کارآفرینی مفاهیم , چالش ها و بررسی موانع کارآفرینی در ایران , ارائه پیشنهادات راهبردی

امروزه توسعه فعالیت های اقتصادی و کار آفرینی راهبردی اثربخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته می شود توسعه فعالیت های اقتصادی به معنی فرآیند کشف و بهره برداری از فرصت ها به منظور ارزش آفرینی در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی تلقی شده و لذا نقش شایسته ای برای حضور فعال تر در بازارهای جهـانی , مقابله با رقبا, اشتغال زایی پایدار , توسعه عدالت , کاهش فقر و حل مشکلات بخش های عمومی و خصوصی دارد

امروزه توسعه فعالیت های اقتصادی و کار آفرینی راهبردی اثربخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته می شود . توسعه فعالیت های اقتصادی به معنی فرآیند کشف و بهره برداری از فرصت ها به منظور ارزش آفرینی در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی تلقی شده و لذا نقش شایسته ای برای حضور فعال تر در بازارهای جهـانی ، مقابله با رقبا، اشتغال زایی پایدار ، توسعه عدالت ، کاهش فقر و حل مشکلات بخش های عمومی و خصوصی دارد . بی شک توسعه فعالیت های اقتصادی به عنوان اجرایی ترین و عملی ترین استراتژی برون رفت از بن بست ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیازمند شناسائی و رفع موانع آن است . ظرفیت سازی برای توسعه فعالیت های اقتصادی از یک سو مستلزم ارائه آموزش ها و مهارت های کار آفرینی با رویکرد بازار محور و بر اساس نیازهای جامعه در همه سطوح آموزشی می باشد و از سوی دیگر نیازمند شناخت و رفع موانع در ایجاد زمینه های مناسب در راستای توسعه فعالیت های تولیدی و خدماتی است .

در این مقاله، موانع توسعه فعالیتهای اقتصادی از سه بعد ( الف) عوامل ضد انگیزشی هم چون خطر پذیری مالی زیاد ، عدم دستیابی به منابع مالی برای سرمایه گذاری، موانع اداری و فساد اداری (ب) موانع قانونی هم چون قوانین و مقررات بانکی ، قوانین مالیاتی ، قانون تجارت ، قانون کار و وجود انحصارات دولتی ناشی از قوانین و مقررات (ج) نارسایی های محیط تجارتی در ایران از جمله فقدان زیرساخت های تجاری ، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز شرکت های جدید و در حال رشد ، عدم حمایت هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از توسعه فعالیت های اقتصادی ، عدم تاکید نظام تعلیم و تربیت و فقدان یا ناکافی بودن سیاست های دولتی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصله بیانگر آن است که فضای کسب و کار در ایران مطلوب نیست . این موضوع حکایت از دخالت دولت در بازار، وجود مقررات دست و پا گیر، وجود دستگاههای نظارتی موازی و متعدد و ریسک بالای فعالیتهای اقتصادی دارد. از این رو ، دولت ها در رفع این چا لش ها و موانع نقش کلیدی دارند . لذا توسعه فعالیتهای اقتصادی در ایران نیازمند عزم ملی است. این موضوع به عنوان یک مقوله فرابخشی می بایستی در همه ارگان ها ، سازمان ها ، نهادهای عمومی و دولتی مورد توجه قرار گیرد .

