ایرانی ها فراموش نشدنی اند

با گوردون واین, رئیس خانه تئاتر فرانکفورت

گوردون واین، رئیس خانه تئاتر فرانکفورت است. او با تئاتر و برای تئاتر سفر می‌کند و به کشورهای مختلفی می‌رود تا به تماشای تئاتر آنها هم بنشیند. او ۴۲ سال از عمرش را صرف تئاتر کرده و بیش از هر چیز به تئاتر کودک و نوجوان علاقه‌مند است.

چندی پیش او سفری هم به ایران داشت. با او درباره ایران و جاذبه هایی که برایش دارد و همچنین تئاتر کودک و نوجوان ایران به گفت و گو نشستیم.

ایران را دوست دارید یا فقط به بهانه جشنواره های تئاتری کودک به اینجا سفر می کنید؟

سه سال پیش وقتی اولین دعوتنامه را برای داوری بین الملل از ایران دریافت کردم، اطرافیانم همه از من پرسیدند حالت خوب است؟ و همین که متوجه شدند می خواهم همسر و فرزندم را هم با خودم بیاورم، گفتند دیگر معلوم است تو تب داری. تو می دانی شرایط اجتماعی آنجا چگونه است و همه رسانه ها می گویند آنجا اوضاع و احوال خوبی ندارد. دخترم شانزده ساله و خیلی هم کنجکاو بود. او دوست داشت با وجود همه تعریف های بدی که می شنود، ایران را تجربه کند.

وقتی به ایران آمدیم و برخوردهای مختلف را دیدیم متوجه شدیم به یک دنیای دیگر آمده ایم. اول از همه مهمان نوازی ایرانی ها بود که مرا جلب کرد. گرمی و انرژی ایرانی ها فراموش نشدنی است. آدم ها بدون این که از همدیگر احساس خجالت داشته باشند با همدیگر و با ما با احترام برخورد می کردند.

در نخستین سفر چه چیزهای دیگری توجه شما را جلب کرد؟

ما در سفر به ایران به گنجینه های فرهنگی شما دسترسی داشتیم. آرامگاه باباطاهر یا تپه های هگمتانه و کلیساهای مسیحی که در تپه های آن وجود دارد برایم خیلی جالب بود، من در ایران توانستم به کنیسه یهودی ها که در آنجا عبادت می کنند، بروم و حتی با خاخام یهودی ها صحبت کنم. من خیلی درباره قبول اقلیت ها در اسلام شنیده بودم، اما آن را به این صورت لمس نکرده بودم که این نمونه ها را دیدم و فهمیدم چیزهایی که ما می شنیدیم بیشتر غرض ورزی بوده و اخباری که درباره ایران می نویسند هیچ کدام درست نیست.

و از طرف دیگر به نظرم نوجوان ها و جوان های شما واقعا قابل تقدیر هستند، چون معلومات عمومی بالایی دارند و اغلب می توانند انگلیسی صحبت کنند و از نظر چهره و صورت هم واقعا نسل زیبایی هستند.

حالا وقتی همکاران تان درباره ایران می پرسند به آنها چه می گویید؟

وقتی بعد از اولین سفرم به ایران نزد آنها رفتم، مدام درباره اینجا سوال می پرسیدند و من هر چیزی را باید بارها تعریف می کردم. ما به این نتیجه رسیدیم نقاط مشترک زیادی بین ما و مردم ایران وجود دارد که برایمان غیرقابل باور بود، چون حتی فکرش را هم نمی کردیم این همه نقطه اشتراک بین ما و شما وجود داشته باشد.

مدتی است روی همکاری های دوجانبه در سطوح بالاتر کار می کنیم. موضوع این است که ما و دوستان ایرانی مان دنبال موارد مشترک گشته، آنها را پیدا کرده و نقاط اختلاف را رها کرده ایم.

