به یاد مهندس بهاء الدین ادب

تاریخ،جایگاه حضور همه مردمان روی زمین نیست. تاریخ، دفتر ثبت بزرگ‌مردمان روزگار است، مردان و زنانی که عرض زندگی را بیش از طول آن پیمودند و سنگ سنگ آن را به نیروی فکر و توان و شهامت و راستی خویش صیقل دادند و بهاءالدین ادب یکی از این مردان تاریخ بود. کسی که حتی رنج جانفرسای سرطان نیز از اراده وی برای خدمت به خلق نکاست.

کسی که عمر طولا‌نی نیافت اما کارنامه‌ای به قدر دیرپاترین مردمان این دیار فانی در عرصه سیاست و فرهنگ و اقتصاد و انسانیت از خود به‌جا گذاشت. حضور پر اثر و تأثیرگذار وی در کسوت نمایندگی مردم سنندج، کامیاران و دیواندره در دوره‌های پنجم و ششم مجلس شورای اسلا‌می نمادی از قد برافراشتن این خطه محروم برای مشارکت در سرنوشت کشور خود بود. ادب به شهادت موکلین خویش یک نماینده تمام عیار بود. شجاعت وی در ابراز عقاید صائبش، اراده‌اش در پیگیری مطالبات مردم کرد و تمام اقلیت‌های قومی و مذهبی کشور، صراحت لهجه‌اش در گفتن ناگفته‌ها و شخصیت پرصلا‌بتش او را بدل به چهره‌ای ممتاز در میان نمایندگان تمام ادوار کرده بود. ‌ دغدغه انسجام، اتحاد، تشکل‌گرایی و تحقق جامعه مدنی، جامعه‌ای که در آن شهروندانش حاکمان راستین کشور باشند و صدای همه آنها به یک اندازه شنیده شود در مرکز آمال و افکار وی قرار داشت.

او با تمام وجودش در این راه تلا‌ش می‌کرد. اگرچه بیماری وی در واپسین ماه‌های حیاتش چهره او را بسیار شکسته و رنجور ساخته بود اما نتوانست وی را لحظه‌ای از تلا‌ش و کوشش در راه اعتقاداتش باز دارد. وی تا آخرین لحظه هم با بیماریش جنگید و هم برای پیشبرد اهداف عالیه‌اش. ‌ ادب هیچگاه وجود تاریکخانه‌ها و حیاط‌خلوت‌های اقتصادی را برنتافت. او اولین کسی بود که - در کسوت عضو هیأت رئیسه اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران - با حاکمیت فردی و بی برنامگی این تشکل مهم به مخالفت برخاست و اگرچه این مخالفت به قیمت کنارگذاشته شدن او از این مجموعه تمام شد اما گام مهمی در ایجاد تحول در اتاق بود، تحولی که چند سال پس از به مخالفت برخاستن ادب و تنها اندکی پیش از پرواز ابدی او به بار نشست و او را در اوج بیماری شادمان نمود.

وی همیشه اتاق را به جهت نداشتن برنامه، فقدان مدیریت و سازماندهی صحیح مورد انتقاد قرار می‌داد. وی می‌گفت: <اتاق ایران تبدیل به حیاط خلوت یک گروه خاص شده است. هر ماه نمایندگان اتاق‌های شهرستان‌ها را به تهران می‌کشانند ولی حتی یک دستور جلسه مشخصی برای این جلسات وجود ندارد.> ‌ ادب مرد تلا‌ش و سازندگی بود. آثار حضور وی در تمامی سازمان‌ها تشکل‌ها و مجموعه‌هایی که وی در آنها مسوول و یا حتی عضو بود کاملا‌ مشهود بود و این اثرات باقیات صالحاتی است که وی از خود به‌جای گذاشته است. بهاء الدین ادب مردی بود از مردستان تاریخ؛ یاد و نامش همیشه ماندگار و راهش استوار و پر رهرو باد. ‌

سلطانی