● مقدمه

در آستانه هزاره سوم میلادی، فرآیند تغییر و تحول مستمر و پر شتاب از عمده ترین جریان های حاکم بر حیات بشری و از مهم ترین مشخصات بارز آن به شمار می رود و فرآیند در آستانه هزاره سوم میلادی، فرآیند تغییر و تحول مستمر و پر شتاب از عمده ترین جریان های حاکم بر حیات بشری و از مهم ترین مشخصات بارز آن به شمار می رود و فرآیند کارآفرینی و خلاقیت که اساس و بستر ساز تغییر و تحول و دگرگونی است، در این خصوص نقش بسیار بنیادین و تعیین کننده ای ایفا می کند. افراد، سازمان ها و جوامعی که نتوانند خود را با این تحولات پر شتاب همگام کنند دچار حالت ایستایی و توقف و سکون شده، بی شک در آینده حضورفعالی نخواهند داشت و سرانجام دچار اضمحلال می شوند. در این میان افرادی هستند که در این دریای پر تلاطم انقلاب های پی در پی، بر روی موج ها سوار بوده و در زمانی که همگان بر هرج و مرج، نابسامانی، تناقض و عدم تعادل اذعان دارند، آن ها به دنبال فرصتی هستند تا بتوانند با ارایه محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه تعادل را برقرار کرده و اوضاع را سامان بخشند و ارزشی از خود بر جای گذارند. همین افراد هستند که سبب می شوند سازمانی از سازمان دیگر پیشی بگیرد کشوری از کشورهای دیگر پیشرفت های بارزتری داشته باشد. تلاش صاحب نظران و متخصصان همواره بر این بوده است که برای سازمان ها شرایط و بستری را فراهم کنند که زمینه حاکمیت فن آوری، خلاقیت و نوآوری در آن ها مناسب تر و مستعدتر شود و بتوانند هر چه بیش تر و بهتر از رویدادها و دگرگونی ها بهره مند شوند و حتی آن ها را به وجود آورند و هم چنین بسیاری از دانشمندان در پی آن بودند وجه تمایز این افراد که محور توسعه اقتصادی بوده و «کارآفرین» خوانده می شوند با دیگر افراد جامعه به دست آورند. و همین امر سبب به وجود آمدن علم کارآفرینی شد که در آن رویکرد رفتاری و ویژگی های شخصیتی شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد.

● تعاریف کارآفرینی

کارآفرینی همواره مبنای تحولات و پیشرفت های بشری بوده است و تعاریف زیاد و متنوعی از آن شده است. دانشمندان علوم اجتماعی، روان شناسی، اقتصادی و مدیریت هر یک تعاریف خاصی برای کارآفرینان دارند. اما آن چه در اکثر آن ها می توان مشاهده کرد، این نکته است که کارآفرینان محور توسعه اقتصادی بوده و با تخریب روش کهن و ناکارآمد قبلی و جایگزینی آن ها با شیوه های کارآمد و نوین به نظام اقتصادی، پویایی و حیات می بخشد.

Entreprendre (کارآفرینی) اولین بار برای افرادی به کار برده شد که در مأموریت های نظامی خود را به خطر می انداختند (احمد پور، ۱۳۷۸، ص۴) بعدها این واژه به کسانی اطلاق شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می پذیرفتند و آن را سازماندهی، تقبل و اداره می کردند. (واژه نامه دانشگاهی و بستر)

اصطلاح کارآفرین (Entrepreneur) در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار «ژوزف شومپیتر۱» به کار برد. این اقتصاد دان اتریشی الاصل ساکن آمریکا که او را پدر علم کارآفرینی می نامند بر این باور بود که رشد و توسعه اقتصادی در یک نظام، زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطر پذیری، اقدام به نوآوری کرده و با این کار روش ها و راه حل های جدید جایگزین راهکارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود. (تخریب خلاق)

- «پیتر دراکر۲» معتقد است کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید. ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آن ها را دچار تحول می نماید. به عقیده دراکر کارآفرینی همانا به کار بردن مفاهیم و فنون مدیریتی،استاندارد سازی محصول، به کارگیری ابزارها و فرآیند طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار انجام شده است. او کارآفرینی را یک رفتار می انگارد نه یک صفت خاص در شخصیت افراد.

