نگاهی به مظلومیت و گمنامی حماسه سازان دفاع مقدس در تئاتر هیچ جوابی نخواهیم داشت

حدود شش سال است که جشنواره تئاتر دفاع مقدس تعطیل شده است

حدود شش سال است که جشنواره تئاتر دفاع مقدس تعطیل شده است. این برای مسئولین تئاتر راحت ترین انتخاب بود؛ حذف صورت مسئله بدون توجه به اینکه آیا بهترین راه حل بود یا نه؟! به راستی چرا عطای جشنواره تئاتر دفاع مقدس به لقای آن بخشیده شده؟ پاسخ این سؤال بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد.

بخش اول این پاسخ برمی گردد به کمرنگ شدن ارزش های دفاع مقدس درمحتوای تئاتر. به طوری که سال به سال که جلو می رفتیم و جشنواره به جشنواره که این شجره طیبه باید قد می کشید، برعکس شاهد هیچ گونه افزایش کیفیت و افزوده شدن برعطرارزش های متساعد از آن نبودیم. حتی گاهی اوقات نمایش هایی ضد این ارزش ها به نمایش درمی آمد که بهت وحیرت رزمندگان دوران دفاع مقدس و زخم خوردگان و همرزمان شهیدان را به همراه داشت. پس اولین بخش که اتفاقا مهمترین بخش نیز هست بی اعتنایی به تاریخ واقعی دفاع مقدس و تحریف آن است.

بخش دوم پاسخ ما به نبودن منابع تاریخی و خاطرات انبوه و به یادماندنی از رزمندگان در دسترس اهالی تئاتر برمی گردد که این کمبود منابع به گونه ای بوده که هنرمندان دور و نزدیک به این حماسه را به اسطوره سازی و قصه پردازی تخیلی وادار می کرده و این میان حقیقت دفاع مقدس البته کمرنگ وکمرنگ تر شده است.

واما بخش سوم پاسخ ما برمی گردد به اینکه تئاتر دفاع مقدس سپرده شد به دست عناصر فنی محض. یعنی تکنیک وفنون نمایش نامه نویسی، باحذف محتوا دراولویت قرارگرفت و این عناصر تکنیکال با انحصاری کردن تئاتر دفاع مقدس درچند نفر و با برتری بخشیدن به تکنیکال ها حلقه انحصاری خود را تنگ تر نمود. به گونه ای که با میدان دادن به عناصر دیگری که حتی ممکن بود کارآیی بیشتر و بهتری دراین عرصه داشته باشند مخالف بوده و برداشت شخصی خویش از یک مقوله فرهنگی برخاسته از ارزش های انقلاب اسلامی را به جای آن قلب کرده و به مردم و جوانان عرضه می نمودند. موضوعاتی نظیر تاثیر جنگ بر شخصیت ها یا جامعه که اغلب هم به صورت مخرب و دافعه انگیز مطرح می شد. و یا اینکه در دوره ای از جشنواره به بی فایده بودن آن هم اشاره شد که همه ناشی از غلبه تکنیک صرف و عدم پرداختن به محتوا و هویت دینی دفاع مقدس بود.

عمده این ضعف ها به توجه نکردن جریان سازی ازدرون ارزش ها و تثبیت آن ها در قالب نمایش دفاع مقدس مربوط می شود. عدم جریان سازی از ارزش ها منجر به این شد که تئاتر دفاع مقدس فقط قدرت بروز و ظهور درجشنواره ها را پیدا کند و با اختتام آن تا دوره بعدی این مقوله مهم مغفول واقع می شد. این مشکلات را مسئولین سابق و فعلی تئاتر دفاع مقدس بر آن تحمیل نمودند.

