یک نگاه ناب و غیرمنتظره

نگاهی به نمایش «آنتیگون» نوشته و کار «همایون غنی زاده»

« آنتیگون» همایون غنی‌زاده متفاوت است با تمام آنتیگون‌هایی که تا الان دیده‌ام. او توانسته با یک دراماتورژی قابل تامل آنتیگون را از ۲۵۰۰ سال پیش و از یونان باستان به زمان امروز بکشاند.

● تشابهات آنتیگون و کالیگولا

چندی پیش این کارگردان جوان ایرانی موفق شد تا براساس «کالیگولا»ی کامو یک نمایش متفاوت را در تالار شماره دو ایرانشهر اجرا کند. غنی‌زاده در نمایش آنتیگون به لحاظ طراحی حرکت و میزانسن درست مثل نمایش کالیگولا عمل کرده است. هیچ تفاوتی از این منظر وجود ندارد. حتی لباس سفید کاراکترها هم در ادامه همان کالیگولاست. در طراحی صحنه نیز از همان الگوی کالیگولا پیروی می‌کند با این تفاوت که در آنجا رنگ غالب سفید بود و در اینجا سرخ! بنابراین خیلی راحت می‌شود گفت که دو متن متفاوت را در یک شکل و قالب جا داده است. با این تفاوت که در کالیگولا جمعی از زبده‌ترین بازیگران ایرانی حضور داشتند و در آنتیگون بازیگران حرفه‌ای کشور استونی حضور دارند. البته یک تفاوت هم وجود دارد؛ اما آنچه در دو اجرای کالیگولا و آنتیگون به لحاظ اجرایی غالب است از مشترکات ویژه‌ای برخوردار است. اگر دقیق شویم در کالیگولا خوراک اصلی اسپاگتی بود و در آنتیگون تخم‌مرغ نیمرو. اینها یک رکن است! اینکه قالب‌ها آمادگی پذیرش هر نوع متن و محتوایی را دارند. مثلا طنز وجه مشخصه هر دو اجراست. با آنکه در پس خود خشونت بارز و برجسته‌ای را هم حمل می‌کند. از برخورد این دو است که گروتسک متبلور می‌شود.

● نشانه‌ها و قراردادها

همایون غنی‌زاده به نشانه‌ها و قراردادها توجه ویژه‌ای دارد. مثلا در آنتیگون برداشتن کلاه یا تهدید به برداشتن آن نشانه یک قتل است. چنانچه در نمایش آنتیگون، کرئون با برداشتن کلاه از سر آنتیگون او را به قتل می‌رساند. تیرزیاس هم در این اجرا نقش پیشخدمت را دارد که همان پیشگوی متن کلاسیک است. او رو در رو به آنتیگون اعلام می‌کند که کرئون تو را در آشپزخانه به قتل می‌رساند و من به راحتی پس از آن یک سیگار خواهم کشید. چون او همیشه از سوی آنتیگون برای کشیدن سیگار منع می‌شده است! همین اتفاق هم چند دقیقه بعد می‌افتد. هایمون خیلی راحت خود را می‌کشد البته با همان ظرافت و قراردادی که در اجرا وضع شده است. او کلاه خود را بر ‌دار آویز بر سقف می‌بندد و در راهرو طبقه بالا خود را به حالت یک مرده بر طارمی‌ها آویزان می‌کند. رنگ سرخ با مرگ دو برادر آنتیگون که در بیرون بر اثر مخالفت و موافقت با حاکمیت دایی خود (کرئون) همدیگر را لت و پار کرده‌اند شکل گرفته است. یک برادر موافق است که به خاک سپرده شده و برادر دوم مخالف است که بنابر خواست کرئون باید آنقدر بر خاک بماند که خوراک حیوانات وحشی شود. اما آنتیگون تاب نمی‌آورد و باید با به خاک سپردن جسد برادر منتقد حکومت احترام بر مردگان را به لحاظ مذهبی مراعات کند اما کرئون مخالف این خاکسپاری است. آنتیگون بر تن برادر چند مشت خاک ریخته تا از بوی گند و هجوم مگس‌ها جلوگیری کند. دوربین‌های امنیتی از او فیلم گرفته‌اند و آنتیگون شناسایی می‌شود اما او از کرئون پوزش نمی‌خواهد و همچنان اصرار دارد که باید تن برادرش کاملا خاکسپاری شود. کرئون هم در اوج عصبانیت کلاه از سر آنتیگون بر می‌دارد!

● طنز و گروتسک

بخش عمده‌ای از کار غنی‌زاده احتمالا سروکله زدن با بازیگران کشور استونی بوده است. تفاوت زبان‌ها مانع از ارتباطی زود و موثر خواهد شد. واسطه‌ها که همان مترجمان هستند باید در این راه حضور داشته باشند. اما در مجموع نتیجه بسیار خوشایند است چون هم انتخاب‌ها درست بوده و هم هدایت و راهنمایی اثرگذار شده است. گروه بازیگران با نشانه‌های مخصوص و متفاوت در صحنه حاضر هستند. با نبودن آنتیگون او که علاقه شدیدی به نیمرو دارد، دیگر نخواهد توانست نیمرو بخورد و این یعنی مرگ هایمون! همین نشانه غیرمستقیم علاقه‌مندی هایمون به آنتیگون را اثبات می‌کند که زمینه‌ساز خودکشی‌اش خواهد شد.

● ابزار و وسایل صحنه

غنی‌زاده از ابزار و متریال موجود در صحنه نهایت استفاده را می‌برد. اجاق گاز وسیله‌ای است که از آن چند بار برای طبخ نیمرو استفاده می‌شود. جارو و جارو برقی کارآیی خود را در لحظاتی به نمایش می‌گذارند. ظرف‌ها هم بارها در آمد و شد است روی میز ناهارخوری! بالکن دوسویه و حمام هم کاربرد خود را دارند. تختخوابی که مادر هایمون بر آن آرمیده است نیز کاربرد منطقی خود را در اجرا دارد. پنجره هم فقط بیانگر منظره قتل برادر آنتیگون و ایسمنه نیست بلکه وسیله‌ای برای خودکشی مادر هایمون است که خود را از آن به بیرون می‌اندازد. این خودکشی هم بی‌آنکه نامی از مادر هایمون برده شود چندبار از زبان تیرزیاس پیشگویی شده است. بنابراین تمام کدها و نشانه‌ها به خوبی از متن به اجرا سرایت می‌کند و ما در کل با یک اتفاق و نگاه تازه بر آنتیگون سوفوکل مواجه خواهیم شد که پیش از آن چنین چیزی را ندیده‌ایم. این خود فرآیندی است که آنتیگون را از زمان و افسانه و تاریخ دور می‌سازد تا به عنوان کنشی انقلابی علیه دیکتاتوری کرئون در صحنه اعلام حضور کند. همایون غنی‌زاده به راحتی به دور از فرم‌گرایی قصه‌اش را بیان می‌کند، ضمن آنکه از ژرف‌اندیشی و بعد دادن به آن چشم نپوشیده است. بنابراین هرکسی را درگیر ماجرایی اساسی خواهد کرد با آنکه با لحن و حالتی متفاوت و در عین حال نمایشگرانه از پس این رودررو شدن با تماشاگر برآمده است. این خود ناب‌نگری یک کارگردان ایرانی را گوشزد می‌کند.

رضا آشفته