سفر رویایی ابر و باد

نگاهی به نمایش ”پریماه در آسمان“ نوشته مژگان قربان لو و کارگردانی ”محمدرضا مالکی“

نمایش "پریماه در آسمان" نوشته مژگان قربانلو به کارگردانی محمدرضا مالکی که در تالار هنر اجرا می‌شود، اثری برای نوجوانان است. اجرای نمایش برای این گروه سنی پیچیدگی و دشواری خاص خود را دارد. معمولاً مترادف بودن واژه کودک و نوجوان باعث شده که هر دو گروه از مخاطبان به دیدن این نوع آثار می‌روند حال آنکه بین این دو نوع گروه سنی مخاطب، تفاوت عمده و زیادی وجود دارد.

هرچند این تعریف و الگوی واحد در تئاتر کودک و نوجوان وجود دارد که یک اثر خوب در هر شرایط می‌تواند همه مخاطبان در هر گروه سنی را راضی کند.

نمایش "پریماه در آسمان" اثری شخصیت محور است. شخصیت‌های اثر بیشتر از داستان نمایش در اجرا نمود دارند. شخصیت‌های مختلفی چون درخت و باد و پریماه و کلاغ و ابر و خورشید که با تمام وجوه رفتاری خود پرداخت و معرفی می‌شوند. داستان نمایش پریماه در آسمان درباره دخترکی به نام پریماه است که با یک آدم برفی دوست می‌شود. وقتی کلاغ خبر رسیدن بهار و گرما را به پریماه می‌دهد او تصمیم می‌گیرد کاری کند تا آدم برفی با رسیدن بهار و خورشید آب نشود. پریماه می‌خوابد و در خواب سفری را آغاز می‌کند و با شخصیت‌های مختلف روبرو می‌شود و در پایان وقتی که از خواب بیدار می‌شود می‌بیند که آدم برفی آب شده و درختی سبز به جای او از زمین روییده است. داستان نمایش روایتی آشنا و البته تکراری است که با ساختار سیر و سفر که در آثار کودک و نوجوان مرسوم است، به خوبی پرداخت شده و زبان ساده و قابل فهمی برای مخاطب دارد.

نگاه کارگردان در اجرا متکی بر خلق شخصیت‌های جذاب با پرهیز از کلیشه و معرفی اشخاص نو و بدیع است. این نگاه باعث شده اجرای نمایش ویژگی خاص و جذابی داشته باشد. در آثار کودک و نوجوان با شخصیت‌های متداول و شناخته شده نگاه نو در خلق شخصیت اهمیت جدی دارد. نکته بسیار مهم که در اجرا به خلاقیت کارگردان بستگی دارد، همین نکته یعنی توجه به آفرینش یک شخصیت بدیع و جذاب است که در بسیاری موارد به آن اهمیت داده نمی‌شود. شخصیت باد که دوچرخه سوار می‌شود و کلاغ که با خلق یک شخصیت بازیگوش و دوست داشتنی که شبیه شخصیت مبارک در سیاه بازی رفتار می‌کند، نمونه نگاه متفاوت کارگردان به اجرا و شخصیت است. همین که کلاغ به شکل دیگری به ما معرفی می‌شود، نوعی دوری از قواعد کلیشه‌ای مرسوم است که به نمایش جذابیت می‌دهد. البته بازهای روان و باور پذیر محمدعلی حسین علی پور در نقش درخت و باد و علی باروتی در نقش کلاغ و ابر کمک زیادی به کارگردان در انجام ایده خود کرده است. نگاه شخصیت محور کارگردان در اجرا توأم با خلق شخصیت‌های متفاوت و جذاب است. فانتزی و تخیل در نمایش یک ویژگی منحصر به فرد است که با نگاه و توجه کارگردان می‌تواند منجر به خلق و آفرینش اثری جذاب شود. آنچه می‌تواند تئاتر کودک و نوجوان را از تکرار دور کند، توجه به نوآوری در خلق داستان و شخصیت و شیوه اجرایی متناسب با این نوع از مخاطب است.

نمایش "پریماه در آسمان" طراحی و شکل ساده‌ای در اجرا دارد که با استفاده از نور و حجم تصاویر زیبایی ایجاد می‌شود. مهم‌ترین وظیفه یک کارگردان طراحی اجرا و ایجاد جنبه عینی و بصری اجرا است. در نمایش "پریماه در آسمان" صحنه ظهور باد سوار بر دوچرخه اوج تصویر سازی نمایش است. صحنه تنهایی پریماه و درخت در هاله‌ای از نور و یا معرفی شخصیت خورشید نمونه خوبی از دقت کارگردان در اجرا است. اما این نگاه کارگردان به عنوان نقطه قوت نمایش باعث شده که یک عنصر مهم در نمایش فراموش شود. ارتباط مخاطب با نمایش یک روند دو طرفه است که به عنوان مهم‌ترین وظیفه یک کارگردان لازم است به آن توجه شود. آنچه به نمایش لطمه می‌زند، فقدان یک ارتباط قابل باور بین مخاطب و نمایش است که در لحظاتی باعث کندی ریتم اجرا می‌شود و به نظر می‌رسد بازیگران صرفاً کار خود را انجام می‌دهند. حتی برخی دیالوگ‌های نمایش به خوبی شنیده نمی‌شود. در شکل قاب صحنه‌ای مکان اجرای نمایش تابلوهای بصری زیبای نمایش نمود خوبی دارد و به نظر می‌رسد تاکید زیاد کارگردان بر این ویژگی دیداری باعث شده از ارتباط شنیداری مخاطب و نمایش غفلت شود.

در طراحی صحنه نمایش استفاده از حداقل المان‌های نمایشی در برخی صحنه‌ها کاربرد خوبی دارد. به شکلی که چند قطعه رنگی و یا حجم فضای حصار دیوار و یا ابرهای آسمان را به خوبی تجسم می‌کند. اما صحنه خورشید و پری و قرار دادن چند تابلو رنگی و نقاشی شده باعث شده که این صحنه‌ها تصنعی جلوه کند. موسیقی نمایش در خدمت اثر است و به فضاسازی نمایش کمک زیادی کرده است. در کنار عوامل بصری نمایش، طراحی لباس در ایجاد ترکیب رنگ و تناسب شخصیت و نمایش یکی از محاسن نمایش است. به شکل مرسوم در طراحی صحنه و لباس نمایش‌های کودک و نوجوان تاکید بیش از حد بر رنگ‌های گرم و تضاد رنگ‌ها یک الگوی غلط و کلیشه‌ای است که کار طراح لباس نمایش زیبا موسوی در پرهیز از این نگاه قابل توجه است.

محمدرضا مالکی در اولین تجربه کارگردانی خود اجرایی موفق را به صحنه آورده است. گروه نمایش "پریماه در آسمان" این قابلیت را دارد که با توجه و تاکید بر گروه سنی مخاطب نوجوان تجربه‌های موفق را در صحنه اجرا کند. اهمیت این گروه سنی مخاطب و نسل جوان که به اندیشه اثر بیشتر از هر عامل دیگر اهمیت می‌دهد، این ضرورت را ایجاب می‌کند که از هنرمندان این بخش حمایت شود.

شهرام کرمی