خوش ساخت و استرلیزه

نگاهی به نمایش ”مرده ریگ” نوشته ”تهمینه محمدی” و کارگردانی ”غزل اسکندرنژاد”

در تئاتر رئالیسم موضوعات اجتماعی به عنوان مضمون اصلی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این نوع آثار، زندگی و ابعاد آن مبتنی بر قوانین طبیعت و موقعیت محیطی و خصوصیات فردی با انعکاس بحران‌های روحی و روانی اشخاص به عنوان موضوع اصلی نمود دارد. در آثار رئالیسم، لایه‌های پنهان زندگی به شکل واقعی آشکار می‌شود تا وضعیت انسان در زندگی برای مخاطب عیان شود.

نمایش «مرده ریگ» نوشته تهمینه محمدی و به کارگردانی غزل اسکندر نژاد اثری رئالیسمی و داستان سه خواهر است که در یک مکان دور افتاده و نزدیک یک کارخانه صنعتی و ایستگاه قطار زندگی می‌کنند. رابطه این خانواده با حضور یکی از کارگران کارخانه دچار تغییر می‌شود و تغییر بزرگ زندگی این اشخاص به عنوان یک اتفاق مهم و اثرگذار در زندگی آن‌ها شکل می‌گیرد. آنچه در زندگی این خانواده اهمیت دارد کار سخت و پرمشقت است. موقعیتی که اشخاص در آن قرار دارند یک شرایط دشوار برای زندگی آن‌ها ایجاد کرده است. آنچه پاتولوژی اثر شده شرایط اجتماعی اشخاص و نگاه آن‌ها به زندگی و آینده است. به نظر می‌رسد سرنوشت اشخاص به کار آن‌ها بستگی دارد و رفتار آن‌ها با همین نگرش شکل گرفته است. تقدیری که اشخاص برای زندگی خود رقم زده‌اند، تابع فکر خواهر بزرگ‌تر شده که می‌خواهد به هر قیمت شده به زندگی در کنار یکدیگر ادامه دهند. اما حضور شخصیت مرد زندگی همه آن‌ها را تغییر می‌دهد. وقتی مرد به زندگی دختران و محیط آن‌ها پا می‌گذارد، اتفاق بزرگ شکل می‌گیرد. یکی از محاسن نمایش «مرده ریگ» نمایشنامه اثر است. تهمینه محمدی به عنوان نویسنده به خوبی و بسیار زنده و واقعی با استفاده از دیالوگ‌های موجز و روان و خلق شخصیت‌های باورپذیر نمایشنامه را پرداخت کرده و اثر او ساختاری منطقی و مناسب دارد. در ساختار نمایشنامه یکی از مواردی که به خوبی نمود دارد، ایجاز و زبان تلگرافی اثر است. این ویژگی به عنوان مهم‌ترین ویژگی کار یک درام نویس به شکل زیبایی در نمایشنامه "مرده ریگ" کاربرد دارد. مضمون نمایش در بستر یک موقعیت و وضعیت سخت از زندگی معمولی چند خواهر، یک نگرش عمیق مبتنی بر جهان بینی زندگی اشخاص را شکل می‌دهد. نمایشنامه اثری شخصیت محور است که خاصیت بزرگ آن ریشه‌ای بودن شخصیت‌های آن است. در اصطلاح، اشخاص در دل داستان ریشه دارند. علاوه بر این در پرداخت اثر یک ساختار خوش ساخت و استرلیزه به کار رفته که عناصر درام را به خوبی با یکدیگر هماهنگ می‌کند. تحلیل منطقی رفتار اشخاص و ابعاد شخصیت به نمایشنامه عمق و اندیشه می‌دهد و نویسنده در نگارش نمایشنامه «مرده ریگ» به خوبی از این ویژگی استفاده می کند.

در کارگردانی نمایش مرده ریگ، مهم‌ترین عامل که به خوبی کاربرد دارد، فضاسازی اثر است. نمایش در یک فضای واقعی با جزئیات دقیق در طراحی صحنه و لباس اجرا می‌شود. فضا و محیط خانه باورپذیر و قابل لمس بوده و مخاطب خود را در شرایط اشخاص قرار می‌دهد. ویژگی نمایش "مرده ریگ" پیوند اشخاص با محیط اطراف است که کارگردان با خلق فضایی قابل لمس و زنده به نمایش معنا بخشیده و ارتباط مخاطب را بر این اساس ایجاد می‌ کند. در فضای واقع‌گرایانه چای و قابلمه غذا رابطه اشخاص با زندگی و یکدیگر را شکل می‌دهد. در آثار رئالیسم محیط نقش اساسی در رفتار شخصیت‌ها دارد و واکنش آن‌ها به تناسب همین عامل شکل می‌گیرد. در نمایش "مرده ریگ" عمل اشخاص در رابطه با چای و نیاز به غذا منجر به واکنش آن‌ها می‌شود. این عنصر با تاکید زیاد فضای نمایش و رفتار شخصیت‌ها را باورپذیر و قابل درک ساخته است. تحلیل درست کارگردان از نمایشنامه و موقعیت اشخاص باعث شده بازیگران در خلق شخصیت‌های درام به خوبی هدایت شوند. برای همین، بازی یکدست و هماهنگ همه بازیگران به عنوان یک قابلیت مهم در نمایش "مرده ریگ" مطرح است.

اما در شکل اجرایی نمایش که متکی بر رئالیسم است، صدای شخصیت‌ها که در ابتدا و پایان نمایش پخش می‌شود نوعی فضای تصنعی و غیرضروری به نمایش می‌دهد. نمایشنامه چنانچه اشاره شد با ساختار مناسب خود وجوه مختلف زندگی را عیان می کند و نیاز به تاکید و یا پررنگ شدن بخش‌های اثر وجود ندارد. چنانچه کاربرد صندوقچه داخل خانه به عنوان یک گنجه آمال و آرزو برای ما مشخص است و کارگردان با نور قرمز بی جهت بر این مفهوم تاکید می‌ کند. «بوشنر» کارگردان آلمانی در کتاب تکنیک کارگردانی می‌گوید: «یکی از محاسن بزرگ هنر تئاتر این است که مخاطب آگاه دارد و می‌تواند قوه تخیل و منطق خود را در درک یک نمایش فعال سازد.» تاکید زیاد کارگردان بر انتقال همه مفاهیم به مخاطب باعث شده که هیچ نکته ناگفته‌ای از نمایش برای ما باقی نماند. اگر نمایش در جایی که دو خواهر تصمیم می‌گیرند خواهر لنگ خود را از بین ببرند تمام می‌شد، می‌توانست یک پایان اثر بخش همراه با سوال و درگیری مخاطب را با اثر ایجاد کند. ولی تاکید کارگردان بر اینکه همه وقایع را بی هیچ سوالی به پایان برساند، باعث شده درگیری ما با شخصیت‌ها و واقعه، کوتاه و بی اثر شود. در کارگردانی نمایش چند تصویر بدیع و خلاقانه چون بازی با تور عروس و یا نگاه به آینه و شمعدان به عنوان نماد آینده و آرزوی اشخاص و یا حرکت قطار با نورپردازی هنرمندانه است که دقت و خلاقیت کارگردان را به ظهور می‌رساند.

"مرده ریگ" نمایشی موفق و اثربخش است که تلاش گروه اجرایی در توجه به مضمون ایرانی و خلق لحظات قابل درک و باورپذیر به آن ویژگی خاص و قابل قبولی می‌دهد.

شهرام کرمی