به کجا چنین شتابان

وقتی گفته می شود کسی بیکار است به این معنی نیست که شخص هیچ گونه درآمد و کاری ندارد بلکه بیکاری در معنای عام یعنی فرد در زمینه تخصصی چه مدرک و یا تجربه خود کاری ندارد و یا کاری که به آن اشتغال دارد ارتباطی با تخصص وی ندارد

مدتی پیش در یکی از سازمانهای دولتی کشور، ۴۰ نفر را به عنوان اتمام بودجه، بیکار کردند!

● بیکاری یعنی ...!

وقتی گفته می‌‌شود کسی بیکار است به این معنی نیست که شخص هیچ‌گونه درآمد و کاری ندارد بلکه بیکاری در معنای عام یعنی فرد در زمینه تخصصی(چه مدرک و یا تجربه) خود کاری ندارد و یا کاری که به آن اشتغال دارد ارتباطی با تخصص وی ندارد.

● بودجه ...؟

ماده اول قانون محاسبات عمومی مصوب اول شهریور ۱۳۶۶، بودجه را برنامه مالی دولت می‌داند که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش‌بینی درآمدها و سایر منابع تأمین اعتبار و برآورد هزینه‌ها برای انجام عملیاتی است که منجر به نیل به سیاست‌ها و هدفهای قانونی می‌شود.

● خودمان را گول نزنیم!

خبری که در سطر اول این مقاله آمده واقعیت دارد و واقعاً ۴۰ نفر به جمعیت بیکارها به معنی مستمر آزاد اضافه شدند. اگر به حرف مبنی بر اتمام بودجه و نداشتن وجهی برای پرداخت دستمزد و هزینه‌ها اتکا کنیم، طبق تعریف، بودجه برای یک سال تهیه می‌شود، آیا بعد از گذشت سه ماه از سال بودجه به اتمام رسیده؟!

طبق تعریف، بودجه حاوی برآورد هزینه‌ها برای انجام عملیات است، این چگونه برآوردی است که پس از گذشت سه ماه از طرح و سال، بودجه به اتمام رسیده و اگر تمام شدن بودجه بهانه‌ای برای اخراج و یا تعدیل نیروست چه کسی در این بین ضرر می‌کند؟!

● واقع‌بین باشیم؟

یک ایرانی از پیشرفت کشور خود و تک‌تک افراد آن خرسند می‌شود و همه در تلاش و تکاپو هستند که به این هدف برسند اما ...

- اگر چرخه اقتصادی را از چهار جهت نگاه کنیم(رونق، تورم، رکود و رکود تورمی) ایران در کجای این چرخه قرار می‌گیرد؟

- مدتی قبل در تمامی رسانه‌ها اعلام شد که اقتصاد ایران در پایان سال ۲۰۰۶، ۶/۶ درصد رشد داشته و تا مدتی خبر روز بود و به نوعی از بسیاری کارشناسان و مفسران اقتصادی- سیاسی در این زمینه دعوت به عمل آمد ...

- عده‌ای اعتقاد دارند که ایران کشوری در حال توسعه است ولی از نظر من ایران کشور توسعه نیافته‌ای محسوب می‌شود زیرا ...

کجا هستیم؟ کجا می‌خواهیم باشیم؟ آیا به آنجا می‌رسیم؟

کجا هستیم؟

در چرخه اقتصادی:

رونق یعنی وضعیت مطلوب اقتصادی که تقاضا، تولید و عرضه در یک سطح متعادل باشند. تورم یعنی با مقدار پول معین که دارید کالا و خدمات کمتری نسبت به گذشته می‌توان خرید.

رکود یعنی کالا و خدمات در جامعه است ولی تقاضا نیست.

رکود تورمی یعنی وقتی رکود و تورم با هم یکی شوند یعنی امروز نخریدی فردا اصلاً فکرش را هم نکن!

در همین ماه گذشته قیمت موبایل رو به افزایش بود عواملی مثل قاچاق قیمت آنرا ثابت کرد. در غیر این صورت ...

- ایران در سال ۲۰۰۵ در رتبه‌ی ۷۰ جهان از لحاظ اقتصاد قرار داشت در سال ۲۰۰۶ با ۶/۶ درصد رشد به رتبه‌ی ۷۲ سقوط کرده ولی در هیچ کجا حرفی از سقوط زده نشد. چرا؟

- از لحاظ آمار شفافیت‌سازی مالی و اداری که از ده نمره به هر کشور نمره‌ای تعلق می‌گیرد ایران با نمره ۵/۲ از حدود ۱۷۰ کشور، کشور ۱۰۵ است. اگر کشورهایی همانند عراق و افغانستان و فلسطین و برخی از کشورهای آفریقایی نبودند ایران با اقتدار تمام رتبه‌ی آخر را به خود اختصاص می‌داد!

