تصاویر انتزاعی, نماد واره و فرمیک

نگاهی به نمایش”H۲O ” نوشته و کارگردانی ”وانیا پوچی” از ایتالیا

نمایش" H۲O" از ایتالیا نمایش جمع و جور و خلاقانه ای است که تنها با یک بازیگر، یک پرده بزرگ و یک تکنیسین اجرای تکنیک "شیشه وشن" به اندازه تئاتری پر زرق و برق هیجان آور و سرگرم کننده است.

"H۲O" گونه ای از تئاتر کودک است که بدون استفاده از عروسک ها و رنگ و موسیقی ریتمیک و آوازه خوانی، می تواند ارتباط خوبی با مخاطب کودک و حتی بزرگسال برقرار کند و ضمن ارائه نمایشی سراسر تصویر و تخیل، ذهن مخاطب کودکش را به تحرک وا دارد و داستانی سیال را بر بستر و محور آب جلو ببرد.

خانم وانیا پوچی که خود علاوه بر اینکه نویسنده و کارگردان نمایش است، تنها نقش نمایش یعنی نقش راوی را هم بازی می کند، مدیر کمپانی تئاتری جالو ماره است. اغلب نمایش هایی که از این کمپانی ارائه می شوند بر پایه تصویر و بازی شکل می گیرند و گویا تصویر سازی جزء اصول اولیه نمایش های این کمپانی است. اصلی که به خصوص در تئاتر کودک از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار است.

خانم پوچی نمایش" H۲O" را برای گروه سنی ۳ تا ۱۰سال مناسب می داند و با نحوه روایتش و حرکات چابک و پرتحرکش و میمیک جذابی که دارد به خصوص روی همین طیف مخاطبان تاثیر و نفوذ غیر قابل انکاری دارد. نمایش با به کار گیری این شیوه، تخیل کودک را نیز با خود همراه می کند و آنچه که ماحصل اجراست ترکیبی باور نکردنی از خرد و تخیل جمعی کودکانه با تصاویر و واژه ها و اصوات روی صحنه است.

نمایش بر پایه یک تکنیک شناخته شده هنری (تکنیک شیشه و شن) شکل گرفته است. صحنه نمایش عبارتست از پرده بزرگی که تصاویر دوربین مدار بسته ای را از اجرای زنده " شیشه و شن"بر روی آن می بینیم. تکنسین اجرای این تکنیک در جایی نزدیک اتاق نور و صدا روبروی صحنه نشسته و در ارتباط و هماهنگی کامل با بازیگر روی صحنه تصاویری از داستان های روی صحنه را بر روی شیشه اجرا می کند.

این تصاویر علاوه بر اینکه انتزاعی، نماد واره و فرمیک هستند بسیار به نقاشی های کودکانه نزدیکند و سرعت دستان نقاش در خلق و باز خلق این تصاویر شگفتی تازه ای را به این نمایش اضافه می کند. به کار گیری این شیوه هنری شناخته شده در یک تئاتر کودک امری سهل و ممتنع است. از سویی به نظر می رسد به دلیل آشنایی عموم با این شیوه، و تکرار نمایش آن در برنامه های تلویزیونی روشی سهل الوصول باشد و از سوی دیگر اجرای همزمان آن با نمایش زنده و هماهنگی با بازیگر و صوت و مجموعه اجرا، دشوار و مستلزم یک گروه حرفه ای و پر مهارت است.اما با تکیه بر ویژگیها و امکاناتی که تکنیک شیشه و شن در خود دارد باید گفت انتخاب مناسبی برای قالب نمایش عروسکی به خصوص با مخاطب کودک است. علاوه بر این بدلیل وجود پرده بزرگ در صحنه و بهره گیری از نور در وقت مناسب ،نمایش توانسته است از پتانسیل تئاتر سایه ای یا سایه بازی هم استفاده کند و بدین گونه با در هم آمیزی شیوه های مختلف نمایشی ( قصه گویی، سایه بازی، شن و شیشه و ...) اجرایی امروزین و در عین حال ساده و بی ادعا ارائه کند.

بازیگوشی های راوی در تماس با نقاشی ها و پرده و همچنین طنازی نقاش در خلق فضایی شیرین و جذاب موثر بوده و لحظه ای مخاطب را رها نمی کند.

اما شاید آنچه که بیش از تکنیک نمایش ،مخاطب بزرگسال را تحت تاثیر قرار می دهد،داستانکهایی است که مجموعا نمایش را تشکیل می دهند.همانطور که اشاره شد نمایش مجموعه ای از هفت داستان مینی مال است که بر محور آب شکل گرفته اند و جذابیت این داستانها در این است که داستانهایی کودکانه و موش و گربه ای نیستند. برخی از این داستان ها فضای عجیبی در حد فاصل رئالیسم جادویی و افسانه دارند (مثلا در یکی از داستانکها ماهی های یک رودخانه اعتصاب کرده اند و رودخانه را ترک کرده اند و سر از باغچه مرد ماهیگیر درآورده اند. آنها به ماهیگیر می گویند که تا رودخانه تمیز نشود برنمیگردند و تصمیم دارند به آسمان بروند!در داستان دیگری کبوتری در باران برای اینکه خیس نشود آنقدر پرواز میکند تا به کشتی نوح میرسد!) برخی دیگر داستانهای مدرنی درباره اتفاقهای پیش پا افتاده و روزمره اند (مثلا داستان کوه یخ پیری که یکروز بر اثر گرمای بیش از حد شروع به ذوب شدن میکند،یا قصره بارانی که نامش جُوانی است و ناگهان بخار میشود! یا داستان آبی که در شیشه گیر افتاده و آنقدر تلاش میکند تا چوب پنبه را از سر شیشه می پراند و بیرون می آید) خلاصه این داستانها هویتی متفاوت با داستانهای کودکانه دارند و شناخت ما را از نمایش کودک دچار چالش می کنند.

نکته آخر اینکه آنچه ما از نمایش کودک انتظار داریم اینستکه علاوه بر فانتزی و تخیل، خالی از محتوای آموزشی نیز نباشد و این نمایش از این ویژگی نیز برخوردار است.اساسا موضوع نمایش موضوعی زیست محیطی و حساس نسبت به معضلات روز کره زمین است و با اینهمه داستان پردازی قصد دارد این آگاهی را به مخاطبش بدهد که زمین مال ماست و آب و آسمان مال ماست و باید از آن محافظت کنیم.(مثلا در داستانی که نهنگ پلاستیک و آشغالهای های توی دریا را خورده یا همان داستان ذوب شدن کوه یخ که اشاره به گرم شدن زمین دارد یا داستان اعتصاب ماهی ها).

بعد التحریر:

۱- پیش از اجرای نمایش بروشورهای زبان اصلی نمایش توزیع شد که در نوع خودش کار جذابی بود و دیدن این بروشورها فضای اجرای سرزمین اصلی را با خود آورد.

۲- از آنجا که نمایش حاوی داستان های مختلف بود و همه نمایش را بازیگر اصلی روایت میکرد فهم این داستان ها امکان پذیر نبود و در فاصله بین داستان ها مترجم گروه با صدایی نرم و دوست داشتنی ترجمه داستان ها را قرائت می کرد.

فرشته حبیبی