- «جفری تیمونز۳» کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند. بنابراین کارآفرین کسی است که دارای قدرت درک بالا می باشد و توان پیدا کردن خلأ و فرصت ها را دارد و می تواند در جامعه از طریق پرورش و تبدیل فکر خود به یک محصول جدید اقدام به ارزش آفرینی از هیچ نماید.

- «رابرت هیسریچ۴» فرآیند کارآفرینی را خلق چیزی نو می داند که توأم با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای به دست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال است، که نتیجه این فرآیند از فعالیت های منظمی حاصل می شود که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندی ها و فرصت بازار پیوند می دهد.

- «مک کله لند۵» تعریف گسترده تری از کارآفرینی بیان می کند و فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه بلکه یک شیوه زندگی تعبیر می نماید به طوری که خلاقیت و نوآوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره پذیری، آینده نگری، ارزش آفرینی، آرمان گرائی، فرصت گرائی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیربنا و اساس زندگی کارآفرینانه می باشد.

در مجموع می توان گفت که کارآفرینی فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت مندی و یا تقاضای جدید می شود. کارآفرینی عبارت است از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصربه فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها (احمدپور، ۱۳۷۸، ص۹) و به عبارت دیگر فرآیند کارآفرینی، فرآیندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید به معرفی محصول یا خدمت جدیدی و یا بهبود ساختار تولید، که توأم با پذیرش مخاطرات مالی، روانی و اجتماعی و دریافت منابع مالی، رضایت مندی شخصی و استقلال می باشد،مبادرت می ورزد.

● ویژگی های کارآفرینان

همواره دانشمندان در پی آن بوده اند که بتوانند وجه تمایز بین کارآفرینان را از دیگر اقشار جامعه مشخص کنند. تحقیقات نشان می دهد که ویژگی های مشترک قابل تأملی بین کارآفرینان وجود دارد. البته این ویژگی ها منحصر به فرد نبوده و هر یک از کارآفرینان بالقوه و یا بالفعل به یک نسبت از این ویژگی ها و قابلیت ها برخوردار نیستند.

به ۱۰ مورد از ویژگی هایی که «تامپسون۶»، «هیستریچ۴» و «پیترز۷» (۱۹۹۸) ذکر کرده اند، اشاره می شود:

۱) کارآفرینان افرادی هستند که تفاوت ایجاد میکنند، در واقع آنها بطور خلاقانه فرصت هایی را برای کسب و کار ایجاد می نمایند.

۲) کارآفرینی، تشخیص و استفاده مطلوب از فرصت ها می باشد.

۳) کارآفرینان با هدف دست یابی به منافع مورد نیاز برای استفاده از فرصت ها به شدت تلاش می کنند.

۴) کارآفرینان از طریق ارائه محصولات خدمات یا شیوه های جدید، ارزش ایجاد می کنند.

۵) کارآفرینان ایجاد کننده شبکه های مطلوب منابع، امکانات مالی، ابتکارات، شبکه های اجتماعی هستند.

۶) کارآفرینان شناخت دقیق از چگونگی و چرایی فرصت ها و جایگاه خود دارند. (شرایط ابهام)

۷) کارآفرینان خود، سرمایه ایجاد می کنند، این سرمایه به شکل های مختلفی نظیر سرمایه مالی، اجتماعی و هنری می باشد.

۸) کارآفرینان خطرپذیرند و توانایی اداره ریسکهای مختلف را دارند.

۹) کارآفرینان در مقابل سختی ها و مشکلات، خویشتن دار و مقاوم هستند.

۱۰) کارآفرینان مستلزم خلاقیت و نوآوری است و این دو از عناصر اصلی آن است.

عمده ویژگی های شخصیتی و روان شناختی کارآفرینان را میتوان نیاز به توفیق، مخاطره پذیری، خلاقیت و نوآوری، مسئولیت پذیری، استقلال طلبی، بصیر و کاردان، پر تلاش، داشتن اعتماد به نفس بالا و هم چنین دستاورد گرا و هدف گرا نام برد.