کجا می‌خواهیم باشیم؟ آیا می‌خواهیم در حال توسعه یا توسعه یافته باشیم؟

آیا به آنجا می‌رسیم؟ تا زمانی که اوضاع به شکل زیر باشد، هرگز:

تا به حال فکر کرده‌اید که خرید خارجی بهتر است یا داخلی؟ اصلاً خرید خارجی چه سودی برای ما دارد؟ شاید بگویید کیفیت کالاهای خارجی بهتر است.

اما:

هیچ کشوری بی‌نیاز از تولیدات دیگر کشورها نیست حتی آن کشور توسعه یافته. ولی خرید از کشورهای دیگر دارای مخاطره بیشتری نسبت به خرید داخلی است حتی اگر آن کالا برتر از کالای ایرانی باشد.

وقتی شرکت صایران گوشی موبایل به بازار ارائه می‌دهد ولی مردم خرید گوشی‌های وارداتی را ترجیح می‌دهند، در این حالت آیا صایران ضرر نمی‌کند و یا چگونه می‌تواند کیفیت جنس را بالا ببرد و چگونه می‌تواند به رقابت با دیگر شرکت‌های رقیب بپردازد؟

وقتی در یک کشور سالیانه مبلغی بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۲ تومان صرف جمع‌آوری و انتشار اسکناس جدید می‌شود، جایی برای توسعه باقی می‌ماند؟

استخدام بیشتر= افزایش بیکاری!

تا الان همه‌‌ی صحبت‌ها به عنوان اشاره و مقدمه‌ای برای ارائه بحث اصلی بود که چرا با این همه استخدام آمار بیکاری هر روز بالا و بالاتر می‌رود؟ روزنامه همشهری، همه روزه آگهی‌های استخدام بیشماری را به چاپ می‌رساند. این استخدام‌ها کجا می‌رود؟ شاید سرکاری باشد و شاید هم نوعی سوء‌استفاده و درآمدزایی!

اعتقاد من این است که هر جا کار خطایی سر بزند تقصیر را بر سر آن کسی می‌اندازند که نیست! همیشه مقصر اصلی کسی است که از همه ضعیف‌تر باشد و یا اصلاً نباشد!

شرکتی آگهی استخدام داده بود و تعدادی تکنسین برق و انباردار و ... استخدام می‌کرد. بعد از مراجعه همه ملزم به گذراندن چند مرحله:

۱) عدم سوء پیشینه

۲) آزمایش اعتیاد

۳ ) زمایش ریوی و ... بودند. برای مورد ۳ بیمارستانی در ۵ کیلومتری تهران معرفی کردند و جواب آزمایش محرمانه و رسمی به شرکت فرستاده شد و پزشک شرکت بیشتر افراد متقاضی را بر اثر بیماری رد کرد.(همه افراد!). بسیاری از متقاضیان با گذراندن همان آزمایش‌ها در نزد پزشک متخصص دیگری متوجه شدند که از همه نظر سالم هستند. در نتیجه به همین سادگی و به همین خوشمزگی به ازای هر نفر مبلغی بالغ بر ۰۰۰/۶۰ تومان با استفاده از یک آگهی استخدام به حساب شرکت مذکور واریز شد.

اگر شما جای چنین افراد جویای کاری ‌باشید چه حسی پیدا می‌کنید. آیا این نوعی درآمدزایی برای دو مکان و یا بیشتر نیست؟

این افراد چگونه از چنین شرکت‌هایی می‌توانند شکایت کنند و اصلاً به چه دلیل و مدرکی شکایت کنند؟

مدتی به عنوان کارمند در شرکتی مشغول کار شدم و تا حدودی با همه آشنا بودم و از مسائل خبر داشتم. توضیح درباره‌ی کارم نمی‌دهم اما در ابتدای فعالیتم به علت کار سریع و اضافه‌کاری بیش از حد باعث این شد که عده‌ای فکر کنند نیاز به پول دارم به همین دلیل کارهای خود را هم به من محول می‌کردند. شما اگر از ساعت ۵ صبح از خانه بیرون بیایید و ساعت ۳۰/۲۲ و ۲۳ به خانه برگردید تا کی دوام می‌آورید؟

بعد از گذشت یک ماه از کمیت کارم کم کردم و نه از کیفیت. بعد از چند روزی با جمله جالبی مواجه شدم که شخصی گفت:"مثل اینکه دیگه پول نیاز نداری؟" کوته فکری این شخص باعث تعجبم شد. بعد از مدتی این شرکت به اجبار تمامی کارکنان پاره‌وقت خود را زیر مجموعه‌ی یک شرکت پیمانکاری کرد. آن هم شرکت پیمانکاری‌ای که در پایمال کردن حق و حقوق کارمندان تخصص بی‌نظیری داشت.

