نمایشی درباره چگونه زندگی کردن

نگاهی به نمایش ”در مدح سایه ها” به کارگردانی پرفسور ”رنالد دپه” از کشور اتریش

«در مدح سایه ها» یک کارگاه آموزشی درباره « کمدیادلارته » (کمدی هنرمندان) بود که توسط پروفسور «رنالد دپه» از اتریش در سومین روز شانزدهمین جشنواره آیینی سنتی اجرا شد. این کارگاه آموزشی که به صورت فشرده در ۳۵ دقیقه اجرا شد، در دو شکل ۱- شرح تاریخچه، ویژگی های مهم و تیپ های«کمدیا دلارته»۲- اجرای نمایشی تیپ های این نوع کمدی توسط چند هنرجوی ایرانی برای مخاطبان بود.

پرفسور«رنالد دپه» که طبق گفته خودش به جای دوست ایتالیایی اش که استاد این نوع کمدی در اروپاست راهی جشنواره شانزدهم نمایش های آیینی سنتی ایران شده ابتدا به صورت خلاصه به خاستگاه و تاریخچه شکل گیری این کمدی مهم اروپا اشاره کرد و سپس با معرفی تک تک تیپ های اصلی این کمدی از۴ هنرجوی خود می خواست تا پس از توضیح درباره ویژگی های هر تیپ شخصیتی، این ویژگی ها را برای تماشاگران اجرا کنند.

به گفته او، « کمدیادلارته » برآمده از پشتوانه فلسفه یونان و روم باستان است و نوعی از نمایش های مبتنی بر بداهه‌سازی است که در قرن ۱۵ درایتالیا شکل گرفت. این نمایش از خیابان ظهور کرد و بنابراین مسایل و مشکلات زندگی روزمره مردم سوژه آن شد و به دلیل این که در خیابان اجرا می شد و بازیگران باید می توانستند با صدای بسیار بلند صحبت می کردند (به دلیل نبود امکانات صحنه ای) بنابراین ماسک های معروف آن بر اساس تیپ های نمایش طراحی و خلق شد. این کمدی بعد ها به سالن های تئاتری راه یافت و مبنای برخی از آثار هنرمندان بزرگ تئاتر مانند شکسپیر و مولیر و الگوی اجرایی برای اپرای کمدی و حتی کمیک استریپ شد.

هرچند براساس بیشتر منابع موجود فارسی در زمینه «کمدیادلارته» ما تاکنون با چهار تیپ نمایشی معروف این کمدی آشنا شده ایم اما پرفسور«رنالد دپه»، در کارگاه آموزشی خود ۹ تیپ شخصیتی را برای این نوع نمایش معرفی کرد. او این ۹ تیپ شخصیتی را در سه دسته سه تایی بر حسب سه طبقات اجتماعی تعریف کرد که هرکدام ویژگی های خاص خود را داشتند.

ابتدا طبقه خدمتکاران :۱- «هارلکنیو»( HARLEKIN) که یک مرد خدمتکار تنبل، خوشگذران، نوکری بذله‌گو و شوخ طبع است و اولین پرسوناژی است که رسماً وارد نمایش‌های «کمدیا دلارته» می‌شود و کم‌کم جای خود را در نمایش باز کرده و بعدها نام«هارلکن» را در بازگشت از فرانسه به خود می‌گیرد. ۲- «کلمبینا» (COLOMBINA) زن خدمتکار زیبا که باهوش و با وقار است و سعی می کند ابتدا مردان را تربیت کند و سپس با آنان ازدواج کند. همه مردان دلباخته «کلمبینا» در طول اجرای نمایش هستند حتی مردان طبقه اشراف عاشق او که معمولا همسر خدمتکار مرد «هارلکنیو» است، می شوند این زن خدمتکار در صحنه ای که نمایش به اغتشاش کشیده می شود و مردان همه چیز را خراب کرده اند به صحنه می آید و بابت اشتباه مردان از تماشاگران عذرخواهی می کند و به نوعی همه مسایل نمایش توسط این تیپ شخصیت نمایش است که حل می شود. در واقع «هارلکنیو» و«کلمبینا» قهرمانان اصلی «کمدیا دلارته» هستند.

