موفقیت در دو قدمی

اگر بدانید برای راه اندازی یک کاسبی به چه اطلاعاتی نیاز دارید, دستیابی به موفقیت همچون نوشیدن یک لیوان آب خوردن است

چگونه پولدار شویم؟ نحوه صحیح راه اندازی یک کسب و کار چگونه است؟ از چه طریق می توان با داشتن یک سرمایه اندک، شغلی را برای خود سر و سامان داد و از آن سود خوبی به دست آورد؟

بدون اغراق، اینها سؤالاتی اند که ذهن نه تنها عده کثیری از جوانان که حتی گروه های دیگری از مردان و زنان به خصوص گروه های در جست وجوی کار و یا کارمند را به خود مشغول ساخته اند. برای پاسخ به سؤالات فوق و درک این که چگونه می توان یک کسب و کار مناسب را به راه انداخت، قبل از هر چیز باید به فکر تدوین یک مدل کسب و کار بود. البته این را در همین ابتدا بگوییم که مدل کاسبی یا همان طرح کسب و کار اصلاً چیز پیچیده ای نیست و در حقیقت یک چارچوب کلی برای خلق پول است. همین چارچوب است که نشان می دهد بنگاه چه فعالیت هایی را چگونه و در چه زمانی باید در دستور کار قرار دهد تا ضمن تمام فواید اقتصادی و اجتماعی آن، شما را به سود مطمئن برساند.

بطئی ترین و ابتدایی ترین کاری که در این راستا باید انجام گیرد نوشتن طرح کسب و کار (Business Plan) است. نوشتن طرح کاسبی یا همان BP، علیرغم این که در نظر اول ممکن است چندان تأثیرگذار به چشم نیاید، اما آنچنان قدرت خارق العاده ای به شما اعطا می کند که حتی نمی توان آن را توصیف کرد!

جدا از آن که نوشتن طرح کسب و کار، قدرت ارزیابی و امکان پذیر بودن طرح را به صورت موشکافانه مورد ارزیابی قرار می دهد، یک خاصیت مهم دیگر دارد و آن، پرداختن به تمام زوایای اقتصادی کسب و کار است که در حالت عمومی افراد بدان توجه خاصی نمی کنند. اغلب افرادی که به دنبال راه اندازی یک کسب و کارند، در ابتدای امر ذهنیتی کلی و مبهم نسبت به آنچه که می خواهند انجام دهند دارند و به دلیل تأثیر زیادی که پارامترهای متفاوت در آینده کسب و کار به وجود می آورند، بعضاً اشتباهاتی فاحش در برآورد صورت هزینه ها و درآمدها رخ می دهند و در خیلی از اوقات علیرغم این که در ابتدا طرحی با صرفه اقتصادی (در ظاهر) دنبال می شده، اما به دلیل کم توجهی به این موضوع در نهایت با شکست مواجه شده است. در برخی مواقع، افراد به دلیل شناخت کم از گستره عوامل تأثیرگذار، عمده تمرکز خود را روی یک فاکتور خاص صرف کرده و ضمن آن که تمرکز کمتری روی دیگر مؤلفه ها دارند، بی دلیل سرمایه فکری و مادی خود را به هدر می دهند.

البته این یک طرف قضیه است، چرا که استفاده از مدل کسب و کار و تدوین طرح آن، به دلیل این که زوایای مختلف کار را بررسی می کند، حتی برای مشکلاتی که ممکن است در آینده به صورت اتفاقی به وجود آیند راهکار در نظر گرفته و قدرت انعطاف را در کسب و کارتان از قبل طراحی می کند تا توان مقابله با مشکلات پیش بینی نشده را هم داشته باشید.

● تراز مخارج

مهمترین سرفصل هایی که باید در خصوص راه اندازی کسب و کار خود نسبت به آنها اطلاع داشته باشید، طبعاً در حوزه درآمدها و مخارج خلاصه می شوند. یک دسته بندی ساده از نوع و ترکیب صورت مخارج بدین صورت است:

۱) هزینه های ثابت شامل هزینه مکان و فضایی که قرار است در آنجا کار خود را شروع کنید، مخارج مربوط به خرید دستگاه و یا دستگاه هایی که می خواهید با آنها به امر تولید و یا ارایه خدمات بپردازید، مخارج مربوط به تجهیزات جانبی دستگاه های خریداری شده و هزینه مربوط به انشعابات کسب و کار تان.