شاعران ایرانی را می شناسید؟

داستان های هزار و یک شب را می شناسم و شهرزاد را خیلی دوست دارم. همچنین بزرگ ترین فرزند خلف فرانکفورت «یوهان ولفگانگ گوته» در شرح «دیوان شرق» درباره حافظ نوشته و گفته ادبیات او اثر عمیقی روی اشعارش داشته است. او تنها شاعر آلمانی است که به ادبیات ایران مشغول و احترام زیادی برای حافظ قائل بود. بنابراین حافظ را هم از طریق گوته می شناسم و فکر می کنم خیلی دوست داشتنی بوده که گوته را تا این حد به خودش جلب کرده است.

برسیم به تئاتر کودک؛ چند سال است در این زمینه فعالیت می کنید؟

تقریبا ۴۲ سال است در زمینه تئاتر کودک فعالیت می​کنم.

چه شد تئاتر کودک را انتخاب کردید؟

من ابتدا با نوجوانان و کودکان تئاتر خیابانی کار می کردم. در نوزده سالگی اولین تئاتر خیابانی ام با موفقیت روبه رو شد و جایزه سراسری آلمان را برنده شدم. من در زمان تحصیل دانشگاهی ام ادبیات آلمان و رشته تئاتر را انتخاب کردم و مثل یک فارغ التحصیل معمولی کارمند یک سالن تئاتر شدم.

همان زمان به این نتیجه رسیدم کار کردن با بچه ها و برای بچه ها و نوجوانان بیشتر به مذاق من سازگار است. بعد با گروه های تئاتری ارتباطات برقرار کردم و حدود ۲۵ است رئیس خانه تئاتر فرانکفورت هستم.

خانه تئاتر فرانکفورت یک نهاد دولتی است؟

این خانه تئاتر به هیچ نهادی وابسته نیست. نمایش هایی که در آنجا به نمایش در می آید تحت هیچ شرایطی کنترل نمی شود و کارگردان ها به صورت دلخواه کارهایشان را اجرا می کنند. خودم هم یک گروه هنری دارم که تقریبا سیزده ساله شده است و از هنرمندان و متخصصانی که به امور فنی و هنری تئاتر آشنایی دارند در آن دعوت به کار کرده ام. این گروه نمایشی در سطح شهر، روستا، محله ها، استان ها و حتی کشور آلمان تمام جایزه ها را از آن خود کرده است. همین طور در اکثر کشورهای اروپایی کارهایمان را نمایش داده​ایم. از اسلو تا یوگسلاوی، از زاگرب تا ایرلند و بسیاری کشورهای دیگر اجرا داشته ایم و امسال ما را به کشور هند هم دعوت کرده اند که حتما می رویم.

فکر می کردید با نمایش چه تاثیری می توانید روی دنیای کودکان بگذارید؟

بستگی دارد بخواهم چه نمایشی کار کنم. اگر بخواهم یک کار سرگرمی انجام دهم، معلوم است کارهایی را انتخاب می کنم که سرگرم کننده باشد یا اگر بخواهم کارم حالت پرورشی و آموزشی داشته باشد راجع به نظافت و تمیز کردن دندان ها کار می کنم؛ اما هیچ یک از اینها کار من نیست.

پس کار شما چیست؟

می خواهم به بچه ها نشان دهم با تئاتر و احساساتی که به شما انتقال می دهیم به چه چیزهای بزرگی می توانیم برسیم. خب حالا اول هنر را تعریف کنیم. معنی هنر یک تعریف انسانی است یعنی این که ما بتوانیم تمام احساسات داخلی و تفکرات درونی مان را به زبان بیاوریم. این را ما زمانی می توانیم ارائه دهیم که زیبایی را بشناسیم.

هنر زیبایی است که در ادبیات، موسیقی و دیگر هنرها می توانی آن را پیدا کنی. وقتی می خواهیم یک تئاتر خوب را نمایش دهیم باید بتوانیم نیازهای درونی بچه ها را بشناسیم و به سمت آنها حرکت کنیم.