طبق توضیح پرفسور«رنالد دپه» ،«کمدیا دلارته» اصولن نمایشی درباره زنده بودن و چگونه زندگی کردن و حل مشکلات زندگی روزمره است. بنابراین خدمتکاران در این نمایش اهمیت دارند و معمولن همواره برای کارهایی که حتی انجام نداده اند، تنبیه می شوند. اما از پرده سوم این نمایش است که مورد قدردانی و توجه تماشاگران قرار می گیرند.

از دید پرفسور«رنالد دپه »، شخصیت سوم خدمتکار که نیم رتبه بالاتر از درجه طبقاتی «هارلکنیو» و«کلمبینا» قرار دارد، «پولیچینا» خدمتکار گوژپشت نمایش است.«پولیچینا» در زبان ایتالیایی به معنای جوجه ضعیف است و طبق روایت عامه«پولیچینا» زمانی که می خواسته از تخم در آید به دلیل ضعف جسمانی اش از انجام این کار ناتوان بوده، بنابراین شیطان به کمک او می آید و دست چپش بر شانه او می خورد او را گوژپشت می کند. این تیپ شخصیتی، شخصیتی منفی دارد؛ فردی توطئه چین و بدجنس است به طوری که از ناراحتی مردم شاد می شود.

پرفسور«رنالد دپه» در این میان از تیپ شخصیتی کمی بالاتر از خدمتکاران در این نوع کمدی صحبت کرد: «پریگیلا» که نیم طبقه بالاتر از خدمتکاران است. او تیپی هیجانی است که لنکت زبان هم دارد و به دلیل مراوده ای که با طبقه بالاتر از خود دارد، اصولن تلاش می کند تا در رفتار ادای طبقات بالای دستی خود را در آورد و با طبقات زیر دستش (خدمتکاران) بد رفتاری می کند.

او در دست بندی دوم خود به معرفی تیپ شخصیت هایی پرداخت که در منابع فارسی از «کمدیا دلارته» معرف تاجر شهوت ران و خسیس «پنتالونه» است. به گفته پرفسور«رنالد دپه»، «پنتالونه» یکی از این تیپ هاست که ویژگی بارزش بسیار پولدار بودن و بسیار خسیس بودن است.

و «دوتوره» شخصیت دوم این طبقه در این نمایش است؛ فردی که چاق است و شبیه خوک ها حرکت می کند. عاشق الکل است و فکر می کند روشنفکر است؛ بنابراین از کلمات خارجی در صحبت کردن خود استفاده می کند و با استفاده از لغت های خاص در کلامش سعی می کند دیگران را تحت تأثیر خود قرار دهد. دوتوره در این نوع کمدی نماینده کسانی که تظاهر به فهمیدن می‌کردند.

سومین کاراکتر تیپیکالی که پرفسور«رنالد دپه» در این سطح معرفی کرد: «کاپیتانه» بود، شوالیه ای شکست خورده و ترسو که شخصیتی لاف زن دارد.

پرفسور«رنالد دپه» پس از معرفی این دو سطح تیپیکال، به دسته سوم یا تیپ های اشرافی نمایش پرداخت: «آمورزا» تیپ عشاق جوان اشراف زاده که نمونه ای که شکسپیر «رمئو و ژولیت» خود را از این تیپ شخصیت «کمدیا دلارته» برداشته است. این تیپ شخصیتی معمولن جفت هستند؛ یک مرد کُنت اشراف زاده و یک زن اشراف زاده که عاشق یکدیگر می شوند و در پایان به گفته او، نهمین تیپ شخصیت افرادی هستند خارج از جامعه انسانی که به خاطر یک قدرت مافوق طبیعی انسان یا مهارت های خاصشان شناخته می شوند؛ مانند جادگران یا پیشگویان و شخصیت هایی از این دست که شکسپیر هم جادوگران «مکبث» خود را از آنها گرفته است. آنان مشکلاتی را که به دست انسان حل نشدنی است حل می کنند.

در پایان کارگاه نیز پروفسور«رنالد دپه» به سرنوشت «کمدیا دلارته» اشاره کرد که پس از ورود به فرانسه بعد از انقلاب این کشور چون این نمایش متنی نداشت تا دولت بتواند آن را ممیزی و سانسور کند، اجرای آن ممنوع شد و به مرور ماهیت خود را به شکل اولیه از دست داد.

