تئاتر مردم تئاتر انقلاب

درباره نمایشنامه های سه گانه انقلاب اثر رومن رولان

اشکال و صور آفرینش، مشارکت تماشاگران در نمایش و بهره‌مندی‌شان از آن، انحای نمایش، همه ریشه در متن زندگانی اجتماعی و واقعیت جمعی دارند. بنابراین چگونگی کاربندی تئاتر، موقوف به میزان بستگی‌اش به سنخ جامعه و نقشی است که در آن جامعه ایفا می‌کند و ماهیت تصویری که از شخص انسان رقم می‌زند. سیمای یخ‌بسته نقش‌های اجتماعی که در کمدی یا هجویه و هزلیه متبلور شده‌اند، گشتار صورت اساطیری شهریاران، به نفس‌افتادن تب‌آلود قهرمانان ایمان، بلاغت اطمینان‌بخش و احترام‌انگیز شخصیت‌های افسانه باستانی، همه تصاویر متنوع شخص انسانند که باهم درگیر می‌شوند و در ستیز و آویزند. بعضی منادی برابری انسان‌ها در کیهانند و بعضی دیگر برتری نخبگان را اصلی مسلم می‌دانند، پاره‌یی نیز ذات و گوهر انسان را وجدان جاودانه و فناناپذیرش می‌پندارند یا برعکس ایفای نقش استهزا و ریشخند را بر عهده‌اش می‌نهند. هر چه هست اینها همه تلاش‌هایی است برای به دست آوردن آزادی که به دست‌ می‌آید و از دست می‌رود.

تلاشی که می‌توان در سه گانه «تئاتر انقلاب» اثر رومن رولان آن را جست‌وجو کرد. سه‌گانه‌یی که رومن رولان در دوران جبنش تئاتر مردم در پاریس نوشت. هدف این جنبش از سرگیری تلاش‌های ناتمام انقلاب و پی‌ریزی تئاتر مردم و جشن‌های مردمی در فرانسه بود. این سه نمایشنامه اجزای یک مجموعه دراماتیک درباره انقلاب به شمار می‌روند؛ گونه‌یی از حماسه. «چهاردهم ژوییه» جزو نخست آن است و «دانتون» جزو میانی، و «گرگ‌ها» جزو سوم. این سه‌گانه تصویری از طغیان بنیادین، از یک توفان اجتماعی در فرانسه است. رولان در این سه‌گانه در پی روشن‌کردن آن نوع از انگیزه‌های اساسی سیاسی و اجتماعی بوده که بشریت حدود یک قرن است برای آنها می‌جنگد. چنان‌که ناپلئون به گوته گفته بود: «سیاست، تقدیر نوینی است» رولان نیز سیاست را تراژدی واقعی دورانش می‌داند و همین خاستگاه مضمونی سه‌گانه انقلابی می‌شود که او خود از زبان شیللر، بازآفرینی‌اش را این‌گونه روایت می‌کند: «تنها با سوژه‌یی بزرگ می‌توان احساسات عمیق بشری را برانگیخت. در یک حلقه تنگ، شعور محدود می‌شود.

