اتمسفری خلسه آور و شرقی

نگاهی به نمایش ”افسانه قهرمانان آلتایی” نوشته و کارگردانی ”راویل لیرو” از کشور روسیه

نمایش "افسانه قهرمانان آلتایی" از کشور روسیه، بر خلاف نامش که یک نمایش داستانی مبتنی بر افسانه های بومی آن سرزمین را تداعی می کند، یک اجرای کوتاه بر پایه موسیقی متشکل از دو بخش ۱۵ دقیقه ای. نه از داستان خبری هست و نه از نمایش و نه حداقل تلاشی برای اجرای نوعی از نمایش آئینی /سنتی.

در هر یک از دو بخش نمایش شاهد یک اجرای تک نفره موسیقی قومی هستیم که محصول بخش پژوهش مرکز موسیقی ملل کنسرواتوار چایکوفسکی مسکوست. این اجرا در واقع بخش عملیِ پژوهشی درباره فرهنگ اقوام مختلف دنیاست که به عنوان یک نمایش آئینی مستقل در تالار سایه اجرا شد.

در قسمت اول نمایش که به موسیقی چین می پردازد، زن نوازنده ای بخشی از موتیف های عاشقانه چینی را با نوایی آهنگین دکلمه می کند و با پنجه های هنرمندش سازی با عنوان گوتسین را نیز می نوازد. گویا گوتسین، ساز امپراتوران و فلاسفه چین بوده و حتی کنفوسیوس هم این ساز را می نواخته. این ساز فضایی آرامش بخش را برای مدی تیشن و فعالیت های متمرکزانه ذهن فراهم می کرده است. شنیدن نوای این موسیقی که به نوعی جزو موسیقی کلاسیک چینی محسوب می شود و برای مخاطب ایرانی تصاویری از اجرای نمایش های چینی را تداعی می کند. به هر حال خالی از لطف نیست اگر توضیحات یکی از اعضای ایرانی گروه (حسین نورشرق- اتنو موزیکولوژیست) را به این اجرا اضافه کنیم، شاید بتوانیم با علم به اینکه این اجرا نقبی به موسیقی اقوام و ملل می زند و سعی در احیا و تجدید سنن و آئین های فراموش شده موسیقیایی دارد، برای آن جایی در این جشنواره دست و پا کنیم.

اشعار بخش اول نمایش به زبان چینی هستند و رفت و برگشت دست های زن نوازنده بر روی سیم های مطول ساز، اتمسفری خلسه آور و شرقی را می آفرینند و جای بسی افسوس دارد که چنین اجرایی فاقد تصویر سازی و حرکت است.

در بخش دوم نمایش که اجرای قوی تری است، به واسطه نوع طراحی لباس، اصوات تولید شده و استفاده از چند ساز بومی از جمله زنبورک، نوعی سوت و نوعی ساز زهی در همراهی با صدای باس خواننده مرد، فضای متفاوتی در مقایسه با بخش اول خلق شده است. این اجرا داستانی دارد و اگرچه داستان می توانست در شکلی خیلی ساده با استفاده از حداقل یک بازیگر یا رقصنده شکلی تئاتری به خود بگیرد، ولی ظاهرا گروه اجرایی ترجیح داده که این اجرای آیینی را به همان شکل ناب و سنتی اصیل خودش، ارائه کند.

داستان این تکه موسیقایی، درباره دختر پهلوانی است که محافظ سرزمین خودش است و با نیروهای اهریمنی می جنگد و در نهایت تبدیل به هلال ماه می شود و در آسمان همچنان از سرزمین مادری اش محافظت می کند. در ادامه اسبش نیز تبدیل به ستاره قطبی می شود.

اشعار این بخش به زبان روسی آلتایی هستند و همانند بخش اول به واسطه فاصله زبانی، درک کلامی چندانی از اجرا وجود ندارد و فهم مخاطب بیشتر متکی به توضیحات پیش از اجرای گروه است. اما در یک فضای نمایشی درک کلمات، چندان اهمیتی ندارد و تماشای یک اجرای نمایشی یا موسیقایی می تواند با اتکا به صدا و نوع موسیقی نیز لذت بخش باشد. صدای خواننده این بخش گیرا و قابل توجه و از نوع خاص و متفاوتی است و به لحاظ نزدیکی ذاتی این اجرا به اجرای عاشیق های آذری، ماهیت آیینی آن برای مخاطب ایرانی قابل درک تر است.

در هر دو بخش سعی شده بر اساس صدا و فیزیک نوازنده و سازش، مختصات آیینی خاصی در سرزمین چین و روسیه تشریح و ارائه شود و شاید این اجرا در حد نوعی آشنایی با این سنن موسیقایی راه به بیراهه نمی برد.

گروه اجرایی معتقد است که تماشاگر باید قائل به تنوع آیین ها باشد و تصورش از آیین نباید منحصر به آیین های نمایشی باشد.

فرشته حبیبی