زمانی که کارآفرینی به عنوان یک شیوه زندگی توسط اکثریت افراد یک جامعه پذیرفته شود، آن جامعه بسیار سریع توسعه می یابد و لذا باعث:

▪ افزایش? اشتغال

▪ انتقال تکنولوژی?بهبود کیفیت زندگی?نوآوری و انعطاف? محیط

▪ تولید رفاه، ثروت و سرمایه?تحریک و تشویق حس رقابت?شناخت، ایجاد? و گسترش بازارهای جدید

▪ ترغیـب و تشـویق سرمـایه گذاری در تولیـد?کشف? منابع جدید، ساماندهی و استفاده اثربخش از آن ها

▪ رفع خلل، شکاف ها و تنگناهای? بازار و اجتماع، توزیع متناسب درآمد و کاهش اضطراب های اجتماعی می شود

● چالشها و موانع توسعه کارآفرینی در ایران

امروزه کارآفرینی به عنوان یک راهبرد اثربخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته شده است. کارآفرینی به معنی فرآیند کشف و بهره برداری از فرصت ها به منظور ارزش آفرینی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده و پایه و اساس توسعه پایدار و همه جانبه تلقی می شود. بدین ترتیب توسعه کارآفرینی نقش شایسته ای برای حضور فعال در بازارهای جهانی، مقابله با رقبا، اشتغال زائی پایدار، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومی دارد.

توسعه ی کارآفرینی فرآیندی پیچیده، بلند مدت و فراگیر است که البته نقش به سزایی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد. به طوری که امروزه کارآفرینی به استراتژیک ترین و مهم ترین ابزار توسعه اقتصادی جوامع پیشرفته تبدیل شده است. مطالعات و بررسی های جهانی کارآفرینی نشان می دهد که بین نرخ فعالیت های کارآفرینانه و تولید ناخالص داخلی در برخی از کشورها مانند ایالات متحده به میزان ۵۷ درصد همبستگی وجود دارد (۲۰۰۶). از این رو افزایش فعالیت های کارآفرینانه همواره با افزایش تولید ناخالص ملی و در نتیجه افزایش درآمد ملی، رفاه و آسایش در جامعه می باشد.

به همین دلیل گرایش به کارآفرینی در سراسر دنیا افزایش یافته است. برای مثال در کشور هند برای توسعه کارآفرینی، سازمان ملی کارآفرینی و توسعه ی کسب و کارهای کوچک ایجاد شده است. در حالی که در کشور مالزی وزارتخانه ای به نام وزارت توسعه ی کارآفرینی ایجاد شده است. سایر کشورهای آسیایی نیز برای توسعه کارآفرینی، علاوه بر کمک های مالی و حقوقی، به ایجاد و گسترش زمینه های قانونی آن پرداخته اند.

توسعه ی کارآفرینی در ایران نیز بعنوان اجرایی ترین و عملی ترین استراتژی برون رفت از بن بست ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیازمند شناسایی و رفع موانع آن است. ظرفیت سازی برای توسعه کارآفرینی از یک سو مستلزم ارائه آموزش ها و مهارت های کارآفرینی با رویکرد بازار محور و براساس نیازهای جامعه در همه سطوح آموزشی می باشد، اما از سوی دیگر توسعه کارآفرینی نیازمند شناخت و رفع موانع و ایجاد زمینه های مناسب جهت توسعه ی فعالیت های تولیدی و خدماتی می باشد. تردیدی نیست که حضور پررنگ دولت در اقتصاد ایران و موانعی که برای رقابت مؤثربخش خصوصی و کارآفرینان وجود دارد، توسعه کارآفرینی را کند و بلکه ناممکن می سازد. شاید بتوان گفت که کارآفرینان قبل از آنکه رقابـت بخش خصوصی را برای فعالیت های خود احساس کنند موانعی مانند قوانین و مقررات اداری و انحصارات دولتی را مانع کسب و کار خود می بینند.

