از وضعیت موجود تا وضعیت مطلوب صنعت فرش دستباف ایران

صنعت فرش دستباف ایران اگر امروز به جایی رسیده است که برخی از دست اندر کاران اعتقاد دارند وارد مرحله بحران شده به واقع ناشی از چیست و با کدامین محک و معیار و استاندارد, فرش را در آستانه بحران و یا در نقطه بحرانی می دانیم

صنعت فرش دستباف ایران اگر امروز به جایی رسیده است که برخی از دست‌اندر کاران اعتقاد دارند وارد مرحله بحران شده به واقع ناشی از چیست؟ و با کدامین محک و معیار و استاندارد، فرش را در آستانه بحران و یا در نقطه بحرانی می‌دانیم؟

این سوالی است که هریک از فعالان فرش دستباف ایران پاسخی به نسبت تجربه خودشان برای آن دارند. اما آیا صنعت فرش دستباف ایران به واقع شرایط بدی را دارد؟ آیا نرخ تولید و صادرات فرش دستباف به حدی رسیده است که ادامه این روند به بحرانی جدی در این صنعت تبدیل ‌شود یا به قول برخی این صنعت هم اکنون در بحران به سر می‌برد؟ آیا کسی از مسئولین هست که وضعیت امروز صنعت فرش دستباف ایران را مطلوب ارزیابی کند؟

به هرحال می‌بایست استانداردی برای شرایط مطلوب در نظر بگیریم تا بتوانیم ارزیابی درستی از وضعیت اکنون صنعت فرش دستباف ایران داشته ‌باشیم. این استانداردها می‌توانند تجربه گذشته، عملکرد رقبا، اهداف از پیش تعیین شده یا ترکیبی از این سه عامل باشند.

عموماً وقتی پای صحبت اهالی صنعت فرش و آن‌هایی که چند دهه نسل در نسل مشغول تولید و تجارت فرش بوده‌اند می‌نشینیم با دیدی حسرت وار از تجربیات خوش گذشته خود می‌گویند که حکایت از آمار و ارقام بالای تولید و تجارت دارد و اکنون به درصد ناچیزی از آن ارقام در تولید و تجارت فرش بسنده کرده‌اند. لذا با استناد به تجربه گذشته خود وضعیت کنونی فرش را مساعد نمی‌بینند و حتی آن را وخیم و بحرانی ارزیابی می‌کنند.

برخی هم که هنوز در جریان تولید و تجارت فرش حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و نمایشگاه‌های داخلی و خارجی متعددی را تجربه کرده‌اند از نکته دیگری پرده بر می‌دارند. مثلاً می‌گویند بیست سال پیش در بازار جهانی فرش و نمایشگاه‌های خارجی، فرش‌های ایرانی و فروشندگان آن به حدی فراوان بودند که سایر کشورهای شرکت کننده همیشه در اقلیت مطلق بودند و سهم ایران بسیار بیشتر از سایرین بود؛ اما در حال حاضر با نگاهی به بازارها و نمایشگاه‌های مختلف و متنوع خارجی همان‌ها رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند که اگر با همین آهنگ به رشد خود ادامه دهند دیری نمی‌پاید که فرش ایران به کنجی از بازار جهانی فرش دستباف رانده خواهد شد!

اما با تمام این تفاسیر، در خصوص صنعت فرش دستباف که دستخوش تغییرات و مناسبات مختلف داخلی و خارجی اعم از تجاری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... است تجربه گذشته یا عملکرد رقبا به تنهایی نمی‌تواند ملاک معتبری برای سنجش وضعیت مطلوب صنعت فرش دستباف ایران باشد.

نیک می‌دانیم که شرایط اجتماعی جامعه ایران نسبت به چند دهه قبل تفاوت‌های چشمگیری داشته که در بدنه تولید صنعت فرش دستباف تاثیرات بسیاری داشته است که غالباً نیز از حیطه کنترل عوامل تولید خارج بوده. عواملی نظیر: ارتقاء سطح دانش عمومی جامعه، تغییر درصد فراوانی جوامع روستایی و شهری به نفع زندگی شهری، تغییر جنسیتی افراد شاغل در خارج از خانه با افزایش سهم زنان، تغییر ملاک‌های رفاه اجتماعی و ... همگی عواملی بودند که خارج از کنترل به فرایند تولید فرش دستباف در داخل ایران نه تنها کمکی نکردند و گاهی هم بسیار به ضرر این صنعت تمام شده اند.

