تئاتر آیینی در سراشیبی سقوط

گفت وگوی با «جواد انصافی» نویسنده, بازیگر و کارگردان

روزهای عید و جمعه‌های اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه هفتاد بود. دلمان خوش بود پای تلویزیون بنشینیم و قصه عبدلی و اوستایش را ببینیم! اوستایی که عبدلی آن را به ستوه می‌آورد، فردی که از هر دیالوگی که می‌گفت، تیکه‌ای نیز به اوستا (اربابش) می‌انداخت. یادآوری این نکته که قدرت همیشه در اختیار یک فرد نیست و ظالم به جزایش خواهد رسید. اینکه عدالت رعایت نمی‌شود و...می‌خندیدیم اما این خنده‌ها ما را به فکر هم می‌انداخت. تاریخ نمایش ایران اینگونه است سیاه‌هایی که می‌خنداندند اما حرف‌شان نکته‌ها داشت. نقال‌هایی که داستان‌های بزرگ را سینه به سینه منتقل می‌کردند. تعزیه خوانانی که مصیبت‌هایی را که بر بندگان پاک خدا وارد می‌شد، می‌گفتند. همه و همه یادگار تاریخ ماست تاریخی که با رفتن بزرگان در حوزه نمایش‌های آیینی و سنتی، شاید برای نسل‌های بعدی اگر خوب عمل نکنیم باقی نخواهد ماند. همه «جواد انصافی» را می‌شناسند. همان بازیگر نقش «عبدلی» شخصیتی صادق که با طنز حرف‌هایش را می‌زد، گاهی حرف‌هایی از روی کنایه و گاهی هم اشاره. گاهی همین حرف‌ها نقدی می‌شود که باید سعه صدر داشت و شنید. «جواد انصافی» بازنشسته شرکت مخابرات است اما کار و فعالیتش در تئاتر به بیش از ۴۰ سال رسیده است. انصافی علاوه بر آنکه بازیگر است، دستی هم بر آتش کارگردانی تئاتر و نویسندگی دارد و آثاری نیز به قلمش منتشر شده است.

به نظر می‌رسد کارگردانان و مخاطبان و مسئولان در جامعه امروز کمتر به سراغ نمایش‌های آیینی و سنتی می‌روند؟

درست است و این به دلیل آن است که متاسفانه اطلاعاتی که درباره تئاتر‌های آیینی و سنتی ایران به مخاطب داده می‌شود، بسیار ضعیف است چرا که ما در وجود و حضور اینگونه نمایش‌ها تاریخ اشتباه را به مخاطب و حتی علاقه‌مندان می‌دهیم، به نظرم و البته با تحقیق می‌گویم که تئاترهای آیینی در ایران به قبل از اسلام باز می‌گردد اما برخی این را قبول ندارند، ببینید ما دو شخصیت «عمو نوروز» و «حاجی نوروز» را داریم که حداقل از دوران ساسانیان بودند و این شخصیت‌ها از موضوعات نمایشی هستند که هنوز هم خیلی کم اما وجود دارند. حتی در تاریخ یونانی‌ها رجوع کنیم آنان می‌گویند نمایش آیینی در دوران هخامنشیان نیز بوده اما اطلاعات جوانان این است که تئا‌تر ما از زمان قاجار بوده است. باید بگویم این نمایشی که از قاجار بوده نمایش آیینی نیست بلکه نمایش فرنگی است که از دوره قاجار وارد ایران شده است.

پس اینکه در نمایش‌هایتان از شخصیت‌های تاریخی می‌گویید، می‌خواهید به نوعی تاریخ را به مخاطب نشان دهید؟

بله درست است. همیشه نمایش‌ها و دیالوگ‌هایی که انتخاب می‌کنم بحث درباره تاریخ را در بر می‌گیرد. نوعی نگرش را رعایت می‌کنم که به تاریخ ما باز می‌گردد مانند نمایش «نوروز و پیروز» که دو سال پیش در جشنواره اجرا شد یا همان شخصیت حاجی نوروز که در اجرا‌هایم دارم.