به فرهنگ لغات خود چنین اضافه کنیم:

خوب کار کردن یعنی نیاز به پول و نیاز به پول یعنی سوء‌استفاده از نیروی کار.

● ارتباط بیکاری و بودجه

بودجه را از چند حوزه مورد بحث قرار می‌دهند:

۱) بودجه و مدیریت دولتی

۲) بودجه و نظام اداری

۳) بودجه و فرایند مدیریت

۴) بودجه و برنامه‌ریزی

۵) بودجه و برنامه‌ریزی اقتصادی

۶) بودجه و سیاست‌گذاری

۷) بودجه و سازماندهی

۸) بودجه و هماهنگی

۹) بودجه و کنترل

۱۰) بودجه و حسابداری

۱۱) بودجه و کامپیوتر

اما حوزه جدید، بودجه و بیکاری است.

بیکاری نوعی سکه است و مانند سکه دورو دارد. هر دو روی آن هم ضرر است. یک‌رو به فرد بیشترین آسیب را می‌زند و روی دیگر علاوه بر فرد به دولت و جامعه نیز آسیب وارد می‌کند. در مورد اول دولت در دادگاه فقط حکم می‌دهد و بیشترین آسیب را خانواده و فرد مجرم و خانواده مقابل می‌بیند. روی دیگر سکه سوء استفاده‌ی شرکت‌هاست که دولت نیز در این زمینه بی‌تقصیر نیست. شرکت‌ها از این اوضاع استفاده کرده و به هر صورتی که بتوانند فرد بیکار را سر کار می‌گذارند. به تخصص نگاهی نمی‌کنند هر کسی حقوق کمتری گرفت(البته بحث نور چشمی‌ها به کنار) در اولویت استخدام قرار می‌گیرد. وقتی شرکت متوجه می‌شود پشت در شرکت متقاضی استخدام سر و دست می‌شکنند حتی بهترین نیروی خود را در صورت کوچکترین اعتراض به حق پایمال شده‌‌ی خود اخراج می‌کند اما اگر نیروی کار نباشد مجبور است که به کارمندان خود امکانات بدهد و اگر امکانات فراهم باش صحبت هدیه و رشوه پیش نمی‌آید. شخصی که تأمین باشد با حوصله بیشتری کار می‌کند و شیفت دیگری در کار نیست.

وقتی شرکت‌ها به دنبال حسابداری هستند که مالیات آنها را ۶۰ درصد کاهش دهند چگونه می‌توان از دولت انتظار درآمدزایی داشت؟ شرکتی که در هر زمان بخواهد استخدام یا اخراج می‌کند، با کمترین حقوق و مزایا بیشترین کار را می‌کشد و با بیشترین سود کمترین مالیات را می‌دهد به اقتصاد ضربه‌ای وحشتناک می‌زند.

دولت مقصر است زیرا هیچ نظارتی بر عملکرد این شرکت‌ها ندارد.

● نتیجه و راهکارهای پیشنهادی نویسنده:

دولت راهی ندارد مگر کاهش بیکاری تا بدین وسیله بتواند تا حدود زیادی مشکلات موجود را کاهش دهد.

راهکارها:

۱) استفاده از بند "پ" در استخدام ممنوع شود!(حتی خدا هم خوب می‌داند که این مورد هرگز امکانپذیر نیست!)

۲) کاهش سن بازنشستگی: فرد بازنشسته از گردانه‌ی کار و فعالیت خارج نمی‌شود و با توجه به شناخت و تجربه بیشتر نسبت به یک جوان جویای کار به راحتی جذب بازار کار خواهد شد.

۳) با فرهنگ‌سازی مناسب(از طریق همه‌ی منابع مانند تلویزیون- روزنامه- ...) این موضوع را در اذهان مردم جا بیندازیم که شخص تحصیلکرده صرفاً کسی نیست که مدرک دانشگاهی داشته باشد. مدرک تحصیلی یک فرد نباید میزان حقوق او را مشخص کند بلکه میزان کارایی و توانمندی او تعیین کننده است. در آگهی‌های استخدام به مدارک غیردانشگاهی اهمیت ویژه‌ای داده شود. واقعاً از افزایش بی‌رویه‌ی ظرفیت دانشگاه‌ها(بدون بالا بردن کیفیت آموزشی و افزایش امکانات دانشگاه) و در نتیجه فارغ‌التحصیلان بی‌سواد چه نفعی عاید جامعه می‌شود!

حمید رضا خداپرست