واشنگتن در بحران نقد و بررسی عنوان Tom Clancy’s The Division 2

گروهی از مردم که مدت ها به طور مخفیانه تحت تعلیمات جنگی و استراتژیک خاص بوده اند, بالاخره به کمک فراخوانده می شوند تا شرایط بحرانی آمریکا را کنترل کنند در این میان گروه هایی فرصت طلب تحت عنوان کفتارها Hyenas , پسران حقیقی True Sons و مطرودها Outcasts نیز به دنبال سواستفاده از شرایط هستند تا اختیارات کشور را در دست بگیرند

گیمرها همیشه با شنیدن اسم «تام کلنسی» در عنوان یک بازی، می دانند که باید برای نبردی پر تلاطم، سرشار از هیجان و بدون رحم آماده باشند. جنگیدن در چنین بازی هایی اصول و قواعد تاکتیکی و فنی خودش را دارد؛ «سم فیشر» در «Splinter Cell» از تمام مهارت هایش به دقت استفاده می کند تا بدون جلب توجه به آنچه می خواهد برسد. در «Rainbow Six Siege» هر تیم باید مناسب ترین ترکیب نفرات را انتخاب کند و با کمک تجهیزات خاص آن ها پیروز میدان شود. اما این بار داستان اندکی متفاوت است، چرا که تمامی مواردی که گفته شد باید در محیطی بسیار گسترده تر و جزئی تر پیاده سازی شود؛ واشنگتن دی سی، پایتخت ایالات متحده.

هفت ماه قبل از شروع داستان بازی، ویروسی مرگبار در نیویورک شیوع پیدا کرده و مردم بسیاری جان خود را از دست می دهند. گروهی از مردم که مدت ها به طور مخفیانه تحت تعلیمات جنگی و استراتژیک خاص بوده اند، بالاخره به کمک فراخوانده می شوند تا شرایط بحرانی آمریکا را کنترل کنند. در این میان گروه هایی فرصت طلب تحت عنوان «کفتارها» (Hyenas)، «پسران حقیقی» (True Sons) و «مطرودها» (Outcasts) نیز به دنبال سواستفاده از شرایط هستند تا اختیارات کشور را در دست بگیرند. چنین شرایطی قبلا هم در عناوین مختلف دیده شده، اما سری «The Division» بحران را به مراتب واقعی تر و ملموس تر به تصویر می کشد.

یکی از جنبه های قابل توجه این بازی، شخصی سازی (Customization) گسترده و متنوع کاراکتر تحت کنترل ماست. البته در نسخه قبلی این عنوان هم چنین قابلیتی وجود داشت، اما در این نسخه آیتم های بسیار گوناگون برای تغییرات ظاهری شخصیت وجود دارد که هر کدام جذابیت و چشم نوازی خودش را داراست. برای گیمی که به نوعی می توان آن را در گروه بازی های نقش آفرینی نیز محسوب کرد، چنین امکاناتی مورد انتظار است و «The Division 2» به خوبی از عهده آن برآمده. همچنین در طول بازی نیز امکان شخصی سازی مجدد وجود دارد.

بازی هایی که در ادامه گیم های قبلی منتشر می شوند یا به اصطلاح «دنباله ها»، عمدتا نسبت به همان نسخه قبلی شان مورد بررسی قرار می گیرند. اگر بخواهیم این عنوان را با «The Division» مقایسه کنیم، قطعا می توان گفت «The Division 2» از لحاظ فنی از نسخه قبل بسیار بهتر و جذاب تر ساخته شده، اما از لحاظ معنایی چیزی اضافه بر آن ندارد. شاید تنها تفاوت اصلی با نسخه قبلی که توجه بازیکن را جلب می کند، تغییر محل رخ دادن اتفاقات بازی از نیویورک به واشنگتن باشد. نقشه نیویورک در نسخه اول بسیار زیبا، دقیق و جذاب پیاده سازی شده بود، و نقشه واشنگتن نیز در این عنوان به همان شکل پردازش شده است.