چرا قائل هستید که در همه نمایش‌های سنتی و آیینی یک فکر بزرگ و اندیشه وجود دارد، البته نمی‌خواهم بگویم نیست اما قبول کنید برخی شاید هدفشان جز به فکر واداشتن مخاطب صرفا خنداندن هم باشد؟

قبول دارم اکثر نمایش‌های سنتی و آیینی ما، بحث شاد کردن مخاطب و طنز برایشان مهم است به همین دلیل به برخی نمایش‌ها، «نمایش‌های شادی‌آور» نیز گفته می‌شود. ما سعی‌مان این است که مردم را به واسطه اجرایی که داریم شاد کنیم اما نه صرف اینکه مخاطب بیاید و یک ساعتی فقط بخندد و برود خانه. همیشه در دل این نمایش‌ها پیام‌های زیادی وجود دارد و من نیز دوست دارم یک پیام و نکته را بخصوص برای نسل‌های این دهه‌ها بگویم. حرف‌هایی از گذشته، که عبرت‌آور باشد و تفکر برانگیز و در عین حال شادی‌آور.

پس در اجرا شگردهایی برای رساندن پیام دارید؟

بله حتما این طور است درتمام دیالوگ‌های یک نمایش، می‌تواند حرفی برای گفتن وجود داشته باشد. پیامی برای رساندن و فهمیدن و اینکه فکری بیاید و بر ذهن بنشیند.

اما متاسفانه نمایش‌های آیینی کمتر مورد توجه است چه در اجرای عمومی و چه گروه‌هایی که به آن بپردازند؟

یکی از کم‌توجهی‌ها به حوزه نمایش‌های آیینی و سنتی، نبود اجراهای عمومی در طول سال است که البته کار سختی نیست، ببینید در حال حاضر جشنواره تئا‌تر آیینی و سنتی برگزار می‌شود اگر از میان ۲۰ گروه شرکت کننده، حتی ۱۰ گروه هم در طول سال به اندازه هر گروه، یک ماه اجرای عمومی داشته باشند، ما در طول سال می‌توانیم اجرای نمایش‌های آیینی هم داشته باشیم. اما این کار صورت نمی‌گیرد.

در این زمینه یکی از مشکلات می‌تواند، نبود سالن مختص اینگونه اجرا‌ها باشد، البته یادم هست زمانی تماشاخانه سنگلج اختصاص به نمایش‌های آیینی داشت؟

درست است. در حال حاضر تماشاخانه سنگلج اجراهایی از نمایش‌های آیینی و سنتی دارد اما پیوسته و مستمر نیست. ببینید اگر سنگلج را برای این نوع اجرا‌ها بگذاریم، مخاطب متوجه می‌شود که در این سالن می‌تواند هر روزی از سال که بخواهد، نمایش‌های سنتی و آیینی را ببیند اما این تماشاخانه اجراهای دیگر هم می‌گذارد و باز هم عادت تماشاگر از بین می‌برد.

مگر تماشاگر باید عادت به تماشای این نمایش‌ها بکند؟

خیر، منظورم این است که مخاطبان شهری چون تهران؛ باید بدانند مکانی هست که می‌توانند هر وقت بخواهند، بروند نمایش آیینی و سنتی ببینند. مانند سالن‌هایی که در تئا‌تر نصر و پارس وجود داشت. مخاطب آنجا و نوع نمایشش را می‌شناخت اما ما دیگر این سالن‌ها را نداریم. این کار‌ها باید در طول سال دیده شود تا فراموش نشود و مشکل ما عدم برنامه‌ریزی درست از سوی مسئولان مرتبط به نمایش است. یا چرا جای دور برویم، زمانی بود که همین جشنواره بین‌المللی آیینی و سنتی، هر سال برگزار می‌شد اما حالا دو سال یک بار برگزار می‌شود چرا باید اینگونه باشد؟ در حال حاضر که می‌گوییم کشور هند ضعیف است و فقیر است اما درباره نمایش‌های آیینی و سنتی خود بسیار موفق عمل می‌کند اما ما درباره تاریخ اینگونه نمایش‌هایمان بی‌تفاوت هستیم.

شهرداری تهران در حال ساخت مرکز نمایش‌های آیینی است، به نظرتان این سالن اختصاصی چقدر به گروه‌هایی که در این زمینه کار می‌کنند، کمک می‌کند؟

به‌طور حتم بسیار کمک می‌کند اینکه سالن‌هایی و مرکزی باشد برای نمایش‌های آیینی و سنتی. این کار باعث تشویق گروه‌های جوان می‌شود و همانطور که گفتم مخاطب را با نمایش سنتی آشتی می‌دهد و البته در این میان مدیریت نیز بسیار مهم است و اینکه برنامه‌ریزی‌ها درست باشد.

