مرز میان واقعیت و خیال

نگاهی به نمایش ”پسری که سوسک میشه” نوشته و کارگردانی ”عاتکه حسینی”

فرناز فرضی:

هرچقدر هم که سعی کنیم باز دیدن دنیا از زاویه دید خردسالان و کودکان کار سختی است. با این حال می توان تا حدودی حدس زد که چه چیزهایی برای آن ها می تواند جذاب و سرگرم کننده باشد. در عین حال نباید از این موضوع هم غافل شد که این گروه سنیبه دلیل شکل نگرفتن کامل شخصیت در این دروان نیازمند آموزش های مفید و موثری استو هر نکته ای- بی تفاوت از اینکه چه باری دارد- روی آن ها تاثیر می گذارد.

این مسئله از دو زاویه اهمیت دارد؛ اول اینکه خردسالان وکودکان به سرعت آنچه را می بینند به ذهن می سپارند، بیان می کنند -بهتر است بگوییم که تقلید می کنند- و یاد می گیرند، و همین موضوع حساسیت بیشتری را از طرف والدین می طلبد و سختی کار را برای گروه هایی که در زمینه تئاتر کودک کار می کنند بالا می برد، زیرا گروه ها باید ضمن توجه به جنبه های هنری و سرگرم کننده نمایش، با مباحث روانشناسی کودک نیز آشنایی داشته باشند. از زاویه دیگر می توان به چشم یک فرصت به این موضوع نگاه کرد و با آگاهی و استفاده از امکانات فرهنگی و هنری ذهنیت کودکان را به طرز صحیحی شکل داد. در این میان تئاتر یکی از تاثیرگذارترین ها برای کودکان است که به صورت غیرمستقیم تاثیر بسیاری بر ‌آموزش آن ها دارد و نمایش های آموزنده و طنز می تواند به راحتی به شکل گیری شخصیت کودک کمک کند.

تئاتر کودک به شیوه های مختلفی اجرا می شود که یکی از این شیوه ها، نمایش عروسکی است. نمایش عروسکی از انواع دیگر نمایش به علت وجود عروسک از جذابیت بیشتری برخوردار است و تاثیر بیشتری بر کودکان می گذارد. نمایش "پسری که سوسک میشه"، نمایشی است برای خردسالان و کودکان. داستان پسر بچه ای که به نظافت اهمیت نمی دهد و در طی داستان نمایش اتفاقاتی برای او می افتد که باعث تغییرات رفتاری اش می شود. این نمایش هم بازیگر دارد و هم عروسک. تلفیق واقعیت و خیال. یکی از نقاط قوت نمایش همین است، در عین حال که سعی دارد در طی داستان نکات آموزنده ای از زندگی واقعی را به مخاطب خردسال و کودک خود آموزش دهد، با قوی کردن پارامترهای خیالپردازی مانند سوسک شدن پسر بچه، عروسک شدن بازیگر نقش مادربزرگ در بعضی صحنه ها، صحبت کردن حیوانات و طراحی صحنه خوب و خلاقانه، نمایش را هر چه بیشتر تصویری، تاثیرگذار و باورپذیر و از آموزش مستقیم و خسته کننده دوری می کند. ضمن اینکه نمایش با دقت بالایی کارگردانی شده است و این را می توان از توجه به نکات ریز شخصیتی حیوانات و موقعیت سنجی مناسب برای نشان دادن رفتار آن ها دریافت. همچنین عروسک گردانی های خوب و با دقت، خیال های کودکان را به واقعیت باورپذیر نزدیک تر می کند. همه این ها در کنار روند داستان در بستری از طنز شکل می گیرد. عاملی که برای جذب کودکان مهم است. اما حرکت روی مرزی که یک طرف آن شوخی های قابل درک و جذاب برای کودکان است و طرف دیگر آن شوخی هایی است که فقط مخاطب بزرگسال را به خنده می اندازد، دشوار است. این نمایش در استفاده از طنز کودکان موفق بوده، با این حال می توان گفت شوخی هایی هم در نمایش دیده می شود که مخصوص بزرگسالان است. اما این مسئله اثر مخربی به بدنه نمایش نمی زند.

عاملی که برای تئاتر کودکان ممکن است مخرب باشد ادبیات گفتاری است. ادبیاتی که امروز میان مردم رواج دارد و نوجوانان و کودکان هم تا حدود زیادی با آن ادبیات صحبت می کنند. استفاده از این واژه ها و عبارت ها در نمایش- مانند گیردادن، هر چقدر هم که خود نمایش از نظر بار معنایی و آموزشی مثبت باشد، تاثیر منفی ای دارد که در این نمایش چند بار شنیده می شد.

موسیقی یکی دیگر از عواملی است که باعث می شود تئاتر جذابیت بیشتری برای کودکان داشته باشد و آن ها را سرگرم کند. در این نمایش موسیقی پررنگ است و از انواع آن استفاده می شود و کودکان را به وجد می آورد. به طور کلی، نمایش «پسری که سوسک میشه» نمایشی است درباره کودک امروز با تمام رفتارها و سرگرمی هایش و به همین دلیل است که در ارتباط گرفتن با مخاطب خود موفق است. این را می توان از مشارکت خردسالان و کودکان در نمایش دریافت. باورپذیر بودن نمایش برای کودکان باعث می شود که قدرت بیان و اعتماد به نفس پیدا کنند و دیگر فقط یک بیننده نباشند.