی به دور از وابستگی به نفت داشته باشد؟

بازیگر بودن یا نقش داشتن در تجارت امروز بین‌المللی بدون شرکت در سیستم تجارت جهانی خیلی مشکل است. تجربه‌ها در دهه‌های گذشته نشان داده است که تجارت آزاد پیش شرطی است برای رشد سالم یک اقتصاد. ایران باید اعتماد جامعه جهانی را به دست بیاورد. در این صورت وارد شدن در سازمان تجارت جهانی می‌تواند سبب افزایش قابل ملاحظه‌ای در اقتصادش شود. برای انجام چنین چیزی و دادن انگیزه لازم برای نوآوری در یک ملت، ما نیازمند این هستیم تا نهادهایمان را بهبود بخشیم تا به اجرای حفاظت حقوق مالکیت عقلانی قادر باشیم.

منظور از بهبود نهادها چیست؟ منظورتان کدام نهادهاست؟ و از چه طریق می‌توانیم این کار را بکنیم؟

اول از همه، دولت جدید ما در یک موقعیت عالی قرار گرفته تا ایران را وارد سازمان تجارت جهانی کند. من معتقدم این اتفاق باید یکی از نخستین هدف‌های برنامه‌های دولت جدید باشد. منظور من از نهادها، نهادها یا شرک تهای قانونی هستند که بتوانند اجرای قانونی قراردادها را انجام دهند و از حقوق مالکیت عقلانی (IPRs) حفاظت کنند. در زمان ورود به سازمان تجارت جهانی هر کشوری باید در هر صورتی این حقوق (IPRs) را به رسمیت بشناسد. با انجام چنین چیزی نه تنها ما سرمایه‌گذاری خارجی بیشتری را جذب می‌کنیم بلکه انگیزه‌های لازم برای نوآوری و خلاقیت توسط نیروی ماهر و با استعدادی که در کشور وجود دارد ایجاد می‌کنیم. وقتی کشوری نتواند فضای کافی و مناسب برای نیروهای ماهر و با استعداد جهت نوآوری و فعالیت‌های خلاقانه ایجاد کند، هیچ کسی نمی‌تواند چنین فضایی را در جهت شکوفایی و نوآوری مطلوب بداند. برای مثال ما باید توجه بیشتری به ایجاد اداره انحصاری کار در ایران داشته باشیم که خیلی در سطح جهانی موثر است.

چه شرایط دیگری برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی باید فراهم شود؟

علاوه بر مواردی که در سوال قبلی گفتم اجرای حقوق مالکیت عقلانی، کات کرن بروکراسی، و شفافیت مالی می‌تواند سرمایه‌‌گذاری‌های مورد نیاز خارجی بیشتری را به کشور جذب کند تا از این طریق مشاغل بسیاری ایجاد شود و درها برای رقابت و سرمایه‌گذاری بیشتر به وسیله کارآفرینان محلی باز شود.

چه حوزه‌هایی از اقتصاد در ایران می‌توانند سرمایه‌گذارهای خارجی را جذب کنند؟

حوزه‌های انرژی، خدمات و الکترونیک توانایی خوبی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی دارند و با این رویکرد سرانجام سایت‌های تولیدی می‌توانند به مراکز توسعه‌یی و تحقیقی تبدیل شوند.

مراکز توسعه‌یی و تحقیقاتی ایران چگونه می‌توانند با کمک شرکت‌های چند ملیتی و بین‌المللی به نوآوری در اقتصاد برسند؟

اگرچه نوآوری کلید موفقیت طولانی مدت در اقتصاد‌مان است اما ما نمی‌توانیم بلافاصله شرکت‌های چند ملیتی را به مراکز توسعه و تحقیقی در ایران جذب کنیم. البته این سیاست یعنی جذب شرکت‌های چند ملیتی در روند توسعه یافتگی در کشورهایی مانند چین و هند اتفاق افتاده است اما در آن کشورها امکان فعالیت ابتدایی شرکت‌های بین‌المللی و برونسپاری فعالیت‌های تولیدی داخلی وجود داشت. اگر ما این زمینه را ممکن‌سازیم، یعنی آزاد گذاشتن و دادن امکانات حقوقی به نهادهای تولیدی بین‌المللی، این استراتژی سبب تولد تدریجی درگیرشدن کسب وکار ایرانی در شبکه‌های نوآوری جهانی می‌شود.