متاسفانه هنرمندان نمایش‌های آیینی و سنتی ما از سیاه بازی گرفته تا نقالی و... از دنیا می‌روند و آنچه را دارند را نیز به نوعی می‌برند و همه ما وقتی که می‌روند تازه به یادشان می‌افتیم، حمایت‌ها را چطور می‌بینید؟

در این زمینه تمام عدم حمایت‌ها متوجه مسئولان است، درست است که اصناف مختلف همچون خانه تئا‌تر و خانه سینما وجود دارد، اما گروه‌های آیینی و سنتی برای خود صنفی ندارند و کاری نمی‌توانند بکنند و دولت باید به صورت مستقیم از آنها حمایت کند. در این حوزه هنرمندان زیادی هستند که در فراموشی به سر می‌برند و کسانی که کار نمایش آیینی می‌کنند‌‌‌ رها شده هستند، شاید یک جشنواره بتواند آنها را دور هم جمع کند اما بعد از جشنواره باز هم از یاد می‌رویم.

در حال حاضر گروه‌های تئا‌تر آزاد نیز وجود دارند که اجراهایی را در برخی سینما‌ها یا سالن‌های دیگر دارند، این گروه‌ها می‌توانند در دل نمایش‌های آیینی قرار بگیرند؟

ببینید کار گروه‌های تئا‌تر آزاد نیز به نوعی اجرای نمایش‌های شادی‌آور است اما متاسفانه برخی از گروه‌ها تنها برای جذب مخاطب و درآمد زایی از قاعده‌های معمولی یک نمایش شادی‌آور خارج می‌شوند، نکاتی که باید رعایت کرد را رعایت نمی‌کنند و به قول امروزی‌ها (چیپ) هستند. این‌ها برای گروه‌های تئا‌تر آزاد و حتی گروه‌های نمایش آیینی و سنتی مسئله ایجاد می‌کنند و نباید ارزش نمایش را پایین آورد.

در حال حاضر حضور جوانان تئاتری در نمایش‌های آیینی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

قطعا حضورشان نسبت به آنچه نیاز است بسیار کم است و این بی‌علاقگی و عدم گرایش به نمایش‌های آیینی به دلیل نبود اطلاعات کافی است و اینکه در دانشگاه‌ها جز چند واحد درسی اهمیت دیگری به این نمایش‌ها داده نمی‌شود. ما برای اینکه جوان تئاتری وارد نمایش آیینی و سنتی شود کارگاه آموزشی و کلاس بسیار کم داریم. در دانشگاه‌ها باید ورک‌شاپ برای این نمایش‌ها بگذارند. باید به دانشجو برای نمایش‌های آیینی انگیزه بدهند.

شاید این انگیزه در درس و ورک‌شاپ نباشد، بحث امرار معاش و همچنین دیده شدن مطرح است، یک بازیگر تئا‌تر در اجرای نمایش ایرانی و اقتباس خارجی بیشتر دیده می‌شود تا در لباس یک سیاه باز یا نقال و حاجی فیروز؟

درست است، می‌خواستم به اینها هم اشاره کنم. در حال حاضر به صورت کلی در نمایش مشکل معیشت و امرار معاش وجود دارد چه برسد به فعالان نمایش‌های آیینی و سنتی. جوان امروز تا بحث معاش حل نشود چطور می‌تواند نمایش آیینی مملکت خود را حفظ کند که البته امیدوارم با ایجاد سالن‌های اختصاصی برای این نمایش‌ها مشکل تا حدودی حل شود. نکته دیگر همانطور که اشاره کردید شهرت است، شهرتی که برخی از جوانان امروز دوست دارند یک شبه به آن برسند یادم است که برای همین نمایش‌ها دوره‌های زیادی را پیش جنتی عطایی، فنی‌زاده و خجسته کیا گذراندم از موسیقی گرفته تا حرکت و بدن. در آن زمان قدم به قدم می‌آموختیم و پیش می‌رفتیم اما الان یک نفر دو ماه در یک ورک‌شاپ شرکت می‌کند و فکر می‌کند یک تئاتری و سینمایی کامل است و ادعا هم می‌کند. این برای هنرمان خوب نیست.

فهیمه پناه‌آذر