تئاتر دفاع مقدس علاوه بر این ضربه بسیار بزرگی را که خورد از منحصر کردن افکار و عقاید و ارزش های دفاع مقدس درچند نفر خاص بود که متاسفانه این روال هم اکنون نیز ادامه دارد. از جمله موارد اخیر این مسئله این است که شنیده ایم که آقای حفیظ الله رفیعی ( مسئول نمایشی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش ها) با هدف دگرگون سازی اهداف تئاتر دفاع مقدس چند ماهی است که سکان این کشتی را به دست گرفته است ولی متاسفانه گویا نقشه درستی برای ادامه راه ندارد! افراد دعوت شده درنشست بررسی این امر، این مسئله را نشان داد. به این ترتیب که همان حلقه پیشین، همان هایی که باعث به بن بست رسیدن تئاتر دفاع مقدس شدند، همان هایی که منجر شدند هویت ارزشی جشنواره کم و کمتر شده وبی رنگ و بی رنگ تر شود، حالا همان آقایان درنشستی دور یکدیگر جمع شده و با پیشنهادات مشعشع خویش پی گیر همان بحث برتری تکنیک بر محتوا و نظرات شخصی وبرداشتهای خویش به جای دفاع مقدس بودند! متأسفانه نگاههای برخی به دور از نگاه ریشه ای و عمیق به مقوله دفاع مقدس است.

حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که نگاه ریشه ای و عمیق به دفاع مقدس و تسری آن به سایر حوزه ها از جمله هنرچیست؟ برای پاسخ به این پرسش کافی است از خودمان بپرسیم دفاع ما درجنگ تحمیلی برای چه اتفاق افتاد؟ اصلا بگذارید این گونه مطرح کنیم برای چه رژیم بعثی عراق به مرزهای ما حمله کرد؟ عقبه حملات بی رحمانه وی به مرزها و فراتر از آن به شهرهای مرزی و غیرمرزی ما چه بود؟ پاسخ باید ساده و در عین حال عمیق باشد. اگر بگوئیم به خاطر اختلافات مرزی! ساده اما غلط است، اگر بگوئیم به خاطر طمع به خاک ایران باز هم ساده اما غلط است. پس پاسخ ساده اما عمیق به این پرسش چیست؟ جواب انقلاب اسلامی و ارزش های دینی است.

باید جنگ تحمیلی را آخرین حلقه از زنجیره توطئه هایی دانست که استکبار جهانی و در راس آن آمریکا بعد از وقوع پیروزمندانه انقلاب اسلامی ایران به زعامت امام خمینی(ره)، علیه آن صورت بخشید و صدام یزید به درک رفته را به جان ملت ایران انداختند. ولی ملت هوشمند و متوکل و مسلمان ایران مطابق معمول این تهدید را تبدیل به فرصتی گران بها نموده و حماسه خونبار و پر از ایثار و شهادت را رقم زد و تاریخ را رمقی دیگر بخشید. آری پاسخ ساده ولی عمیق و ریشه دار آن سؤال، انقلاب اسلامی است.

انقلابی که نه فقط نام اسلامی بلکه محتوای دینی و فقهی عاشورایی دفاع را با خود دارد و دفاع ما هم از آن رو مقدس است که برای حفاظت از این ارزش های هویت بخش دینی تبلور یافت. این لب کلام است.

بنابراین اگر می خواهیم بنای ناکامل تئاتر دفاع مقدس را کامل کنیم باید با تکیه بر این اندیشه فقهی و دینی آن را صورت دهیم. صورت ظاهر قضیه این است که آقای رفیعی قصد احیا و بازسازی این بنا را دارد ولی راهبرد ایشان بدون توجه به این موضوع ظریفی بود که عنوان شد.

