عشق سال های جنگ

نگاهی به نمایش «غبار»

نمایش «غبار» به نویسندگی و کارگردانی بهاره رهنما که این شب‌ها در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر در حال اجراست، داستان زندگی سه زن را در بستر اتفاقات جنگ هشت ساله ایران و عراق روایت می‌کند.این نمایش پس از «این تابستان فراموشت کردم»، دومین کاری است که رهنما متن آن را نوشته و خودش روی صحنه آورده است.

رهنما همچنین پاییز امسال نمایشنامه «چشم‌هایی که مال توست» را به دست نسیم ادبی سپرد که در فرهنگسرای نیاوران با بازی خودش روی صحنه رفت.

غبار با آن که داستانش با اتفاقات روزهای نخست جنگ گره‌خورده، اما مثل دیگر آثار بهاره رهنما، مسائل اجتماعی، عاطفی و احساسی زنان را مورد کالبد شکافی قرار داده است.

در پرده اول این نمایش، کبوتر (با بازی الهام پاوه‌نژاد)، راحیل (با نقش‌آفرینی نسیم ادبی) و سارا (با بازی سپیده گلچین) در حالی مشغول کار همیشگی دوخت و دوز لباس عروس هستند که هفت روز از آغاز جنگ گذشته و خرمشهر به محاصره ارتش بعث عراق درآمده است. بعد از بالا گرفتن شعله‌های جنگ، آن سه تصمیم به ترک شهر می‌گیرند که در این مسیر با اتفاقاتی روبه‌رو می‌شوند که سرنوشت زندگی آنان را دستخوش تغییر می‌کند.

صحنه دوم نمایش، در فضایی کابوس‌وار و در قالب تک‌گویی، به بیان آنچه بر سر این سه زن رفته است، می‌پردازد و در پرده سوم شاهد زندگی امروز آنان می‌شویم.

درونمایه نمایش غبار عشق است؛ عشقی که از سر حجب و حیا آشکار نمی‌شود و به سرانجامی نمی‌رسد.

این مهر و دوستی، با عشقی بالاتر که همان حب وطن است در هم می‌تند و فضایی عاطفی و احساسی را شکل می‌دهد.

سه زن اگر چه به عشق‌های زمینی خود نمی‌رسند، اما در کمک به دیگران و دفاع از شهر چیزی کم نمی‌گذارند و با این که صدماتی را متحمل می‌شوند، عاقبت به ساحل آرامش زندگی می‌رسند.

الهام پاوه‌نژاد، نسیم ادبی و سپیده گلچین با بهره‌گیری درست از لهجه، خصلت‌ها، رفتارها و... زنان خوزستانی بخوبی سه شخصیت زن نمایش غبار را شکل می‌دهند و بازی باورپذیری را روی صحنه به اجرا در می‌آورند. آنان با انعطافی درخور، صحنه‌های متضاد تلخ و شاد نمایش را بازی می‌کنند و تماشاگر را به سرنوشت شخصیت‌ها علاقه‌مند می‌​کنند.

طراحی صحنه رضا مهدی‌زاده هم بدرستی در خدمت موضوع و مضمون نمایش قرار گرفته است. او با رویکردی احساس‌مند، به جای طراحی فضایی واقعگرا سراغ لایه‌های زیرین معنایی متن رفته و با پارچه‌های لباس عروس، بخش عمده‌ای از فضای صحنه را پر کرده است.

این فضاسازی بویژه در پرده دوم نمایش که شامل تک‌گویی بازیگران می‌شود، کارکردی فرا واقعگرا می‌یابد و بستر دیداری مناسبی برای این بخش کابوس‌وار می‌سازد.

طراحی لباس رعنا امینی و طراحی نور رضا حیدری نیز انعطاف لازم را دارد و با صحنه‌های متضاد نمایش به هماهنگی می‌رسد.

احساس امنیت و سرزندگی شخصیت‌ها در خیاط خانه، تنش حاکم بر فضای کابوس‌وار پرده دوم و واقعگرایی صحنه سوم همگی به مدد نور مناسب صحنه شکل گرفته‌است.

تنها موردی که می‌تواند در ارتباط تماشاگر با این نمایش اخلال ایجاد کند، شیوه روایی غیرخطی داستان است که بهاره رهنما آگاهانه مثل دیگر کارهایش از آن سود جسته است. او در واقع سه برش از زندگی شخصیت‌هایش را برگزیده و روی صحنه آورده که گرچه در ادامه منطقی هم هستند، اما در یک فضا و قالب مشابه روایت نمی‌شوند.

بهاره رهنما گرچه تنها از ابتدای امسال است که به عرصه کارگردانی تئاتر وارد شده، اما در دومین کار خود نشان می‌دهد که چند گام بلند به جلو برداشته است.

مرجان توجهی‌