این فریاد ماست, این خواسته ماست, صلح در دنیا

نگاهی به نمایش ”پایکوبی اسب های پشت پنجره ۲” نوشته ”ماتئی ویسنی یک”» و کارگردانی ”هادی کمالی مقدم”

جنگ، شاید یکی از اولین مفهوم هایی است که حتی قبل از شروع نمایش با دیدن مجموعه ای از آثار هنری در سالن انتظار نمایش و بعد از آن اجرای پرفورمنس می تواند به ذهن مخاطب خطور کند. در خود نمایش هم این مساله، پررنگ ترین است و مرگ که در پی آن می‌آید. اما به واقع حواشی جنگ و افراد بازمانده از آن که باید جنگ را با تمام خشونت اش بپذیرند، بار تراژیک این نمایش را به دوش می‌کشد.

پایان ناخوشایندی که مسیری جز استیصال و در نهایت پذیرش واقعیت تلخ گویا برای اش رقم زده نشده است، حتی اگر این آدم ها مجبور باشند با خیال هایی واهی و رویاهای خود روزگار باقی مانده را بگذرانند.

ولی در واقع این نمایش، اعتراض به جنگ است، جنگی که محدود به زمان وجغرافیای خاصی نیست و فقط شکل اش تغییرکرده است. به همین دلیل است که در نمایشگاهی که همزمان با این اجرا در سالن انتظار برپا است، از «ساداکو» و اریگامی های او یاد می شود؛ دختر نوجوانی که در اثر تشعشعات رادیواکتیو بمب باران اتمی ژاپن توسط آمریکا در جنگ جهانی دوم، صدمه دیده بود و با ساختن هزار پرنده دریایی کاغذی که سمبل سلامتی اش بودند می خواست زنده بماند و با اینکار، پیام صلحش را به همه جا گسترش داد، اما قبل از تمام شدن هزار پرنده دریایی، او مرد و همکلاسی هایش کار ناتمام او را را تمام کردند و بعدها بنای یادبودی در ژاپن برای او ساخته شد، که روی آن نوشته شده: این فریاد ماست. این خواسته ماست. صلح در دنیا. در واقع این همان پیام اصلی این گروه نمایشی می تواند باشد.

فضای نمایش فضایی تلخ، سرد و سیاه، اما فانتزی است. این ویژگی ها در طراحی لباس و گریم بازیگران هم مشهود است. گویی توان و جانی از آنها باقی نمانده و از سویی دیگر با این فضاسازی واقعیت اصلی جنگ گویی به سخره گرفته می شود.

بازیگران در این نمایش نماد اتفاقات و المان های صحنه هستند و با وجود آنکه در نمایشنامه اصلی که «تینوش نظم جو» آن را ترجمه کرده است، ۷ شخصیت تعریف شده، اما در این اجرا ، هادی کمالی مقدم- کارگردان- تنها از دو بازیگر برای بیان و بازی محوری استفاده می کند، که گاه می تواند عاملی برای سردرگمی مخاطب برای ارتباط با نمایش هم باشد. استفاده از فرم و نشان دادن توانایی بازیگران برای فرم های مختلف اجرا و هم چنین تنوع طراحی حرکات، برای این گروه ده نفرِ ظاهری چشم نواز دارد، اما به واقع بخش عمده ای از این حرکات، بدون پرداخت صحیح و معرفی کاراکترها تا آخر نمایش باقی می ماند. ضمن این که ریتم کند نمایش و طولانی بودن آن، و استفاده از تمامی صحنه بدون توجه به اصل تمرکز در طراحی صحنه، خستگی و از هم گسیختگی ای ذهنی را می تواند برای مخاطب به همراه داشته باشد که تا حدی موسیقی زنده و خلاقانه فرشاد فزونی و استفاده از اصوات مناسب با صحنه ها، این ضعف را جبران می کند.