در این مقاله موانع و چالش های توسعه کارآفرینی در ایران از سه بعد عوامل ضد انگیزشی، موانع قانونی و محیط کسب و کار مورد بررسی قرار می گیرد.

الف) عوامل ضد انگیزشی کارآفرینی در ایران

۱) خطرپذیری مالی زیاد (ترس از دست دادن سرمایه شخصی)

۲) عدم دست یابی به منابع مالی برای سرمایه گذاری (ترس از ناتوانی تهیه منابع مالی کافی برای راه اندازی کسب و کار)

۳) موانع اداری (نگرانی از عدم امکان تأمین الزامات قانونی)

۴) هزینه ها / خطرات اجتماعی (نگرانی از فقدان احتمالی امنیت اجتماعی)

۵) فساد اداری

۶) فقدان مهارت ها (ترس از نداشتن مهارت و تجربه مناسب و کافی)

ب) موانع قانونی توسعه ی کارآفرینی در ایران

۱) قوانین و مقررات بانکی

۲) قوانین مالیاتی

۳) قوانین تجارت

۴) قانون کار

۵) وجود انحصارات دولتی ناشی از قوانین و مقررات

۶) قوانین و مقررات گمرکی

۷) قانون شهرداری

۸) قوانین و مقررات صادرات و واردات

۹) قانون و مقررات ورشکستگی

۱۰) قوانین ثبت شرکت ها

۱۱) قانون تجمع عوارض

۱۲) قوانین حقوق مالکیت معنوی و ثبت اختراع

۱۳) قوانین زیست محیطی

ج) ارزیابی محیط کسب و کار در ایران از نظر کارآفرینان برگزیده

بررسی موانع و مشکلات کارآفرینی در ایران بدون بررسی و شناخت محیط کسب و کار کامل نخواهد بود. مطابق نظر کارآفرینان برگزیده، نارسایی های محیط کسب و کار برای شرکت های جدید و در حال رشد، به ترتیب اهمیت عبارتند از:

۱) فقدان زیر ساخت های تجاری، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز شرکت های جدید و در حال رشد.

۲) عدم حمایت هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از کارآفرینی.

۳) نبود زیر ساخت های مناسب فیزیکی برای شرکت های جدید و در حال رشد.

۴) فقدان وجود حمایت مالی کافی برای شرکتهای جدید و در حال رشد.

۵) فقدان یا ناکافی بودن برنامه های دولتی برای کمک به شرکت های جدید و در حال رشد.

۶) عدم تأکید نظام تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش و آموزش عالی) بر توسعه کارآفرینی.

۷) نبود فضای آزاد بازار برای شرکت های جدید و در حال رشد.

۸) فقدان یا ناکافی بودن سیاست های دولتی برای شرکت های جدید و در حال رشد.

۹) عدم انتقال شایسته نتایج تحقیقات و توسعه دولت به شرکت های جدید و در حال رشد.

● نتیجه گیری

توسعه ی کارآفرینی در همه کشورها همواره با موانع جدی مواجه بوده است. از این رو، توسعه ی کارآفرینی در ایران نیز نیازمند عزم ملی است. توسعه ی کارآفرینی به عنوان یک مقوله فرابخشی، بایستی در همه ارگان ها، سازمان ها، نهادهای عمومی و دولتی مورد توجه قرار گیرد.

مطابق داده های حاصله از نظرات کارآفرینان برگزیده، می توان موارد زیررا در خصوص موانع کارآفرینی در ایران نتیجه گرفت.

۱) خطر پذیری مالی زیاد، ناتوانی در تأمین منابع مالی برای راه اندازی کسب و کار و موانع اداری از مهم ترین عوامل ضد انگیزشی کارآفرینی در ایران تلقی می شوند.

۲) قوانین و مقررات دولتی مشوق راه اندازی و توسعه کسب و کار در ایران نیستند.

