کمدی اسپاگتی در ده دقیقه

نگاهی به نمایش ”شاعر” نوشته ”داریو نیکودمی” و کارگردانی ”میکائیل شهرستانی”

تولید در حیطه نمایش کشور با روش و شیوه های مختلفی انجام می شود که یکی از موثرترین آن ها اجرای هنرجویان و دانشجویان رشته تئاتر است. هرچند به دلیل معیوب بودن چرخه تولید نمایش در بدنه تئاتر کشور، تولیدات دانش آموزی و دانشجویی کمتر رنگ صحنه را به خود می بینند، اما می توان در بین آن ها آثار قابل اعتنایی هم پیدا کرد.

به‌ طور ‌معمول آثار دانش آموزی در سالن های مدارس و فرهنگسراها و آثار دانشجویی در پلاتوی دانشگاه ها و چند سالن مخصوص آثار دانشجویی به صحنه می روند. به نظر می رسد بدنه تئاتر دانشجویی و دانش آموزی علاقه چندانی به اجرا در سالن های حرفه ای ندارد، زیرا صرف نظر از عدم رعایت مناسبات حرفه ای تئاتر در این گونه تئاتری، تئاتر دانشجویی به مسائلی علاقه نشان می دهد که برای صحنه نمایش جذابیت کمتری دارد. تئاتر دانشجویی روحیه تجربه گر و طغیانگر و دغدغه تفکر و هویت دارد. برای همین نمایشی که در این بخش به صحنه می رود، حاوی تفکر و عقاید طبقه تحصیل کرده است، طبقه ای که داعیه تولید علم و رهبری جامعه بشری را دارد.

از طرفی، شاخه ای از تئاتر کاربردی، که تئاتر پداگوژی نام دارد، آموزش و تعلیم و تربیت تماشاگران و همچنین جامعه را مدنظر قرار می دهد. از مهم ترین مشخصه های این گونه تئاتری، که بیش تر در شاخه تئاتر دانشجویی وجود دارد، توجه به جنبه های آموزشی و اصلاح‌گرایانه هنر نمایش است تا مسائل فنی و زیباشناسی آن. تئاتر پداگوژی بیشتر از آنکه خود را درگیر فوت و فن هنر نمایش کند به اصلاح روش ها و الگوهای تربیتی اقبال نشان می‌دهد؛ از این رو هنری است اصلاحگر و به غایت موثر در جامعه انسانی. از نظر فکری، این گونه تئاتری به غلبه منطق، تفکر و عقل تاکید دارد و احساسگرایی را در درجه بعدی اهمیت قرار می دهد. به تعبیری در این گونه نمایشی کمتر خبر از شور و شیدایی دیونیزوسی است.

برای اینکه نمایشی بتواند بار آموزشی مناسبی را بر دوش بکشد و از عهده اجرای آن به تمام و کمال برآید، باید وجه تعلیمی را در تمام ابعاد و ساختار خود رعایت کند. وجود تفکر در آثار نمایشی، که بار آموزشی دارند، به تنهایی گره از کار نمایش باز نمی کند. این آثار باید از منظر زیبایی شناسی و مسائل فنی هم حرفی برای گفتن داشته باشند، زیرا تاثیرگذاری نمایش در سایه همراهی و همکاری دو جنبه تکنیک و تفکر امکانپذیر خواهد بود. هیچ کدام از این دو به تنهایی قادر نخواهند بود اثر نمایشی را به کمال برسانند. آثاری که فقط به تکنیک (تکنیکال) و یا به مضمون (مفهوم محور) توجه دارند از قابلیت های همسویی عنصر دیگر نمایشی غافل اند و این غفلت موجب افت اثر نمایشی خواهد شد.

