بازخوانی ضحاک در کشتارگاه

نگاهی به نمایش «پی ۲ » کار مشترک ارمنستان و ایران

نمایش «پی ۲» بازخوانی مدرنی از داستان ضحاک مار به دوش به روایت شاهنامه فردوسی است. مایه‌های رستاخیز طبیعت و خشکسالی زمین و آمدن بهار با آمدن فریدون و...دراین روایت به کل حذف شده است. نیزدر این اجرا تا حد بسیار زیادی «داستان» حذف شده است. به بیان دیگر اجرا نمی‌خواهد بار دیگر داستان ضحاک و جزییات آن را برای مخاطب روایت کند. مبنا براین اساس قرار گرفته که مخاطب از پیش با این داستان و شخصیت‌های آن آشناست بنابراین می‌توان به بازخوانی تازه ای از آن روی آورد. بنابراین نمایش «پی ۲» بیش از هر چیز نمایشی دیداری و اجرایی است که اغلب نقش‌ها و مایه‌های آن را به شکل تازه ای تغییر داده است و تنها به اشاره ای اندک (در حد اسم و نام‌های داستان اصلی) بسنده کرده است. (اگر مخاطب خطوط اصلی داستان ضحاک را نداند در دریافت جزییات اثر به مشکل خواهد خورد). در این گونه بازخوانی‌ها بخش زیادی از دریافت اثر به دانش پیشین و دریافت مخاطب واگذار شده است اما در خودِ اجرا نشانه‌های کمی از انگیزه شخصیت‌ها ودلایل ماجراها به چشم می‌خورد. انگیزه‌های ضحاک و فریدون و کاوه و... رها شده و به اشاره ای اندک از آن‌ها بسنده شده است. نمایش به کل در مسیر لایه دوم خود بنا شده و حرکت می‌کند.

کل ماجرا به فضای درون کشتارگاه و محل کار کارگرها یا بیماران بیمارستان بدل شده و ضحاک به صورت کارفرما یا قدرتی برتر بر فراز آن‌ها روی سکویی با هواکشی بزرگ در پشت سر قرار گرفته و دو مرد درشت اندام و چاق (به نشانه‌ها مار‌های ضحاک) در دو سوی پله‌ها (مانند مامورهای سرکوبگر) مراقب و تهدید کننده اغلب در سکوت همه چیز را زیر نظر قرار داده‌اند. لباس کار بر تن پنچ تن - دو زن و سه مرد - پوشیده شده و آنها هریک در سکوت فرو رفته‌اند و به صورت برده‌هایی نیمه زنده و سر در گریبان کارهای روزانه خود را انجام می‌دهند و خوراک اندکی دریافت می‌کنند. فردیت و تمایز اندکی میان آنها وجود دارد و اغلب همشکل و یکسان دیده می‌شوند. کارها میان آن‌ها تقسیم شده و تخت‌های هر یک به صورت تابوت روزانه‌شان همواره همراه آن‌ها است. تخت‌ها گاه به صورت میز غذا، گاه رختکن، گاه میز کار و خط تولیدشان، گاه تختخواب با ملافه‌های سفید، و سپس تابوت‌هایی سفید رنگ در می‌آیند تا افق دیدشان فراتر از این کارهای روزانه را نبیند یا نداد.

گاه دو زن کارگر به صورت ارنواز و شهنواز شاهنامه (دو دختر جمشید شاه که به اسارت ضحاک در می‌آیند) حرف می‌زنند که شاه به آنها می‌گوید: «شما دو تا می‌خواستین منو بکشین! ...» که معلوم نمی‌شود در اصل ماجرا چه بوده یا چرا آن‌ها بعد رها می‌شوند. یا در اشاره ای گذرا یکی از کارگرها به عنوان فریدون می‌گوید به زودی همه را نجات خواهد داد یا اینکه شخصی به عنوان کاوه معترض خواهد شد. تاکید اجرا با رها کردن این پیرنگ‌های فرعی و حتی اصلی بیش از همه بر تصویر پردازی بنا شده و احساس خستگی و سقوط ضحاک که در رفتار و کلام او دیده می‌شود. در آغاز او به شیوه خطابه گویی رو به تماشاگران سخنرانی می‌کند که انگار همه چیز بر وفق مراد اوست و همه کنار تخت‌های بیمارخود ایستاده گوش می‌دهند. هر چه به انتهای نمایش نزدیک‌تر می‌شویم این سخنرانی بلیغ، تبدیل به ناله‌های ضعف و خستگی می‌شود تا جایی که خود از ادامه یافتن روش حکومت خود متعجب است و به شخصی که در جایگاه دونده و گذر زمان همواره در جا می‌زند – بی‌آنکه چرخ را بچرخاند- اعتراض می‌کند که چرا دیگر بس نمی‌کند ونمی‌ایستد.

کابوس او دیدن گاو مقدس در خواب است که به طرف او حمله می‌برد و به همین دلیل در سخنی کوتاه شنیده می‌شود که همه گاوها و نوزادها را کشته است (می‌دانیم که فریدون توسط مادرش فرانک در نوازدی از بیم ضحاک به یک گاو مقدس - ِبرمایون - در کوهستان سپرده شده و سپس بزرگ شود و انتقام همه را از ضحاک بستاند) بنابراین در نمایش «پی ۲» بیش از هر چیز تماشاگر با برش‌ها و کابوس‌ها و تصویرهای پراکنده از داستان ضحاک روبرو است بی آنکه چندان این نگاه جدید در اجرا تبیین شده باشد.

بنابراین بازی‌ها هم بیشتر شکلی کلی و مدل وار دارند و نیاز چندانی به کالبد شکافی و تحلیل شخصیت و جزییات ندارند. انتخاب دو فرد چاق و فربه و تاس به عنوان مارهای مغزخوار ضحاک در دو سوی صحنه که اغلب سکوت کرده‌اند نشانه ای نمایشی و جذاب است. در طراحی صحنه استفاده از ابزار قابل تبدیل و چند منظوره استفاده شده است. اغلب وسایل صحنه با تغییر اندکی معناهای تازه ای را با خود همراه می‌کنند. مانند تخت‌ها که با هر بار تغییر در جایگاه خود، مکان‌ها و چرخش‌های داستانی را نشان می‌دهد یا نشانه «پله‌ها» که از دو سو با بالا یا پایین رفتن یا در خط افق قرار گرفتن به شکل بال‌های هیولایی، فرود ضحاک را نشان می‌دهند. در اجرای نمایش «پی ۲» کار مشترک ارمنستان و ایران که ریشه‌ها و اسطوره‌های مشترک فراوانی دارند بیشتر نگاه تئاتر ایران را انگار در خود نشان دارد تا ارمنستان چرا که نشانه‌های ارمنی در آن بسیار اندک است. موسیقی مدرن نمایش هم از نکات قابل توجه آن است که ذهنیت دوگانه شلوغ و مهاجم و سرکوبگر قدرت مدار ضحاک و از سویی فضای غمناک و استبداد زده آن را به خوبی القا می‌کند.

بازخوانی نمایش «پی ۲» نگاهی تازه به شکل‌های قراردادی و کلیشه ای زیر نفوذ ادبیات دارد هر چند جای رشد عمق معنایی و تصویری بیشتری در خود نهفته دارد.

نویسنده : رسول نظرزاده