در عین حال بسیاری در ایران معتقدند که ورود شرکت‌های چند ملیتی انحصار بازار را به دست خارجی‌ها می‌سپارد و در این صورت اقتصاد ایران وابسته می‌شود. از طرفی خیلی‌ها هستند که دوست ندارند حتی سهمی از قدرت اقتصادی را به خارجی‌ها بسپارند. آیا فکر می‌کنید با این شرایط، ایران توانایی جذب این شرکت‌های بزرگ را داشته باشد؟

این هزینه برای هر کشوری وجود دارد. شما باید این اصل را قبول کنید که برای رشد در آینده باید بعضی چیزها را قربانی کنید. شما نمی‌توانید با حمایت از صنایع خانگی کم بازده و بستن مرزها، سرمایه‌های مستقیم خارجی و تولید کسب و کار و اشتغال را به دست آورید. بدون آن شما به دام می‌افتید. با سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی شرکت‌های کم بازده داخلی ممکن است از بازار خارج شوند. در این بین بهترین راه برای بقا و بهبود وضعیت این شرکت‌ها این است که چه از لحاظ تاکتیکی و چه از نظر شیوه‌های مدیریتی پیشرفته خیلی چیزها را از شرکت‌های چند ملیتی یاد بگیرند.

علاوه بر جذب سرمایه‌گذاران خارجی چگونه می‌توانیم سرمایه‌های انسانی ایرانی خارج از کشور را به داخل جذب کنیم؟

شرایطی که برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی لازم است و در سوالات قبلی هم به آنها اشاره کردم- برای جذب ایرانیان ماهری که در حال حاضر در سراسر دنیا پراکنده شده‌اند نیز لازم است. با دادن مشوق‌های مادی و معنوی به مهاجران و ترغیب آنها به سرمایه‌گذاری و برگشت به ایران، مشکل فرار مغزها را می‌توان تبدیل به جذب مغزها کرد. در حال حاضر سرمایه‌های انسانی بسیاری در خارج از ایران وجود دارند که تاکنون از آنها استفاده نشده است. با کمک ایرانی‌هایی که در دنیا پراکنده شده‌اند می‌توان این مغزها را در داخل ایران و در مسیر موفقیت اقتصادی و رفاه کشور به کار گرفت.

چگونه می‌توان شرایطی را مهیا کرد تا مغزهای ایرانی دوباره به ایران بازگردند و ماندگار شوند؟

ابتدا ما باید از کشوری مانند کره جنوبی درس بگیریم که با ایجاد موسسات و نهادهایی و دادن یکسری امکانات توانست گروه‌های پراکنده فکری را تشویق کند تا با دانشمندان و محققان داخلی و خارجی در راستای توسعه یافتگی کشور فعالیت کنند. دوم، ما باید شرایطی را در کشور ایجاد کنیم تا ایرانیانی که دارای سرمایه‌های زیادی در سراسر جهان هستند را تشویق کنیم تا برای سرمایه‌گذاری داخل ایران به کشور برگردند. این شیوه باعث می‌شود آن دانش ممتازی که آنها در طی این سال‌ها در خارج از کشور یاد گرفته‌اند به ایران انتقال یابد. یک مثال معروف برای این شیوه طرح «لاک‌پشت‌های دریا» است که در چین اجرا شد و مهاجران چینی به کشورشان برگشتند و با خودشان حرفه، مهاجرت و سرمایه به داخل چین آوردند. سوم هم تاکید دوباره من به ارتقای نقش و کیفیت موسسات و نهادهاست. اگر ما شرایطی برای بهبود حفظ حق مالکیت عقلانی، سیستم آموزشی و شیوه‌های مدیریتی مهیا کنیم جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و برانگیختن حس نوآوری در ایران نیز مهیا می‌شود، با چنین شرایطی است که ما نشان خواهیم داد برای سرمایه انسانی مان ارزش قائلیم و از آنان در کشورمان بهره خواهیم برد. در این صورت ایرانیان بسیار کمی وجود خواهند داشت که مایل نباشند به کشورشان برگردند و آینده شان را در سرزمین بومی شان دنبال کنند.

بابک مهدیزاده