«شیش و هشت» یک کمدی معناگراست

گفت و گوی تهران امروز با «نیما دهقان» کارگردان نمایش «شیش و هشت»

در نمایش «شیش و هشت» نوع اجرای ما در این کار و شیوه‌ای که قصه به واسطه آن روایت می‌شود، معناگراست. این نمایش همچنین لحظاتی کمیک و فضایی فانتزی دارد و برگرفته از نقاشی‌هایی است که شخصیت‌ها در قالب آن‌جان می‌گیرند و قصه‌هایشان روایت می‌شود. ضمن اینکه سوژه این کار خودش دارای ماهیتی فانتزی است

نمایش «شیش و هشت» به کارگردانی نیما دهقان که اجرای آن از هفته گذشته در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز شده است، داستان معلم عاشقی را روایت می‌کند که جیرجیر کفش‌هایش باعث بروز مشکلاتی برای رسیدن به دختر دلخواهش می‌شود. این نمایش که در زمره آثار کمدی قابل دسته‌بندی است، اثری به نویسندگی کوروش نریمانی و نخستین نمایشنامه اوست که کارگردانی آن را به فرد دیگری سپرده است. این نمایش همچنین در فضایی فانتزی روایت شده و بازیگران آن در واقع ایفای کاراکتر‌هایی را عهده دار هستند که از دل نقاشی‌ها بیرون آمده و جان می‌گیرند. فضای اثر هم متناسب با حال و هوای این روزهاست و صحنه آن نیز با تخته‌های گچی مزین شده است. نیما دهقان، کارگردان این نمایش که سال گذشته نمایش ترن را در سالن اصلی تئا‌تر شهر روی صحنه داشت، پس از تجربه حواشی و اتفاقات آن نمایش این بار اثری متفاوت در ژانر و سبکی خاص را روی صحنه برده است. وی همچنین کارگردانی نمایش‌هایی چون «دو متر در دو متر جنگ»، «کادانس»، «مادر مانده»، «پرومته در زنجیر»، «لوله»، «خنکای ختم خاطره» و... را در کارنامه کاری خود دارد. با او درباره آخرین اثرش یعنی «شیش و هشت» و ویژگی‌های آن گفت‌و‌گویی صورت گرفته است.

شما در کارنامه‌تان بیشتر نمایش‌هایی با مضمون جنگ را دارید و البته همیشه نوعی طنز در نمایش‌هایتان دیده می‌شود، شاید بهتر باشد از رسیدن به ایده اجرای «شیش و هشت» شروع کنیم.

زمستان سال ۹۱ با تماشاخانه ایرانشهر برای اجرای یک اثر به توافق رسیدیم و دوستان به من می‌گفتند که متنی را برای اجرا پیشنهاد بدهم. متاسفانه نویسندگان ما قبل از این شرایط سختی را گذرانده بودند و از ارائه دادن یک متن جدید و اصل نگرانی داشتند. زیرا در متن تغییراتی ایجاد می‌شد و با هر کسی که مذاکره می‌کردم به من می‌گفت که اجازه بده اوضاع کمی تغییر کند و ما در یک فرصت مناسب‌تر متنی را برای کارگردانی به تو می‌دهیم.

چرا به سراغ اجرای متن‌های خارجی نرفتید؟

اتفاقا متن‌های خارجی زیادی هم به من پیشنهاد می‌شد و بعضی از آن‌ها هم بسیار خوب بودند و تو می‌توانستی به کارگردانی‌شان افتخار کنی. اما من همیشه معتقدم کارگردان باید نمایشنامه‌ای را روی صحنه ببرد که حداقل دغدغه خودش هم بر اجرای آن است. در همین فضا به کوروش نریمانی هم پیشنهاد دادم و اتفاقا تنها کسی که فکر نمی‌کردم پیشنهاد من را قبول کند خود او بود.

به نظر می‌رسد نمایش «شیش و هشت» نسبت به دیگر آثاری که تاکنون کارگردانی آن را برعهده داشته‌اید، فضای متفاوتی دارد. آیا این تغییر فضای اجرایی مبتنی بر هدف خاصی بوده است؟

نوع اجرای ما در این کار و شیوه‌ای که قصه به واسطه آن روایت می‌شود، معناگراست. این نمایش همچنین لحظاتی کمیک و فضایی فانتزی دارد و برگرفته از نقاشی‌هایی است که شخصیت‌ها در قالب آن جان می‌گیرند و قصه‌هایشان روایت می‌شود. ضمن اینکه سوژه این کار خودش دارای ماهیتی فانتزی است.

