جدایی نور از ظلمت

جهانِ«تادئوش روژه ویچ»

«تادئوش روژه‌ویچ» با نوشتن بیش از ۳۰ نمایشنامه، قطعه‌های نمایشی و تجربه‌های نوشتاری تئاتری، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین درام‌نویسان دنیای معاصر شناخته می‌شود. او شکل‌های مختلف تئاتری را تجربه کرده و به صورت متن نمایشی درآورده است. به‌جز این، شعرهای او نیز از چنان اهمیتی برخوردارند که در زمان خود او به‌عنوان اشعاری کلاسیک در ادبیات لهستان شناخته شده‌اند. اگرچه او موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی نشد، اما آخرین مجموعه شعر او توانست مهم‌ترین و ارزشمندترین جایزه ادبی لهستان را کسب کند.

آثار روژه‌ویچ به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده و خوانده می‌شود به‌ویژه نمایشنامه‌های او، که در لهستان و سایر کشورها مورد توجه بهترین کارگردانان قرار گرفته و بیش از پیش به اجرا درمی‌آید. روژه‌ویچ متعلق به نسلی از نویسندگان و شاعران قرن‌بیستمی است که آثار آنها تحت‌تاثیر جنگ و فضای بعد از آن آفریده شده‌اند.

روژه‌ویچِ شاعر، در فضای بعد از جنگ با مساله ناممکن‌بودن شعر در جهان پس از آشویتس روبه‌رو می‌شود: «برای من خلاقیت شاعرانه باید در عمل نمود یابد؛ نه در نوشتن یا سرودن اشعار زیبا». او در شعری می‌سراید: «جوانمردی و جنایت/ حقیقت و دروغ/ زیبایی و زشتی/ دلیری و ترس/ همه این‌ها چیزی جز کلماتی تهی و بی‌معنا نیستند./ جوانمردی و جنایت وزنی یکسان یافته‌اند./ در جستجوی یافتن معلم یا استادی هستم/ که حس شنوایی، بینایی و سخن‌گفتن را به من بازگرداند./ که یکبار دیگر، از نو، چیزها و معنی‌ها را به من بیاموزد./ که بتواند نور را از ظلمت جدا کند». این شعر بیانگر همان مسایلی است که موجب پیدایش تئاتر روژه‌ویچ شده‌اند.

زبان روژه‌ویچ عیان‌کننده شیادی‌ها و دروغگویی‌های خود زبان از طریق خلق تصاویری پر از کنایه و تمسخر است. به‌این‌ترتیب او تصویر واقعیت را به تصویری ابسورد بدل می‌کند و این دقیقا همان تصویر شاعر است که حتی زایل شده و در پس تصویری بی‌معنا، همیشه و برخلاف معمول، در رویای یافتن یک «استاد» یا «معلم» است تا بتواند به کلمات و حرکات معنا ببخشد.

در پس این نوشتار مضحکه‌آمیز، نویسنده اخلاق‌گرایی پنهان شده که در تلاش برای بیدار‌کردن وجدان زمانه خویش است؛ یا بیشتر از آن، در تلاش برای یافتن وجدان در نبود وجدان است.

یگانه‌بودن زبان نمایشی روژه‌ویچ از زندگی و تجربه‌های واقعی او سرچشمه می‌گیرد، از خودآگاهی، از هم‌آوایی و الهامی برگرفته از تعدادی از نویسندگان قرن بیستم از جمله: کافکا، ویتکیه‌ویچ، گمبروویچ، بکت و... نمایشنامه «فهرست» او در لهستان به عنوان نمایش مادر دراماتورژی مدرن شناخته می‌شود و توسط برجسته‌ترین کارگردان‌های تئاتر معاصر لهستان از جمله کریشتف کیشلفسکی، به‌عنوان بهترین نمایشنامه‌های بعد از جنگ در نظر گرفته شده و از آن به‌عنوان نمایش مادر، منشأ الهام و الگوی زیبایی‌شناسانه برای دو کارگردان مشهور لهستان یرژی گروتفسکی و تادئوش کانتور یاد می‌کنند. روژه‌ویچ با خلق تکنیک‌های جدید نمایشنامه‌نویسی و پژوهش در نقاشی‌ها، تصاویر و آثار باقی‌مانده از جنگ، یادآور دشواری و پوچی‌های دردناک زندگی مردم لهستان پس از کشف واقعیت‌های هولناک اردوگاه آشویتس است.