سفر پرماجرای تماشاگران

تئاترهای کمیک موزیکال

در جهان پرسروصدای تئاتر آمریکا- برادوی- با وجود اتفاقات تاثیرگذار دنیای نمایش که خود به وجود آورده‌اند، هنوز هم سرگرمی نقش بسیار مهمی را چه برای اهالی تئاتر و چه برای مخاطبانش ایفا می‌کند.در چنین تئاتری که همیشه از آغاز تا امروزش همین سرگرمی است که بیشتر درآمدزایی تئاترها را تامین می‌کند، عجیب نخواهد بود که در «باکس آفیس» هنوز هم پرفروش‌ترین و پرطرفدارترین نمایش‌ها آنهایی هستند که مردم برای سرگرم‌شدن سراغ آنها می‌روند و از طرفی این نوع دید مردم آمریکایی و اهالی هنری که گروه اول به دنبال تفریح و گروه دوم به فکر درآمد هستند جزیی از فرهنگ دیرینه آنهاست که از روز پیدایش برادوی تا امروز از آن گریزی نبوده است. به همین دلیل است که کمتر پیش می‌آید این سیستم در تئاتر آمریکایی - به‌خصوص از طرف خود هنرمندان آمریکایی حتی نخبگان هنری‌شان- سرزنش یا حتی نقد شود. این نوع تئاتر همان کمیک‌هایی هستند که غالبا به صورت موزیکال به صحنه می‌آیند.

این تئاترهای کمیک- موزیکال برای تامین نیاز تهیه‌کنندگان‌شان از چند منظر گزینه بسیار درستی هستند؛ اینکه در ابتدا موفق‌ترین آنها، آنهایی هستند که یا برگرفته از کمیک استریپ‌های روزنامه نیویورکر در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ هستند که گروه سنی‌ای طرفدارش است که امروز جوان نیست اما آن‌روزها آن کمیک‌استریپ‌ها سرگرمی بسیار مناسبی برایشان بوده که تا امروز از یاد نبرده‌اند و غالب این آثار بعدترها تبدیل به فیلم‌های سینمایی، کارتون‌های والت‌دیزنی یا سریال‌های دنباله‌دار شده‌اند که از این جهت مدام با گروه‌های سنی متفاوتی ارتباط برقرار کرده است و نکته مهم این است که قشر بزرگ جامعه آمریکایی این آثار را می‌شناسند، با تمام کاراکترهایشان و تمام ویژگی‌هایشان. این است که وقتی آنها به صحنه می‌روند یک اتفاق برای مردم می‌افتد و این است که آنها به گونه‌ای به دنبال خاطرات خود می‌روند. این می‌شود رمز موفقیت تهیه‌کنندگانی که آثار شناخته‌شده و مطرح را به صحنه می‌آورند و با این‌کار خود در درجه اول مردم عادی را به تئاتر می‌کشانند. بسیاری از تهیه‌کنندگان تئاترهای کمیک- موزیکال معتقدند که «رمز فروش کارهایشان همین است و این می‌شود که بیشتر اوقات تا سال‌ها به صحنه می‌رود و تماشاخانه‌ای را برای مدت‌ها خانه خود می‌کند.

اما از طرفی معتقدند که وقتی مردم را به سالن‌های تئاتر می‌کشانی تا اجرایی را ببینند که همه‌چیز را درباره آن می‌دانند باید خلاق باشی و چیزی به آن اضافه کنی تا تصویر ذهنی‌ای که مردم سال‌هاست در خیال خود دارند نابود نشود و این ریسک همیشه وجود دارد به‌خصوص که این نوع تئاترها در واقع پرهزینه‌ترین تئاترهای برادوی هستند زیرا باید یک رویایی را که روی کاغذ یا روی تصویر کشیده شده جلو چشم مخاطب بیاوری و نه‌تنها با همان خصوصیات بلکه با کیفیتی که بتوانند باورش و در تصور خود حفظش کنند.» تئاترهای کمیک‌ـ‌موزیکال به زبان ساده هنر محسوب نمی‌شوند بلکه یک تولید برادوی‌ای هستند، اما ساده روایت می‌شوند و برای مردمی که در دنیای ماشینی آمریکا خسته از کار هستند و برای آخر هفته خود می‌خواهند تئاتری ببینند مناسب‌ترین گزینه هستند، زیرا ویژگی ساده روایت کردن این آثار به گونه‌ای است که به راحتی مخاطبش را می‌خنداند و می‌گریاند و به نوعی به تخلیه روانی راحت منسوب است و این ارتباط تماشاگر را با اثر عمیق و راحت می‌کند و برای اینکه بلیت این کارها را بخرد حتما پول می‌دهد که این خود هدف این تولید است.

در واقع می‌توان گفت که این تئاترها به نوعی فرهنگ آمریکایی را در طول سال‌ها نشان می‌دهد و تمایلات مردم معمولی‌اش را بروز می‌دهد. نوعی نگاه جامعه‌شناختی به فروش این تئاترها- که همیشه در صدر فروش قرار دارند- نشان از این دارد که جامعه عام آمریکایی دوست دارد ساده بنگرد و رقص و موسیقی و تصویر زیبا ببیند و ساده زندگی کند و ساده گریه کند و بخندد و وقتی از سالن تئاتر بیرون می‌آید دیگر به آن فکر نکند و درگیرش نباشد و فقط دوساعتی را در سالن تئاتری بگذراند و سفری کوتاه با تئاتری که پولش را داده بکند و بعد همبرگرش را بخورد و کوکاکولای خود را بنوشد و به خانه برود. اما با این وجود نباید این نکته را نادیده گرفت که کیفیت این تئاترهای کمیک-موزیکال پیشرفت چشم‌گیری داشته است و پروژه‌ای طاقت‌فرسا برای گروه اجراکننده‌اش است.

به صحنه آوردن فانتزی‌هایی که والت‌دیزنی با مهارت غریب و امکانات تکنولوژی خود خلق می‌کند بسیار دشوار است و تا سال‌ها امکانات برادوی مثل امروز نبود. مثلا برای ساختن عروسک «شرک»- اجرایی بسیار موفق در سال ۲۰۱۱-در همان ابعاد مورد نظر یا ساختن شیرهای «شیرشاه»- پرفروش‌ترین تئاتر آمریکا در چند سال پیاپی به کارگردانی «جولی تیمور»- با همان حرکت‌های تند و سیال، ممکن نبود. اما این‌روزها در برادوی کمیک-موزیکال‌هایی به صحنه می‌روند که از نظر کیفیت بسیار قوی هستند و به نوعی دنیای تکنولوژی را به خدمت می‌گیرند تا آنچه مخاطب طلب دیدارش را دارد ممکن شود. و همین می‌شود که وقتی به سال‌های ۲۰۱۱ و۲۰۱۲ می‌رسند «جولی تیمور» که پرتجربه‌ترین و موفق‌ترین کارگردان این نوع تئاترهاست با تئاتر «اسپایدر من» رکورد فروش را می‌شکند و جهانی سه‌بعدی در سالن‌های تئاتر خلق می‌کند تا جایی که امروز در تئاتر آمریکا نخبگان هنری هم از دیدن «اسپایدرمن» استقبال و تیمور را تحسین می‌کنند.

سمانه احمدیان