نیاز به موج تازه آزادسازی

گزارش ویژه اکونومیست درباره دلایل و اثرات کندی جهانی سازی

آخرین نسخه چاپی اکونومیست که امروز شنبه منتشر شده، گزارش ویژه‌یی از اقتصاد جهان را در خود دارد که در چندین مقاله اکنون و آینده جهانی‌سازی بیمار اقتصاد جهان را مورد موشکافی قرار داده است. افزون بر هشت مقاله‌یی که در گزارش ویژه موجود است، در بخش رهبران نیز گزارشی ویژه همین داستان شده است. چکیده اینها اینکه بحران مالی ۲۰۰۸ به روند جهانی‌سازی آسیب‌زده است. مقاله «جهانی با دروازه» در بخش رهبران از این می‌گوید که دولت‌ها موانعی را بر سر راه جهانی‌سازی گذاشته‌اند و از این رو اقتصاد جهان نیاز به موج تازه‌یی از لیبرالیزاسیون دارد. جهانی‌سازی درست به باور کارشناسان اکونومیست همان چیزی است که می‌تواند اقتصاد بیمار جهان را درمان کند.

می‌تواند شرکت‌ها را دوباره زنده کند و فروش و بهره‌وری را افزایش دهد. می‌تواند دسترسی به اعتبار را آسان کند و بازه و کیفیت اجناس را همراه با پایین نگه داشتن بها، بالا ببرد. اما در سال‌های گذشته روند اقتصاد آزادتر با اشتیاقی برای ساختن سدهایی برابر آن جایگزین شده است. چیزی که بیشتر به زیان جهان بوده است. البته اوضاع می‌توانست بدتر باشد. اکونومیست می‌نویسد: «زمانی نه خیلی دور، به نظر می‌رسید دو نیروی دوقلوی فناوری و لیبرالیزاسیون اقتصادی برآنند تا بی‌سابقه‌ترین حجم سرمایه، کالا و نیروی کار را در دو سوی مرزها حرکت دهند. هنگامی که بحران مالی در سال ۲۰۰۸ سر بر آورد، هراس از تکرار دهه ۱۹۳۰ جانشین آن غرور شد. درس آن دهه این بود که دستکاری در تعرفه‌های گمرکی در جهت حمایت از صنایع داخلی اوضاع بد را بدتر می‌کند.»اما دیگر خبری از جهانی‌سازی بی‌قید و بند نیست.

سیاستگذاران درباره کسانی که با آنان تجارت می‌کنند، اینکه به بانک‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی چه امتیازاتی بدهند و اینکه چه نوع سرمایه‌یی را بپذیرند سختگیرتر شده‌اند. «آنها دیوارهای غیرقابل نفوذ نساخته‌اند، بلکه بر آن دیوارها دروازه گذاشته‌اند.»این در بازار سرمایه بیش از هر جایی هویداست. سرمایه جهانی از ۱۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۷ به یک سوم این مقدار در سال گذشته افت کرده است. این سقوط تا حدی دلایل «گردشی» دارد اما قانونگذاران امریکا و اروپا هم که پایان فاجعه‌بار بانک‌ها را دیده‌اند با بستن نظام‌های اقتصادی‌شان تاثیرگذار بوده‌اند. کنترل سرمایه حالا در کشورهای نوظهور مقبولیت یافته چراکه به مجزا شدن کشورهایی مانند برزیل از لرزش‌های ناپایدار‌کننده پول کمک کرده است. کنترل سرمایه اما تیغی دولبه است: «کنترل سرمایه می‌تواند آسیب‌پذیری سیستم‌های مالی از بیرون و زیان بحران‌ها را کاهش دهد اما دولت‌ها نباید سود باز بودن مالی را فراموش کنند.

رقابت بانک‌های خارجی بانک‌های داخلی را مجبور می‌کند سخت‌تر کار کنند. بانک‌های محصور و کنترل سرمایه آنها را از سرایت بحران حفظ می‌کند اما اندوخته‌های آنان را هم بی‌ارزش می‌کند.»«پروتکشنیسم تجاری نمی‌تواند ادعای تطابق با کنترل سرمایه را داشته باشد.

خوشبختانه سازمان تجارت جهانی که نگهبان تجارت جهان است از پروتکشنیسم مشکل‌دار جلوگیری می‌کند اما دولت‌ها روش‌های زیرکانه‌یی را برای دور زدن آن شکل داده‌اند. موانع تازه‌یی مانند یارانه به شرکت‌های داخلی محبوب شده‌اند. از سال ۲۰۰۹ سالانه دست‌کم ۴۰۰ اقدام حمایتی (پروتکشنیستی) به کار گرفته شده و این روند در حال افزایش است.»بازارهای نوظهور بزرگی مانند برزیل، روسیه، هند و چین سیاست مداخله را در قبال جهانی‌سازی پیش گرفته‌اند که بر سیاست صنعتی و وام‌های دولتی تکیه دارد. نشست دوحه در واقع آغاز تلاش برای بازسازی تجارت آزاد جهانی برابر همین سیاست‌ها بود. اما دول مختلف به سیاست‌های منطقه‌یی رو آورده‌اند چرا که گمان می‌رود باشگاه‌های تجاری کوچک‌تر رویارویی با مسائل تفرقه‌انداز سیاسی را آسان‌تر می‌کند. این هم تیغی دولبه است: «توافقنامه‌های تجارت آزاد منطقه‌یی با طراحی خوب می‌توانند با برداشتن موانع و اقدامات چندطرفه لیبرالیزاسیون را افزایش دهند اما با اجرای بد ممکن است تجارت را به جای گسترش منحرف کنند.»اما اوضاع می‌توانست بهتر باشد. اکونومیست اشاره می‌کند: «در سال ۲۰۱۳ ارزش صادرات کالا و خدمات به ۷/۳۱ درصد (سی و یک و هفت) تولید ناخالص جهان خواهد رسید. اما برخی اقتصادهای بزرگ بسیار کمتر تجارت می‌کنند: کل صادرات برزیل تنها ۵/۱۲ (دوازده و نیم) درصد تولید ناخالص کشور است.