انتخاب نمایش "شاعر" اثر داریو نیکودمی، با اجرای هنرجویان رشته نمایش، از چند منظر قابل بررسی است. "شاعر" اثری موسوم به نمایش های «خوش ساخت» (well made play) است. این گونه نمایشی ویژگی های متعددی دارد که مهم ترین آن ها تاکید بر ساختار و ساختمان نمایش به جای پرداختن به محتوا و یا مضمون اثر است. نمایش های خوش ساخت غالباً بر صحنه های احساساتی، بدفهمی ها و داوری های شاعرانه تاکید دارند. مهم ترین ایرادی که نمایشنامه نویسان مطرحی همچون هنریک ایبسن و جرج برناردشاو بر اینگونه آثار گرفته اند سطحی بودن، داشتن طرحی سست و مضمونی مبتذل است. از منظر آنان این گونه نمایشی جز طرح رویدادهای باور کردنی و معقول حرفی برای گفتن نداشته و در نتیجه ساختاری کاملاً سطحی و ساختگی دارند. نمایشنامه نویسان مخالف «خوش ساخت ها»، با وجود این ایرادها، در مجموع از تکنیک ها و مسائل فنی اینگونه آثار بهره فراوان برده اند. بررسی آثار «ایبسن» و «برنارد شاو» و مقایسه آن با اینگونه نمایش ها چنین ادعایی را به آسانی اثبات می کند.

اما "شاعر" از مرز چنین داوری هایی به دور است. ساختار نمایش بسیار ساده و در عین‌حال جذاب و دارای تعلیق و کشش مناسب نمایشی است. محوریت نمایش بر اساس سوءتفاهمی شکل گرفته که لحظات کمدی و موقعیت های مفرحی را برای تماشاگر به همراه می آورد. «کلاریسا» دختر تاجر متمول ایتالیایی به نام «پاسکالی» است که با نامه نگاری عاشق شاعری به نام «کاتولواوسیانو» می شود. مطرح شدن این موضوع در جمع خانواده اعتراض همه را به دنبال دارد، اما هنگامی که «فیلیپو»، منشی شاعر، ورود عجیب و پرطمطراق او را اعلام می کند، ورق بر می گردد. "شاعر" نمایش حالا بر اثر شهرت و پول فراوانی که کسب کرده، به یک تاجر و مردی کاسب کار تبدیل شده که به وسیله شعر و شاعری درآمد سرشاری به دست آورده است. دیگر از شور و شوق سوزان وی به شعر و هنر خبری نیست. هرچه هست پول است و مادیات. تغییر ناگهانی شخصیت شاعر از مردی عاشق پیشه با احساساتی انسانی و قابل ستایش به تاجری کم مایه، آن هم در مدتی کوتاه، به درک و موقعیت شناسی «کاتولواوسیانو» مربوط است، اما زمینه اصلی را باید در مناسبات اجتماعی و مسائل فرهنگی روز جامعه دنبال کرد. نمایش بیانیه انتقادی در مذمت چنین اخلاق و رفتاری است. نمایش "شاعر" یکی از مهم ترین و بارزترین مضامین آثار نمایش های «خوش ساخت ها» را دارد که همانا سوءتفاهم در موقعیت انسانی است. کلاریسا شخصیتی است که هرچند در خانواده ای ثروتمند زندگی می کند، اما فرسنگ ها از منش و شیوه زندگی طبقه بورژوا دور است. ارزش های وی متمایل به احساسات پاکی است که نوع بشر را از دیگر مخلوقات عالم متمایز می کند. اما فاجعه زمانی رخ می دهد که متوجه اشتباه خود به واسطه تغییر شاعر به تاجری تمام عیار می شود. شاعر بیش از هرچیز انتقاد تند و تیزی از طبقه متمول جامعه است که به نوعی سکان و نبض اقتصادی جامعه را در دست خود گرفته اند. غیبت اخلاقیات و ارزش های انسانی در میان این طبقه، آن ها را از درک دیگر مسا ئل عاجز کرده، به طوری که دیگر هیچ موردی به جز مادیات را به عنوان معیار شناخت انسان و انسانیت نمی شناسند. آرمان های این طبقه به قدری مادی شده که جایی برای طرح مسائل انسانی نگذاشته است. در این طرز فکر انسان ها برده پول اند و در تمام مدت تنها به این مسئله فکر می‌کنند. توجه به رفتار شخصیت های نمایش چنین استدلالی را روشن می کند. معیارهای تاجر نمایش (پدر کلاریسا) برای ازدواج دخترش، فقط مسائل مادی است. اشخاص دیگر هم فقط و فقط به پول فکر می کنند. در چنین فضایی تفکرات فردی مانند کلاریسا، که اعتقاد به مفاهیم والای انسانی دارد، محکوم به شکست است.