سؤال من این است که آیا فقط آن چند نفر دعوت شده هستند که در زمینه تئاتر جنگ فعالیت داشته و یا دارند؟ اگر غیر از اینها را نمی شناسید خوب چرا شناسایی نمی کنید؟ چرا فراخوان منتشر نمی کنید؟

حالا بر فرض مثال هم اگر نیامدند وظیفه صیانت شما از ارزش های دفاع مقدس در حوزه تئاتر و برای تجلی آن در این حوزه چه می شود؟ شما هم و غم خود را برای اجرای جشنواره گذارده اید؟ آیا شیوه دیگری برای ترویج ارزش های دفاع مقدس نمی شناسید؟ آیا نمی توان با شناسایی علاقه مندان و پیش کسوتان و هنرمندان متعهد مسلمان مهجور کار این کارستان را به سرانجام مطلوب نزدیک کرد؟ به والله اگر شما بتوانید حصار محدودیت و انحصار تئاتر دفاع مقدس را شکسته و بسیجی وار، وارد این عرصه شده و بنیادنویی- با افرادی که مبتنی بر انقلاب اسلامی می اندیشند و در راه آن تا قله رفیع شهادت هم به پیش می روند- پی افکنید، مطمئن باشید که تنها نخواهید ماند! انقلاب اسلامی و تجربه آن در پیش روی ماست.

اگر بتوانیم آن را در عرصه هنر نیز عملی کنیم خوشا به حال هنر تئاتر و خوشا به حال مردمان و خلایق و دست اندرکاران بی ریای آن (که باز تاکید می کنم مهجورند و ناشناس و غصه دار ارزش ها و مظلوم اند و اهل حجب و حیا و سرانجامی جز لقای محبوب ندارند) اگر نخواهیم که صدالبته کوتاهی کرده ایم و ترس از برخورد با تابوهای ذهنی ساخته دست هنرمندان ما را از این کار باز داشته است که البته در این مورد باید مستقیما پاسخگوی خون های شهیدان و سرداران سلحشور به خاک و خون خفته حماسه هشت ساله باشیم و اگر نتوانیم که قس علی هذاست این قصه.

چرا نسبت به هنرمندان دفاع مقدس و تربیت ویژه نسل آتی از این قشر بی اعتنایی می شود؟ سئوال من این است که آیا مسئولین بنیاد حفظ آثار فکر می کنند که حیات تئاتر و سایر هنرها به حیات آنان و تصمیمات آنان بستگی دارد؟ این دیدگاه غلطی است چون فرهنگ دفاع مقدس گنجی است بی پایان و هنر مسئولان باید این باشد که با شیوه های مختلف راهبردی راه استخراج این گنج را تسهیل نمایند. ولی آیا راه استخراج آن دعوت از همان کسانی است که نمایش حماسه هشت ساله را به بن بست کشاندند و کارهایی فاقد روح و ارزش این دوران شکوهمند هشت ساله را به صحنه آوردند و فکر کردند فقط آنانند که درک درستی از آن دارند ولاغیر؟!

آقایان! مسئولان محترم! برادران عزیز! تا زمانی که تئاتر ما سراغ حماسه سازانی چون جهان آراها، باکری ها، همت ها، خرازی ها، بروجردی ها و بسیجیان گمنامی چون برونسی ها و الخ نرود و تا زمانی که نتواند از حماسه مقاومت خرمشهر و عملیات های آزادسازی سراسر خاک ایران زمین متکی به امدادهای غیبی در طریق القدس و فتح المبین و بیت المقدس تا والفجرها و کربلاها و... نگوید، رسالت خود را ادا نکرده است.

و شما ببینید در کدامیک از دوره ها این حماسه ها و حماسه سازان آنها به درستی به تصویر کشیده شده است؟ ما نه تنها سرداران حماسه ساز را ندیدیم، نه تنها بسیجیان گمنام را ندیدیم، نه تنها جانبازان سرافراز را مشاهده نکردیم، بلکه در بسیاری از نمایش های خود بی رحمانه آنان را زیر سئوال بردیم و از آن همه ایثار به راحتی گذشتیم. حال سؤال من از مسئولان سابق تئاتر دفاع مقدس این است که آیا این جرأت را دارند تا از خود در درجه اول و سایر مسئولان در اولویت بعدی سئوال کنند که در دوران مسئولیت خود با ارزش های برآمده از انقلاب و دفاع مقدس چه کردند و آیا نباید به خاطر بی اعتنایی به آن پاسخگو باشند؟

علی اکبر باقری ارومی