چه بگویم که تویی اعتبار هنر ما

درنگی بر کارنامه مرد از دست رفته تئاتر

سخت است که از بزرگمردی سخن بگویی که تنها یادگار سینمایی اش تمام وسوسه های زمین دو بازیگر توانا را در درون خود داشت. احمد آقالو را به یاد می آوریم که با آن فیلم کاندید سیمرغ بلورین فجر شد و رضا کیانیان را در آن قاب هایی به یاد می آوری که از دریچه ذهن یک نخبه تراویده بود.

سمندریان نخبه تمام عیار تئاتر ایران بود. او به راستی توانا بود و دریغ که قبل از آنکه به خوبی از او تقدیر شود پرکشید. نگارنده نیز همچون همگی علاقه مندان به سینما و تئاتر نام سمندریان را همواره به عنوان یک استاد و آموزش دهنده تکنیک ها و فنون بازیگری در خاطر خود ثبت می کنم.

از یاد نمی‌برم که همگی بزرگان بازیگری زمانی شاگرد او بودند یا در کنارش رشد یافتند. حمید سمندریان در اردیبهشت سال ۱۳۱۰ در تهران زاده شد. فعالیت تئاتریش را حین تحصیل در دوره متوسطه آغاز کرد. او در کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی شرکت کرده ‌است که زیر نظر عبدالحسین نوشین اداره می‌شد.

سمندریان همچنین ویلون می‌نواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون، برادر بزرگتر جلال ذوالفنون بود. وی پس از اتمام دوره دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما بعد از آن به کنسرواتورعالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آن‌قدر برایش جذاب بود که مجالی برای موسیقی نمی‌گذاشت و به همین دلیل برای همیشه از موسیقی خداحافظی کرد. سمندریان طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش ادوارد مارکس که یکی از استادان برجسته تئاتر بود اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد.

وی پس ازپایان این دوره به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای ایران به کشور برگشت و به‌ سرعت نمایشنامه دوزخ یا در بسته اثر ژان پل سارتر را درتالار نوبنیاد همین اداره به روی صحنه برد و فعالیت‌های خود را به شکل پیوسته در عرصه تئاترادامه داد؛ همچنین با همکاری مهدی فروغ به تأسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد.

پس ازآن حمید سمندریان به دعوت مهندس هوشنگ، مهدی برکشلی و با همکاری مهدی نامدار دانشکده تئاتردانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و کارتدریس را بدون وقفه تا پایان عمر در دانشگاه‌های تهران و کلیه دانشگاه‌های تئاتری ادامه داد. در سال ۱۳۷۳ به تأسیس کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیاری از آن‌جا دانش‌آموخته شدند و به عرصه حرفه‌ای هنر وارد شدند.

سمندریان برخی از مهمترین متون نمایشی از نویسندگان شاخص ادبیات نمایشی غرب همانند فردریش دورنمات، برتولت برشت، آنتوان چخوف، اوژن یونسکو، آرتور میلر، ماکس فریش، ژان آنوی، تنسی ویلیامز، ژان پل سارتر و هنریک ایبسن را ترجمه و سپس کارگردانی کرد. از این منظر باید او را یکی از کارگردانان شاخص تئاتر در تاریخ تئاتر ایران به شمار آورد که سهمی جدی در آشنایی مردم و علاقه‌مندان تئاتر و نمایش با متون و آثار کلاسیک و برجسته تاریخ تئاتر جهان داشتند.

سمندریان تجربه‌ای هم درحیطه سینما داشت و فیلم تمام وسوسه‌های زمین را در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ کارگردانی کرد؛ اما دیگر به سمت سینما نیامد؛ اگرچه همسرش، هما روستا از جمله بازیگران شاخص تئاتر و سینمای ایران بود و برای برخی از فیلم‌هایش جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگری زن را هم دریافت کرده‌اند. بسیاری ازهنرمندان مطرح ایران از شاگردان او محسوب می‌شوند. به باور بسیاری با وجودی که تئاترنوین ایران توسط عبدالحسین نوشین بنا شده بود ولی در زمان سمندریان جدی‌تر شد. به طوری که تمام کسانی که از دهه ۱۳۴۰ به بعد در زمینه تئاتر در دانشکده‌های تئاتر تهران تحصیل کرده‌اند از شاگردان سمندریان‌اند و در واقع کسی نیست که در عرصه تئاتر ایران کار کند و به نوعی شاگردی وی را نکرده باشد.

حمید سمندریان در سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به‌نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد که افراد گروه عبارت‌ اند از: پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله، مهدی فخیم‌زاده. بسیاری براین نکته تأکید دارند که سمندریان در تمام محافل و نشست‌ها به غیر از تئاتر درباره چیزی صحبت نمی‌کرد. حتی چند روز قبل از درگذشتش از گذشته تئاتر می‌گفت و مسائل امروزش و اظهار امیدواری کرده بود که اگرعمری باقی باشد، بازهم بتواند یک تئاتر به صحنه بیاورد.

بسیاری به لبخند سمندریان و احوالپرسی‌های او با دانشجویانش اشاره کرده‌ اند و اینکه او همواره با لبخند به دیدار شاگردانش می‌رفته‌است. درگذشت حمید سمندریان که از بیماری سرطان کبد رنج می‌برد، حدود ساعت ۵ صبح روز پنج‌شنبه ۲۲ تیرماه در سن ۸۱ سالگی در منزل خود درگذشت. این اتفاق در حالی افتاد که همراهان و شاگردان همیشگی‌اش تصمیم گرفته بودند برای بهتر شدن حال استادشان، بار دیگر اجرای نمایش«بازی استریندبرگ» را که او سال‌ها پیش به صحنه برده بود با همان بازیگران قبلی یعنی هما روستا، رضا کیانیان و پیام دهکردی پاییزامسال به صحنه ببرند و حتی بخشی از تمرینات اولیه این نمایش نیز در منزل شخصی او آغاز شده بود.

نویسنده : آرین مهرپور