میکائیل شهرستانی، چهره آشنای تئاتر، در ادامه فعالیت آموزشی خود، این بار با اجرای نمایش "شاعر" در سالن شماره دو خانه نمایش تجربه دیگری در عرصه تئاتر آموزشی را به نمایش می گذارد. اجرای شهرستانی از شاعر منطبق با اصول آموزشی و تئاتر پداگوژی است که به آن اشاره شد. دیرگاهی است سهم هنرجویان رشته نمایش در اجرای آثار حرفه‌ای، بازی در نقش های کوچک و سیاهی لشگر نمایش هایی است که به صحنه می‌رود. اجرای "شاعر" چنین قاعده ای را بر هم زده و از هنرجویان رشته نمایش به عنوان بازیگران خلاق و نقش اصلی در تولید یک اثر نمایشی استفاده می کند. "شاعر" فقط به بازی بازیگران و یا توانایی کارگردان خود تکیه ندارد، بلکه به مفاهیم آموزشی و اصلاحگر اثر هم چشم دوخته است. در اجرای شاعر هیچ جزء اضافی وجود ندارد. بازی ها کاملاً حساب شده و دقیق، میزانسن های درست و کاربردی و خلاصه همه چیز در نهایت ایجاز و صرفه جویی است.

بازیگران در ارائه تیپ های موردنظر اثر موفق عمل می کنند و این مسئله تا جایی پیش می رود که از مرز تیپ سازی گذشته و به جزئیات نقش نزدیک می شوند. بررسی دقیق عناصر اجرایی نمایش از قبیل تیپ سازی های ساده، نگاه محافظه کارانه اشخاص به موقعیت‌های نمایشی، مضامین اخلاقی، که زیر نگاه بی اخلاقی های عده ای در حال نابودی است، به همراه طنزی که در سرتاسر نمایش ساری و جاری است، فضای چخوفی را در صحنه زنده می کند. همه اشخاص از تاجر به عنوان پدر خانواده و یکی از مهره های اصلی تا پسرک بازیگوش و مستخدمه ای، که تنها لحظاتی در صحنه حضور دارند، در خدمت فضای نمایش به درستی عمل می کنند. طراحی صحنه و دکور هم با کم ترین امکانات، خلاقانه ترین و تاثیرگذارترین احساسات بیننده را بر می انگیزد.

اجرای نمایش نیم نگاهی به سبک آثاری موسوم به «تئاتر بی چیز» دارد. عنوانی که «یژری گرتفسکی» لهستانی برای نوعی از تئاتر در نظر گرفت. در این روش همه مسائل تزئینی در بازی، دکور و... حذف و بازیگر بهعنوان عنصر اصلی نمایش مطرح می شود. همه بار نمایش بر دوش بازیگران است. حذف عواملی مانند لباس، دکور، نور و... وظیفه بازیگران را در صحنه نمایش تشدید می کند. "شاعر" هرچند در حد و اندازه های خلاقانه از عوامل جانبی استفاده کرده، اما تاکید بر خلاقیت بازیگران در تمام بخش های اجرا قابل تشخیص است. تاکید بر بازی روان و کاملاً حساب شده با میزانسن هایی هندسی و ریتمی پویا و قدرتمند، نمایش را به گونه "تئاتر بی چیز" نزدیک می کند.

"شاعر" نمایش کوتاه و موجزی است که در همان لحظات اول به لایه کمدی دست می‌یابد. فورا به اصل مطلب می پردازد و ماجرا را بدون هیچ گونه حاشیه پردازی بیان می کند. شاید اصطلاح کمدی فوری مناسب این نمایش نباشد، اما بعد از دیدن نمایش کلمه ای که بلافاصله به ذهنم خطور کرد، کمدی فوری بود. همه چیز در نمایش در کم ترین زمان و با بیش ترین تاثیر به تماشاگر ارائه می شود و این مهم ترین خصوصیت اجرای نمایش "شاعر" است. اجرای "شاعر" بار دیگر این موضوع را روشن کرد که برای اجرای نمایش قدرت خلاقه هنرمند حرف اول را می زند.

سعید محبی