از طرفی عوامل خارجی و شرایط خاص سیاسی و انواع تحریم‌ها که در چند ساله اخیر بر بسیاری از کالاهای اقتصادی ایران سایه افکنده عوامل تولید و مسئولین فرش ایران را در وضعیتی غیر قابل پیش‌بینی و کنترل مستقیم قرار داده که با توجه به سهم بالای فرش دستباف از تجارت خارجی ایران این کالا بیشتر از سایر کالاها متضرر این جریان شده است. لذا بازده بازار فعلی فرش با فرض مشابهت سایر شرایط با سالیان گذشته رقمی محدودتر خواهد بود و این چیزی نیست که در کنترل عوامل و تصمیم‌گیران جزء و کلان صنعت فرش دستباف ایران در کوتاه مدت باشد.

در مورد رقبای ایران در حوزه صنعت فرش دستباف نیز علیرغم این‌که می‌بایست از تجربیات آن‌ها در تجارت بهره بگیریم و عوامل پیشرفت آنان را در این سال‌ها مدنظر قرار دهیم باید این نکته را هم بدانیم که شرایط کار در ایران و کشورهای رقیب در حالتی مساوی نیست و قیمت تمام شده فرش‌ کشورهای رقیب به نحو قابل توجهی پایین‌تر از فرش‌های ایرانی است که این عامل با توجه به بحران‌های اقتصادی در کشورهای هدف صادراتی فرش عاملی تعیین کننده در گرایش مصرف کنندگان به فرش‌های کشورهای رقیب بدل می‌شود.

تنها عاملی که می‌بایست هوشمندانه و با درک تمامی این مسائل و با ژرف نگری و دور اندیشی مدیران، وضعیت مطلوب را بر اساس آن ترسیم نمود، اهداف از پیش تعیین شده است. این اهداف باید توسط مدیران ارشد صنعت فرش و با درک صحیح از شرایط و با نگاهی آینده نگر ضمن تدبیر برای محدودیت‌ها آن‌ها را طوری در نظر بگیرند و اهداف را به گونه‌ای تعریف کنند که اولاً در حد رویا و دور از دسترس نباشند و ثانیاً برای دستیابی به آن از منابع و عوامل دراختیار و قابل کنترل نهایت بهره و استفاده را ببرند نه منابعی که دخل و تصرف مدیران و عوامل تولید در آن‌ها تقریباً محال است. یعنی بر روی داشته‌ها و توانایی‌هایمان تصمیم بگیریم نه از روی چیزهایی که می‌خواهیم داشته باشیم.

با این توضیح وقتی به اهداف تعیین شده مدیران ارشد صنعت فرش می‌نگریم می‌بینیم باز جریان فرقی نکرده و گویا با این اهداف به بحران موجود دامن زده‌ایم. چون اهداف بدون توجه به منابع و شرایط و سایر عوامل تأثیر گذار که در اختیار و خارج از اختیار مسئولین و عوامل تولید و تجارت فرش است مشخص شده‌اند. لذا پر واضح است که با این رویکرد و این گونه هدف گذاری نه تنها شرایط بهتر نمی‌شود بلکه کمک می‌کنیم بوق‌های رسانه‌ای در بحران سازی برای صنعت فرش بلندتر ‌شود.

به هر ترتیب اگر بازار جهانی فرش و سهم ایران در این بازار و نوسانات شدیدی که بر کل صنعت ایران به دلیل نامهربانی‌های سیاست‌ کشورهای غربی حاکم است را در نظر آوریم می‌توانیم به این نکته ظریف برسیم که علیرغم این شرایط سخت و بحرانی، صنعت فرش دستباف نسبت به سایر بخش‌های صنعت منعطف‌تر ظاهر شده و در صورت رفع این عوامل محدود کننده که برای مرتفع شدن آن باید تلاش کنیم می‌توانیم طلوع اقتصادی دیگری این بار از پس محدودیت‌ها را برای صنعت دیرپای فرش دستباف ایران به نظاره بنشینیم.

سیدمحمدمهدی میرزاامینی

دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد و مدیریت فرش