این اولین بار است که کوروش نریمانی اجرای نمایشنامه‌اش را به کارگردانی دیگر می‌سپارد. به تبع این اتفاق از سوی او شاید حساسیت‌هایی را هم به‌دنبال داشته باشد. برایند نمایش و آنچه که اکنون روی صحنه شاهدش هستیم تا چه حد برگرفته از ایده‌های نویسنده است؟

کوروش نریمانی در نگارش متن این نمایش مبتنی بر کمدی حرکت کرده است و این اولین بار است که به من و گروه اعتماد کرده و اجرای متن خودش را به کارگردانی دیگر سپرده است. فکر نمی‌کردم که او برای من یک نمایشنامه بنویسد تا بتوانم آن را روی صحنه ببرم. اما با خودم گفتم که به هر حال بد نیست اگر پیشنهاد نوشتن یک متن را با او مطرح کنم. شاید این کار را انجام داد و من حالا از این بابت که نمایشنامه او را کارگردانی کرده‌ام، بسیار خوشحالم. یکی از شاخصه‌های خوب او این است که دست ما را در اجرای اثرش باز گذاشته و به من هم از‌‌ همان ابتدای تمرین‌ها گفت لزومی ندارد که حتما خودت را مقید و محدود به اجرای عین متن کنی. به هر حال همیشه توقعی از اجرای نمایشنامه‌های کوروش نریمانی وجود دارد. اما او بسیار صادقانه به من گفت که بر اساس پیشنهاد و طراحی‌های اجرای خودت پیش برو. کمتر نویسنده‌ای پیدا می‌شود که این چنین به یک کارگردان اختیار بدهد تا او بتواند نگاهی را که دوست دارد به متن اتخاذ کند.

این نمایش هم از نظر محتوا قصه‌ای بسیار ساده دارد. اما بستر ارائه‌اش قالبی تزئینی و فانتزی است؟

ببینید، می‌توانم بگویم این اثر یک نمایش کمدی معناگراست. در واقع از یک موضوع و قصه ساده در پی انتقال پیام به مخاطب است. در یک کلام نمایشی ساده و مینی‌مالیستی با رویکردی کمیک است.

با توجه به فانتزی بودن فضای نمایش چه معیارهایی را در ترکیب بازیگران در نظر گرفتید؟

به دلیل اینکه فضای این نمایش کارتونی است و بر اجرای آن هم همین ویژگی صادق است سعی کردیم از بازیگرانی استفاده کنیم که ضمن اینکه افراد توانمندی در حوزه تئا‌تر هستند استعداد و بن‌مایه این نوع بازی را داشته باشند. در واقع در این کار هر شخصیت متناسب با کلماتی که از بطن نمایشنامه بیرون کشیده می‌شود، بازی می‌کند.

فکر می‌کنم لحن به کار رفته در کلام برخی از کاراکتر‌ها هم به فانتزی بودن کار کمک کرده است؟

بله. این لحن در شیرین و دلنشین بودن کاراکتر‌ها، جذابیتشان برای مخاطب و همچنین در تقویت فضای فانتزی نمایش تاثیر مثبتی دارد.

شما سال گذشته تجربه نمایش «ترن» را داشتید نمایشی که اجرایش حواشی زیادی به‌دنبال داشت، یک سال از اجرای نمایش گذشته جایی خواندم که خودتان نمایش ترن را چندان دوست نداشتید. زیرا نتوانسته بودید یک شب بدون دغدغه همراه با سایر تماشاگران به تماشای آن بنشینید.

بله، بعد از اتفاقات و حاشیه‌هایی که سال گذشته و بدون هیچ دلیلی برای نمایش ترن به وجود آمد، من آن طور که می‌خواستم نتوانستم پا به پای مخاطب به تماشای کار بنشینم و همراه با او بخندم یا گریه کنم. بنابراین از اجرای آن نمایش لذت چندانی نبردم. دلم می‌خواست می‌توانستم در آن زمان همراه تماشاچی در سالن بنشینم و بدون دغدغه و بی‌هیچ نگرانی شاهد واکنش‌هایشان باشم. بنابراین دلم می‌خواست بعد از پشت سر گذاشتن ۲۳ شب اجرای ترن و با فراغ بال اثری را روی صحنه ببرم که مضمون و پیام آن در عین حال که جنبه‌ای جهانی دارد از فضای ذهنی مخاطب ایرانی هم دور نباشد. ضمن اینکه این نمایش یک اثر ایرانی است و من تاکید دارم که بهتر است ما نمایشنامه‌های ایرانی را روی صحنه ببریم. همچنین باز هم تاکید می‌کنم که می‌خواستم نقاط قوت و ضعف خودم را با دیدن گروهی اثر همراه با تماشاگران متوجه شوم. این‌‌ همان لذتی است که من به‌دنبالش هستم و موقعیتی است که به نظرم باعث لذت بردن من از تماشای یک نمایش می‌شود.

رکسانا قهقرایی