بررسی پنجمین جشنواره تحلیل محتوای الکترونیکی

این جشنواره با وجود برگزاری پنجمین دوره اش هنوز تحلیل درست و منطقی از فلسفه و بنیان کار خود ندارد در تحلیل های کارشناسان و مدیران ذی ربط اشکالاتی اساسی دیده می شود که اهمیت موفقیت در این کار را نشان می دهد

همایش جشنواره با شرکت پژوهش‎گران جوان و کارشناسان آموزش و پرورش استان برگزار شد. ۳۳۰۰۰ هزار اثر پژوهش الکترونیکی از کل کشور به جشنواره فرستاده شده بود که ۳۱ دانش آموز از استان ما بود. دکتر سعادتی از پشت تریبون اعلام کرد که وضعیت تولیدات دیجیتالی هم چون نرم افزار و پاور پوینت با وجود استعدادهای زیاد در استان ما راضی کننده نیست. این جمله را رضایی (مدیر کل سازمان در استان ما) نیز مفصل تکرار کرد. همین اعتراض را دکتر باهو (کارشناس مسایل پژوهش از تهران) هم تکرار کرد. اما این که چرا تولیدات خوب به جشنواره‎هایی چنین راه نمی‎یابند، اشاره‎ای نشد. آشکارا می‎توان گفت وجود ضعف‎های مدیریتی برای جذب نیروهای مستعد گریبان‎گیر ماست. این نیز به سبب ضعف ما در ایجاد انگیزه برای تولید و راه‎یابی آثار علمی دانش آموزان به جشنواره‎های علمی‎ست.

نمی‎توان پذیرفت که تولیدی وجود ندارد؛ دست کم در اذهان دانش آموزان طرح‎هایی وجود دارد همراه با ایده‎های عملی برای تولید آثار. ایده‎پروری برای ایجاد انگیزه در سازمان از توان خیلی کمی برخوردار است. پیوند محکمی بین دانش آموز و مربیان وجود ندارد، یا بین مربی و جشنواره‎ها. در این جا به سخنان خود دکتر باهو (کارشناس مسایل پژوهشی) استناد می‎جویم که گفت، وضعیت موجود در بدنه‎ی آموزش و پرورش چندان رضایت کننده نیست. او گفت، ما بزرگ‎ترها وقتی گوشی موبایل خود را برای تنظیمات‎اش به فرزندمان محول می‎کنیم یعنی این که، او بیش‎تر و پیش‎تر از ما تکنولوژی نو را فهمیده است. این به نظرم سخن خیلی مهم و درخور توجه است. آموزش و پرورش همواره در پشت دانش آموزان پناه گرفته است. از سخنان مدیران پژوهشی می‎شد فهمید که ایده‎های بزرگ دارند با توان عملیاتی خیلی ضعیف.

موانع بزرگی در آموزش و پرورش وجود دارد تا بتواند به مرحله‎ی ایده‎پروری برسد. ایده‎های نو همواره وجود دارد. ولی پرورش این‎ها مکان و هزینه‎ای دارد که از عهده‎ی وضعیت کنونی سازمان بیرون است. حدس بزنید جایزه‎های برندگان این جشنواره چه بود؟ ۵۰ هزار تومان! با این هزینه هرگز ایده‎ای به سرانجام شایسته‎اش نمی‎رسد. او اگر ایده‎اش را در اختیار مراکز پژوهشی خارج از کشور بگذارد قدر می‎بیند و بر صدر می‎نشیند. هم چنان که باهو اشاره کردند وجود انواع سایت‎ها و امکانات اینترنتی فراگیر در جهان و دسترسی خیلی راحت بدان، رکود جشنواره‎های ما را در پی خواهد داشت.

دانش آموزی که موفق به جایزه‎ی ۵۰ هزار تومانی شد، تنها سه روز وقت گذاشته بود. او گفت من اطلاع نداشتم چنین جشنواره‎ای وجود دارد. او نرم افزاری آموزشی در محیط ویژوال بیسیک برای یکی از کتب درسی خود تولید کرده بود که با آزمون درسی هم پایان می‎یافت. پیوند نه چندان محکم بین مربیان و دانش آموزان و ضعف مدیریت در ایده‎پروری هم چنان موجب فرار یا رکود استعدادهای جوانان ما می‎شود. دانش آموزان با برخورداری از توان‎های فردی و علاقه‎ی فراوان به کار خود آموزش و پرورش را دور زده و از او جلو می‎افتند. حتا محتوای کتب درسی او را در ایده‎های مورد علاقه‎اش یاری نمی‎کند. روش‎های سنتی- به اقرار خود باهو- موجب کند شدن سرعت رشد در تولیدات محتوایی‎ست. نکته‎ی جالب این که، در حالی که باهو با چند تصویر نشان می‎داد که با تغییر زاویه‎ی نگاه‎ها و تغییر در روش‎های سنتی می‎توان بر مشکلات چیره شد، درصدد این برآمد که حکمای ما بالاتر از دانشمندان‎اند، چنان که حکیم فرودسی و حکیم ابوعلی سینا. این برگشت به گذشته همه‎ی توان کنونی ما را می‎بلعد. چه لزومی دارد که حکمت را با دانش بسنجیم؟ حکمت اگر مفهومی پرمحتوا داشت امروزه دیگر خریداری ندارد. حتا مفهوم دانشمند به سیاق قرن پیش معنا نمی‎یابد. امروزه کارهای گروهی مانع اطلاق دانشمند به شخص می‎شود. باهو با اشاره به سوره‎ی عصر تفسیر می‎کرد که عصر خود را باید بیابیم. اما، عصر ما عصر حکمت و صفویه نیست. فرزندان ما با گوشی موبایل نه چندان گران قیمت آن قدر سرگرم ایده‎های خوداند که توجهی به مفاهیم کهنه‎ی ما نمی‎کنند. از یک سو می‎گوید باید فرزندان خود را دریابیم و از سوی دیگر هنوز دربند مفاهیم کهنه درجا می‎زند.

با این حرکت‎های رفت و برگشت ارتجاعی ماییم که بی‎تکلیف‎ایم. ماییم که از تجویز ایده‎های خود به جوانان دست برنمی‎داریم. ماییم که در بلاتکلیفی به سر می‎بریم. چند درصد از دانش آموزان تیزهوش ما سر از کشورهای بیگانه درآورده‎اند؟ چند درصد از محتواهای تولیدی آموزش و پرورش در رشد ذهنی و هوشی آنان مؤثر بوده است؟ دانش آموزان ما چون علفی خودرو با رطوبت هوا و خاک نامناسب رشد می‎کنند.

شاید تنی چند از مربیان و کارشناسان ما در سوز این ناملایمات بسوزند و بسازند و چاره‎هایی عملی بیافرینند که به سرانجام خود ننشیند. حتا سیاست‎های کلان مدیریتی در آموزش و پرورش هم راستا با برنامه‎ریزان و کارشناسان نیست. تشخیص آن چندان سخت و دشوار نیست که از سویی گفته‎های کارشناسان را مورد توجه قرار داد و از سوی دیگر، در گوشه‎ی سخنان‎شان یافت که نمی‎توان کاری از پیش برد.

خلیل غلامی