۲) هزینه های متغیر که این طیف هزینه ها در طول کل دوره بهره برداری و زمانی که شما درآمد کسب می کنید انجام می پذیرند و شامل این مواردند: هزینه تهیه و تدوین ملزومات اولیه تولید و یا ارایه خدماتتان، هزینه ماهانه و سالانه مربوط به ارتباطات کارتان، پولی که می بایست در سال برای گاز و آب و برق (و کلیه حامل های انرژی) بپردازید، هزینه ای که برای تجهیز و مرمت دستگاه هایتان در طول سال باید به طور متوسط پرداخت کنید، حقوق و دستمزدی که برای کارمندان استخدامی در سال پرداخت خواهید کرد، هزینه های بالاسری از جمله مالیات و هزینه های سربار - از جمله سربار مخصوص به بازاریابی محصول و خدمتتان در بازار.

در خصوص هزینه های دوره بهره برداری یا همان هزینه های متغیر باید یک فاکتور دیگر را هم مورد توجه قرار دهید و آن فاکتور "سرمایه در گردش" است. به این مسأله دقت کنید که می بایست برآورد درستی نسبت به سرمایه در گردش خود داشته باشید. سرمایه در گردش همان مقدار پول لازمی است که می خواهید با آن به صورت چکی خرید کنید. به عبارت دیگر، شما برای اداره نمودن کسب و کارتان باید تا سرحد ممکن، طلب هایتان را جلوتر دریافت کنید و سررسید بدهکاری هایتان را به دوره های عقب تر بی اندازید. به مقدار پولی که لازم دارید طی دوره پرداخت بدهی ها و دریافت طلب ها بدون مشکل کسب و کارتان را اداره کنید، سرمایه در گردش گفته می شود. به یاد داشته باشید مدیریت کارآمد سرمایه در گردش، نقش بسزایی در افزایش سود کسب و کارتان خواهد داشت.

اگر برنامه خاصی برای گرفتن تسهیلات دارید، آن را برای خود مشخص سازید که چگونه و با چه نرخی و از کدام بازار (بازار آزاد پولی یا بانک های تجاری و تخصصی) می خواهید دریافت کنید. همچنین فراموش نکنید اگرچه بهره بانکی و وامی که دریافت می کنید تأثیری در توجیه پذیر نمودن کسب و کار شما ندارد، اما صورت جریان نقدی بنگاهتان را بسیار متأثر می سازد. به همین دلیل برای منفی نشدن جریان نقدی کسب و کارتان، باید از همین ابتدا به فکر راه اندازی تنخواه مناسبی برای کارتان باشید.

تبلیغات را فراموش نکنید و در طرحتان مبلغی را به طور متوسط برای این هزینه ماهانه در نظر بگیرید.

در نهایت باید به فکر استهلاک دستگاه و یا دستگاه هایی که می خواهید در کسب و کارتان از آنها بهره ببرید باشید و بدانید چه زمانی آنها را اسقاط خواهید کرد تا هم جریان نقدی مثبتی را وارد بنگاه کرده و هم درد سر مرمت پی درپی ماشین آلات را از خود دور کرده باشید.

● امکان سنجی درآمدها

در حوزه درآمدها باید با واقع بینی پس از ارزیابی درست و کارشناسانه از منطقه کسب و کارتان، به برآورد ظرفیت درآمدسازی کسب و کارتان بپردازید و فراموش نکنید هیچ وقت ظرفیت تحقق درآمدهایتان را در دوره های ابتدایی کامل در نظر نگیرید (چیزی در حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد برای آن مطلوب است) و دوره به دوره آن را به ظرفیت کامل نزدیک سازید.

با گردآوری این اطلاعات، قادرید از آنچه که در طول یک یا چند سال مالی برای کارتان اتفاق می افتد، نتایج خوبی به دست آورید و راه موفقیت را برای خود هموار سازید و در نهایت جمله آخر این که: "در کسب و کارتان صبور، اما شجاع باشید.