اجرای نمایشنامه «ماتئی ویسنی یک» از این جهت که خود نویسنده این فضا را تجربه کرده – او نیمی از این نمایش را در رومانی نوشته و بعد از توقیف کارهایش به فرانسه پناهنده شده و باقی نمایشنامه را در فرانسه به نگارش درآورده است- برای مخاطب ایرانی با تجربیاتی مشترک، قابل درک است. مضمونی اجتماعی که تاثیر در تاریخ و فرهنگ و مسایل سیاسی یک جامعه دارد. اجرای نمایش خارج از سالن های نمایش، در قرن بیستم بنا به ضرورت مسایل اجتماعی و سیاسی جدی انگاشته شد. قرن بیستم، قرن آشوب و خشونت بود ودر نتیجه هنرمندان متعهد شدند تا جوامع را به شکلی رادیکال نقد کنند. از این جهت اجرای خیابانی یا محیطی این نمایش در پاییز سال گذشته در پارکینگ تالار وحدت و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی، برای بیشتر دیده شدن و فریاد زدن خواسته شان، قابل تامل است. چراکه تئاتر خیابانی، تئاتر اجتماعی است. تئاتر اعتراض است، اعتراض به اوضاع موجود جامعه که در قالب یک داستان در میان مردم به نمایش درمی‌آید. ضمن این که یکی از اهداف اصلی این گروه بر پایه اجراهای محیطی، در جهت هویت بخشیدن به فضا توسط رویدادهای فرهنگی - هنری تعریف شده است. در مکانی که مخاطب انتظار آن را ندارد، نمایشی اجرا می شود که حتی ممکن است توجه رهگذران معمول را هم به خود جلب کند.

ولی به راستی تعریف صحیح تئاتر محیطی چیست و نمایش «پایکوبی اسبها پشت پنجره ۲» به چه میزان با ویژگی های این نوع تئاتر هماهنگی دارد؟

تعریفی که از تئاتر محیطی وجود دارد این است که نمایشی در محیطی خارج از سالن نمایش اجرا شود و ضرورتی هم از لحاظ نمایشنامه و شیوه اجرای نمایش برای آن محیط وجود داشته باشد. ولی نمی توان گفت صرف استفاده از محیط های جانبی یک سالن مانند راهروها، سالن انتظار و .. به عنوان نمایشگاه میان رشته ای مرتبط و یا حتی اجرای پرفورمنسی کوتاه مرتبط با کار در فضای باز، آن کار را تبدیل به تئاتر محیطی کند. گروه هم قصد دارد که مخاطب خود را در این پروژه، چه در بخش قبل از نمایش و چه در حین اجرا، به همکاری بگیرد. با وجودی که خلاقیت هایی از زاویه دید ساختار و ابزار- استفاده از ویدئو آرت، دیجیتال آرت،کارهای صوتی، اینستالیشن(چیدمان)،عکس، مجسمه و نور و...- باعث این اتفاق می شود، اما ایده پردازی برای درگیر کردن مخاطب در پرفورمنس ضعیف بوده و تبادل انرژی ای که «مارینا- آبرامویچ» (یکی از بنیان گذارن هنر پرفرمنس،) درباره هنر پرفورمنس به آن معتقد است دیده نمی شود. او می گوید:«برای من، پرفورمنس ساختاری روانی و فیزیکی است، که هنرمند خلق می کند تا در برابر تماشاچی و در زمان و مکانی مشخص وارد آن شود. پرفورمنس همراه با شروع تبادل انرژی با تماشاچی آغاز می شود و پس از آن هر اتفاقی که در این بازه زمانی مشخص بیافتد جزئی از پرفورمنس خواهد بود.»

به نظر می رسد نمایش «پایکوبی اسب ها پشت پنجره ۲» داعیه یک تئاتر مدرن را دارد. جهان امروز در احاطه رسانه های گوناگون قرار گرفته و تئاتر امروز نیز خواسته یا ناخواسته در این مسیر قرار می گیرد که برای ارتباط با مخاطب خود زبان جدیدی داشته باشد و با پایبندی به اصول تئاتری از امکانات دیگر هم برای بیان خود استفاده کند. فرصت استفاده از این امکانات در مجموعه برج آزادی و برگزاری نمایشگاهی میان رشته ای در فضای داخلی، پرفورمنس در فضای باز و استفاده از امکانات تکنولوژیکی مجموعه خود به بهتر دیده شدن کار گروه و کامل شدن آن کمک بزرگی کرده است. مجموعه برج آزادی واقع در زیرزمین میدان آزادی با وجود در اختیار داشتن امکانات مناسب برای برنامه های فرهنگی مهجور مانده است، از این رو ریسک پذیری این گروه برای اجرا در سالنی که به نسبت سالن های دیگر نمایش کمتر شناخته شده قابل تقدیر است.

فرناز فرضی