آغاز روایت ناتمام هنرمندان ممنوع الکار

سال گذشته اجرای نمایش روایت ناتمام یک فصل معلق که در کافه تریای تئاتر شهر و در قالب تئاتر محیطی اجرا می شد در حالی که با استقبال خوبی مواجه شده بود, به ناگهان متوقف شد ماجرا از این قرار بوده که به گروه اعلام کرده اند که باران کوثری نمی تواند در اجرا حضور داشته باشد

سال گذشته اجرای نمایش روایت ناتمام یک فصل معلق که در کافه تریای تئاتر شهر و در قالب تئاتر محیطی اجرا می شد. در حالی که با استقبال خوبی مواجه شده بود، به ناگهان متوقف شد. ماجرا از این قرار بوده که به گروه اعلام کرده اند که باران کوثری نمی تواند در اجرا حضور داشته باشد و گروه نمایش می توانند با حضور فرد دیگری نمایششان را ادامه دهند. گروه نمایشی هم در پاسخ به این اجبار، از ادامه اجراهای خود صرف نظر کردند و اینگونه اجرای روایتشان ناتمام ماند.

امروز اما با تغییراتی که در فضای سیاسی کشور به وجود آمده، این گروه با حضور باران کوثری در تالار حافظ، روایت خود را از سر گرفته اند. داستان نمایش در مورد سه فصل از زندگی آدم های عادی جامعه است که یا در مسیر اشتباه یا تحت الشعاع تصمیم اشتباه افراد قرار می گیرند و داستانشان را در یک کافه روایت می کنند. بازیگران دو به دو روبروی هم نشسته اند و هر میز به نوبت مکالماتش را آغاز می کند.

داستان نمایش پیچیده و دشوار نیست و شخصیت ها به مخاطب نزدیک هستند. سوای در نظر گرفتن مسائل فنی و هنری، با وجود عدم حرکت بازیگران در صحنه و در نیامدن برخی بازی های بازیگران، ریتم خوب کار نقاط ضعف آن را پنهان می کند. میزانسن ها در نمایش با نور تعریف می شوند و موسیقی به اندازه است. گروه اجرایی همگی جوان هستند و در نتیجه آن اثر هم رنگ و بوی جوانی دارد. آنها دوباره روایتشان را آغاز کرده اند و ما امیدواریم این بار روایتشان ناتمام نماند.

یکی از نکات قابل توجه این نمایش به جز خود اجرا اتفاقی است که سال گذشته برای گروه شما افتاد. گروه شما سال گذشته برای حمایت از باران کوثری از اجرا رفتن صرفنظر کردند و امسال با همان گروه دوباره اجرا می روید.

- هومن سیدی: یک مسئله ای که در تئاتر وجود دارد این است که افرادی که برای اجرای تئاتر می آیند، می دانند بخش مالی آن برایشان زیاد دندان گیر نیست و می آیند تا تجربه کنند، لذت ببرند و یک جریان را به وجود آورند. مثل یک قرار دسته جمعی پیک نیک می ماند که همه آمدند خوش بگذرانند. اگر برای یکی از افراد اتفاقی بیفتد، همه برای کمک به او تلاش می کنند وسعی می کنند بدون او خوش نگذرانند، زیرا قرار بوده است آن فرد هم جزو گروه باشد و لذت ببرد.

به نظر من ما کار زیاد خاصی انجام ندادیم، فقط کار درست را انجام دادیم. با همه ضرر و زیانی که برایمان داشت من اعتقاددارم خدا در جایی دیگر برایمان جبران می کند. آدم ها اگر تو را دوست داشته باشند، اتفاقات خوبی برایت می افتد. من به عنوان کسی که این پیشنهاد را به گروه داد، از این اتفاق بسیار راضی هستم و ناراحت نیستم که کار در اوجش در تئاتر شهر خفه شد، زیرا سال بعد در شرایط بهتر این اتفاق جبران شد.