از همان اوایل بازی، می توان در هر گوشه از محیط ماموریتی برای انجام دادن پیدا کرد. این شاید اصلی ترین مشکل تازه واردها در اولین تجربه شان از این عنوان باشد؛ انبوهی از کارها و ماموریت ها که هر کدام جذابیت خود را خواهد داشت، اما بازیکن در انتخاب یکی جهت انجام آن دچار سردرگمی می شود! البته این نشان دهنده کافی بودن محتوا و دور شدن از کسل کنندگی جریان بازی ست، و تمام این ماموریت ها باید در داستان وجود داشته باشند. اما سازندگان بازی می توانستند با روشی بهتر و سرعتی ملایم تر تک تک این وظایف را به آن اضافه کنند، و همین موضوع مورد انتقاد بسیار قرار گرفته است.

در بحث گیم پلی و گرافیک بازی همانطور که اشاره شد، تغییرات عمده ای قابل مشاهده نیست و تنها جزئیات هستند که بهبود یافته اند. هدف گیری و تیراندازی، پناه گرفتن، استفاده از قابلیت ها، تحرکات و فیزیک بازی فوق العاده لذت بخش و روان هستند. به عبارت بهتر می توانیم بگوییم با نسخه ای پالایش شده و آراسته از «The Division» رو به روییم. شاید برای بسیاری از طرفداران که تنوع ‎طلب و همواره به دنبال چالش های جدید هستند، «The Division 2» بسیار کسل کننده و تکراری باشد. اما مسلما کسی نمی تواند منکر تجربه بسیار شیرین نبرد در سطح واشنگتن به کمک ادوات جنگی مدرن گردد. هنگامی که با دوستان خود این بازی را تجربه کنید، حس جذاب و خیره کننده جنگ شهری تاکتیکی شما را برای مدت زیادی سرگرم خواهد کرد.

ایراد بزرگ وارده بر این عنوان، ضعف هوش مصنوعی در مواجه با شماست. موردی که در نسخه قبلی این بازی هم قابل لمس بود و در این نسخه تا حد خوبی بهبود پیدا کرده، اما همچنان از چالش برانگیز بودن به دور است. مکالمات بین دشمنان بسیار عالی و جزئی طراحی شده؛ آنها وضعیت خود یا موقعیت شما را به یکدیگر به درستی و خوبی اطلاع می دهند. اما واکنش ها و رفتارهایشان به هوشمندی صحبت کردنشان نیست. بسیار پیش می آید که دشمنان به سمت شما حمله ور می شوند به طوری که به راحتی می توانید آنها را در محیطی باز از پای درآورید. البته گاهی اوقات هجوم آنها در تعداد زیاد باعث محاصره شدن شما می گردد، اما باز هم می توان از پس آنها بر آمد. از یک لحاظ اما قطعا هوش مصنوعی پیشرفت کرده؛ کشتن دشمنان نیازمند شلیک تعداد قابل توجهی تیر به آنهاست. در سطوح بالاتر بازی این تعداد بیشتر نیز می شود که با توجه به نوع پوشش های دفاعی دشمنان قابل توجیه است.

در مجموع باید گفت «The Division 2» قطعا دنباله ای بسیار مناسب و ایده آل برای کسانی است که از نسخه قبلی بازی لذت بردند. نکات مثبت تقویت گشته، نکات منفی تا حد قابل قبولی رفع شده و محیط بسیار جذاب و جدیدی برای بازی ارائه گردیده است. می توان آن را در این دیدگاه بازی سازان قرار داد که نیازی به تعمیر و یا تغییر چیزی که از ابتدا مشکلی نداشته، نیست؛ در مقابل دیدگاهی دیگر که می گوید تغییرات بزرگ به موفقیت های بزرگ منجر می‎ شوند.

تصاویر مربوط به این مقاله

نویسنده: محمدحسین شکری