۳) محیط کسب و کار از نظر کارآفرینان ایرانی حامی شرکت های جدید و در حال رشد نیست.

● پیشنهادات

با توجه به نتایج حاصله جهت رفع موانع توسعه ی کارآفرینی در ایران پیشنهادات زیر ارائه می شود.

۱) اصلاح و بازنگری جدی قوانین و مقررات بانکی مانند کاهش الزامات و مراحل قانونی برای ارائه تسهیلات بانکی با نرخ بهره بانکی مناسب به شرکت های جدید و نوپا.

۲) ایجاد و توسعه ی بانک های خصوصی ویژه توسعه ی کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک و متوسط.

۳) اصلاح و بازنگری قانون کار با رویکرد کارآفرینی و پایداری بنگاه ها (نه رویکرد کارگر مدار و نه رویکرد کارفرما مدار)

۴) اصلاح و بازنگری جدی قانون تجارت، مقررات صادرات و واردات با رویکرد کارآفرینی و الزامات سازمان تجارت جهانی.

۵) کاهش بوروکراسی اداری نامناسب در سازمان ها و مؤسسات عمومی و دولتی مانند شهرداری ها، ادارات صنایع و معادن استان ها، گمرکات، اداره محیط زیست، ثبت شرکت ها و... که متولی صدور مجوزهای قانونی لازم برای کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط هستند.

۶) توسعه ی اتوماسیون اداری در سازمان ها و نهادهای عمومی و دولتی به منظور تسهیل و حذف مراحل اداری غیر ضروری.

۷) آموزش کارآفرینی و آموزش کارآفرینانه در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه ها.

۸) توسعه ی خوشه ها و شهرک های صنعتی با رویکرد کارآفرینی.

۹) توسعه ی پارک های علم و فن آوری و مراکز رشد کسب و کارهای کوچک.

۱۰) توسعه ی صندوق های مستقل سرمایه گذاری مخاطره پذیر در سطح ملی و استانی با حمایت سازمان ها و نهادهای عمومی و دولتی مانند ادارات صنایع و معادن استان ها، شهرداری ها و استفاده از منابع مالی سازمان های بازنشستگی و تأمین اجتماعی.

۱۱) برگزاری جشنواره و بازارچه های کارآفرینی و نوآوری در کلیه سطوح تحصیلی در آموزش و پرورش و دانشگاه ها در سطح استانی و ملی به منظور بهره برداری و حمایت از ایده های خلاق و نوآور توسط کارآفرینان حرفه ای و سرمایه گذاران ایرانی.

۱۲) ایجاد، توسعه و تقویت کلینیک های مشاوره کارآفرینی در شهرک ها و خوشه های صنعتی کشور.

۱۳) توسعه فرهنگ کارآفرینی از طریق تهیه و ساخت فیلم های مستند، سینمایی، کارتونی در مورد زندگی نامه و موفقیت کارآفرینان و نوآوران نام آور ایرانی.

۱۴) توسعه ی فرهنگ کارآفرینی از طریق مستند سازی و انتشار تجربیات کارآفرینان ایرانی.

۱۵) ایجاد صندوق بیمه حمایت مالی و معنوی از کارآفرینان جهت کاهش نگرانی آنان.

منابع

]۱[جیمز آر. کوک (۱۳۸۵). پیش به سوی کارآفرینی. ترجمه میترا تیموری. اصفهان: انتشارات نشرآموزه

]۲[زالی، محمدرضا. (۱۳۸۶). معرفی دیده بان جهانی کارآفرینی. تهران، انتشارات دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران.

]۳[سعیدی کیا، مهدی. (۱۳۸۲). «آشنایی با کارآفرینی». انتشارات نشر سپاس.

]۴[ لامعی، بهزاد. (۱۳۸۶). موانع قانونی رشد کارآفرینی در صنایع کوچک ایران.