بچه ها وقتی یک تئاتر خوب می بینند، احساسات آنها را دقیقا مثل آینه نشان می دهد، حس خوبی پیدا می کنند و با خود می گویند پس بزرگسالان به یاد ما هستند و این برایشان به معنای این است که ما مسائل و مشکلات آنها را متوجه شده ایم و به یادشان هستیم. درواقع، مهم ترین اتفاق این است که ارتباط بین تماشاچی و اجرا برقرار شود و این هدفی است که ما باید به آن برسیم.

مثلا وقتی بچه ها از پای یک برنامه تلویزیونی بلند می شوند در صورت آنها هیچ تغییری نمی بینیم، چون تلویزیون به تنهایی نمی تواند آنها را اقناع کند، ولی اگر آنها از یک تئاتر خوب بر گردند روح شادابی در چهره آنها مشخص است. حتی اگر ما برای آنها موضوع سختی را کار کرده باشیم که نیاز به تفکر داشته باشد باز هم روحیه خوبی خواهند داشت.

شما چه زمانی با تئاتر کودک و نوجوان ایران آشنا شدید و این تئاتر را چگونه و در چه سطحی می بینید؟

سه بار در جشنواره کودک همدان شرکت کرده ام. بار اول جزو داوران بین الملل بودم و آثار کشورهای دیگر را -که در این جشنواره شرکت کرده بودند- داوری کردم. در دوره دوم که سال گذشته بود، فقط تئاتر ایران را دیدم و امسال فقط توانستم دو اجرای خارجی و یک کار مشترک ایران و ایتالیا را ببینم و بقیه زمانم را به دیدن تئاترهای ایران پرداختم.

من متوجه شدم رشد کیفی کارهای شما سال گذشته نسبت به دو سال گذشته و امسال نسبت به سال گذشته خیلی زیاد بوده است. من سال گذشته به تعداد انگشت شمار و امسال خیلی بیشتر متوجه ارتقای کیفی سطح تئاترهایی که دیدم شدم و کارهای کودک و نوجوان در ایران اگر مانند کارهایی باشد که در جشنواره دیدم می توان گفت در سطح استاندارد است.

ما همیشه فکر می کنیم تئاتر کودک در ایران عقب مانده و رشد نکرده است.

آدم همیشه به خودش به نگاه انتقادی می نگرد و به آنچه دارد قانع نمی شود. به نظر من تئاتر کودک و نوجوان ایران در سطح استاندارد است. حالا می خواهم درباره موسیقی تئاتر مثالی بزنم؛ سه سال گذشته من در ایران بودم. در تمام کارهایی که می دیدم یا آهنگ غربی بود یا پلی بک می کردند و افراد روی صحنه لب می زدند یا اصلا چیزهایی بود که به موضوع نمی خورد، ولی امسال موسیقی های زیادی در تئاترها دیدم که تولید خودتان است و با آلات موسیقی خودتان ساخته شده است. این نقطه مثبت و پیشرفت خیلی خوبی است که آن را عملیاتی کرده اید منظور من نه تنها اجرای سنتی موسیقی، بلکه اجرای جدید آن است.

خیلی از گروه هایی که در ایران کار می کنند مانند برخی گروه هایی که در کشور من هستند یک اشکال بزرگ دارند و آن این که نگاهشان به تئوری های آمریکاست و فراموش می کنند خودشان همه چیز دارند و می توانند خودشان کار کنند. اگر می گویید باید امید و پیشرفت داشته باشیم باید روی پای خودمان بایستیم و از توان خودمان استفاده کنیم. چون نتیجه مثبتش را امسال دیده ایم.

اگر به شما بگویم یک جمله اساسی درباره تئاتر بگویید چه خواهید گفت؟

تئاتر مشکلی ایجاد نمی کند، بلکه مشکل ها را نشان می دهد.

زینب مرتضایی فرد