در توضیح بیشتر این نوع کمدی باید شرح داد که در اجرای این گونه نمایشی شاد، خلاف نمایش های کلاسیک که قبل از هر چیز قدرت نویسنده مورد نظر است در«کمدیا دلارته» این قدرت به عهده بازیگر است و بازیگر در استفاده از تمام امکانات به عنوان تار و پود اصلی نمایش مطرح است. در این شیوه با تمام آزادی که بازیگران روی صحنه داشتند یک نوع قرارداد هم وجود داشت. از نظر فرم، بیان لهجه و فرم حرکت تعدادی شگرد لازم بود که این شگردها مخصوص همان بازیگر بود و اگر یکی از بازیگران نمی‌توانست پا به پای دیگران ادامه دهد مورد تمسخر و ناراحتی تماشاگر قرار می‌گرفت و بازیگران بیش از هر چیز باید در شیوه بازی «پانتومیم» و بداهه پردازی و انجام حرکات «آکروباتیک» توانا بودند و این بازیگران به شکل دوره گرد، از شهری به شهری دیگر سفر و نمایش خود را اجرا می کردند و همین امکان سفر کردن موجب شد تا این کمدی در نقاط مختلف اروپا فراگیر شود. همچنین به نمایشی با کمترین وسایل لازم صحنه که تنها شامل لباس بازیگران، ماسک‌ها و شمشیرهای چوبی بود، تبدیل شود و پویایی و ریتم سریع اجراها و امکان بداهه‌سازی بازیگران با توجه به محل و شرایط اجرا گسترش آن را در ایتالیا، فرانسه، انگلیس و روسیه و آلمان فراهم کرد.

همچنین در منابع تحقیقاتی موجود «کمدیا دلارته» را به دو ریشه نسبت می‌دهند: در هر حال می‌توان گفت که فن بدیهه‌سازی بازیکنان قرون وسطی محققاً در تکوین و توسعه خود در مراسم و جشن‌ها و کارناوال‌ها نفوذ کرد و داستان‌های عوام پسند و نمایش‌های فارسی روستایی و نمایشنامه‌هایی که دارای تیپ‌های مشخص بود توسط بازیگران و نمایش‌نویسانی مانند ژان جورجیو-آلیون (۱۵۲۱-۱۴۶۰) (Giangiorgio Alion) و آندره کالمو (Andrea Calmo) به وجود آمدند و زمینه ظهور این کمدی را از از نمایش‌های روستایی اولیه ای است که در آن از این گونه تیپ‌های شخصیتی فراوان دیده می شد، فراهم شد و ریشه دوم را در شرق می دانند. در واقع وقتی سلطان محمد خلیفه و حاکم اسلامی وارد قسطنطنیه می‌شود دسته‌ای از هنرپیشه‌های مسیحی مجبور شدند از این سرزمین فرار‌کنند و ریشه دوم از این جا منشعب شد که عده‌ای از هنرپیشه‌های فراری قسطنطنیه به ونیز رفتند و شروع به اجرای نمایش‌هایی کردند که پایه «کمدیا دلارته» شد.

این سبک به عنوان کمدی بدیهه‌سازی شناخته شد و کمدین‌های آن ‌لطیفه‌ها و کلمات ظریف را بر اساس منابع موجود در متن ادا می‌کردند. از سوی دیگر چون در این نمایش شخصیت‌های آن بیشتر با ماسک روی سن ظاهر می‌شدند؛ بنابراین به آن«کمدی ماسک» هم می‌گویند و به دلیل ابداع سبکی مخصوص در فن تئاتر، برخی دیگر آن را «کمدی ایتالیایی» گفتند. در این کمدی هر ماسکی نماینده شخصیتی مربوط به خود است و زبان این کمدی بیشتر لهجه‌های متنوع ایتالیایی و یا اصطلاحات آمیخته به این زبان بود و در پایان باید به این نکته اشاره کرد که علاوه بر منسوخ شدن ماهیت اصلی «کمدیا دلارته»، نقش های آن نیز به مرور تغییر کردند مثلن: نوکرها به هارلکین و او به زانی تبدیل شد.

فروغ سجادی