- نوید: سال گذشته درست در زمان اوج اجرای این نمایش گفتند این نمایش باید متوقف شود! اگر بخواهید اجرا کنید، باید باران کوثری عوض شود. نکته اینجا بود که حتی یک نفر از گروه نخواست تا اجرا برویم. همه ما خواستیم که اجرا نرویم و امسال با شرایط خوب اجرا می رویم. به نظر من اگر کمی صبر داشته باشیم، همه چیز درست می شود. همانطور که هشت سال گذشت اما خیلی ها چهره حقیقی شان را نشان دادند. به نظر ما در مقاطعی نباید وا بدهیم، نباید با هر شرایطی اجرا رویم.

- آزاده صمدی: من هم می خواهم در مورد این قضیه بگویم که این کار آنقدر با همدلی گروه انجام گرفت که صحبت از آن موجب می شود که ما به سمت شعار دادن حرکت کنیم که من دوست ندارم ولی من باید بگویم ماد خواستیم پشت باران بایستیم و بگوییم ما حاضر نیستیم تحت هر شرایطی کار کنیم زیرا امروزه آدم ها فکر می کنند باید تحت هر شرایطی کار کنند. البته همانطور که نوید گفت، در این هشت سال ما آدم ها را خوب شناختیم. من در زندگی ام این سخن را قبول دارم، اینکه ما هر روز که از خواب بلند می شویم، امکان دارد روز دیگر در این دنیا نباشیم و تنها چیزی که در ذهن افراد دیگر می ماند، این است که خاطره خوبی از من داشته باشند و بگویند این فرد، فرد نان به نرخ روز خور نبود.

- مهدی صباغ: خوشبختانه در این چند سال این اتفاق نیفتاده است، چون من برای اجرای حافظ به گروه پیوستم و از بیرون شاهد این داستان بودم، می توانم این حرکتشان را ستایش کنم. برخلاف هومن من فکر می کنم در این شرایط، کار مهمی است، چون من نمونه های زیادی را سراغ دارم که این اتفاق گروهی برایشان نیفتاده است.

خانم کوثری، چه حسی دارد که شما در یک گروه قرار دارید و گروه به دلی لحمایت از شما می پذیرد که از اجرا صرفنظر کند؟

- باران کوثری: علی سرابی در اجرای قبلی ما در تئاتر شهر حضور نداشت ولی ما در اجرای «خشکسالی و دروغ» زمانی که به شیراز رفتیم و نگذاشتند تااجرا برویم، یک خاطره مشترک در این رابطه داریم. برای من این اتفاقات همراه با عذاب وجدان بود، زیرا می دیدم یک گروه نمایشی را با سختی زیادی آماده اجرا کردند، اجراهای موفقی هم می روند، ولی مجبورند به خاطر من اجراها را کنسل کنند. حس خوبی نیست، ولی بیشتر از اینکه من را ناراحت کند، عصبانی می کرد. خوشبختانه آن روزها گذشته است. در حال حاضر روزهای پرامیدی در جامعه است. حال همه مان دارد خوب می شود که لزومی ندارد حال خوبمان را با یادآوری اتفاقات هشت سال پیش خراب کنیم.

آقای سرابی شما تا به حال در این موقعیت قرار گرفته اید که به خاطر شما یک نمایش تحت فشار قرار بگیرد؟

- علی سرابی: علاوه بر «خشکسالی و دروغ» من در این چند سال پنج نمایش بازی کردم که نقش من در سه نمایش حذف شد و من نتوانستم اجرا بروم، متن دو کار دیگر هم با تغییرات زیادی روبرو شد. با این صحبت ها می خواهم بگجویم هشت سال گذشته برای حیطه فرهنگی مانند یک کابوس بود زیرا یک فرد می توانست اجراهای یک گروه شناخته شده و حرفه ای تئاتر و همچنین چهار هزار مردمی را که بلیت این نمایش را خریده اند. تعطیل کند. این یک کمدی تلخ است. البته ما از این کمدی ها زیاد داشتیم و سعی می کنیم آن دوران را فراموش کنیم، زیرا دورانی که داریم، دوران متفاوتی است. سالی که نکوست از بهارش پیداست.