افزایش این نسبت به بهره‌وری آسیب می‌زند. تجارت خدمات هم بسیار کمتر از کالا است و حتی درباره کالا سطوح آشفته‌کننده‌یی از سیاست‌های حمایتی پابرجا مانده‌اند. امریکا بر گیره‌های کاغذ چینی تعرفه ۱۲۷ درصدی بسته و ژاپن بر برنج تعرفه ۷۷۸ درصدی گذاشته است. حمایت در جهان نوظهور حتی بدتر است. تعرفه‌های برزیل به‌طور میانگین چهار برابر و تعرفه‌های چین سه برابر امریکا هستند.»این موانعی که کارشناسان اکونومیست از آن می‌نویسند در ماه‌های گذشته اثرات خود را نشان داده‌اند. دروازه‌های روسیه، هند و برزیل بیشتر از هر جایی‌اند اما رشد هر سه کاهشی چشمگیر یافته است. برزیل حتی با افت ارزش پول ملی مواجه شده است.

چین ترسیده و رهبران تازه‌اش به سوی قوانین آسان‌گیرانه‌تر برای سرمایه‌های خارجی و توافقنامه‌های تجاری میانه‌رو‌تر گام برداشته‌اند. گرچه نفوذ چین در اقتصاد جهان افزایش یافته اما جهانی‌سازی هنوز هم بیش از همه وابسته امریکاست. جدال تمام ناشدنی دو حزب عمده امریکا در کنار همه پیامدهای سیاسی اجتماعی اقتصادی، بر روند جهانی‌سازی هم بی‌اثر نخواهد بود. با موانعی اینچنین حالا جهانی‌سازی بیمار گشته است. اثرات این بیماری اندک نخواهد بود و این همان چیزی است که در مقاله دیگری با همان عنوان «جهانی با دروازه» در گزارش ویژه مورد بررسی قرار گرفته است. پیشروی جهانی‌سازی از زمان بحران ۲۰۰۸ متوقف شده و جا را برای مدل شرطی، مداخله‌یی و ملی باز کرده است. گرگ ایپ در این مقاله به اثرات این بیماری پرداخته است.

ایپ دبیر حوزه امریکای اکونومیست می‌نویسد: «پنج سال پیش که رهبران بزرگ‌ترین کشورهای ثروتمند و در حال توسعه در واشنگتن برای نخستین نشست گروه بیست در گیرودار بدترین بحران مالی از زمان رکود بزرگ گرد هم آمدند، قول دادند که انزواطلبی اقتصادی را کنار بگذارند و به اقتصاد جهانی آزاد و رد سیاست‌های حمایتی متعهد باشند. آنها تنها تا حدی موفق بوده‌اند. گرچه به پروتکشنیسم افراطی دهه ۱۹۳۰ عقب‌نشینی نکرده‌اند اما اقتصاد دنیا قطعا کمتر آزاد شده است. پس از دو دهه که نیروی کار، سرمایه و کالا در آزادانه‌ترین حالت تاریخ به دو سوی مرزها می‌رفتند، دیوارهایی با دروازه بالا رفته‌اند.» با این همه مقاله ایپ بارها پافشاری می‌کند که لیبرالیزاسیون پابرجاست و تنها کمی از کانون توجه‌ها به کنار رفته است.

اکونومیست در واقع در گزارش ویژه‌اش که مقاله‌هایی با عنوان «خطوط آهن و هژمون ها» در تاریخ جهانی‌سازی، «خوبی بیش از اندازه» در موضوع چندپارگی مالی، «اگر نیاز شد» در موضوع سرمایه، «در حیاط خلوت» در موضوع تجارت، «اغواگران پنهان» در سیاست‌های حمایتی، «سوال اعتماد» در موضوع فشارهای سیاسی و «چه نوعی از کاپیتالیسم» که چشم‌انداز کلی‌تری دارد؛ به دو پرسش عمده‌یی پاسخ می‌دهد که جواب‌شان را مروری گذرا کردیم. اینکه آیا جهانی‌سازی دروازه‌دار گامی در مسیر آزادی اقتصادی بیشتر است یا ماندگار خواهد شد؟ و اینکه آیا اگر متوازن شود خوب است یا بد؟ پاسخ به این دو پرسش آینده جهانی‌سازی را شکل خواهد داد و از این روست که «جهان دروازه‌دار» بر جلد نسخه این هفته اکونومیست نشسته است.

حمیدرضا آریان پور