اثری براساس یک راهنمای عملی

نگاهی به نمایش «نام همه مصلوبان عیسی است» اثر ایوب آقاخانی

نمایش «نام همه مصلوبان عیسی است» نوشته ایوب آقاخانی با کارگردانی خود او، این روزها در تالار ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است. داستان نمایشنامه این اثر بسیار ساده و سر راست است. اثر بازگوی روایت زندگی مردی است به نام ع- ناصری در آخرین روزهای زندگی‌اش، پیش از آنکه به جرم قتل بر دار شود.

ع- ناصری که افزون بر نجاری به کار نیمه وقت روزنامه‌نگاری نیز مشغول است، در تلاطم سال‌های پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک یهودی ایرانی در تهران زندگی می‌کند در حالی که مخالف مهاجرت سازمان یافته یهودیان به سرزمین اشغال شده فلسطین و ترک ایران است، او که زندگی ساده و بی آلایشی دارد، توسط نزدیکانی احاطه شده است که به زودی در حقش جفا می‌کنند و او را به سمت مرگ سوق می‌دهند، آن هم در شرایطی که او می‌داند که این اتفاق خیلی زود به دست این افراد رخ می‌دهد.

درواقع داستان ساده و سر راست «نام همه مصلوبان عیسی است» روایتی جزء به جزء از چگونگی بر دار شدن مسیح پیامبر است که بار دیگر در یک جابجایی زمانی روایت می‌شود، به شکلی که نویسنده داستان را به زمانی درست پس از جنگ دوم جهانی و زمان آغاز مهاجرت یهودیان به اسرائیل تغییر داده است، اما در این جابجایی جدای از حاشیه‌هایی که لازم اعلام زمان رخ داد و حال و هوای آن زمان در نمایش است، دیگر تغییری رخ نداده است و شخصیت‌های آشنایی مانند یهودای اسخریوطی و مریم مجدلیه با همان دقت پرداخت شده‌اند تا ذهن مخاطب در مواجهه با اثر ابتدا ناچار به بازخوانی حافظه خود در برداشت از بردار شدن مسیح پیامبر باشد و به این ترتیب بدون آنکه نویسنده و کارگردان مجبور به پرداخت کل نمایش گرد مضمون باشد با اعلام نشانه‌های مستقیم و بی‌زحمت مضمون را منتقل کرده و تنها حوادث خود را به جزئیات پرداخت شخصیت‌ها در زمان مورد نظر نمایشنامه دهد. به عبارت دیگر ایوب آقاخانی در این اثر به سراغ یک متن (محتوا) شناخته شده رفته و به بازتولید یا بازنمایی آن در بستر فضا- زمان معاصر پرداخته است.

این شیوه برخورد با متن یعنی رجوع به یک متن شناخته شده و باز تولید آن در بستر فضا- زمان نخستین و پیشه پا افتاده‌ترین شیوه‌ای است که نویسندگان و هنرمندان معطوف به جریان پست مدرنیسم در ادبیات و هنر به آن متمایل هستند.

اگر تفکر پست مدرنیستی را به عنوان آخرین دستاورد فکری – هنری سال‌های آخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم بپذیریم، در آن صورت شناخت ماهیت آن از درون گفتار متفکران پست مدرنیستی دارای اهمیت می‌شود.

ژان بودریار یکی از متفکران پست مدرن می‌گوید: «ایدئولوژی‌های تازه همگی نرم و ظریف هستند و بیشتر بر محبت و انسان دوستی و پرهیز از خود پرستی تاکید می‌کنند. مسایل اصلی مورد نظر این ایدئولوژی‌ها عبارتند از حقوق بشر، حمایت از مخالفان سیاسی، ضدیت با نژاد پرستی، جنبش ضد سلاح اتمی، جنبش حفظ محیط زیست. نسلی که به این ایدئولوژی‌ها اعتقاد دارد، نسلی است که از هم اکنون در همه کارهایش به موفقیت رسیده، از هم اکنون از همه چیز برخوردار است، با راحتی دل و آسودگی ابراز همبستگی می‌کند، نه داغ شوربختی طبقاتی را بر چهره دارد و نه نشان نفرین سرمایه را.»

به این ترتیب براساس نظریه بودریار آن‌گونه که او پست مدرنیست ها را تعریف می‌کند نوعی برخورداری بیش از ظرفیت و راحتی و دل آسودگی بیش از حد در آن‌ها رایج است که موجب می‌شود تا در نهایت حساسیت‌های اجتماعی خود را از دست بدهند!

به این ترتیب قدرت خلق مضمون از دست رفته و با تکرار، باز تولید یا بازنمایش مضمون‌های بارز و مشخص تنها در بند ساخت ظریف جزئیاتی از اثر هستند که بیانگر زمان – فضای مورد اشاره آن‌ها در جابجایی زمانی است.

از این منظر «نام همه مصلوبان عیسی» است درون مایه‌ای ندارد مگر آن که به اصل آن رجوع شود و با تماشای این اثر داستان بردار کردن عیسی دوباره خوانی شود و بسته به خصایل و خصایص مطرح در آن اثر شناخته شده یعنی شرح نحوه بر دار کردن عیسی معادلی برای هر یک از شخصیت‌ها در این اثر تصور کرد و آنها را در کنار هم چید تا مترتب با این اثر مضمونی برای آن ساخت و سر هم کرد.

نام همه مصلوبان عیسی است، بدیع نیست، حرف نیز نمی‌زند، تنها اشاره‌ای می‌کند به داستان مسیح و می‌گوید شاید که میان ما نیز مسیح باشد! که البته برای شنیدن این جمله نیازی به بازتولید داستان بر دار شدن مسیح نیست بلکه برعکس روایت خود آن داستان می‌تواند برای مخاطب همین بیان را ایجاد کند.

به بیان دیگر این نمایش بیشتر به مانند بازخوانی پست مدرنیستی یک روایت مذهبی می‌ماند که بر اساس یک دفترچه یا راهنمای عملی نحوه نگارش پست مدرنیسم! و به شکل جزء به جزء به نگارش و اجرا بدل شده است.

نویسنده : پریس تنظیفی