انسان آنگاه رشد می‌کند که هدفش ارتقا یابد و اینک که بشر برای حق حاکمیت و آزادی‌اش می‌جنگد، هنر گرفتار تیرگی‌ها نیز می‌تواند در تئاتر به جهشی شجاعانه‌تر دست یازد.»رومن رولان در کتاب «تئاتر مردم» که نوشتاری به حمایت برآمدن تئاتر مردمی در فرانسه بود و در تئاترهای پیشرو به اجرا درمی‌آمدند و تنها شماری از آنها با نام «تئاتر انقلاب» منتشر شدند، به گونه‌یی می‌خواهد بازتاب‌دهنده این آثار به عنوان سندی تاریخی، ایده‌های هنری و آرزوهای نسلی باشد که همان باور به «تئاتر مردم» و مخالفت با نازک‌طبعی پاریسی‌ها و باور به هنری جدی است که زندگی جمعی را بیان می‌کند؛ سرآغازی که برای وی به نگارش و انتشار سه‌گانه «تئاتر انقلاب» - که همگی متکی بودند بر تجربه‌های عملی با سرشتی مبارزه‌جویانه- کشیده شد. همان‌طور که وی در «تراژدی ایمان» - سن لویی، آئرت و پیروزی عقل- به سه نوع ایمان مذهبی، وطن‌پرستانه و انقلابی می‌پردازد، در «سه‌گانه انقلاب» نیز به نحوی ادامه همان روند را ادامه می‌دهد. تئاتر رولان هم‌ زاده تخیل است و هم محصول کار یک تاریخدان. شخصیت‌های تئاتر وی خیالی‌اند؛ یعنی اسامی ساختگی دارند. با این وجود اطرافیان، محیط زندگی و شرایطی که زندگی آنها را تسهیل یا دشوار می‌کند هیچ‌کدام‌ زاده تخیلی لجام‌گسیخته نیستند و از یک شناخت عمیق ناشی می‌شوند. رولان در نمایشنامه‌هایش مدام دغدغه این را دارد که دروغ نگوید و تنها جایی که پا را از واقعیت فراتر می‌نهد، هنگامی است که می‌خواهد به شخصیت مورد وصف یا سبک خود، عظمتی شاعرانه ببخشد. تلفیق فکر «تئاتر مردم» با شکوفایی «تئاتر انقلاب» نتایج ثمربخشی را برای رولان به بار آورد. «گرگ‌ها» نخستین نمایشنامه از مجموعه تئاتر انقلاب کبیر است که در سه‌گانه انقلاب، به جز سوم می‌رود. این نمایشنامه از مبارزاتی که در اواخر قرن نوزده بر سر ماجرای دریفوس درگرفته بود، الهام یافته است. نمایشنامه بعدی «چهارده‌ژوییه» است که در پیوند «تئاتر انقلاب» و «تئاتر‌مردم» است. «چهارده ژوییه» همان رویای دوگانه رولان است که خواهان وحدت صحنه و تالار نمایش نه‌تنها از طریق جریان نمایش، بلکه ایجاد یک اشتیاق مشترک است.

این نمایشنامه بازآفرینی رویداد عظیم مردم در صحنه است؛ چنان‌که خود رولان در این باره می‌گوید: «پیش از آنکه در پی حقیقت روایی باشم، به دنبال حقیقت معنوی بودم. » زیرا وی بر این باور بود که در چنین ماجرای آمیخته به فضای شعر اساطیری، باید با آزادی بیشتری عمل کند؛ چراکه برای نشان‌دادن دریای توفانی لازم نیست هر موجی را به دقت توصیف کرد، بلکه کافی است طغیان دریا را به تصویر کشید. در سال ۱۹۰۰ که رولان نمایشنامه «دانتون» را می‌نویسد تا سال ۱۹۳۹ که «روبسپیر» را به رشته تحریر درمی‌آورد، به نحو فزاینده‌یی محتوای حقیقی انقلاب کبیر فرانسه را می‌کاود و روی هدف «تئاتر انقلاب کبیر» خود تاکید می‌کند و آن را هدف تجدید ایمان مردم به حماسه جمهوری می‌داند؛ به این منظور که کاری که در ۱۷۹۴ ناتمام ماند بود، این‌بار به دست مردمی که تجربه بیشتر دارند و از تقدیر خود آگاه‌ترند، به انجام رسیده است. ماجرای نمایش «دانتون» حدودا مقارن محاکمه و اعدام دانتون و همراهان او است. رومن رولان این نویسنده عجیب که بارها مورد تکریم مردم و دولت‌ها و شخصیت‌ها قرار گرفت چه در جامعه فرانسه که نشان لژیون دو نور (بالاترین مدال افتخار فرانسه) را در سال ۱۹۱۰ از آن خود کرد و چه از طرف جامعه جهانی ادبیات، که در سال ۱۹۱۵ جایزه نوبل را به وی اعطا کردند، او همواره با چهره‌های برجسته‌یی چون گاندی، فروید، تاگور، ماکسیم گورکی و حتی با استالین دیدار داشت. از کارهای دیگر وی که از شخصیت عجیب او است، نوشتن زندگینامه بزرگانی چون تولستوی و بتهوون در چند جلد است.

رولان به تعبیری خود را در یک جمله خلاصه می‌کند: «من شهروند جهانی‌ام. غالبا در حال جنگ با تبعیض‌های اجتماعی‌ام. در هنر و در راس آن به بتهوون، شکسپیر و گوته عشق می‌ورزم، رامبراند نقاش محبوبم است، اما کشور مورد علاقه‌ام ایتالیاست.»سه‌گانه «تئاتر انقلاب» توسط مجتبی میثمی و از سوی نشر «لاهیتا» منتشر شده است.

آریامن احمدی